آیت الله مصباح یزدی در دیدار با اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری/ بخش دوم: اول بنا داریم با هم بنشینیم و مصلحت را پیدا کنیم/ دفع افسد به فاسد قاعده ثانویه دینی است/ باید ببینیم راه رسیدن به رضای خدا چه چیزی را اقتضاء می‌کند

آیت الله مصباح یزدی در دیدار با اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری/ بخش دوم: اول بنا داریم با هم بنشینیم و مصلحت را پیدا کنیم/ دفع افسد به فاسد قاعده ثانویه دینی است/ باید ببینیم راه رسیدن به رضای خدا چه چیزی را اقتضاء می‌کند مطلب ویژه

گروه سیاسی-رجانیوز: حضرت آیت الله مصباح یزدی در دیدار با اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی-که بخش اولش را می‌توانید اینجا بخوانید- گفت: کسانی به امام اشکال می‌گرفتند که چرا امام اینجور کرد؟! خوب بود از اول می‌نشست با شاه مذاکره می‌کرد! یا با آمریکا مذاکره می‌کرد و می‌گفت: این شاه را بگذار کنار؛ ما می‌آییم منافع شما را تأمین می‌کنیم. شما نفت ایران را می‌خواهید؟ بسم الله! شاه نباشد، ما باشیم.
 
وی افزود: آیا مسأله این است که در انتخابات برنده بشویم؛ حالا با هر عنوانی؟ مثلا به این عنوان که آدم‌های خوب بیایند، ولی بالاخره ما برنده بشویم. آیا هدف این است؟ یا نه ما یک درد دیگری داریم. مسأله این است که معتقدیم همه‌ی این زندگی با همه‌ی این عرض و طول و عمق و تشریفات و ارزش‌هایش فقط یک بازی و سرگرمی است؛ أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (حدید،۲۰)  وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (انعام، ۳۲) (همانا زندگی دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست) مگر اینکه مقدمه و ابزار باشد برای یک هدف اعلی.
 
علامه مصباح یزدی ادامه داد: آن هدف اعلی چیست؟ رضای خدا. رضای خدا یک هدفی فراتر از پیروزی در انتخابات است؛ ولو از راه شهادت باشد! آن وقتی که امام (ره) را در پانزده خرداد بردند، آیا او فکر می‌کرد که من کِی برمی‌گردم و مثلا رهبر می‌شوم و همه‌ی مردم به حرفم گوش می‌دهند؟ او آماده بود برای شهادت. چرا؟ برای اینکه هدفش اطاعت خدا بود، به فکر این بود که خدا از من چه می‌خواهد؟ هر چی بگوید، می‌گویم چشم.
 
نماینده سابق خبرگان رهبری گفت: باید بگردیم ببینیم راه رسیدن به رضای خدا چه چیزی را اقتضاء می‌کند و در هر زمانی از چه ابزارهایی استفاده کنیم؛ اما هدف را گم نکنیم! وسط کار مثل خیلی‌ها که وسط کار ماندند، ما یادمان نرود دنبال چی می‌گشتیم؟
 
وی ادامه داد: [می‌گویید:] «اینها دارند با ما اینجور معامله می‌کنند» خب! خیلی کار بدی می‌کنند، آدم غصه‌اش هم می‌شود؛ اما حالا آدم باید خودکشی کند؟! باید ببینم خدا از من چه می‌خواهد؛ من چه باید بکنم؟ اینجا، غصه خوردن آن اندازه ارزش دارد که مقدمه‌ی یک کار مثبت بشود و الا خود غصه خوردن چه هنری دارد؟! اینقدر غصه بخورم که آب شوم و بمیرم! آن وقت خوب می‌شود؟! ارزش این غصه خوردن و ناراحت شدن این است که فکر کنم یک راه مثبتی پیدا کنم یک قدم بروم جلو. جلو بروم برای آنکه به هدف برسم، نه اینکه باز زندگی دنیا راه بیفتد و اسمی پیدا کنم و پولی و مقامی و پستی و ... .
 
آیت‌الله مصباح یزدی افزود: علامت کلی همه‌اش این است که خدا بپسندد؛ چیزی بشود که او دوست دارد؛ کاری بشود که امام زمان (عج) خوشش بیاید؛ اگر مبنا این است باید ما بیشتر دنبال این بگردیم.[این بحث درباره هدف بود]، اما بالاخره در تاکتیک‌ها چه کنیم؟
 
رئیس موسسه امام خمینی(ره) گفت: رقبای ما - حالا اگر ما خودمان را رقیب آنها حساب بکنیم - به این نتیجه رسیدند که بهترین کار این است که ایده‌ی وحدت را مطرح کنند و رقبایشان را که با نظر آنها مخالفت می‌کنند، متهم کنند به اینکه اینها شَق عصای مسلمین (مخالفت با جماعت مسلمانان) می‌کنند و اینها و گروهشان خلاف وحدت هستند.
 
