منتقدان را با چکش نزنیم!/ دولت روحانی از پایان دادن به بداخلاقی های سیاسی تا فحاشی به منتقدان

منتقدان را با چکش نزنیم!/ دولت روحانی از پایان دادن به بداخلاقی های سیاسی تا فحاشی به منتقدان مطلب ویژه

گروه سیاسی_رجانیوز: در دنیای سیاست اگر بخواهیم سخت ترین اعمال را دسته بندی کنیم، حتما «تحمل مخالف» و دفاع از آزادی بیان منتقدان در همان رده های نخستین قرار خواهد داشت. ذات متنوع اجتماعات انسانی تنوع دیدگاه ها را در مسائل مختلف ایجاب میکند و دولت پیروز طبعا دولتی است که گوشی شنوا برای شنیدن انتقادات دلسوزانه دیگران داشته باشد. 
 
پیچیدگی مسائل پیش روی دولت ها در دنیای جدید باعث میشود تا اندیشمندان سیاسی، شنیده نشدن صداهای متنوع اجتماع را خطری بنیادین برای دولتداری نوین بدانند. از این منظر دولت های یازدهم و دوازدهم را باید از حامیان سرسخت شعار «آزادی بیان» تلقی کرد. حسن روحانی با شعار اعتدال بر سر کار آمد و از همان ابتدا بر شنیدن صدای مخالف، پرهیز از برخوردهای چکشی با منتقدان و در یک کلام، اعتدال و ملایمت در تعامل با منتقدان تاکید داشت.گذر زمان اما شاید چندان موافق سخنان و وعده های آقای رئیس جمهور نبود. 
 
اشتغال تمام وقت دولت روحانی به پرونده مناقشه انگیز هسته ای روشن بود که موافقان و مخالفان متعددی در سطح کشور خواهد داشت. قرار گرفتن رئیس جمهور در بستر این انتقادات اما ظاهرا به تدریج شخص رئیس جمهور را از شعار اعتدال دورتر میکرد. روحانی در یک فاصله نه چندان طولانی، الفاظی را در مورد منتقدین خود به کار برد که پیش از این هرگز در تاریخ تعامل رئیس جمهور با جامعه ثبت نشده بود یا حداقل در این حجم عظیم رخ نداده بود. 
 
الفاظی که پس از این هم بعید است از روسای جمهور دیگر در مواجهه با جامعه ایرانی شنیده شود. در یک بررسی کلی، رئیس جمهور فحش هایی از قبیل بیسواد، بی شناسنامه، عصرحجری، بی دین، حسود، افراطی، جیب بر، دنیا ندیده، بیکار، مستضعف فکری، متوهم، دارای خطای دید، بزدل، تخریبگر، دین نشناس، عقب مانده، لرزان، هوچی باز، کودک، فحاش!، دروغگو!، کاسب تحریم، بی عقل، افراطی و تندرو و .... را به کرات در مواجهه با منتقدان خود استفاده کرد.
 
این در حالی بود که رئیس جمهور محترم پیش از این و در دوره تبلیغات انتخاباتی گفته بود:« اگر رئیس‌جمهور شوم محیط امن و آزادی را فراهم می‌کنم؛ همچنین به بداخلاقی‌های سیاسی پایان می‌دهم. من مردم را به نقد دعوت می‌کنم و این آزادی در دولت نیز ادامه دارد.» در این زمینه شاید بعضا بخواهیم حق را به جانب رئیس جمهور بدهیم و نوع بیان انتقاد از سوی منتقدان را تحریک کننده رئیس جمهور به استفاده از الفاظ نامعمول و زشت درباره بخش مهمی از جامعه تلقی کنیم. 
 
این را اما باید در نظر داشت که خلاف این پندار، رفتار چکشی و غیرانعطاف پذیر رئیس جمهور در مواجهه با منتقدان، سرسخت ترین حامیان  دولت را نیز به منتقدان این رویه ایشان تبدیل کرده است. فی المثل، علی مطهری از شناخته شده ترین حامیان دولت میگوید:« من که با مطبوعات و رسانه‌ها در ارتباط هستم و مطالبی را بیان می‌کنم وقتی رسانه‌ها را بررسی می‌کنم می‌بینم که خودسانسوری بیشتر شده و مطبوعات امروز خیلی بیشتر از دولت گذشته از توقیف شدن و و لغو امتیازشان می‌ترسند و این یک اشکال جدی است. آزادی بیان در دولت یازدهم کمتر شده است.»
 
