گروه سیاسیجهان نيوز: جلد تازه كتاب خاطرات آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني اخيرا رونمايي شد. اين كتاب مربوط به روزنوشت‌هاي اين شخصيت سياسي در سال 1375 است كه بخش عمده‌اي از يادداشت‌هاي روزانه آن به دو رويداد سياسي انتخابات مجلس پنجم و رياست‌جمهوري هفتم اختصاص دارد. مرحوم هاشمي در اين جلد از خاطرات خود با ذكر جزئيات از مراودات شخصيت‌هاي سياسي براي تعيين نامزد نهايي انتخابات رياست‌جمهوري سال 76 سخن مي‌گويد. با خواندن اين جلد از خاطرات ايشان مي‌توان به وضوح دريافت كه جناح‌هاي سياسي وقت بر كدام‌يك از نامزدها نظر داشتند. محمد هاشمي‌رفسنجاني، برادر آيت‌الله هاشمي ضمن تأييد تمام خاطرات برادرش مي‌گويد كه حزب كارگزاران در پيروزي محمد خاتمي نقش بسيار مهمي را ايفا كرد اما اصلاح‌طلبان پس از پيروزي حمايت اين حزب را از ياد بردند و به آقاي هاشمي به شدت تاختند.

به گزارشجهان نيوز، گزیده اظهارات محمد هاشمی در گفتگو با روزنامه اصلاح طلب شرق درباره کتاب جدید خاطرات هاشمی رفسنجانی به شرح ذیل است:

*كارگزاران در ابتدا بر آقاي حسن حبيبي اصرار داشت و او كانديداي نخست ما بود؛ اما ايشان در نهايت قبول نكردند. به ياد دارم او در سفر استاني خود به اراك در مقام معاون‌اول رئيس‌جمهور گفت كه نامزد انتخابات نخواهم شد و هنگامي كه چنين موضعي در رسانه‌ها اعلام شد، ما نيز ديگر اصرار نكرديم. بعد هم افراد ديگري را در نظر داشتيم كه در نهايت با معرفي آقاي خاتمي از سوي روحانيون مبارز او را شايسته ديديم. آقاي خاتمي در نشستي با اعضاي كارگزاران از برنامه‌هاي خود سخن گفت و ما نيز رويكرد كلي او را جويا شديم كه در نهايت به اين نتيجه رسيديم كه از ايشان حمايت كنيم.اگر منصفانه به موضوع بنگريم، در‌مي‌يابيم كه كارگزاران همه‌جانبه از آقاي خاتمي حمايت كرد تا حدي كه آقاي هاشمي در آخرين خطبه نماز جمعه پيش از انتخابات گفتند اجازه نخواهيم داد رأي مردم خوانده نشود و هماني را اعلام مي‌كنيم كه از صندوق‌ها درآيد. اين سخنان در آن مقطع حساس به منزله حمايت آقاي هاشمي از آقاي خاتمي برداشت شد و توانست رأي مردم را به سمت آقاي خاتمي بكشاند.

*آقاي هاشمي به آقاي ناطق رأي دادند؛ اما پيش از انتخابات همه تصور مي‌كردند كه ايشان حامي آقاي خاتمي است و شاهد مثالش را آن نماز جمعه مهم مي‌دانستند.

*بعد از روي‌كار‌آمدن آقاي خاتمي اصلاح‌طلبان در حمله به آقاي هاشمي كم نگذاشتند كه البته بعدها فهميدند كه مسير نادرستي رفته‌اند و اكنون همان‌هايي كه روزگاري به او مي‌تاختند، از خدماتش مي‌گويند. در آن مقطع آنها فكر مي‌كردند كه آقاي هاشمي در همه عرصه‌ها اعم از مجلس و رياست‌جمهوري مهم‌ترين آلترناتيو است و همه‌چيز را مي‌تواند تعيين كند؛ به‌همين‌دليل او را يك خطر بالقوه مي‌دانستند و سعي كردند با تخريب‌هاي متعدد و بي‌وقفه او را نزد مردم خراب كنند. ما هيچ‌گاه كتاب‌هايي را كه آنها نوشتند، از ياد نمي‌بريم. اصلاح‌طلبان اشتباه بسيار بزرگي كردند و هنگامي كه به مجلس ششم رسيدند، در تخريب آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني از هيچ ‌كوششي كم نگذاشتند. به‌هر‌روي تاريخ ثابت كرد كه آن عالي‌جناب سرخ‌پوش چه خدماتي براي مردم و كشور ايران كرده است.
 
منتشرشده در سیاسی
هاشمی مرد بازنده‌ی سیاست در  جمهوری اسلامی حالا زیر خروارها خاک خفته و این راه را برای تحریف تاریخ بازگذاشته است. اطرافیان او به کمک صداوسیما از او یک هاشمی جدید ساخته‌اند. هاشمی‌ای که صنعت هسته‌ای و موشکی مدیون اوست! اعتدالگرا و اهل قانون است و امید میلیون‌ها نفر در داخل کشور بوده!
منظور خانواده هاشمی از مردم چه کسانی هستند؟

فاطمه هاشمی: مردم می‌گفتند به پدرتان بگویید ما امیدمان به شماست!/ میزان اقبال عمومی به مرحوم رفسنجانی به روایت انتخابات‌های ریاست جمهوری: سی‌درصد!

هاشمی مرد بازنده‌ی سیاست در جمهوری اسلامی حالا زیر خروارها خاک خفته و این راه را برای تحریف تاریخ بازگذاشته است. اطرافیان او به کمک صداوسیما از او یک هاشمی جدید ساخته‌اند. هاشمی‌ای که صنعت هسته‌ای و موشکی مدیون اوست! اعتدالگرا و اهل قانون است و امید میلیون‌ها نفر در داخل کشور بوده!
گروه سیاسی- رجانیوز:مرگ برای هاشمی رفسنجانی یک موهبت الهی محسوب می‌شود. او بعد از مرگش بیشتر از هشتادسالی که عمر کرد افتخار آفریده است. هاشمی پس از رفتن به دیار باقی هم پدر صنعت موشکی شد، هم نماد اعتدال! در جدیدترین ورژن مرحوم پس از فوتش، او امید مردم معرفی شده است.
 
به گزارشرجانیوزفاطمه هاشمی رفسنجانی دختر مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی اخیرا در مصاحبه‌ای که با اعتماد آنلاین داشته گفته است:
«حداقل ایشان یک وزنه تعادلی بودند، امید مردم بودند. من بارها در جامعه می‌رفتم، مردم می‌گفتند به پدرتان بگویید ما امیدمان به شماست. من هم می‌گفتم بابا مردم به شما امید دارند ولی می‌گفت من چیزی دستم نیست ولی هر کاری بتوانم برای مردم می‌کنم.»
 
بعد از پیوند خوردن نام‌های نامتعارفی بایکدیگر، مثل موشک و هاشمی! می‌شد حدس زد که دیر نخواهد بود که رزومه‌سازی‌های طیف اطرافیان مرحوم هاشمی به همین یک فقره محدود نمی‌شود. 
 
دختر مرحوم هاشمی رفسنجانی به گونه‌ای از مردم و امیدشان به مرحوم هاشمی سخن می‌گوید که گویی تجربه انتخابات‌های متعددی که مرحوم در آن‌ها شرکت کرده بودند را فراموش کرده است. یک محاسبه ساده عددی نشان می‌دهد که مرحوم هاشمی در زمانی که در اوج قدرت بود نیز از کمترین میزان محبوبیت در بین مردم برخوردار بود. 
 
هاشمی در انتخابات سال 68 تقریبا بدون حضور کاندیدای مهم دیگری وارد کارزار انتخابات شد. رقیب او عباس شیبانی وزیر کشاورزی هیئت دولت موقت شورای انقلاب بود. میزان مشارکت در انتخابات سال 68 تنها 54 درصد بود و هاشمی توانست 51 درصد از رای واجدان شرایط را ازآن خود کند و در آن انتخابات یک طرفه پیروز شود. 
 
 
 
نتیجه انتخابات سال68
 
 
وضعیت هاشمی اما در انتخابات سال 72 از آن هم بدتر شده بود. او در آن سال تنها توانست رای 31 درصد از واجدین شرایط را کسب کند و در برابر احمد توکلی به موفقیت رسیده و پیروز انتخابات شود.
 
 
نتبجه انتخابات سال 72
 
کاهش میزان مشارکت در انتخابات، در سال‌های ریاست هاشمی یک معنا بیشتر ندارد. هاشمی نه‌تنها هیچ‌گاه امید مردم نبوده، که مصداقا اقبال عمومی هم هیچ زمان روی خوشش را به هاشمی نشان نداده است. 
 
از طرفی بررسی انتخابات سال 76 نشان می‌دهد که نبودن هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری چه میزان به مشارکت مردم اضافه کرده است. مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 به 80 درصد رسید و رشد 30 درصدی نسبت به دوران هاشمی داشت. که این خود موید عدم اقبال عمومی به شخص هاشمی رفسنجانی بوده است.
 
یکی از اصلی‌ترین استراتژی‌های یاران خاتمی نیز در انتخابات ریاست جمهوری 76 ایجاد تقابل با هاشمی و قرار دادن خاتمی در نقطه صدوهشتاد درجه مقابل هاشمی بود. اتفاقی که رای مردم را نیز در بر داشت. بنابراین می‌شود گفت در انتخابات سال 76 خاتمی و اصلاحات بیش از همه به هاشمی مدیون هستند؛ چراکه اگر تقابل با او نبود به این میزان از رای هیچ‌گاه دست پیدا نمی‌کردند.
 
عدم اقبال به هاشمی تنها به آن سال‌ها محدود نمی‌شود. سال 84 باز هم هاشمی سودای ریاست بر دولت را در سر می‌پروراند. برای همین خود به صورت رسمی وارد جریان انتخابات شد. درست هشت سال بعد از آخرین روزهایی که بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده بود. اما این بار هاشمی قصد داشت تصویر دیگری از خودش به نمایش بگذارد.هاشمی 2005 با هاشمی سال 68 و 72 یک تفاوت ویژه داشت. خیلی راحت با خانوم‌های بی‌حجاب تعامل می‌کرد و از دانشجویان در فیلم انتخاباتی‌اش استفاده می‌شد. دانشجویانی که هاشمی را در طول هشت سال ریاستش بر دولت یک بار هم در دانشگاه ندیده بودند! هاشمی با این که  برخلاف سال‌های ریاستش، مدرن‌تر شده و ورژن هاشمی 2005 را رونمایی کرده بود اما بازهم شانس اقبال عمومی روی شانه‌هایش ننشست.او در برابر محمود احمدی‌نژاد نیز شکست خورد تا دودهه پیاپی در سپهر سیاسی کشور شکست خورده باشد. هاشمی در انتخابات 84 تنها 21 درصد از رای واجدان شرایط را داشت. 
 
اسکیت بازان معروف هاشمی 2005
 
طرفداران ورژن جدید هاشمی!
 
تقریبا کار هاشمی رفسنجانی به عنوان یک شخصیت سیاسی به پایان رسیده بود. او به احمدی‌نژادی باخته بود که در برابر هاشمی گمنام محسوب می‌شد. هاشمی سال 88 وارد کارزار انتخابات نشد اما یکی از مهم‌ترین صحنه‌گردان‌های آن به حساب می‌آمد. احمدی نژاد نیز بیش از این‌که موسوی و کروبی را در مقابل خود قرار دهد و با آن‌ها به پیکار سیاسی بپردازد نوک پیکان حملاتش را به سمت هاشمی رفسنجانی گرفت. اتفاقی که یک بار دیگر بقای دولت احمدی‌نژاد را برای او تضمین می‌کرد. استفاده از عدم مقبولیت هاشمی و یک کاسه کردن موسوی و کروبی با هاشمی فرمولی بود که احمدی‌نژاد اتخاذ کرده بود. فرمولی که ثابت کرد هاشمی نه‌تنها هیچ‌گاه امید مردم نبوده! که اتفاقا معیاری برای اعتماد نکردن نیز محسوب می‌شده است.
 
البته باید گفت هاشمی رفسنجانی هیچ‌گاه پذیرای شکست نبود. او یا بازی را می‌برد یا اصلا می‌خواست بازی را به هم بزند. هاشمي پس از پيروزي احمدي نژاد در تيرماه ۱۳۸۴ طي مصاحبه‌اي با القاي ترديد درباره نتيجه انتخابات و دستکاري آراي مردم به ايجاد تشکيک در جامعه دامن زد و با صدور بيانيه‌اي تفرقه‌انگيز، انتخاباتي که همفکران وي برگزار کرده بودند را زير سوال برد.هاشمي در ديدار با حزب اراده ملت ادعاي تقلب در انتخابات ۸۴ را تکرار کرد و مدعي شد: 
«هرچه خواستند در صندوق ريختند و هر چه خواستند خواندند»
 
برادر وي محمد هاشمي نيز چند سال بعد طي مصاحبه‌اي انتخابات را مخدوش دانست:
« من معتقدم از ابزار غير رايي استفاده شد، حال اسمش را هر چه مي‌خواهيد بگذاريد من دست کاري در آرا، تعويض راي و استفاده از امکانات دولتي در انتخابات را ابزار غير رايي مي‌دانم اگر شما کشوري را به من نشان دهيد که در دو دوره انتخابات راي هفت ميليوني به هفده ميليون و راي بيست ميليوني به ده ميليون تبديل شده باشد من حرف شما را مي‌پذيرم»
 
سال 84 هاشمی خود در انتخابات حضور داشت و شکست خورده بود. اما در سال 88 با وجود اینکه او در انتخابات حضور نداشت اما همه شکست موسوی و کروبی را شکست هاشمی می‌دانستند. هاشمی نتیجه انتخابات 88 را نیز قبول نداشت. قبل‌تر گفته شد که یا هاشمی پیروز می‌شود و یا اصلا بازی را برهم می‌زند. برای هاشمی شکست غیرقابل پذیرش بود.
 
در همین راستا موسوی خوئینی‌ها دست راست هاشمی در مجلس شورای اسلامی و مرد خاکستری جبهه اصلاحات، اخیرا مباحثی را مطرح کرد که در رسانه‌ها به صورت گسترده بازتاب داشت. او مدعی شد که هاشمی نه اعتقادی به قانون داشت و نه به رای مردم احترام می‌گذاشت. او طی مصاحبه‌ای عنوان کرده بود: 
«ایشان معتقد بود کار باید راه بیفتد، برای راه افتادن کار می‌شود قانون را دور زد... آقای هاشمی نظرش متفاوت بود، می‌گفت ما همه سازوکارها را جوری طراحی کنیم که این آقا(هرکس خودش بخواهد) رأی بیاورد حالا به جای بیست میلیون، 15 میلیون بیایند پای صندوق رأی»
 
به هرحال هاشمی مرد بازنده‌ی سیاست در سال‌های متمادی جمهوری اسلامی حالا زیر خروارها خاک خفته و این راه را برای تحریف تاریخ بازگذاشته است. اطرافیان او به کمک صداوسیما از او یک هاشمی جدید ساخته‌اند. هاشمی‌ای که صنعت هسته‌ای و موشکی مدیون اوست! اعتدالگرا و اهل قانون است و امید میلیون‌ها نفر در داخل کشور بوده! امیدی که از سال 68 تا 88 سیر نزولی ویژه‌ای را طی کرده و افراد در تقابل با او شانس ریاست بر دولت را پیدا می‌کردند. رجانیوز برای تاریخ می‌نویسد، برای زمانی که دروغ‌های خنده‌دار این روزها تبدیل به شبهه‌های جدی نشود.
 