آنها این کار را می‌کنند. خب ما هم بیاییم همین کار را بکنیم برای آنها؟! بگوییم سیاست این است؟! نصیحتشان می‌کنیم که این کار را نکنید؛ آنها گوش نمی‌دهند. خب پس آیا ما هم همین کار را بکنیم؟! آیا راه همین است؟ دنبال همین می‌گردیم؟ همین راه را باید برویم؟!
 
علامه مصباح افزود: در یک مصاحبه‌ای با مقام معظم رهبری به مناسبت انتخابات مجلس در دوره های قدیم از ایشان می‌پرسند به چه کسی رأی بدهیم؟ ایشان می‌گویند به کسی رأی بدهید که بتوانید قصد قربت کنید! از کسی حمایت کنید که بتوانید در این کارتان قصد قربت داشته باشید؛ بگویید خدایا برای تو دارم این کار را می‌کنم.
 
هرچه ما شاخص‌های زیاد بگوییم تطبیقش پیچیده و مشکل می‌شود؛ اما این را هرکسی وجدانا می‌تواند تشخیص دهد. کارهایمان باید اینطوری باشد. اگر ما برای خدا و اسلام انقلاب کردیم، در هر حالی باید ببینیم وظیفه‌مان چیست و خدا می‌گوید چه کار کنیم؟
 
آیت‌الله مصباح یزدی گفت: گاهی در حالی که نظر خودت را درست می‌دانی اما نمی‌توانی طرف مقابل را قانع کنی. اینچنین مواردی کم نیست. اینجا می‌گویند تو کار خودت را بکن او هم کار خودش را می‌کند. یعنی اگر لیست پیشنهادی ما را قبول نکردند و ما هم قانع نشدیم، می‌گوییم  شما لیست خودت را بده ما هم لیست خودمان را می‌دهیم. 
 
او ادامه داد: این مرحله آخر و آخرین راه است. هم عقل می گوید و هم دین می‌گوید. اول بنا داریم با هم بنیشینیم و بفهمیم و مصلحت را پیدا کنیم و توافق کنیم، اما اگر نتوانستیم مصلحت را به صورت مشترک پیدا کنیم، خب هر کس راه خودش را که حجت برای آن دارد می‌رود و دشمنی هم نداریم. این بحث درباره هدف بود، اما بالاخره در تاکتیک‌ها چه کنیم؟ آیا اگر ما هم مانند برخی دشمنان برخورد کنیم آن وقت مشکلات حل می‌شود؟ خدا را خوش می‌آید؟
 
وی افزود: هرچه ما شاخص‌های زیاد بگوییم تطبیقش پیچیده و مشکل می‌شود؛ اما این را هرکسی وجدانا می‌تواند تشخیص دهد.
 
کارهایمان باید اینطوری باشد. اگر ما برای خدا و اسلام انقلاب کردیم، در هر حالی باید ببینیم وظیفه‌مان چیست و خدا می‌گوید چه کار کنیم؟
 
اینجا می‌گویند تو کار خودت را بکن او هم کار خودش را می‌کند. یعنی اگر لیست پیشنهادی ما را قبول نکردند و ما هم قانع نشدیم، می‌گوییم  شما لیست خودت را بده ما هم لیست خودمان را می‌دهیم. گاهی ممکن است کسانی بیایند و تعهد شرعی کنند که کاری واحد با اثری بیشتر از اثر گروه‌های متعدد شکل بدهند.
 
وی گفت: یک فرض دیگر هم این است که انسان حتی بداند که اگر در این کار جمعی شرکت کند، برنده طرف مقابل [در این گروه] می شود، اما اگر آنها برنده نشوند حتما  شخص بدتری برنده می‌شود. در چنین شرایطی باید در این کار شرکت کرد. این همان دفع افسد به فاسد است. 
 
در چنین فرضی شرایط اینگونه است که اگر با اینها موافقت کنم، کسی سر کار می‌آید که گاهی اشتباه می کند، اما اگر او رای نیاورد، کسی می‌آید که بیشتر کارهایش خراب است.
 
اینجا هم به عنوان ثانوی باید برویم و با اینها موافقت کنیم تا آن فاسدتر را کنار بزنیم حتی اگر آن کسی که نظر خود ما بود انتخاب نشود. 
 
آیت الله مصباح در پایان گفت: اینها مبانی دینی ما است. اگر برای خدا قیام می‌کنیم باید همین‌ها را ملاک قرار بدهیم، خواه پیروز بشویم یا نشویم. اما اگر برای اینکه خودمان را پیش ببریم حرفی را تحریف کنیم و بگوییم اسلام این را می‌گوید، این کار هیچ مجوزی ندارد. بله این کار در منطق سیاست دنیا محور، مجوز دارد. در سیاست رایج دنیا هر طور شده باید رقیبت را کنار بزنی، اما در منطق دین، این کار درست نیست. 
 
منطق دین دائر مدار حق است. حتی این استثنائاتی که گاهی باید از فرد اصلح گذشت و دفع افسد به فاسد کرد هم طبق مبانی دینی است و خارج از منظومه دینی نیست.
 
 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌)

نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.