از این منظر شاید بتوان در تحلیل  رفتارشناسی مواجهه رئیس جمهور با منتقدان دولت، تحقیر و تخریب همه جانبه تمامی استدلال های منتقدان را مهم ترین رویکرد دولت طی چند سال گذشته برشمرد. روانه کردن منتقدین به جهنم، بی شناسنامه، بیسواد، کودک، بزدل و در یک کلام، احمق و نافهم دانستن منتقدان از دید رئیس جمهور البته محدود به نوع تعامل دولت با منتقدان تند و تیز دولت در این سالها نبوده است.
 
 بی اعتنایی مکرر رئیس جمهور به توصیه های مشفقانه انبوهی از اقتصاددانان اصلاح طلب طی سالهای گذشته، مویدی بر این ادعاست. دولت ظاهرا بر خلاف شعار اعتدال و تعامل، خود را نیازمند تعامل فکری با هیچ طرفی در داخل کشور نمی بیند. طبعا در پیش گرفتن چنین رویکردی اگر صبغه توهین آمیزتری از فحاشی مستقیم به منتقدان نداشته باشد، حتما بار توهین آمیز آن کمتر نخواهد بود. خصوص آنکه دولت نه در مواجهه با مردم عادی، که در تعامل با نخبگان منتقد و حامی خود این رویکرد را در پیش گرفته است.
 
احمد توکلی نماینده اصولگرای ادوار مجلس که دیدگاه های تقریبا نزدیکی با دولت در مسائل متعدد دارد، در همین زمینه میگوید:«در زمینه اعتقاد حسن روحانی به آزادی بیان در تاریخ فروردین ماه سال 94 طی گفتگویی اظهار داشته است:«اینکه آقای روحانی می‌گوید به دولت قبل این انتقادها را نمی‌گفتند در جواب باید گفت شما آمدید که به شما بگویند. آقای روحانی و دیگران آمدند که شرایط را عوض کنند، یعنی مسائل و نقدها را بشنوند، در حالی‌که آقای احمدی‌نژاد اصلا اهل شنیدن نبود. 
 
اما او که اهل شنیدن نبود اوایل خیلی بهتر از این رفتار می‌کرد، یعنی تاثیر گفت‌وگو را خیلی بهتر از اینها می‌دانست. احمدی‌نژاد همیشه سعی داشت ما را از داخل مجلس جمع و قانع کند چون می‌دانست ما اثر داریم. آقای روحانی با آنکه می‌داند ما اثر داریم این کار را نمی‌کند که هیچ، نامه هم می‌نویسیم جواب نمی‌دهد. این خیلی بد است.» 
توهین و تحقیر منتقدان، گوش نسپردن به سخنان منتقدان دلسوز و با چکش نواختن هر فرد و رسانه ای که اندک انتقادی از رویکردهای سیاسی-اقتصادی دولت ها دارد طبعا نتیجه ناگواری خواهد داشت. 
 
تداوم چنین رویکردی نه تنها حس بدبینی و عدم اعتماد به آینده را در بین نخبگان گسترش میدهد، که واجد خطرات مهیبی برای جامعه در تمامی ابعاد سیاسی-اجتماعی و اقتصادی خواهد بود. محکومیت حسن عباسی فعال رسانه ای منتقد دولت به 7 ماه حبس قطعی را باید نقطه نه چندان روشن دیگری در پرونده دولت در زمینه دفاع از آزادی بیان منتقدان دانست. عباسی سال 95 و پس از آنکه با اشاره به مستنداتی از دیدار حسن روحانی با نماینده دولت اسرائیل در سال 1365 تنها از رئیس جمهور خواسته بود در این زمینه شفاف سازی کند، با شکایت دفتر ریاست جمهوری تحت دو عنوان«نشر اکاذیب» و «توهین به مسئولین مواجه شد.
 
پیگیری مجدانه دفتر ریاست جمهوری در این فقره حالا بعد از دو سال به ثمر نشسته و عباسی باید راهی پشت میله های اوین شود.نکته جالب در زمینه اوین رفتن عباسی اما این است که وی از اتهام نشر اکاذیب تبرئه شده! و تنها با اتهام توهین به مسئولین مجرم شناخته، پشت میله های اوین خواهد رفت. بی آنکه بخواهیم در زمینه اعتقاد دولت آقای روحانی به آزادی بیان، قضاوت قاطعی ارائه دهیم، بنظر میرسد شرایط کنونی کشور در زمینه اقتصادی و اجتماعی را نمیتوان بی رابطه با نوع تعامل مسئولین دولتی با نخبگان منتقد در سالهای گذشته تصور نمود. 
 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌)

نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.