 
 
مطالب مرتبط:
 

هاشمی‌رفسنجانی به روایت موسوی‌خوئینی‌ها: اصل مسلم هاشمی قدرت‌طلبی بود؛ او می‌خواست برای زنان بدحجاب زندان درست کند!/ داستان سیاستمدار عملگرایی که قانون و رای مردم را بازیچه قدرت‌طلبی اش می‌کرد؛ از تزئینی دانستن رای مردم تا اقتدارگرایی و بستن دهان منتقدان

 
 

 

منتشرشده در سیاسی

 

هیچ‌کسی هاشمی را تقدیس نکرده/ شیخوخیت ناطق بر روحانی اُولی است/ حامیان دولت نمی‌توانند ازمرگ هاشمی بهره‌برداری کنند/ ولایتی همیشه مورد توجه هاشمی بوده/ دین خدا و انقلاب خمینی با مرگ هاشمی تضعیف نمی‌شود/ وصیت جدیدی پیدا نشده


محمدعطریانفر از اعضای حزب کارگزاران سازندگی و از نزدیکان هاشمی رفسنجانی در گفتگو با «نسیم آنلاین» به تشریح جزئیاتی از زندگی و درگذشت رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداخت.

 

گروه سیاسی «نسیم آنلاین»: بسیاری رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام را به مثابه یک پدیده مهم در تاریخ معاصر  ایران و در طول انقلاب اسلامی تعبیر می کردند که حالا با فقدان او بخشی از تاریخ انقلاب پایان یافته است. عده ای معتقدند که او بنیانگذار بسیاری از روندها، ساختارها، نهادها و حتی احزاب سیاسی این روزهای کشور است و می‌گویند که در گذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تاثیر عمیقی بر بخش‌هایی از کشور به ویژه جریان‌های سیاسی نزدیک به او مخصوصا اصلاح طلبان و اعتدال گرایانی داشت است.

در این مدتی که از درگذشت آیت‌الله هاشمی می گذرد تحلیل شرایط و آتیه جریانات سیاسی کشور به هر نحوی از انحا از سوی کارشناسان و صاحب نظران صورت گرفته است، حالا «نسیم آنلاین» هم به سراغ محمد عطریانفر از نزدیکان رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته است تا از نگاه او به موضوع هاشمی رفسنجانی بپردازد

 

 

آنچه در ادامه می‌خوانید مهمترین گزاره‌های سخنان محمد عطریانفر است:

*هیچ کسی هاشمی را تقدیس نکرده است.

*هاشمی را قانع کردم در انتخابات 78 حاضر نشود ولی می‌گفت رهبری از من خواستند بیایم.

*آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قائل به فقه مقاصدی بودند.

*دین خدا و انقلاب خمینی با مرگ هاشمی تضعیف نمی شود.

*نه منویات آقای هاشمی رفسنجانی ملاک حرکت سیاسی در جامعه است و نه دعاوی اصلاح طلبان.

*اصلاح‌طلبان بیشتر به هاشمی متمایل شدند تا هاشمی به آنها.

*قائل به این نیستم که حامیان دولت روحانی بتوانند از رحلت هاشمی رفسنجانی استفاده کنند؛ جامعه حساب دولت را جدا باز می‌کند.

*ولایتی شخصیتی بود که در تراز روحانی همیشه مورد توجه هاشمی بود و اگر شرایطی پیش می آمد که این استعداد به سمت ولایتی هدایت شود، هاشمی این کار را می‌کرد.

*امروز شیخوخیت ناطق نوری، جامعیت جایگزینی هاشمی را برای وی پذیرفته‌تر از روحانی کرده است.

*نقش آفرینی کنونی از آنِ ناطق است.

* با فقدان هاشمی رفسنجانی انقلاب تضعیف نخواهد شد.

* وصیت جدیدی از هاشمی پیدا نشده.

*سیدحسن خمینی اکنون به عنوان حامی بهتر می‌تواند ایفای نقش کند تا به عنوان محور.

*هاشمی در عرض رهبری نبود بلکه وی در طول رهبری نظام و انقلاب اسلامی ایران تعریف می‌شد.

*اصلاح طلبان هر مقدار بتوانند آن ظرفیتی که به وسیله هاشمی رفسنجانی برای ارتباط با نظام مصرف می‌کردند را از طریق خود رهبری مستحکم کنند خوب است.

*مهدی می‌خواست در برابر حکم زندان اعتصاب کند که آقای هاشمی با او تندی کرد و گفت بی‌خود.

 

اما مشروح سخنان محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران که با بیان جزئیات حیات و ممات آیت الله هاشمی را روایت کرده‌است در ادامه از نظر می‌گذرد:

«نسیم آنلاین»: زیست سیاسی آیت‌الله هاشمی در 10 تا 12 سال اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

عطریانفر: اجتهاد و نواندیشی در ادبیات اعتقادی و سیاسی توسعه‌گرا، مقوله ای قطعی است. امام راحل در رویکرد سیاسی‌ و  روند مبارزاتی‌ خود همواره موضوع اجتهاد در زمان و مکان را متذکر می‌شدند، مبنای فرمایشات ایشان هم این بود که اسلام را دین تحول‌گرا می دانستند. انسانی که در تراز مکتب تربیت می‌شود وظیفه دارد ، مبتنی براصول و به تناسب زمان، شرایط جامعه و فضای زیستی خود را با رویکرد اجتهادی سامان دهد . کسانی که اسلام را با روند مترقی‌‌اش باور دارند، اجتهاد در شریعت را به رسمیت می‌شناسند.

نواندیشی سیاسی از جمله مقوله‌هایی است که ذیل همین اجتهاد کلی قرار دارد؛ در مشروطه رهبران روحانی کسانی که دغدغه اسلام داشتند باورشان این بود اگر ماموریتی در حوزه هدایت جامعه و مردم قائل اند و بخواهند گام استواری در جهت منافع مردم بردارند باید به تشخیص زمان نیازمردم را مطابق با شرایط مورد توجه قرار دهند؛ بباور من پیروزی انقلاب ما هم دلالت تامی بر همین نگاه داشت و اگربه سابقه تاریخی حرکت سیاسی‌ امام بنگرید، می‌بینید ایشان سخنی متفاوت داشتند البته سخن متفاوت امام، سخنی متفاوت از دین نبود، بلکه از منظر اجتهاد دینی، متفاوت بود و این نگاه ، امام را شخصیت استثنایی کرده بود و انقلاب نیز محصول همین اجتهاد بود.

انقلابی که در ساحت بزرگی مثل ایران محقق ‌شد و می‌خواست ملت 35 میلیونی آن روزگار و 80 میلیونی امروز را اداره کند، همان طور که در مقام تاسیس بر اجتهاد و رویکرد نو استقرار یافت، در مقام ادامه و تداوم نیز باید همین مبنا را داشته باشد.

پس از امام، شخصیت‌‌هایی که در مکتب او پرورش پیدا کردند همچو او این درک راداشتند . هاشمی رفسنجانی از چهره‌های برجسته‌ای است که در این مکتب خوش بالیده است . هاشمی رفسنجانی در مکتب امام جزو شخصیت‌های موثری بود که امام توجه ویژه‌ای به وی داشت. از آن یادگاران چهره‌های زیادی در قید حیات نیستند و تنها شخصیت بازمانده از آن دوران ، حضرت رهبری است که در همین مکتب بالیده است و امروز اگر توفیقی در رهبری ملت ایران و شیعیان جهان دارند، ناشی از همین دریافت درست از مکتب امام است.

انسان‌هایی که به افق دوردست نگاه می‌کنند و می‌خواهند در آینده نقشی ایفا کنند باید کسانی‌ باشند که تغییر مبتنی بر مبانی را باور داشته باشند.

شخصیت‌هایی که در مکتب امام پرورش یافتند، ، در دوران 10 سال حیات امام، پا به پای ایشان ، تحولات فکری امام را دیدند آنها مجتهدینی بودند که اجتهادشان در مسائل سیاسی، فقهی، فرهنگی جزو محسنات آنها به شمار می‌رفت؛ من هاشمی رفسنجانی را از شاخصین این افراد دسته‌بندی می‌کنم . رهبری هم نوع نگاه‌شان تحول‌گرا است و اجتهادات زیادی را در فرآیند تصمیمات و تدابیرشان دیده ایم .

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قائل به فقه مقاصدی بودند

هاشمی رفسنجانی و هر کسی مثل ایشان از جمله رهبری شخصیت‌های برجسته‌ای هستند که در مقام فقاهت قائل به فقه مقاصدی اند، فقه مقاصدی به این معناست که تفقه در دین معطوف به مقصدی است که شریعت آن را مراد کرده است . شریعت اسلام ابتدا هدفی را تعریف و برای تحقق آن مسیری را ترسیم می‌کند که این مسیر به تناسب شرایط و زمان متفاوت می‌شود و فقهی که معطوف به مقصد باشد، فقه مقاصدی نامیده می‌شود.

 
«نسیم آنلاین»: در ایام جنگ تاکید آیت‌الله هاشمی بیشتر بر عدالت و مقتضیات آن است، اما در دوران ریاست جمهوری‌ نگاه وی به اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری معطوف می‌شود و این اواخر صحبت‌های حرف از آزادی است؛ از دهه 70 تا دهه 90 چه اتفاقی برای هاشمی رفسنجانی رخ می‌دهد؟

عطریانفر: شما مصادیق حرکتی افراد را مرور می‌کنید، اشکالی هم ندارد. شخصیت‌هایی که در جامعه موثر هستند و نقش پیشتاز دارند، ممکن است در هر مقطع زمانی مقوله‌های از زندگی و نیاز شهروندی و اجتماعی جامعه را در اولویت قرار می دهند مانند آزادی، اقتصاد سالم، عدالت ، فرهنگ‌ و غیره . مباحثی از این دست که مولفه‌‌های زندگی یک شهروند را تشکیل می دهد.

 
«نسیم آنلاین»: برخی از این مصادیق با همدیگر تناسبی ندارد؟

عطریانفر: اینگونه نیست و حتما با یکدیگر در تلائم‌اند.

 
معرِّف باید برجسته‌تر از معرَّف باشد
«نسیم آنلاین»: به طور مثال نگاه به عدالت به آن شکل با نگاه به گفتمان توسعه سیاسی و آزادی در یک جا می‌گنجد؟

عطریانفر: حتما می‌گنجد، بسته به اینکه محک را کجا قرار می‌دهید. شما به عنوان احدی از شهروندان می‌توانید این کار را  انجام دهید چون خودتان را ملاک قرار می‌دهید. شما می‌توانید نه تنها هاشمی رفسنجانی بلکه  بزرگ‌تر از وی را هم مورد بررسی و نقد قرار دهید و این نقد شما برای خودتان ارزش دارد و حتی ممکن است پیرامون‌تان هم کسانی باشند که مانند شما فکر کنند. اما وقتی می‌خواهید کسانی که نقش‌های تاریخ ساز داشتند را مورد نقد قرار دهید، باید ببینید آنها را با چه محکی می توان ‌سنجید. به مصداق بیان عقلی و نقلی "معرِّف باید برجسته‌تر از معرَّف باشد" کسی راکه مورد ارزیابی قرار می دهید، آن فرد باید از آن شخص بالاتر بوده و فهم ارجمندتری داشته باشد . مثلا مقام والای رهبری.

البته تاکید من مانع اظهارنظر دیگران نمی‌شود و هر کس حق دارد دیگری را نقد مشفقانه کند. آقای هاشمی، آیت الله خامنه‌ای و امام !  بزرگان و برجستگانی را در تاریخ داشتیم که مورد نقد قرار گرفتند و کسی هم مزاحم آنها در نقد نبود.

مواردی را داشیم که یک اظهارنظر درستی مطرح شده  ولی جامعه اقبالی به آن نداشته و زمان گذشته و بعد از سالیانی فهمیدند که ای کاش آن مبنا را حفظ می‌کردند البته عکس آن هم بوده است؛ ممکن است یک اظهارنظری باشد و جامعه هم به آن اقبال کند ولی بعد از مدتی ببینند که منطقی نیست. پس پذیرش اظهارنظر ریشه در اقبال جامعه دارد و اگر جامعه عقب مانده باشد، بزرگ‌ترین رهبران و معصومان تاریخ هم آنها را به سادگی نمی‌توانند تغییر دهند و باید سیاستی را در تبلیغ و ترویج پیش بگیرند که آنها را از درون دچار تحول کرده و رو به سوی ارتقا برند .

هاشمی رفسنجانی آن زمان که به مقوله عدالت می‌پرداخت تشخیص‌ش این بود که باید روی این مسئله تاکید کند، نیاز جامعه این است ؛ هاشمی جزو موسسین نظام و در کنار امام شخصیت‌ برجسته‌ای بود که ایشان را در تحقق و تاسیس این نظام همراهی کرد، هاشمی رفسنجانی معتقد بود براساس پیمانی که امام در آخر عمر، دست رهبری را در دست هاشمی رفسنجانی قرار داده و گفته بودند با هم باشید تا جامعه برخوردار از برکات وجودی این نظام شود، وظیفه سنگین‌تری از دوران حیات امام بر دوش دارد . براین اساس مبتنی بر درک و تشخیص خود عمل می‌کرد، چرا که همه انسان‌ها تابعی از پرتو نور خدا هستند و وظیفه‌شان این است که مستقل باشند اما از نظر اجتماعی و ضرورت تمکین به حاکمیت اگر جایی در مقام عمل رای هاشمی رفسنجانی با رای رهبری متفاوت می شد، رای رهبری برای او ملاک بود. رهبری هم همین دیدگاه را داشته، دارند و خواهند داشت و بارها در اظهارات‌شان شنیدیم و به صراحت گفتند: یعنی چه که برخی منتظرند ببییند رهبری چه می‌گوید و همان را تکرار می کنند، وظیفه شما این است که فکر کنید و بیاندیشید ولو خلاف دیدگاه من باشد و اصلا سنت دینی و اعتقادی ما این بوده است.

در جنگ خندق پیامبر در مورد دفاع مدینه نظری داشتند و دیگران هم نظرات متفاوتی، حضرت نظرات را به شور گذاشت و آنرا عمل کرد که خلاف نظر خودش بود اگر شما تصورتان این باشد که ما مقوله‌هایی به نام تفکر، اندیشه، درک مستقیم از شرایط، گفتگو برای تحقق یک حقیقت بزرگ‌تر و تبادل نظر را کنار بگذاریم و همه انسان‌ها در همه سطوح از کارگر ساده تا برجسته‌ترین دانشگاهیان فقط نگاه کنند تا شخصیتی به جای همه آنها فکر کند و هر چه که آن شخص بگوید، را قبول کنند و اگر سخنی متفاوت گفتند ، سر همه آنها بالای دار برود این تلقی در دستگاه فکری اسلام، امام و شخص رهبری جایی ندارد.

هاشمی رفسنجانی یکی از برجستگان این حوزه است که در مقاطع گوناگون اظهارنظرهای مختلفی داشته، به تشخیص خود عمل کرده، در این تشخیص هم پایداری به خرج داده است.

در خاطراتی که از امام هست، ایشان در طول 10 سالی که رهبر نظام سیاسی ایران بودند، درمقاطعی می‌گفتند ای کاش چنان می‌کردیم و ای کاش چنان نمی‌کردیم، طبیعت انسان اینگونه است. انسان غیرمعصوم به تشخیص عقلی که خدا در او نهادینه کرده است، عمل می‌کند . البته در اندیشه دینی ما وقتی مومنین از یک عقل مدبر و جمعی برخوردار باشند، مجموعه عقول آنها عقل کامل‌تر و درست‌تری می‌شود.

 

 
نه منویات آقای هاشمی رفسنجانی ملاک حرکت سیاسی در جامعه است و نه دعاوی اصلاح طلبان
«نسیم آنلاین»: نسبت هاشمی رفسنجانی با جریان اصلاح طلب در سال 76 همان چیزی است که در سال 92 بود؟

عطریانفر: خیر، حتما متفاوت بود.

هاشمی رفسنجانی شخصیت مستقل و صاحب سبکی بود و اصلاح طلبان هم یک نحله فکری سیاسی بودند که اکثریت نیرومند آنها ازخلال دوران صدارت  هاشمی رفسنجانی، تجاربی را اندوخته بودند و به جامعه خدمت می‌رساندند؛ آنها دیدگاه‌ متفاوتی با هاشمی رفسنجانی داشتند، هاشمی، هاشمی بود و اصلاح طلبان هم اصلاح طلب . هاشمی اندیشه و دیدگاه‌های خودرا داشت، افرادی به وی نزدیک‌تر بوده و برخی هم فاصله داشتند. در مورد اصلاح‌طلبان هم همینطور بود.

اصلاح‌طلبان یک حزب نیستند بلکه مجموعه احزاب با طیف‌های فکری مختلفی هستند . برخی از این جبهه دیدگاه‌های هاشمی را قبول داشته و برخی نداشتند، برخی دیدگاه‌های افراطی داشته و برخی هم معتدل بودند .

مهم این است که لزوما نه منویات آقای هاشمی رفسنجانی ملاک حرکت سیاسی در جامعه است و نه دعاوی اصلاح طلبان، بلکه ملاک حرکت در جامعه شاخص هایی است که فراتر از شخصیت‌ها و احزاب می ایستد .

در روندی که اصلاح‌طلبان و هاشمی داشتند، این اصلاح طلبان بودند که بیشتر به هاشمی متمایل شدند اگر چه هاشمی رفسنجانی هم بسته به زمان و شرایط تحولاتی را از درون خود به بار نشاند که چه بسا ، با دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان همسو بوده باشد.

این حسن حرکت اصلاح‌طلبان و هاشمی است که به هم نزدیک شدند، این قرابت، انعطاف مطلق A به B و یا برعکس نبوده بلکه همسویی وسازگاری A و B به سمت هدف مطلوب C بوده است.

 من چون تجربه نزدیکی به این اتفاق دارم و در این چرخه نوعی حضور موثرهم داشتم، می‌توانم بگویم که این تغییرات از سال 80 و در دوران دوم دولت اصلاحات آغاز شد.

 
هیچ کس هاشمی را تقدیس نکرده است
«نسیم آنلاین»: تندی‌های دوران عالیجناب سرخ پوش چطور به تقدیس سال 92 به بعد رسید؟

عطریانفر: هیچ کس هاشمی را تقدیس نکرده است.

یکی از ضرورت‌های فکر سیاسی که باید به آن توجه کرد این است که معمولا وقتی گفتمانی شایسته تبادل است که جنبه عمومیت پیدا کند .

 زمانی اقای اکبر گنجی مطلب عالیجناب سرخ‌پوش را چاپ و منتشر کرد ولی شاخص‌ترین چهره های اصلاح طلب هیچگاه این دعاوی را نپذیرفتند و اصلا آن نظریه، نظریه ماندگاری نبود؛ باید ببینیم میانگین نظرات و داوری اصلاحات چیست و آن را ملاک داوری قرار دهیم.

هاشمی رفسنجانی شخصیتی است که براساس داوری میانگین عقلای کشور- اصلاح‌طلبان و اصولگرایان- مورد توجه وتکریم است. نگاه، سیاست‌ورزی، عملکرد اجتماعی و نقش آفرینی‌های وی مورد احترام است و گروه های مرجع در داوری نمره خوبی به او دادند، این برایمان ارزشمند است؛ اینکه کسی در سال 76 فلان حرف را زده یا کسی در سال 95 در مراسم رحلت اینگونه گفته است، اظهارنظرهای تک گویانه‌ای است که الزاما مبنای قضاوت فراگیر جامعه نیست.

هاشمی را قانع کردم در انتخابات 78 حاضر نشود ولی می‌گفت رهبری از من خواستند بیایم
«نسیم آنلاین»: سال 76 فضا به گونه‌ای شد که هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس رای پایینی را کسب کرد و به عنوان نفر سی‌ام تهران انتخاب شد.

عطریانفر: چون جامعه سیاسی ایران حزبی نیست و آموزش‌های سیاسی را در مدارس حزبی نیاموخته‌ است ، روان مردم تحت  تاثیر فضای عمومی تبلیغات واکنش نشان می دهند و به این سمت و آن سمت می‌رود که ما نمونه‌های زیادی در این خصوص داریم، افرادی در مقطعی رای خوبی گرفتند ولی بعدا نتوانستند آن رای را مجددا به دست بیاورند.

در آن مقطع نحله تند و رادیکال اصلاحات ، تاثیرش را در جامعه گذاشت و هاشمی رای نیاورد و اتفاقا در آن زمان بخش بزرگی از اصلاح‌طلبان قائل به کاندیداتوری هاشمی نبود، شخصا بارها خدمت ایشان رسیدم و درخواست این بود که نباید کاندیدا شوند چرا که جامعه اقبالی نشان نمی‌داد.

بنده آقای هاشمی را به عدم حضور در انتخابات سال 78 قانع کردم ولی ایشان می‌گفت رهبری از من خواستند که به انتخابات بیایم و وقتی دلیلش را پرسیدم، گفتند رهبری عنوان کرده که مجلس، مجلس نگران کننده‌ای خواهد بود و باید بروید و مهار آن را در اختیار بگیرید؛ بنده در آن زمان خدمت آقای هاشمی استدلال کردم که تکلیف مالایطاق نمی‌شود و حتما رهبری هم به شما چنین تکلیفی نکرده و این فوق طاقت شما است، هرچند نیت و هدفی که رهبری از حضور شما در انتخابات ترسیم کرده‌اند به شرطی است که محقق شود و باور نمی‌کنم که شما رای بیاورید. اگر خیلی هم خوش‌بین باشیم، جزو 10 نفر سوم هستید؛ این پیش‌بینی‌ها را کردیم و در نهایت فرمایش اقای هاشمی این بود که قراری ندارم که در انتخابات شرکت کنم لاکن از من درخواست شده است . رهبران اسلام و ادیان توحیدی زمانی می‌توانند مهار حکومت را در اختیار داشته باشند که جامعه به آنها اقبال کند اگر چه ماموریت و مسئولیت آموزش جامعه را هم دارند تا آنها را در ترازی از دین ارتقا دهند و بعد آنها همراه شوند اما " لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ" بارها و بارها اشاره شده کسی که اطاعت نمی‌شود رای نافذی ندارد؛ در آن مقطع، جامعه نسبت به آقای هاشمی واکنش مطلوبی نداشت. به خصوص این که جامعه شهری تحت تاثیر فرآیند عمومی تبلیغات رادیکالی اصلاحات قرار داشت.

 
«نسیم آنلاین»: رای آقای هاشمی بعد از دور اول ریاست جمهوری‌اش روند کاهشی داشت.

عطریانفر: نوعا وضعیت هر مسئولی اینگونه است. عقلا گفته اند: تنها املای نانوشته است که غلط ندارد.

 
«نسیم آنلاین»: احمدی نژاد و خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری‌شان اقبال بیشتری داشتند.

عطریانفر: آنها دلایل دیگری داشتند و نمی‌توان حکم کلی کرد.

احمدی‌نژاد بستر متفاوتی داشت که اصلا نمی‌خواهم به آنها بپردازم ولی اگر رقابت‌ها سالم و مبتنی بر اصول باشد، معمولا برخی از اتفاقات رخ نمی‌دهد.

آقای هاشمی در سال 68 به قدرت رسید، مردم گوش بزنگ بودند که نظام از آنها چه می‌خواهد و احساس کردند که نظام می‌گوید به هاشمی رای دهید، اتفاق سال 68 مطابق با سال 60 است، در آن زمان هم جامعه منتظر و ملتهب بود و چشم‌هایش را به عالی‌ترین جایگاه نظام دوخته بود که نظام از آنها چه می‌خواهد و فهمیدند که باید به آقای خامنه‌ای و رجایی رای دهند.

امام از جامعه رای حداکثری برای تحکیم مبانی اولیه انقلاب می‌خواست که فراتر از حزب بود . بعد از شهادت رجایی و فرار بنی صدر یک وحدت عمومی پیدا شد. پس از رحلت امام هم همین حس عمومی وجود داشت، تمام دغدغه و دلهره‌های جامعه این بود که بایدکسی را انتخاب کرد تا بعد از جنگ مشکلات را رفع و کشور را بازسازی کند و با همبستگی کامل بین مجموعه قدرت‌های سیاسی، فکری و فقهی ،کارش را پیش ببرد که هیچ مصداقی بهتر از هاشمی نداشتند و این هم از پیش روشن بود.

در انتخابات سال 72 آن بخش رایی که از آقای هاشمی رفسنجانی به سوی آقای توکلی سرازیر شد، آرای منطقه منتقد کردها و اهل سنت بود. یعنی کسانی که نسبت به حاکمیت دچار مرزبندی شده بودند، از حاکمیت توقعاتی داشتند که بازتاب ان را در رای اقای توکلی می یافتند .

 
هاشمی تصور نمی‌کرد توکلی بتواند رای منتقدین تند قومیتی را به سمت خود جلب کند
«نسیم آنلاین»: آقای هاشمی هم از آن وضعیت تعجب می‌کند.

عطریانفر: خاطرم هست همان زمان خدمت آقای نوری، وزیر کشور می‌گفتم که آقای توکلی رای نسبتا قابل توجهی را جلب  می‌کند اما ایشان می‌‌گفت اینگونه نیست.

گفتم با آقای هاشمی صحبت کنید و ایشان میگفت اقای هاشمی می‌گوید خودمان مایلیم بیاید و ایشان چنین تصوری را نداشت که رقیب، رای منتقدین تند قومیتی را به سمت خود جلب کند. در عصر انقلاب  تلاش‌همه  مسئولان این بوده که مرزبندی‌های قومی، دینی، قبیله‌ای و منطقه‌ای را جمع کرد، چرا که سم مهلک جامعه و انقلاب است ولی این اتفاق افتاد و اگر مقام معظم رهبری ،اقای هاشمی رفسنجانی که اعلمین ما بودند چنین تصوری داشتند که شخصیتی از درون نظام می‌‌تواند تکیه گاه منتقدین قومی و دینی باشد، شاید نگاه و تصمیم آنها چیز دیگری بود و تدبیر دیگری می‌‌کردند.

جامعه ایران ، جامعه عجیب و غریب و به شدت غیرقابل پیش‌‌بینی است و این اصلا خوب نیست
«نسیم آنلاین»: رای منتقدین قومی در سال 84 با آمدن آقای معین یا سال 88 با آمدن آقای موسوی هم اتفاق می‌افتد؟

عطریانفر: بله. همه این مسائل قابل پیش‌بینی است اما عرضم این است که در هر کدام از تحولات سیاسی و اجتماعی باید عوامل مهم، موثر و واقع‌بینانه تحول را پیدا کرد و نمی‌توان از دور به عنوان یک امر تحقیقاتی دانشگاهی، تحقیقاتی رسانه‌‌ای و حرفه‌ای بگوییم که مثلا اینگونه بود، پس چرا آن یکی اینگونه نشده است . هر کدام در جای خود تحلیل‌های خودرا دارد.

در دوره آقای خاتمی هم تصور اولیه اینگونه نبود، جامعه، جامعه عجیب و غریب و به شدت غیرقابل پیش‌‌بینی است البته حُسن است. با این حال آن را در دراز مدت به نفع حاکمیت و نظام نمی‌دانم، اتفاقا جامعه باید قابل پیش‌بینی باشد،کدام جامعه‌ قابل پیش‌بینی است؟ جامعه‌ای که نسبت به حاکمیت، مسئولان و رهبران خود اعتماد بلندمدت و تاریخی داشته باشد و احساس امنیت درازمدت و تامین منافع و معاش کند، در چنین روندی جامعه ظرفیت‌های مازاد خود را می‌آورد و در مدارس فکری و سیاسی که اسم آن حزب است  آنجا سامان پیدا می‌کند . ولی وقتی جامعه قابل پیش‌بینی نیست از جهاتی به صورت تاکتیکی و موقتی خوشایند است ولی در دراز مدت مشکل افرین است .

نکته‌ای که رهبری در سال 88 بدرستی اشاره کردند، این بود که معمولا ریاست جمهوری در ایران دو دوره‌ای است، ایشان نه معصوم بودند و از نه غیب سخن می‌گفتند ولی جامعه پیش روی خودشان را تحلیل می‌کردند که جامعه‌ای که در گذشته آن را تجربه کرده‌ایم معمولا انتخابش دو دوره‌ای است چرا که تا یک رئیس جمهور می‌خواهد استارت بزند و کار را از دست دیگری بگیرد، زمان سر آمده ،به خصوص حالا که عرصه مدیریت از سیاستی به سیاستی دست به دست شده است.

هاشمی رفسنجانی هم که کار را از میرحسین موسوی تحویل گرفت باهم تفاوت نگاه داشتند. در حالی که هاشمی رفسنجانی در طول 8 سالی که رهبری به عنوان رئیس جمهور و میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر بودند یک پارچه با هم تصمیم می‌گرفتند و تدابیرشان با هم همسنگ می‌شد و پیش می‌‌رفت اما می‌بینیم دامنه  مدیریت اجرایی از شخص میرحسین موسوی تا هاشمی رفسنجانی تفاوت‌هایی را همراه داشته است، در حالی که شخص هاشمی رفسنجانی در دوران دفاع مقدس جز ارکان مهم نظام و مّوید دولت بود و هر کجا که دولت کم می‌آورد به وی پناه می‌برد و حتی هاشمی رفسنجانی در برخی از تفاوت نگاه‌ها و اختلاف سلیقه‌هایی که بین رئیس جمهور وقت و میرحسین موسوی بوده به گونه‌ای در مقام حل اختلاف قرار می‌گرفت ولی نگاه‌ها متفاوت بود.

 
با فوت هاشمی هیچ اتفاقی نمی‌افتد و جامعه تصمیم خودش را خواهد گرفت
«نسیم آنلاین»: فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اثرات مهمی را بر جامعه دارد که شاید اولین اثرات آن در انتخابات ریاست جمهوری مشخص شود، اثرات کوتاه مدت و بلندمدت فوت وی را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه تاثیری در انتخابات و مخصوصاً رای روحانی دارد؟

عطریانفر: مهم این است شما چه هدفی را پیش‌بینی، تعبیه  و مصلحت‌سنجی کنید. اگر موضوع را به صورت یک امر ثابت نگاه کنیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و جامعه تصمیم خودش را خواهد گرفت اما سوال شما بیشتر دلالت بر این دارد که چه کار کنیم.

هاشمی رفسنجانی انسان کارآمدی بوده است چه در تاریخ حیات مبارزاتی‌، تاسیس نظام، تثبیت حاکمیت، دفاع مقدس، دوران اداره مستقیم کشور و چه در دوره‌ای که نقش مشاور و حامی را برای رهبر، جامعه و دولت داشته است، همینطور آن هاشمی منتقدی که تمام 8 سال دوره احمدی‌نژاد یکپارچه منتقدترین و به روزترین فرد علیه دولت احمدی نژاد بوده و در برابر رویکردی که وی در پیش گرفته بود منتقدی از هاشمی رفسنجانی گردن کلفت‌تر و استوارتر ندیدیم . این فرد نقش آفرین بود و کار خود را با توفیق نسبی طی کرد ، در نهایت هم این بزرگوار ناگهانی و غیرقابل انتظار پر کشید و رفت. البته رحلت ایشان هم خیلی درس آموز بود . هاشمی بزرگ مرگش هم حیات آفرین و اثربخش بود.

سال 88 به برادران می‌گفتم تنها کسی که می‌تواند داوری درستی در حق هاشمی داشته باشد تنها مقام معظم رهبری است

اکنون اصلا مهم نیست تاثیر رحلت هاشمی رفسنجانی در رای روحانی چه باشد؟ رای‌ها را کم و یا زیاد کند، روحانی پیروز شود و یا نه و رقیب اش چه کسی باشد، اینها اصلا مهم نیست. هاشمی در تراز دولت نیست که اینگونه ارزیابی شود، در تراز نظام سیاسی و وحدت جامعه است که بر هاشمی انگشت می‌گذاریم. در حوادث سال 88  نزدبرادرانی که در محضرشان بودیم می‌گفتم که دوستان اشتباه نکنید . تنها کسی که می تواند داوری درستی در حق هاشمی داشته باشد تنها مقام معظم رهبری است چرا که تنها وی می‌تواند اعتبار آن بزرگمرد را ارزش گذاری کند .

مقام معظم رهبری شخصیت حقوقی‌شان فوق موقعیت اقای هاشمی بود . به صفت حقیقی، هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه‌ای فرزندان مکتبی امام بودند و این بزرگواران حتی در رابطه با شخص امام با ایشان گفتگو و دیدگاه های متفاوت خود را مطرح می‌کردند؛ نگاه کنید در قضیه بنی صدر چقدر - به اصطلاح ادبیات عرفی‌- بین امام و این بزرگان دلخوری ایجاد می‌شود . البته امام هم بنا به مصالحی عمل می‌کردند کما اینکه امروز ما بگوییم اقای هاشمی رفسنجانی نسبت به فلان حرکت رهبری دیدگاه متفاوتی داشته باشند، خوب مانعی ندارد .تا انجا که در مقام تعاطی افکار واندیشه ها ایم پذیرفته شده است . اما انجا که حکم صادر می شود رهبری به عنوان مسئول و کسی که پاسخگوی جامعه، خدا و وجدانش است،  تصمیمی می‌گیرد و ما ملزم به اطاعت ایم .

می‌خواهم بگویم اهمیت هاشمی رفسنجانی را در همه پهنه ها باید جستجو کرد. اینکه هاشمی رفسنجانی بعد از فوتش هم می‌تواند عامل وحدت، رفع نقارها و کدورت‌‌ها بین برادران یک خانواده باشد و باعث می شود تا دو جریان سیاسی اصلی امروز همدیگر را به رسمیت بشناسند و به مرگ یکدیگر راضی نباشند.از برکات وجودی ان بزرگمرد است .

من فکر می‌کنم باید از فوت اقای هاشمی رفسنجانی در این جهت استفاده کنیم که قرابت و همگرایی بین دو اندیشه سیاسی چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب را در مسیر منافع ملی تقویت کنیم.

اما در مورد اینکه آیا روحانی می‌تواند از این حادثه استفاده کند؟ من خیلی قائل به این نیستم که طرفداران دولت و کسانی که امروز حامیان دولت مستقر هستند چندان بتوانند از رحلت هاشمی رفسنجانی، استفاده کنند، اینگونه نیست . جامعه سرفصل حساب دولت را جدا باز می‌کند.

به خاطر دارم که اقای هاشمی رفسنجانی قبل از رحلت ،توصیه‌شان به روحانی این بود که برای دو دوره باید آمادگی داشته باشد . البته دولت روحانی هم مانند همه دولت‌های دیگر می‌‌تواند در بوته نقد قرار بگیرد . با این حال اگر به شکل کلان نگاه کنیم هاشمی رفسنجانی مدافع این دولت بود.

 
ولایتی جزو شخصیت‌هایی بود که در تراز روحانی همیشه مورد توجه هاشمی رفسنجانی بود
«نسیم آنلاین»: قبول دارید آقای هاشمی بر اساس همان صحبتی که روحانی 3 درصد رای داشت و من 50 درصدش کردم به مثابه یک نخ تسبیحی بودند و جریانات مختلفی را از اعتدالیون، کارگزاران و یا حتی آنهایی که بیشتر از نظام فاصله داشتند را هم متصل می‌کردند؟ این خلائی که اکنون با نبود آقای هاشمی ایجاد شده را چه کسی می‌تواند پر کند؟

عطریانفر: امروز خلائی نیست و آقای هاشمی رفسنجانی اگر در سال 92 اظهارنظری کردند منظورشان شخص خود نبوهد، جامعه در سال 922 از حضور هاشمی برای ریاست جمهوری استقبال می‌کرد . در نظرسنجی که درباره جایگاه وی انجام شده بود رای بسیار مهمی داشت اما به هر دلیل هاشمی از حضور در رقابت بازداشته شد. البته جامعه پیام دست رد به سینه هاشمی را خوب دریافت کرد و به شدت هم دلخور شد، جامعه منتظر بود تا ببیند عطف نگاه هاشمی رفسنجانی به چه کسی است و بهمین جهت به سوی حسن روحانی معطوف شد.

جامعه این اعتماد را به هاشمی رفسنجانی داشت که با 30 میلیون رای رئیس‌جمهور شود و چون بازداشته شد این رای به سمت مجموعه‌ای از اندیشه‌ها که در راس آن روحانی بود، هدایت شد وگرنه شخصی مانند دکترولایتی هم واقعا بخشی از ظرفیت هاشمی بود. دکترولایتی هم جزو شخصیت‌هایی بود که در تراز روحانی همیشه مورد توجه هاشمی رفسنجانی بود و اگر شرایطی پیش می آمد که این استعداد به سمت ولایتی هدایت شود، این کار را می‌کرد.

 
سال 92 مردم روحانی را بالواسطه هاشمی می‌شناختند

ولی امروز دیگر آن نوع داوری حاکم نیست و حسن روحانی مستقلا مورد شناخت جامعه است و وی مسئولیت اداره کشور را بر عهده دارد، روحانی در زندگی جامعه متوسط، فقیر و غنی تاثیر دارد و تدابیر او در موضوع برجام که به عنوان بزرگ‌ترین دستاوردش حساب می‌شود تا اشکالاتی که به برخی از تک تک وزرایش مطرح می‌شود مورد قضاوت قرار می‌گیرد و دیگر موضوع هاشمی دراین میان مطرح نیست. جامعه در این قضاوت نیازی ندارد که به 4 سال پیش برگردد ، به این معنا که در آن تاریخ روحانی را مع الواسطه می‌شناختند و امروز بی‌واسطه می‌شناسند و داوری می‌کنند و در این شرایط یا با او همراهی می‌کند یا رای مخالف به وی می‌دهند.

 
«نسیم آنلاین»: و جامعه همراهی خواهد کرد؟

عطریانفر: به احتمال بسیار زیاد ظرفیت آرایی که در آن دوره برای روحانی رقم خورد در این دوره هم در سبد او قرار دارد اما تنها نکته‌ای که به عنوان تبصره باید در نظرداشته باشیم این است که رقیب روحانی می‌تواند واجد اثار باشد، اول اینکه اگر رقیب ارزشمندی باشد سطح مشارکت را افزایش می‌دهد و همواره از این نظریه دفاع می‌کردم که جریان اطلاح طلب و اصولگرا شخصیت‌های برجسته، موثر، کارآمد ودر ترازواقعی " رجل سیاسی" را بر روی صحنه بیاورد و رقابت‌ها تنگاتنگ باشد ولو با نیم دهم درصد، یک دهم درصد یا یک درصد احتلاف، قدرت را فرد پیروز در دست بگیرد که این حسن انتخابات است.

آن چیزی که حسن به شمار می‌رود این است که مثلا فردا روزی اقای روحانی با یک نفر و یا حتی 10 نفر دیگر رقابت کند که دو نفر به عنوان رقبای اصلی رقابت کنند و مثلا در شرایطی که مابقی 5 درصد رای را می‌آورند یکی از ان دو نفراصلی45 درصد رای و دیگری 50 درصد رای بیاورد که این رقابت بسیار زیبایی می‌شود، در این شرایط نمی‌توانیم بگوییم که این رای 50 درصدی، تنها 5 درصد بیشتر بوده است. یا مثلا بگوییم طرف مقابل با 5درصد بیشتر رای آورده، بله به خاطر 5 درصد رای آورده و اصلا مقوله دموکراسی و حاکمیت اکثریت همین است. در یک مجموعه هیئت مدیره هم که7 نفر هستند، 4 نفر به یک مقوله رای می‌دهند و 3 نفر رای مخالف می‌دهند، رای 4 نفر حاکم است و این مسائلی که برخی از حضرات مخالفین مطرح می‌کنند شوخی با افکار عمومی است.

اگر یک رقیب منطقی و ارزشمندی به صحنه بیاید چند اثر خواهد داشت، یک ، سطح مشارکت را افزایش می‌دهد .دو،  شیوه رقابت و تبلیغات وی می‌تواند رای روحانی را بیافزاید و یا کاهش دهد و این بیشتر معطوف به آن رقیبی است که می‌خواهد وارد شود.

جبهه مقابل روحانی شخصیت‌های موثرش را به عرصه نمی‌آورد
«نسیم آنلاین»: چنین رقیبی را می بینید؟

عطریانفر: چون جامعه یک رای آماده‌ برای روحانی دارد، رقیب وی شخصیت‌های موثرش را به عرصه نمی‌آورد؛ آنها خودشان را ملتزم به مشارکت می‌دادند ولی شخصیت‌های درجه دو یا سوم را به میدان می‌آورند و حتی اگر شخصیت درجه یک هم داشته باشند خود طرف آمادگی پیدا نمی‌کند.

الان از شخصیت‌هایی که در خودش ظرفیت کاندیداتوری را باور دارد و همفکرانش هم او را در چنین جایگاهی تایید می‌کنند، آقای باهنر است ولی حتی اگر همه همفکران او هم مشتاق باشند که وی اعلام حضور کند، باهنر چنین کاری را نخواهد کرد چرا که احساس می‌کند این ظرفیت را باید برای زمانی بگذاردکه رقابت‌ها برابر است یعنی زمانی که فرد مقابل رئیس جمهور نیست و تنها دو نفری هستند که می‌خواهند برای کرسی ریاست جمهوری در عرض هم رقابت کنند ولی امروز روحانی برای حفظ موجودیت اش رقابت می‌کند و دیگران رقابت می‌کند تا صندلی را از زیر پای رئیس جمهور بکشند.

 
نقش آفرینی کنونی از آنِ آقای ناطق است
«نسیم آنلاین»: آقای ناطق نوری می‌تواند به مثابه آن نسخ تسبیحی باشد که آقای هاشمی رفسنجانی بود؟

عطریانفر: شخصا اقای ناطق نوری را خیلی می‌پسندم و رویکرد وی از دوران ریاست مجلس تا امروزش را خوب ارزیابی می‌کنم، آقای ناطق جزو شخصیت‌های مورد احترام بنده است و باورم این است که این ظرفیت بالقوه می‌تواند در وی باشد البته نیازمند کار و تلاش بیشتر و افزایش سرمایه ارتباطی، اجتماعی و نخبه‌گرایی است، اگر این جنبه‌ها تقویت شود بخشی از فقدان هاشمی رفسنجانی با نقش آفرینی آقای ناطق نوری حل می‌شود؛ ناطق نوری امروز در دستگاه داوری اصلاح طلبان بسیارمورد احترام است.

«نسیم آنلاین»: آقای ناطق که یک راست سنتی است.

عطریانفر: مشکل ما همین است که فکر می‌کنیم وقتی کسی را از اول به یک تابلو شناختیم تا آخر باید به همان نام بشناسیم.  ببینید روش و رویکرد و عمل مهم است تا برچسب . می‌خواهم بگویم فرآیند مهم است و نه ساختار؛ مگر خود روحانی غیر از این بوده است؟ آقای روحانی شبیه به آقای ناطق بود، آقای روحانی دوره همکاری خوبی به عنوان معاون آقای ناطق نوری در سابقه تجارب سیاسی خود دارد پس رویکرد آنها مهم است.

چرا امروز عناصر افراطی رادیکال اصلاح‌طلبان از سوی اصلاح‌طلبان مطرود هستند؟ چون روش و رویکرد مهم است. اینکه فردی زمانی جزو لیست اطلاح طلبان بوده است کافی نیست.

ناطق نوری شخصیت انقلابی است، سابقه مبارزاتی و درک روشنی از پیشینه انقلاب دارد، آدم ملی و نظام دوستی است و از علاقه‌مندان و سینه چاکان نظام است، امام را درک کرده و ایشان را می‌شناسد، رهبری را هم درک کرده و می‌شناسد، هاشمی را هم درک کرده و می شناسد، تجاربی که از خود در مدیریت مجلس نشان داد اثبات کرد  منافع ملی و سیاسی ایران برای او بر منافع خطی‌ ارجح است؛ این قضاوت خاتمی را فراموش نکنید که گفت مجلس پنجمی که ما با آن زندگی کردیم همسوتر از مجلس ششم بود و هیچ گرفتاری پیدا نکردیم. اینها جزو دستاوردهای ارزشمند اقای ناطق است و همین ناطق با همان پایگاهی که می‌فرمایید قابل دفاع است. خود ناطق نوری هم نگاهش این است که این دو فرآیند فکری جزو لوازم ضروری نظام سیاسی است.

 
امروز آقای شیخوخیت ناطق این جامعیت را برای وی پذیرفته‌تر از روحانی کرده است
«نسیم آنلاین»: باتوجه به جایگاه حاکمیتی که امروز آقای روحانی دارد، شانس بیشتری از آقای ناطق برای پرکردن جایگاه آقای هاشمی ندارد؟

عطریانفر: هر کدام جایگاه خودشان را دارد، ناطق ثوبتا و روحانی اثباتا واجد چنین جایگاهی هستند ، تفاوت این دو آن است  که جایگاه حقوقی روحانی چنین جامعیتی را برای وی تدارک دیده است ولی جایگاه حقیقی اقای ناطق نوری امروز، اولی بر جایگاه حقوقی اوست. این جامعیت از پیش برای وی ساخته شده است.

کسانی که به ثبوت می‌رسند، از معبر اثبات تلاش  ودر این مقام نقش آفرینی می‌کنند و بعد به یک چهره قابل اعتماد تبدیل می‌شوند، امروز ولایتی هم از این همین جنس است و از طرف دیگر خاتمی و دیگر ‌شخصیت‌های ارشد اصلاحات را هم داریم که عمل‌شان را از معبر اثبات به وادی ثبوت کشانده اند.

روحانی چون خود در این میان ذی‌نفع است موقعیت ناطق اُولی است؛ روحانی چون می‌خواهد در رقابت حضور پیدا کند الان از این نقش افرینی معاف می‌شود ولی اگر روزی روحانی در این موقعیت نباشد از آن ظرفیت‌هایی خواهد بودکه بخشی از وجوه هاشمی را نمایندگی میکند، اگر به گذشته تاریخی هم برگردیم روحانی در دوران دفاع مقدس با هاشمی همراه بود . ولی آقای ناطق در دوران مبارزه و زندان قرابت بیشتری با هاشمی داشت و امروز شیخوخیت ناطق این جامعیت را برای وی پذیرفته‌تر از روحانی کرده است .

 
باور سیدحسن خمینی این است که اکنون به عنوان حامی بهتر می‌تواند ایفای نقش کند تا به عنوان محور
«نسیم آنلاین»: سیدحسن خمینی امروز نمی‌تواند چنین جایگاهی را داشته باشد؟

عطریانفر: علامه سیدحسن خمینی ، آینده بسیار روشنی را پیش‌رو دارد. الان او موّید و همراه است و این مسیری که ما داریم  آینده بهتری برای اقای سید حسن اقا متصوریم، چون خودش هم باورش این است که در این ایام به عنوان حامی بهتر می‌تواند ایفای نقش کند تا به عنوان محور.

سیدحسن اقا خمینی وجوهی دارد که خیلی اوُلای از دیگران و شاید منحصر به فرد است که آن جنبه باید برای آینده تقویت شود، او نماینده خاندان امام خمینی است که نقش تاریخ‌ساز و دوران‌سازی در تاریخ ملت ما دارد، او به عنوان شخصیت برجسته در قم صاحب مکتب فقاهتی است، به لحاظ درک و فهم صاحب کرسی درسی بزرگی است و در حوزه مرجعیت دینی بسیار آدم برجسته‌ای خواهد شد، از هوش وافری هم برخوردار است؛ سید حسن خمینی در دوران جوانی است و باید برای آینده روی این ظرفیت حساب کنیم. الان در دوره انتقال هستیم ، نقش آفرینی کنونی از آنِ ناطق است و از آنِ روحانی و خاتمی هم می تواند باشد.  باید بر روی این جنبه‌ها دست گذاشت و تاکید کرد و دانست که فقدان هاشمی رفسنجانی اگر چه سخت ولی قابل ترمیم است.

با 38 سالی که از عمر سیاسی نظام ما گذشته، هم حاکمان و هم منتقدان واقع‌بین شده‌اند امروز اگر به داوری‌ها و اظهارنظرهایی که آقای عطاالله مهاجرانی میکند به عنوان کسی که حاکمیت روی او حساس است نگاه کنید، می‌بینید که ممکن است نقد کند ولی واقع‌بینانه حرکت می‌کند؛ می‌بینید که در بسیاری از همین میزگردهایی که در بی‌بی‌سی تشکیل می‌شود مخالفین علیه نظام صحبت می‌کنند ولی او لاجرم به برخی واقعیت‌ها اذعان دارد . اینها ناشی از یک اتفاق شکوهمند است. حاکمیت به سمت واقع‌بینی و عدالت درست حرکت کرده و منتقدین هم همینطور، آن کسی هم که باید داوری کند جامعه است؛ ما خیلی هم دنبال این نیستیم که منتقدین برانداز را جذب کنیم ولی این نظریه اقای خاتمی که تلاش کنیم مخالف را به منتقد و منتقد را به موافق تبدیل کنیم یک امر پذیرفته ومطلوبی شده است و فکر می‌کنم این روند با عدم حضور اقای هاشمی رفسنجانی هم از دست نمی‌رود.

ارتباطی که می‌تواند برخی از مخالفین را به سمت جذب هدایت کند، آن چیزی است که قابل حساب و طراحی است و نباید ناامید بود. هاشمی رفسنجانی فردی بسیار بزرگوار بود ولی با فوت وی مشی او همچنان باقی است. اینها دستاوردهای ارزشمندی است که برای ما گذاشته و ما باید بر این دستاوردها تاکید و این راه و رسم را تقویت، تثبت و نهادینه کنیم.

از گروه‌های سیاسی‌ این توقع وجود دارد که ببینند هاشمی به عنوان منتقد در جامعه حضور داشت و برخی از رویکردهایی که وجه غالب در حاکمیت هم داشت را نپذیرفت و حتی رد هم میکرد . باید این وجه را تقویت کنیم و فکر هم می‌کنم باقی خواهد ماند. با فقدان هاشمی رفسنجانی دین خدا و انقلاب امام خمینی تضعیف نخواهد شد.

 
پیشنهاد اینکه اصلاح‌طلبان بعد از هاشمی مستقیما با رهبری ارتباط برقرار کنند مناسب و قابل دفاع است
«نسیم آنلاین»: خانم راکعی عنوان کرده‌اند که بعد از آقای هاشمی، تنها کسی که می‌تواند محل رجوع بخشی از جامعه و اطلاح‌طلبان قرار بگیرد خود آقای خامنه‌ای است و اصلاح طلبان برای تعامل باید مستقیم راه ارتباط با رهبری را برقرار کنند.

عطریانفر: آیت‌الله خامنه‌ای که موقعیت‌شان فراتر از اقای هاشمی است، ولی این جمله، پیام خوبی است . هاشمی در عرض رهبری نبود بلکه وی در طول رهبری نظام و انقلاب اسلامی ایران تعریف می‌شد و همیشه شخصیت دوم نظام بوده است، امام در راس نظام  و هاشمی نفر دوم بود، آقای خامنه‌ای هم رهبر نظام و هاشمی نفر دوم شد و این موقعیت، موقعیت خیلی ممتازی در کشور بوده است و این را ما در طول هم می‌بینیم، همه کسانی که به مشی هاشمی رفسنجانی اعتقاد و باور داشتند رهبری را از این کانال نگاه می‌کردند و با رهبری در چنین دستگاه فکری ارتباط برقرار می‌کردند . امروز یک واسطه نیرومند و ارزشمند از دست رفته و اصلاح طلبان هر مقدار بتوانند آن ظرفیتی که به وسیله هاشمی رفسنجانی برای ارتباط با نظام مصرف می‌کردند را از طریق خود رهبری  مستحکم کنند خوب است. حتما این ظرفیت وجود دارد و این توصیه‌ای بود که من در برخی از حوزه‌های فکری متفاوت هم دیدم به غیر از خانم راکعی من در سرمقاله اقای عبدالله گنجی در روزنامه جوان هم دیدم که چنین حرفی زده شد که پیشنهاد مناسب و قابل دفاعی است.

 
وصیت جدید از هاشمی پیدا نشده
«نسیم آنلاین»: از وصیت نامه آقای هاشمی خبر دارید؟

عطریانفر: همان چیزی بود که اعلام شد، از آقا محسن هم پرسیدم چیزی پیدا کردید، گفتند خیر.

 
«نسیم آنلاین»: عجیب نیست، آقای هاشمی به عنوان یک شخصیت هوشمند سیاسی در سال 79 که در جامعه مورد اقبال نبود وصیتی را می‌نویسد که اکثرا مسائل شخصی است ولی وصیت‌نامه سیاسی و اجتماعی نداشته باشد؟

عطریانفر: شما چون تحت تاثیر وصیت‌نامه امام هستید این صحبت را می‌کنید. وصیت‌نامه نویسی به عنوان سنت دینی ما وجه شخصی دارد . فرد وصیت می‌کند اموالم چه شود و فرزندانم چه کار کنند ولی وصیت‌نامه سیاسی و اجتماعی  که مدنظر شماست آن چیزی است که امام صادر کردند و نماد و کاری ابتکاری بود، حال فرض کنید اگر امام چنین وصیت نامه‌ای را صادر نمی کردند ما دچار فقدان بودیم؟ اصلا ؛ همه گفتگوهای امام را که جمع کنیدعِدل همین وصیت‌نامه می‌شود. لکن امام دیدگاه‌هایش را تلخیص کرده و یک پیام کوتاه در اختیار ما گذاشته است. هاشمی نیاز به این کار نداشته، شاید هم کرده باشد و در آینده پیدا شود ولی سیره وسّنت هاشمی مکتوب است و همان‌ها وصیت نامه‌های سیاسی و اجتماعی هاشمی محسوب می شود.

ان‌شاءالله خداوند به آقای خامنه‌ای عمر طولانی بدهد و برای همه ما ایشان راحفظ کند ولی اگر وصیت نامه نداشته باشند ،اما ظرفیت تولید منظومه فکری ایشان در مقایسه با امام 5 یا 10 برابر است، ایشان شخصیت جوانی بودند و رهبر جوان ،پرطاقت‌تر و پرظرفیت‌تر است همچنین ایشان  فرد دقیقی هستند و تمام اظهارات‌شان با پیش‌نویس است که اینها خیلی ارزشمند است، امام شاید به اقتضای سنشان اینگونه نبودند و شاید اصلا نمی‌توانستند اینگونه باشند ولی آقای خامنه‌ای در سطوحی جلسه می‌گذارند و اظهارنظر می‌کنند که متعلق به بدنه کارشناسی و نخبگانی ما است، همه آنها را که جمع کنید می‌شود وصیت‌نامه و اگر ایشان از اول ننشینند و همه را بنویسند، همان عملکرد، رویکرد و سیره ایشان بهترین وصیت نامه است و هاشمی هم همین گونه بود. مشکل ما این است که همیشه دنبال پیدا کردن چیزی در این وصیت نامه هستیم.

 

 

مهدی می‌خواست در برابر حکم زندان اعتصاب کند که آقای هاشمی با او تندی کرد و گفت بی‌خود
«نسیم آنلاین»: به عنوان فردی که زمان بسیاری با آیت‌الله هاشمی ارتباط داشتید یک خاطره از وی نقل کنید.

عطریانفر: مهدی هاشمی سال 94 قرار بود برود زندان، زنگ زدند برویم منزلشان، زودتر رفتیم، آقای کرباسچی، من و آقای  مرعشی بودیم، فائزه خانم نبود ولی فاطمه خانم و مادرش بودند، گفتیم حالا می‌خواهید چکار کنید؟ مهدی گفت که تصمیم به اعتصاب غذا دارم و چنین و چنان است، گفتیم که این کار بی‌خود است. برو زندان تا ان‌شاءالله بیرون ‌بیایی، گفت نه این ناعادلانه است.

نیم ساعت بعد حاج آقا از سرکار آمدند و نشستند و گفتند چه خبر؟ گفتیم آقازاده می‌خواهد اعتصاب غذا کند، حاج آقا خیلی با او تندی کردند و گفتند بی‌خود! حق نداری، مثل یک مرد برو زندان ان‌شاءالله یک روزی بیرون می‌آیی، برو از فرصت هم استفاده کن.

مهدی شروع کرد به احتجاج کردن، حاج‌آقا با او برخورد کردند و گفتند من حرمت شرعی برای اعتصاب غذا قائل هستیم.

خیلی انسان بزرگواری بود خداوند ان‌شاءالله عاقبت ما را ختم به خیر کند.

منتشرشده در سیاسی
سابقه تراشی حتی پس از فوت هم ادامه دارد/
 

یکی از سایت های خبری نزدیک به دولت و مرحوم هاشمی رفسنجانی که قبلا نیز در اقدامی خلاف اخلاق رسانه ای به تحریف سخنان آیت الله مصباح یزدی پرداخته بود در اقدامی خلاف واقع دست به انتشار وتحریف سخنان بیست روز پیش ایشان در همایش «بررسی اخلاقی آثار غفلت در پیدایش فتنه» زد و در تیتر خود به گونه ای وانمود نمود که گویی هاشمی حقی بر گردن آیت الله مصباح یزدی دارد و آیت الله به ایشان انتقادی نداشته است!

گروه سیاسی -رجانیوز؛ یکی از سایت های خبری نزدیک به دولت و مرحوم هاشمی رفسنجانی که قبلا نیز در اقدامی خلاف اخلاق رسانه ای به تحریف سخنان آیت الله مصباح یزدی پرداخته بود در اقدامی خلاف واقع دست به انتشار وتحریفسخنان بیست روز پیش ایشان در همایش «بررسی اخلاقی آثار غفلت در پیدایش فتنه» زد و در تیتر خود به گونه ای وانمود نمود که گویی هاشمی حقی بر گردن آیت الله مصباح یزدی دارد و آیت الله به ایشان انتقادی نداشته است!
 
به گزارش رجانیوز، این سایت حامی دولت، به صورت مغرضانه ای خبری را با این تیتر کذب بر روی خروجی خود قرار داد: «آیت الله هاشمی رفسنجانی برهمه ما حق دارند/ گاهی حسد یاتکبر سبب میشود قضاوت نامناسبی نسبت به دیگران انجام شود.» 
 
 
 
آیت الله مصباح یزدی که در تاریخ 20دی ماه امسال یعنی درست یک روز بعد از فوت مرحوم هاشمی در دانشگاه رضوی مشهد مقدس به ایراد سخنرانی اخلاقی پیرامون آثار غفلت در پیدایش فتنه پرداخته بودند.
 
حضرت آیت الله مصباح یزدی در ابتدای صحبت های خود همچون سایر علما فوت هاشمی را تسلیت گفتند. ایشان فرمودند: به مناسبت درگذشت ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که عمری را در یاری امام (ره) و در راه تلاش براي تحقق منویات امام (ره) و منویات علما و بزرگانی که اين انقلاب را سامان دادند و بر همه ما حق دارند، تلاش کرد؛ این مصیبت را تسلیت عرض مي‌کنم و برای همه گذشتگان و حق‌داران، مخصوصا آن بزرگوار طلب مغفرت و عفو الهی و پاداشی در خور کرم و فضل خدا دارم.
 
همانگونه که از متن این صحبت قابل مشاهده است ایشان در سخنان خود با اشاره به امام راحل و علما آن بزرگان را با صفت کسانی که«اين انقلاب را سامان دادند و بر همه ما حق دارند» یاد میکند اما سایت حامی هاشمی در تیتر خود به دروغ این عنوان را نسبت داده شده به مرحوم هاشمی توصیف میکند، این حرکت در جهت بزرگنمایی مرحوم هاشمی توسط بزرگان انقلاب قابل تحلیل است.
 
 
فارغ از این مورد مهم، این سایت در ادامه تیتر خود نیز قسمتی از متن سخنرانی اخلاقی ایشان که کاملا بی ارتباط به قسمتاول تیتر  می باشد را ذکر کرده که این امر خلاف اخلاق حرفه ایست.
 
گفتنی است مواضع این عالم بزرگ دینی نسبت به فتنه گران، ساکتان فتنه، هاشمی رفسنجانی و اشخاصی که درصدد ایجاد انحراف در انقلاب شکوهمند اسلامی هستند کاملا مشخص و واضح است.
منتشرشده در سیاسی
جزئیات فوت هاشمی از زبان وکیل خانواده:
 

سرویس سیاست مشرق -
 سیدمحمود علیزاده طباطبایی وکیل خانواده هاشمی در گفتگو با روزنامه آرمان که یکی از روزنامه‌های نزدیک به خانواده هاشمی است در خصوص جزئیات فوت مرحوم هاشمی صحبت کرده است و در مورد علت فوت وی اطلاعات جالبی را ارائه داده است.

وی در پاسخ به این سئوال که وزیر بهداشت عنوان کرده‌ که آیت‌ا... هاشمی دیابت داشته‌. آیا این مسائل در درگذشت وی تاثیرگذار بوده است؟ بیان کرد: رحلت آیت‌ا... هاشمی قطعا به خاطر دیابت نبوده است و ایشان به دلیل عارضه قلبی فوت شده‌اند. از سوی دیگر آنژیویی که ایشان انجام داده‌اند تنها برای اطلاع از سلامتی بوده و ایشان هیچ‌گونه مشکل قلبی نداشتند. بر اساس اظهارات آقای رجایی یک پزشک آلمانی چند ماه پیش قلب آیت‌ا... هاشمی را معاینه کرده بودند که در این زمینه هیچ مشکلی وجود نداشت.

علیزاده طباطبایی درباره نحوه رخ دادن فوت مرحوم هاشمی می‌گوید: آیت‌ا... هاشمی هفته‌ای دو جلسه ورزش می کردند و روز یکشنبه برای ورزش به استخر «کوشک» رفته بودند. این استخر تحت نظارت حفاظت مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و شخص دیگری نمی‌توانست از آن استفاده کند. آیت‌ا... هاشمی اجازه نمی دادند که در زمان ورزش ایشان دوربین‌ها روشن باشد و محافظان نیز در اطراف ایشان حضور نداشتند. به همین دلیل هنگامی محافظان ایشان از مساله مطلع می شوند که کار از کار گذشته بود.یعنی آیت‌ا... هاشمی قبل از این که به بیمارستان برسند رحلت کرده بودند.

وکیل خانواده هاشمی در پاسخ به این سئوال که چرا تیم پزشکی در لحظه درگذشت کنار مرحوم هاشمی نبوده است،‌ اظهار داشت:‌ آیت‌ا... هاشمی چون احساس می کردند هیچ‌گونه مشکلی ندارند تمایلی به استفاده از تیم پزشکی نداشتند.

وی درباره اینکه در مورد محل دفن هاشمی رفسنجانی اختلافاتی بوده است و در وصیت رئیس‌ فقید مجمع تشخیص مصحلت نظام درباره محل دفن آیا توصیه‌ای شده بود یا خیر، بیان کرد: در وصیت‌نامه اشاره‌ای به محل دفن نشده بود و به همین دلیل تصمیمات زیادی در این زمینه اتخاذ شد.بنده از حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی طباطبایی شنیدم که عنوان می‌کردند آیت‌ا... هاشمی در گذشته دوست داشتند که در مشهد مقدس دفن شوند اما یک ماه پیش و در دیدار با آقای طباطبایی عنوان کرده بودند که تمایل دارند در قم و در جوار حضرت معصومه (س) دفن شوند. با این وجود خانواده ایشان تصمیم گرفتند که آیت‌ا... هاشمی در جوار مرقد مطهر حضرت امام (ره) دفن شوند.

وکیل خانواده هاشمی درباره اینکه واکنش فرزندان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی به فوت وی چه بوده است، گفت:‌ این مساله برای همه اعضای خانواده غیرمنتظره بود و هیچ کس باور نمی کرد که آیت‌ا... هاشمی فوت شده است.دختران ایشان یعنی فاطمه و فائزه خیلی بی تابی می کردند اما پسرها پذیرفته بودند که این مساله تقدیر الهی بوده است.

علیزاده طباطبایی در پاسخ به این سئوال که چه کسانی اولین بار متوجه مرگ هاشمی شدند، اظهار کرد:‌ اولین افراد محافظان ایشان بودند. هنگامی که محافظان با جنازه آیت‌ا... در آب مواجه می شوند تلاش می کنند ایشان را از آب بیرون بیاورند و عملیات احیا را روی ایشان انجام بدهند که در این زمینه توفیقی به دست نمی آوردند. سپس ایشان را به بیمارستان منتقل می‌کنند که گویا مرگ در راه بیمارستان اتفاق افتاده بوده و تلاش پزشکان در بیمارستان نیز به نتیجه نمی‌رسد.

وی درباره این سئوال که آیا فوت در زمانی که هاشمی در استخر حضور داشتند اتفاق افتاده است؟ گفت: بله. ایشان تا ساعت ۵ عصر در مجمع تشخیص مصلحت حضور داشتند. پس از آن نماز خود را می‌خوانند و برای ورزش وارد آب می شوند. پس از مدتی که ایشان وارد آب می شوند گویا عارضه قلبی رخ می دهد. بر اساس اظهارات محافظان به دستور آیت‌ا... تمامی دوربین‌ها خاموش بوده‌اند و هیچ تصویری از این اتفاقات ثبت و ضبط نشده است و در همین اندازه اظهارنظر می‌شود.
 
 
منتشرشده در سیاسی
وقتی اهرم برجام هم ناکارآمد می‌شود

 

اکنون یک استراتژی به شدت در میان حامیان او سربرآورده و آن استفاده از نام مرحوم هاشمی رفسنجانی است. در واقع، جناح حامی دولت تلاش دارد تا با استفاده از این نام، مباحث احتمالی دیگری را که در زمان انتخابات قرار است به آنها پرداخته شود، تحت الشعاع قرار دهد.
گروه سیاسی صراط - حامیان دولت حسن روحانی از هم اکنون استفاده ابزاری از نام موحوم هاشمی رفسنجانی در انتخابات 96 را کلید زده اند.

به گزارش صراط، تا همین چند هفته پیش، حسن روحانی و حامیانش در مقابل موج فزاینده نارضایتی ها از عملکرد اقتصادی دولتش صرفا یک اهرم داشتند که به آن متوسل شوند که البته همین اهرم نیز تنها در ذهن دولتی ها یک موفقیت شناخته می شد.

اهرم موردنظر دولت برجام بود که تا کنون دستاورد ملموسی به جز ورود پر از حرف و حدیث یک هواپیمای ایرباس به کشور نداشته است. با این حال، روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری 96 احتمالا هیچ حرف دیگری به جز حمایت از برجام در مقابل انتقادهای اقتصادی نداشت.

 
اما اکنون یک استراتژی به شدت در میان حامیان او سربرآورده و آن استفاده از نام مرحوم هاشمی رفسنجانی است. در واقع، جناح حامی دولت تلاش دارد تا با استفاده از این نام، مباحث احتمالی دیگری را که در زمان انتخابات قرار است به آنها پرداخته شود، تحت الشعاع قرار دهد.

برخی اصلاح طلبان این ایده را به صراحت اعلام کرده و گفته اند که بازیگر اصلی انتخابات 96 هنوز هم هاشمی رفسنجانی است.

در انتخابات سال 92، در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی، از محمد خاتمی و صادق زیباکلام گرفته تا سرلشگر حسن فیروزآبادی همه و همه دیده می شدند تا بلکه او بتواند حمایت اصلاح طلبان را محکم تر از قبل پشت خود ببیند و البته بخشی از اصولگرایان را هم با خود همراه کند؛ حال باید منتظر ماند و دید در انتخابات 96، تا چه میزان از نام، تصویر و صدای هاشمی رفسنجانی استفاده خواهد شد تا در فضای احساسی به وجود آمده پس از درگذشت او، بهره برداری سیاسی شود.
منتشرشده در سیاسی

 

غلامحسین کرباسچی گفت: من جنازه (آیت‌الله هاشمی) را با کفن دیدم. چیز غیرعادی وجود نداشت. در مورد عکس صورت ایشان علی‌القاعده خانواده عکس از ایشان گرفتند، شاید بعداً آن را منتشر کنند.

 
 

 روزنامه ایران نوشت:

در همان دفتری که خبر فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را شنیده، پذیرای ما می‌شود؛ دفتری کوچک و دنج در خیابان آفریقا. رغبت چندانی به مصاحبه ندارد و پاسخهایش به سؤالات درباره نحوه درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با مکث و سکوت همراه است. اما کم کم سر صحبت باز می‌شود.غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی، یکی از مدیرانی است که نامش پیش از هر کس آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به ذهن متبادر می‌کند؛چه ،کرباسچی علاوه بر قرابت فکری و سیاسی، 37 سال با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همکاری و همراهی داشته است. او دبیر کل تشکلی است که جمعی از مدیران و بستگان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آن عضویت دارند.اما بیش از این علقه سیاسی، پیوند عاطفی او با آیت‌الله، وی را بر آن داشته است که بر خلاف تمایلش برای حضور در  رسانه‌ها، بعد از درگذشت آیت الله هاشمی حضور بیشتری در  این عرصه داشته باشد و از رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام دفاع کند.چنانکه هفته گذشته در گفت‌و‌گو با شبکه بی‌بی سی از مشی این رسانه در قبال آیت‌الله هم در دوران حیات و هم پس از مرگ انتقاد و تأکید کرد این رسانه به «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی توهین و در حق این شخصیت بین‌المللی ظلم کرده است.» کرباسچی در مصاحبه با«ایران»  نحوه رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را روایت می‌کند اما بی‌آن که متوجه باشد تمامی افعالش درباره هاشمی، متعلق به زمان حال است نه گذشته. گفت‌و‌گوی «ایران» با وی را در زیر می‌خوانید:

از چه طریقی از ارتحال آقای‌ هاشمی باخبر شدید؟
در همین دفتر نشسته بودیم؛ یکی از دوستان زنگ زد گفت که آقای‌ هاشمی را به بیمارستان بردند.

واکنش شما چه بود؟
گفتم بعید می‌دانم. چون دو سه بار خبرسازی کرده بودند که «آقای‌ هاشمی مریض است»، «آقای‌ هاشمی بیمارستان است» و… بعد دفتر یا بستگان ایشان تکذیب کرده بودند. این بار هم فکر می‌کردم شایعه باشد. ساعت 6 غروب با محسن  آقای ( هاشمی) تماس گرفتم که گوشی را جواب نداد. با آقای محمد هاشمی تماس گرفتم خبر را تأیید کرد و گفت که بیمارستان بالای سر حاج آقا هستم. پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده است» که گفتند: «ایست قلبی است.» پرسیدم: «احیا کردند»؟ گفتند که «در حال احیا هستند». وقتی سؤال کردم بعد از احیا برگشتند یا خیر؟ خیلی ناامید بودند و پاسخ منفی دادند. بعد تلفن‌ها شروع شد و به فاصله نیم ساعت بعد خبر فوت ایشان آمد.

شخصی که به شما اطلاع دادند، از حزب بودند؟
نه، آقای مهندس خوانساری رئیس اتاق بازرگانی پس از انتشار خبر در فضای مجازی از بنده پیگیر صحت و سقم آن شد.

بعد شما هم به بیمارستان رفتید؟
به دلیل تجمع مردم و ترافیک نتوانستم به بیمارستان برسم؛ به سمت جماران حرکت کردم که آنجا نیز به دلیل حضور پلیس و مردم پرترافیک و راه بسته بود. آخر شب به منزل‌شان رفتم و بعد هم به حسینیه امام که پیکر ایشان را شست‌وشو می‌دادند.

از اطرافیان آقای‌ هاشمی و حاضران پیگیر فوت ناگهانی ایشان نشدید؟
از همه می‌پرسیدیم. از بعضی پاسدارها و محافظان ایشان از همه سؤال کردیم.

آقای‌ هاشمی در استخر تنها بودند؟
ظاهراً تنها بودند.

چطور متوجه می‌شوند اتفاقی افتاده؟
ظاهراً ایشان مایل نبودند وقتی برای شنا می‌روند، کسی همراه‌شان باشد. بنابراین تنها به استخر رفتند و نیم ساعت تا سه ربع شنا می‌کردند. آن طور که محافظان تعریف کردند، وقتی می‌بینند زمان شنای ایشان طولانی شده، داخل رفتند و دیدند  این حادثه برای ایشان رخ داده است.

علت فوت ایشان ایست قلبی اعلام شده اما آقای رجایی اخیراً به نقل از پزشک آلمانی اعلام کردند که قلب آقای‌ هاشمی مثل یک جوان 20 ساله است؟
این مسأله به تحقیقات پزشکی بستگی دارد. به استناد حرف یک پزشک آلمانی نمی‌شود چیزی گفت. اتفاقاً  گفته می شود جوان 200 ساله اگر سکته قلبی کند، احتمال مرگش بیشتر است. برای اینکه از نظر پزشکی معمولاً در سنین بالاتر وقفه‌ها و سکته‌ها می‌تواند خطرآفرین نباشد.
آقای‌ هاشمی همیشه در ‌هاله‌ای از افسانه‌ها بودند؛ قدرت افسانه‌ای، ثروت افسانه‌ای، تیم حفاظتی چند لایه و… اما فوت ایشان از برخی زوایا پرده برداشت. مثلاً اینکه تیم پزشکی همراه ایشان نبود.

چه صحبتی در مورد محافظان ایشان بوده است؟
بعد از سخنانی که آقای‌ هاشمی درباره توان موشکی و دفاعی کشور مطرح کردند، برخی از خبرگزاری‌ها در مصاحبه‌های متعددی ضمن تقطیع و تحریف سخنان آقای‌ هاشمی، این گونه القا کردند که اگر توان دفاعی لازم نیست، چرا خود آقای‌ هاشمی تیم حفاظتی چندلایه دارد.
تیم محافظتی آقای‌ هاشمی مانند تیم محافظتی سایر مسئولان مطابق ضوابط شورای عالی امنیت تعیین شده بود. این تدابیر منبعث از رویدادهای اول انقلاب از جمله ترورها بود و ارتباطی با شخصیت‌ها نداشت. حتی اگر شخصیتی با بسیاری از کارها مخالف باشد، تیم حفاظتی بنا به مسئولیتی که دارد، کارهایی انجام می‌دهد. خودشان نظری ندارند که تیم حفاظت چند نفره یا ماشین چه مدلی باشد؛ این موارد در اختیار شخصیت نیست. مگر آنکه شخصیتی بسیار پافشاری کرده و وضعیتی را تحمیل کند که آن هم معمولاً وقتی است که یک نفر خودش مسئولیت خطرهای احتمالی را بپذیرد. آقای‌ هاشمی هم دیروز و امروز دارای محافظ نبودند. از 37 سال پیش، پس از انقلاب و حوادث متعاقب آن، این ضرورت احساس شد. بخصوص سال 58 که بعد از شهید مطهری ایشان ترور شد. آن زمان با وجود اینکه آقای‌ هاشمی محافظینی داشتند، یک نفر به منزل‌شان وارد شد و به سمت ایشان تیراندازی کرد و اگر همسرشان نبود، در لحظه شهید شده بودند. از آن مقطع به بعد حفاظت از ایشان، حساس‌تر شد. آقای‌ هاشمی در دوران امام(ره) و پس از آن نفر دوم یا سوم کشور بودند و حساسیت به حفاظت ایشان کمتر از دورانی نبود که رئیس جمهوری بودند. اغلب کسانی هم که تا امروز با ایشان بودند، از همان محافظان سال‌های دور هستند که با وجود بازنشستگی، از ایشان حفاظت می‌کردند. کسانی که با تمام ویژگی‌های شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی ایشان آشنا و همانند خانواده‌شان بودند.

تیم پزشکی چطور؟
تا جایی که مطلع هستم، ایشان در زمان ریاست جمهوری همیشه یک تیم پزشکی داشتند. آقای دکتری همیشه در دفتر ریاست جمهوری و در مسافرت‌ها همراه آقای‌ هاشمی بود. براساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی باید همراه شخصیت‌های رده نخست، یک تیم پزشکی همراه با آمبولانس باشد. اما این طور که آقای قاضی‌زاده‌ هاشمی و محافظان ایشان گفتند، ایشان غیر از مسافرت‌های خارج از شهر، حضور پزشک را منع کرده و گفته بودند ضرورتی ندارد افرادی به عنوان تیم پزشکی معطل من شوند. البته معلوم نبود اگر تیم پزشکی هم بود، می‌توانست مانع از این اتفاق شود. به هر صورت کیفیت و بررسی اینکه حادثه چه بوده را مسئولان پزشکی و افراد ذیربط باید بررسی کنند. به نظر من این قضیه چیزی را به ما بازنمی‌گرداند. آقای‌ هاشمی دیگر نیست.

چهره ایشان را هنگام شست‌وشو دیدید؟
خیر. تمایلی نداشتم ببینم.

چرا عکسی پس از فوت از ایشان منتشر نشده است؟
فکر می‌کنم عکس موجود باشد. حتماً خانواده‌شان نخواستند منتشر شود. من جنازه را با کفن دیدم. چیز غیرعادی وجود نداشت. در مورد عکس صورت ایشان علی‌القاعده خانواده عکس از ایشان گرفتند، شاید بعداً آن را منتشر کنند.

با اینکه آقای‌ هاشمی 82 سال داشتند، اما فوت آقای‌ هاشمی به ذهن هیچ فردی خطور نکرد؟ چرا همه از خبر فوت ایشان شوکه شدند؟
اولاً آقای‌ هاشمی بسیار سالم و سرحال بودند. افراد وقتی به سن 70 تا 755 سالگی می‌رسند، از پا درمی‌آیند و عصا به دست و کمر خمیده می‌شوند. خیلی از افراد با وجود آنکه 10 سال از آقای‌ هاشمی کوچک‌تر هستند، تحرک و شادابی ایشان را نداشتند. آقای‌ هاشمی از نظر جسمی بسیار قوی بودند. وقتی خدمت ایشان می‌رفتیم، پله‌های ساختمان تشخیص مصلحت نظام را از ما راحت‌تر بالا می‌رفتند. ما 20 سال از آقای‌ هاشمی کوچک‌تریم؛ اما در نشست و برخاست، پادرد و زانو درد داریم. بسیاری از دوستان 15 سال از آقای‌ هاشمی کوچک‌تر هستند، اما برای نماز خواندن روی صندلی می‌نشینند. آقای‌ هاشمی هیچ کدام از این عوارض را نداشت. ایشان تقریباً هر روز از ساعت 8 صبح از منزل بیرون می‌آمد و تا 8 غروب مشغول دیدار، ملاقات و جلسات مختلف بود. همان روز جلسه کمیته مجمع تشخیص مصلحت نظام و جلسه دانشگاه آزاد را داشتند و پس از آن با آقای قاضی‌زاده‌ هاشمی دیدار کردند. سلامت ایشان بسیار خوب بود. این گونه نبود که بیمارستان بروند و جراحی کنند. حتی به خاطر دارم یک مشکلی برای چشم‌شان پیش آمد که فکر می‌کنم آقای‌ هاشمی وزیر بهداشت جراحی کردند. یک روز خودشان رفتند و تمام شد.
دومین عامل شوک، ناگهانی بودن این مرگ بود. محسن آقا (هاشمی) گفتند ما ظرف یک ربع فهمیدیم بی پدر شدیم. جامعه توقع چنین خبری را  نداشت. حالا مثلاً اگر بیمار شده بودند، یا سابقه سکته داشتند و چند روز در بیمارستان می‌ماندند، یا در حالت کما بودند آن موقع جامعه از نظر ذهنی آماده می‌شد. کما اینکه همان موقع که به ما خبر دادند که در حال احیا هستند، در ذهن ما بود که حالا مثلاً قلب است دیگر، برمی‌گردد. من حتی پرسیدم: «به کما نرفتند؟»
نکته سوم این بود که گویا  نمی‌شد تصور کرد جمهوری اسلامی باشد و آقای‌ هاشمی در آن نباشد. ایشان هم در زمان امام(ره) و هم بعد از آن در مسئولیت‌های مختلف و به مناسبت های گوناگون در رسانه‌ها حضور داشتند. در ذهنیت جامعه ایشان به عنوان یک نیروی فعال و پشتیبان حضور داشت. البته یک جوسازی و وارونه‌سازی هم از طرف نیروهای مخالف داخل و خارج علیه ایشان ایجاد شده بود که در هر مقطعی قدرت آقای‌ هاشمی را خیلی بیش از آنکه در واقعیت بود، نشان می‌دادند. دشمنان بیرونی هم خیلی دلشان می‌خواست که بگویند یک مافیای قدرت است و همه چیز در اختیار ایشان است؛ یا درباره ثروت و شخص ایشان جوسازی کرده بودند. تجلیلی که در مراسم تشییع از ایشان شد، نشان داد خیلی از افراد جامعه این را باور نکرده بودند؛ اما به هر حال یک جو ماورائی آقای‌ هاشمی را احاطه کرده بود. ایشان را آنقدر توانمند، قدرتمند و قوی می‌دانستند که فکر نمی‌کردند در عرض یک لحظه چنین حادثه‌ای اتفاق بیفتد. بر این اساس پیشنهاد شده منزلی که آقای‌ هاشمی در آن زندگی می‌کرد، با همین حالتی که هست چند سال موزه شود. نه اینکه  وسایلی را بیاورند که لازم نیست. در همین خانه را باز کنند و نگهبانی بگذارند تا مردم بیایند و ببینند آقای‌ هاشمی که می‌گفتند ثروتش چنین و چنان است، کجا زندگی می‌کرد؟ مبل خانه ایشان از 30 سال پیش همان است و دیگر پارچه‌اش از بین رفته.

تبدیل خانه به موزه پیشنهاد است یا قطعی شده؟
همسر ایشان الان در منزلند؛ منزل هم ربطی به آقای‌ هاشمی ندارد. مربوط به دفتر امام بوده و اگر قبول کنند، این اتفاق می‌افتد.

بحث‌هایی بر سر محل تدفین ایشان مطرح شد. ابتدا اعلام شد محل تدفین قم است. بعد گویا با نظر همسرشان محل تدفین تغییر پیدا کرد…
ظاهراً آقای‌ هاشمی یک زمانی ابراز علاقه کرده بود در مشهد دفن شوند و بعد هم به آقای طباطبایی گفته بود شاید قم بهتر باشد. مادر ایشان در حرم حضرت معصومه (س) دفن است؛ پدر ایشان هم در قم دفن هستند. یک دیدگاه در خانواده آقای‌ هاشمی این بود که ایشان مانند بقیه علما، مراجع، مسئولان روحانی و ائمه جمعه مانند مرحوم مطهری، طباطبایی و منتظری در حرم حضرت معصومه (س)دفن شوند. زیرا هم  در دسترس مردم است  هم حضور ایشان در بین علما، نشان دهنده مقام علمی، معنوی و روحانی ایشان است. دوستان دیگر هم مطرح می‌کردند آقای‌ هاشمی منهای جنبه روحانی بودن، به عنوان بازوی انقلاب همواره در کنار امام بودند. با توجه به شخصیت بین‌المللی و سیاسی آقای‌ هاشمی، حفظ خاطره ایشان کنار امام (ره)، ابعاد سیاسی مهمی برای کشور و نظام دارد. همچنین ممکن است بسیاری از شخصیت‌های بین‌المللی که می‌خواهند به امام ادای احترام کنند، بخواهند به آقای‌ هاشمی هم ادای احترام کنند. این دو دیدگاه مطرح و در نهایت چون گفته بودند مطابق نظر خانواده ایشان عمل شود، خانواده تصمیم گرفت در حرم امام (ره) دفن شوند. البته نظر برخی در خانواده ایشان این بود که شاید قم بهتر باشد. در قم هم این آمادگی بود که در حرم حضرت معصومه (س)دفن شوند.

پیشنهاد دفن در ضریح هم از سوی خانواده مطرح شد؟
خانواده هر جا می‌گفتند، تدفین انجام می‌شد؛ اما داخل ضریح، نزدیکی ایشان به امام را نشان داده و جاودانه می‌کند.  حضرت آیت الله حاج حسن آقای خمینی پیشنهاد دفن در داخل ضریح را مطرح کردند. ایشان در انقلاب با مرحوم حاج احمد آقا همراه امام بودند؛ الان هم با امام آرمیده‌اند. این  شاید اشاره ای جاودان باشد که چه کسانی در کنار امام نهضت را پیش بردند.

برخی معتقدند بعد‌ از هاشمی انقلاب  متحول می شود ؟
شاید اصل این صحبت مبتنی بر روایتی است که در فرهنگ شیعه نقل می‌کنند؛ اینکه وقتی یک عالم مؤثری از دنیا می‌رود، رخنه و تحولی ایجاد می‌شود که هیچ چیز آن را پر نمی‌کند. آقای‌ هاشمی مصداق اتم و اکمل این روایت است؛ البته اگر جامعه، دوستداران و کسانی که با ایشان قرابتی دارند از لحاظ فکری و معنوی راه و روش ایشان را ادامه بدهند، مقداری از ضایعات جبران می شود.

حزب کارگزاران برنامه‌ای برای ترویج افکار آقای‌ هاشمی دارد؟
پیشنهاداتی هست شاید در این زمینه گردهمایی داشته باشیم. کنگره امسال ما هم که اواخر بهمن یا اوایل اسفند برگزار می‌شود، حتماً به یاد ایشان است.

ساعتی بعد از اعلام خبر درگذشت آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی، تحرکات در فضای مجازی و محافل سیاسی و رسانه‌ای از تشییع پرشمار ایشان حکایت داشت.
واکنش‌های مسئولان، علاقه‌مندان و حتی مخالفان آیت‌الله‌ نیز تا حدودی قابل پیش‌بینی بود. اما واکنش‌های جهانی کمتر انتظار می‌رفت. احترام دیگر کشورها به آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی که در درگذشت ایشان ظهور و بروز یافت، از کجا نشأت می‌گرفت؟
آقای‌ هاشمی در دنیا شخصیت شناخته شده‌ای بود. در امریکا و بسیاری از کشورها زمانی که دوران ریاست جمهوری فردی تمام می‌شود، آن فرد خود دیگر آمادگی قبول مسئولیت جدید ندارد و نهایتاً در خیریه‌ها فعالیت کند. مگر اینکه فردی دبیرکل حزب یا رهبر یک جریان سیاسی باشد. همین طور می‌بینیم افراد دارای ثروت یا مقام هم بعد از سنین 65-60 سالگی خود را بازنشسته کرده و می‌خواهند راحت باشند و تفریح کنند. اصلاً یک بخش توریسم که گردش اقتصادی بالایی هم دارد، متعلق به افراد بازنشسته و بالای 60 سال است. به ندرت شخصی مانند آقای‌ هاشمی پیدا می‌شود که تا 82 سالگی دلسوزانه از صبح تا شب فعالیت کند. حضور آقای‌ هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام چیزی را به مقام، موقعیت، حقوق و زندگی ایشان اضافه نمی‌کرد و اتفاقاً برای هر کسی این فعالیت ها مخل آسایش است. چه بسا اگر ایشان از صحنه کنار می‌رفتند و کاری به کار کسی نداشتند، آرامش خود و فرزندانش محفوظ‌ تر بود. همه برخوردهایی که مخالفان با ایشان داشتند، برای این بود که احساس می‌کردند گفتار، رفتار یا عدم طرفداری آقای‌ هاشمی از آنها  به موقعیت آنها آسیب می‌زند؛ والا با‌ هاشمی مشکل ایدئولوژیکی نداشتند. دنیا می‌داند یک شخصیت اثرگذار و پر تلاش در این سطح ،  ولو در جایگاه قدرت اجرایی نباشد؛ برای جامعه بشری ذخیره ی ارزشمندی است. آقای‌ هاشمی با اینکه مسئولیتی نداشت اما دیدیم برای رفع تشنج هسته‌ای چه نقشی ایفا کرد و چقدر تأثیرگذار بود. در دوره‌ای که به نظرات ایشان از طرف مسئولان اجرایی توجه ای نمی شد  چه فجایع، محدودیت، تحریم و گرفتاری‌هایی رخ داد؟ برای دنیا هم تکرار آن دوره ایده‌آل نبود و نیست. در پایان دادن به جنگ ایران و عراق هم نقش آقای‌ هاشمی قابل انکار نیست. برای دنیا اینکه کسی بتواند هم یک جنگ دفاعی با آن ابعاد را اداره کند و هم در موقع مقتضی به جنگ پایان دهد ارزشمند است. خاطرم هست در جریان سفر به عربستان و تشرف به خانه خدا ملک عبدالله گفت: آقای‌ هاشمی، آدمی است که حتی نسبت به دشمنانش خیرخواه است. این اعتراف ارزشمند است؛  ملک عبدالله اهل تعارف، رودربایستی و دیپلماسی نبودند و به هر چه فکر می‌کردند، صریح می‌گفتند. روابط ما هم خیلی با عربستان خوب نبود و آنها همواره با ایران در رقابت بودند؛ همان موقع خطیب  مسجد مدینه به ایران و هیأت ایرانی تعرض کرد البته بعد گفتند دولت ملک عبدالله با توهین کنندگان برخورد کرد.
آقای‌ هاشمی وقتی امریکا به افغانستان حمله کرد، در نماز جمعه گفت به باتلاق وارد می‌شوید و به این سادگی از آن بیرون نمی‌آیید. دیدیم که تلفات و هزینه‌های امریکا در افغانستان به مسائل داخلی امریکا کشیده و سبب شد مردم به مدافعان این سیاست‌ها رأی ندهند. امریکا میلیاردها دلار هزینه کرد، اما افغانستان امروز هم بعد این همه مدت هنوز مسائلش حل نشده است . دولت جا‌به شده، اما ناامنی و تشنج کماکان وجود دارد.
در حمله امریکا به عراق هم آقای‌ هاشمی هشدار مشابهی به امریکا داد و گفت می‌توانید وارد شوید، اما نمی‌توانید خارج شوید. مواضع آقای‌ هاشمی به خاطر حمایت از طالبان یا حزب بعث نبود؛ از باب نصیحت به امریکا بود. این همان چیزی بود که ملک عبدالله به آن اشاره داشت. شاید همان موقع تحلیلگرانی هم بودند که نظری مشابه آقای‌ هاشمی داشتند، اما از ترس اشتباه بودن تحلیل‌شان، جسارت علنی کردن نداشتند.
منش و رفتار آقای‌ هاشمی در این 377 سال، از ایشان یک چهره بین‌المللی و تاریخی ساخت که واقعا ً مصداق این شعر است که «صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را/ تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید» ما قدر ایشان را در داخل نشناختیم و حالا بعد از فوت، تأسف فراوان دارد.

منتشرشده در سیاسی

 

 

 

پیکر مرحوم آقای هاشمی هنوز دفن نشده بود که اصلاح‌طلبان گمانه‌زنی‌های خود را درباره چالش‌های پساهاشمی آغاز کردند.

 

 با درگذشت مرحوم هاشمی رفسنجانی، فضای سیاسی ایران و بویژه اردوگاه سیاسی اعتدالیون و اصلاح‌طلبان دچار تکانه‌های شدیدی خواهد شد.

روش خاص و جایگاه بی‌رقیب آن مرحوم، آشکارا بیان می‌کند که اردوگاه‌های سیاسی اشاره شده یکی از عوامل جدی اتکای خود را از دست داده‌اند و اگرچه مایلند وانمود کنند که گزینه «جانشین هاشمی» در میانشان کم نیست اما آنها مجبورند آرایش خود را تغییر داده و چارچوب‌های تعاملی جدیدی را با سپهر سیاست ایران آغاز کنند.

 

***

 

آغاز: اگرچه اصولگرایان فعلاً به دلایلی ترجیح داده‌اند سکوت کنند اما اصلاح‌طلبان خیلی از زودتر از آنچه به نظر می‌رسید، گمانه‌زنی راجع به دوران «پساهاشمی» را شروع کردند...

در واقع، هنوز پیکر مرحوم هاشمی دفن هم نشده بود که یادداشت‌ها و تحلیل‌های اصلاح‌طلبان درباره «میراث هاشمی» و دوران پساهاشمی آغاز شد.

حمیدرضا جلایی‌پور، از معاریف اصلاح‌طلب، در همین زمینه طی یادداشتی در روزنامه شرق، که روز سه‌شنبه گذشته و همزمان با مراسم تشییع مرحوم هاشمی منتشر شد، گفته بود:‌ «به باور من، مرگ او نیز جریان میانه را تقویت می‌کند. در این وضعیت، شخصیت‌های سیاسی میانه‌رو و اصلاح‌طلب ارتقا پیدا می‌کنند و این فقدان با میراث روشنگرانه شخص آقای هاشمی جبران می‌شود.»

او همچنین تصریح کرد: در تحولات سیاسی آینده ایران، برخی شخصیت‌ها مانند ‌شخصیت‌های اصلاح‌طلب و همچنین حسن روحانی و ناطق‌نوری نقش کلیدی ایفا خواهند کرد. آقای ناطق‌نوری در ٢٠ سال گذشته‌ نشان داد جدا توانایی‌هایی دارد و اشتباهات تندروهای آن سوی قدرت را انجام نداد. حتی در دوره احمدی‌نژاد که شخص او و خانواده‌اش در معرض توهین بودند، از کوره در نرفت و بزرگوارانه با چنین مسائلی مواجه شد. به باور من سبک سیاسی او و حسن روحانی بیش از دیگران به سبک آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی شباهت دارد.[1]

«محمد عطریانفر» عضو مبرّز حزب کارگزاران سازندگی نیز در همین شماره از روزنامه شرق طی یادداشتی با بیان اینکه میراث هاشمی «میانه‌روی و اعتدال» بود، اما صحبت‌هایی عجیب‌تر از جلایی‌پور و روایت نگرانی‌های خود درباره دوران پساهاشمی را بیان می‌کند.

او در این باره می‌نویسد: نگرانی من از دوران پساهاشمی، بحران‌هایی است که کشور با آن مواجه خواهد شد .نبود این شخصیت فهیم و گران‌قدر می‌تواند آسیب‌زا باشد. در واقع هاشمی زمانی از میان ما رفت که تاریخ ایران بیش از هر دوره دیگری به او احتیاج داشت. بحران‌هایی چون مسائل پسابرجام، برخی آسیب‌های اجتماعی در جامعه و تضمین آینده سیاسی، از جمله این نکات است.[2]

و عباس عبدی هم همان روز طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشته بود:‌

«آنچه که امروز فوت آقای هاشمی را مهم کرده است، نگرانی از میزان تاثیری است که در غیاب این عامل تاثیرگذار بر روند سیاسی جامعه و گروه های خاص گذاشته می شود. امروز وضعیتی پیش آمده تا نیروهایی که به هر دلیل خود را در ذیل یا وابسته به کنش سیاسی آقای هاشمی تعریف می کردند، روی پای خویش بایستند و نگاه خود را به عرصه عمومی جامعه گسترش دهند. مشکل چنین نیروهایی این است که هیچگاه حاضر نیستند به مرگ یا هر اتفاق مقدر دیگری فکر کنند. همچنان که دولت های وابسته به نفت نیز کمتر علاقه‌مند هستند که به کاهش یا حذف درآمدهای نفتی فکر کنند. ولی تجربه نشان داده که این اتفاقات دیر یا زود رخ خواهد داد. نیروی سیاسی خردمند، اجازه نمی دهد که اتفاقات اینچنینی در وضعیت سیاسی جامعه او ناپایداری ایجاد کند.»[3]

 

*اصلاح‌طلبان از میراث هاشمی می‌گویند/انتخابات و ترس!

اگرچه عطریانفر صراحتاً از وجود بحران برای اصلاح‌طلبان در نبود مرحوم هاشمی خبر داده و منظور او از تضمین آینده سیاسی هم قاعدتاً چیزی جز «انتخابات» نبود اما اصلاح‌طلبان بیدی نیستند که با این بادها و هشدارها بلرزند.

مسئله «میراث هاشمی» و دوران پساهاشمی در همین چند روز و در میان چهره‌های جریان سیاسی خاص «ترند» شد و مورد اقتراح بیشتری هم قرار گرفت.

محمدامین قانعی‌راد، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب، اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایلنا با بیان اینکه جامعه از آینده‌ بعد از آیت‌الله هاشمی دچار ترس و نگرانی است! می‌گوید:

«تقریبا بیشتر واکنش‌های جامعه نشان از تالم و تاثر و نگرانی داشت. بخش اصلی این تاثر و تألم هم برای خود شخص آقای هاشمی نبود بلکه مردم برای آینده خود بعد از آقای هاشمی متاثر و نگران شدند. درواقع جامعه از فوت آقای هاشمی احساس یک خلاء کرد و اینکه یک وزنه برای برقراری تعادل و حفظ میانه‌روی در جامعه از دست رفته است چراکه با فقدان وزنه تعادلی در سیاست کشور روبرو شده‌اند. اینکه نهادهای سیاسی و قدرت یا تصمیم‌گیرنده چگونه می‌خواهند با این فقدان کنار بیایند بسیار برای جامعه نگران‌کننده است. روشنفکران، رجال سیاسی و احزاب و روحانیون خوش‌فکر باید به این پرسش جامعه هرچه سریعتر پاسخ بدهند که چگونه می‌توان خلاء فقدان آقای هاشمی را برای جامعه و سیاست ایران پر کرد؟»

او می‌افزاید: البته واقعا گمان نمی‌کنم در کوتاه‌‌مدت بتوان فردی را معرفی کرد که به نوعی جایگزین آقای هاشمی در سیاست ایران شود و کس دیگری نمی‌تواند نقشی را که او در این چهار دهه اخیر برای کشور بازی کرده به این زودی‌ها در دست بگیرد. برای همین هم است که جامعه احساس نگرانی کرده است و باید رجال سیاسی و حوزه‌های تصمیم‌گیرنده به یافتن پاسخی برای این مقوله مهم به صورت جدی بیندیشند تا جایگزین این وزنه تعادلی به جامعه معرفی شود.[4]

«صادق زیباکلام» هوادار شماره یک مرحوم آقای هاشمی نیز نفر بعدی است که درباره «میراث هاشمی» صحبت کرده است.

او پس از درگذشت جناب آقای هاشمی، طی یک یادداشت نوشت:

«معتقدم که بزرگ‌ترین میراث اکبر هاشمی رفسنجانی این بود که بالاخره توانست اعتدال و میانه روی را به عنوان یک جریان در کشور تحقق ببخشد در حالی که خیلی از جریانات، بزرگ ترین افتخارات خود را دشمنی با دیگران، صدور انقلاب و از این دست مسائل می دانند. در اینچنین کشوری اگر یک نفر اعتدل و میانه روی را به صورت یک جریان نهادینه کند، دستاورد عظیمی است.»

او می‌افزاید: خیلی‌ها می گویند اصلاحات یتیم شد، اعتدال یتیم شد اما بنده اصلااین اعتقاد را ندارم، بلکه معتقدم که ریشه نهال اعتدال و میانه روی و اصلاحاتی که ایشان کاشته، گرفته و هیچ گونه نمی شود آن را ریشه کن کرد. باز برخلاف عده ای که معتقدند سبد رای روحانی در انتخابات تکان خواهد خورد و آرای او کاهش خواهد یافت هم معتقدم که برعکس، همچون رد صلاحیت هاشمی در سال ٩٢ که ما شاهد به راه افتادن رأی میلیونی برای حسن روحانی بودیم، فوت ایشان اتفاقا در کوتاه مدت باعث افزایش آرا در سبد رای روحانی هم خواهد شد. ولی همانطور که گفتم مهم تر از انتخابات و آثار و تبعات کوتاه مدت رحلت هاشمی، این است که نهال درخت اعتدال و میانه روی بارور خواهد ماند.[5]

و «علی شکوری‌راد» دبیر کل حزب اتحاد ملت هم در یادداشتی در روزنامه اعتماد، صراحتاً به انتخابات ریاست‌جمهوری دولت دوازدهم اشاره کرد و نوشت:  با اینکه ارزش و تأثیرگذاری وجودی آقای هاشمی بسیار بیش از یک دوره انتخاباتی بود اما می توان گفت برای انتخابات آتی اتفاق بدی نخواهد افتاد و درگذشت آقای هاشمی اتفاقا فضا را سیاسی‌تر خواهد کرد. گفتمان اعتدالی آیت الله هاشمی و اصلاحات در نبود ایشان بیشتر از آنکه به محاق برود؛ بارز خواهد شد. در انتخابات آتی شاهد تاثیر و پشتیبانی روحی و معنوی آیت الله هاشمی خواهیم بود در عین حال که از حضور فیزیکی ایشان بی بهره هستیم و لذا این خلأ به نوعی پر خواهد شد.[6]

 

*اختلافات مرحوم هاشمی با اصلاح‌طلبان/این زخم‌های کهنه هنوز هم گاهی سر باز می‌کند

اوصافی که چهره‌های جریان سیاسی خاص برای دوران پساهاشمی برشمرده‌اند البته بیانگر این نکته آشکار است که جایگاه مرحوم هاشمی برای اصلاح‌طلبان جبران شدنی نیست.

آنها باید به اوضاع جدید و نبود مرحوم هاشمی عادت کنند. زیرا کسی در مختصات مرحوم هاشمی و سوابق وی، در اردوگاه اصلاحات و اعتدالیون یافت نمی‌شود.

در این میان اگرچه همانطور که در صحبت‌های بزرگان اصلاح‌طلب دیدیم، بر چیزی با عنوان «ادامه راه جناب آقای هاشمی» تأکید می‌شود اما در این زمینه جدال‌هایی نیز در جریان است.

اصلاح‌طلبان به لحاظ گفتمانی با مرحوم هاشمی و حتی با رئیس‌جمهور روحانی در تضادّ هستند.

تضادّی که هیچ اشک و لبخندی رافع آن نیست.

فی‌الواقع همانطور که دولت یازدهم برای جریان خاص، چیزی غیر از یک «رحم اجاره‌ای» نیست؛ مرحوم آقای هاشمی نیز گزینه دلخواه اصلاح‌طلبان به شمار نمی‌رفت. (بنا به گفته‌ای منقول از عباس عبدی، او «دشمن اصلاح‌طلبان» بود.)

ناخشنودی بارها ابراز شده‌ای که قابلیت حذف از تاریخ بینابینی اصلاح‌طلبان و مرحوم هاشمی را ندارد.

این، روزنامه «صبح امروز» با مدیریت سعید حجاریان بود که در اواخر دهه 70 و در سرمقاله خود نوشته بود: در دوره‌ی هاشمی هر 40 روز یک قتل مشکوک سیاسی داشته‌ایم![7]

و یا همینطور افکار عمومی هنوز به یاد دارند، که «اکبر گنجی» چطور در کتاب «عالیجناب سرخپوش» و در نقد مرحوم هاشمی نوشته بود:

«آقای هاشمی به طور جدی در تخصیص منابع دخالت می کرد و منابع را آن طور که خود می پسندید و تشخیص می داد توزیع می کرد. در دو دهه گذشته بر اثر رانت جویی، طبقه جدیدی در جمهوری اسلامی شکل گرفته است. این طبقه نوکیسه در فرآیند خصوصی سازی با خرید تقریباً بسیاری از منابع ملی به ثروت‌های بادآورده دست یافت. در دوران سازندگی حتی به دستگاه‌های غیراقتصادی و امنیتی اجازه داده شد با فعالیت‌های اقتصادی نیازهای مالی خود را تأمین نمایند. در پرتو چنان مجوزی، فسادهای کلان به وجود آمد و خط ترانزیت مواد مخدر با هدف ثروت اندوزی و تخریب غربیان فعال شد.»[8]

در سال‌های بعد از دولت اصلاحات و تا امروز البته درپوشی بزرگ بر روی این اختلافات عمیق گذاشته شد.

تا به مقتضای شرایط، لبخندی روی گریه نقاشی شود.

اما با این حال، باز هم هرازگاهی آن زخم‌های کهنه میان اصلاح‌طلبان و مرحوم هاشمی انگار سر باز می‌کند.

«محمدرضا تاجیک» چند روز قبل در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه شرق درباره دولت مرحوم هاشمی تأکید کرده بود: «بی‌تردید فضای نگاه اقتصادی کارگزاران بسیار متفاوت از برخی از اصلاح‌طلبان است. از گذشته هم همین‌گونه بوده است. از آن آغازی که کارگزاران استقرار پیدا می‌کند و تبدیل به گفتمان مسلط می‌شود، ما به لحاظ اقتصادی یک نوع شکاف و گسست را در روند اقتصادی جامعه شاهدیم که بازتاب‌های خود را از زمان جناب "آقای رفسنجانی" به بعد نشان می‌دهد. من لزوما و ضرورتا جریان اصلی اصلاح‌طلبی را در این فضای خاص کارگزاری تعریف نمی‌کنم. یعنی نگاه اقتصادی آنها را به اصطلاح در بسیاری از جاها با فاصله‌ای از نگاه کارگزاران تعریف می‌کنم. اما به‌هرحال این مسئله شده است.»[9]

بدیهیست که این اختلافات با درگذشت مرحوم هاشمی نیز از بین نرفته‌اند و دوقطبی کارگزار_اصلاح‌طلب همچنان منشأ مناقشات بسیاری در اردوگاه مشترک اعتدالیون و اصلاح‌طلبان است.

 

*مهمترین چالش اصلاح‌طلبان در دوران پساهاشمی/نبود مرحوم هاشمی بر نتیجه دلخواه اصلاح‌طلبان تأثیر دارد یا نه؟!

به نظر می‌رسد مهمترین چالش سیاسی اصلاح‌طلبان در نبود مرحوم هاشمی، انتخابات آتی ریاست جمهوری در سال 96 باشد.

چالشی که در صحبت‌ها و تقریرات آنها نیز هویداست و اشارات فراوان و البته متضادّی به آن صورت گرفته است.

غیر از اشارات امیدوارانه زیباکلام و شکوری‌راد به مسئله انتخابات آینده و تأثیرپذیری آن از فوت مرحوم هاشمی، اما زمزمه‌های دیگری نیز از درون جبهه اصلاحات به گوش می‌رسد.

عبدا... نوری، وزیر کشور دولت اصلاحات طی مصاحبه‌ای در حاشیه مراسم مربوط به تشییع مرحوم هاشمی در پاسخ به این سؤال که «نبودن ایشان تأثیری روی انتخابات آینده خواهد گذاشت؟» گفته است: فکر نمی‌کنم تأثیر مثبتی داشته باشد. امیدواریم که ان‌شاءالله رفتن و مظلومیت ایشان، باعث شود بهتر از آنچه در گذشته عمل کردیم، کار کنیم![10]

بایستی اذعان کرد که در میان این تناقضات، صحبت‌های عبدا... نوری واقع‌بینانه‌تر به نظر می‌رسد. و معضل نبود مرحوم هاشمی در انتخابات آینده، اصلاح‌طلبان را بر آن خواهد داشت تا به هر نحو ممکن به فکر ایجاد یک آلترناتیو باشند.

آلترناتیوی گفتمانی یا تیپیکال که در هر دو حالت بایستی تداعی‌کننده مرحوم هاشمی باشد.

مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس‌جمهور چند روز قبل از درگذشت مرحوم هاشمی در یک سخنرانی گفته بود: در آینده از ایشان(هاشمی) همانند امیرکبیر و شهید اول یاد خواهیم کرد...

 

منتشرشده در سیاسی
جمعه, 24 دی 1395 ساعت 08:02

فقدان هاشمی سخت و جانکاه است

پیام تسلیت رهبر انقلاب به مناسبت ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی:

 

وسوسه‌ خناسانی که در سال‌های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره‌برداری از تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد


رهبر معظم انقلاب با صدور پیامی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تسلیت گفتند و فرمودند: او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود.

 

به گزارش «نسیم آنلاین»، متن پیام تسلیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون

با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه‌ی کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواکم و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.

با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.

غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم .
غفرالله لنا و له
سید علی خامنه ای
 ۱۹ دیماه ۱۳۹۵

منتشرشده در سیاسی
روایت مصباح یزدی از دیدار قبل از انقلاب رهبری و هاشمی با او:

دبیرکل فقید جبهه پیروان خط امام و رهبری با آیت‌الله مصباح یزدی گفت‌و‌گویی داشته که پایگاه اطلاع‌رسانی آثار آیت‌الله مصباح یزدی برای اولین بار این گفت‌و‌گو را منتشر کرده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
 
 
دبیرکل فقید جبهه پیروان خط امام و رهبری با آیت‌الله مصباح یزدی گفت‌و‌گویی داشته که پایگاه اطلاع‌رسانی آثار آیت‌الله مصباح یزدی برای اولین بار این گفت‌و‌گو را منتشر کرده است.
 
به گزارش «انتخاب»؛ آیت‌الله مصباح یزدی در بخشی از این گفت‌و‌گو که در تاریخ 11 آبان‌ماه سال 90 صورت گرفته است، خطاب به مرحوم عسگراولادی گفته است: به هر حال، سلیقه من از ابتدا تا کنون این گونه بوده است. هر جا فهمیدم حرکتی برای اسلام ضرر دارد، با همه توان به میدان آمدم و ملاحظه هیچ‌چیز را نکردم که کسی خوشش یا بدش بیاید. وقتی نمی‌فهمیدم که چیزی برای اسلام مفید است، کمک نمی‌کردم. به دنبال پست و مقامی هم نبودم. اگر گاهی مسئولیت کوچکی هم عهده‌دار شدم، تشخیص دادم که وظیفه شرعی است.
 
متن کامل این گفت‌و‌گوی منتشر نشده بدین شرح است:
 
«از اوایل انقلاب تاکنون، سلیقه بنده این بوده که در هیچ حزبی مشارکت نکنم. ارادت بنده به مرحوم آقای بهشتی و اظهار لطف ایشان به من، همکاری‌های بنده با مرحوم آقای باهنر در خصوص جمعیت‌های مؤتلفه و ارادت بی‌اندازه بنده به مقام معظم رهبری را همه می‌دانند. همه این دوستان در تأسیس حزب جمهوری اسلامی شریک بودند، اما سلیقه شخصی بنده، شرکت در آن حزب نبود. البته من هیچ‌گاه آن را تخطئه نمی‌کنم، اما می‌گویم: بنده آن کاری را می‌کنم که در پیشگاه خداوند برای آن جوابی داشته باشم. پیش از پیروزی انقلاب، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می‌آورند. در آن جلسه صبحانه غیر از این دو بزرگوار، شخص دیگری نبود.
 
آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از این‌جا شروع کردند که: ما سال‌ها با هم همکارهای فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی و با ما نیستی. امروز ما یک جبهه ضد امپریالیسم تشکیل دادیم و همه کسانی که با امپریالیسم و استعمار مخالفند باید برای پیروزی در این جبهه مشارکت کنند. ایشان در سخن‌هایشان روی جبهه ضدامپریالیسم بسیار تأکید کردند. بنده به ایشان عرض کردم: آقای هاشمی! من طلبه‌ای هستم که دغدغه‌ام اسلام است. اگر این یک حرکت اسلامی است و بناست کاری برای اسلام شود، بنده هم هستم. حال، بنده در این جبهه ضد امپریالیسم باید چه کار کنم؟ ایشان گفتند: مسأله شریعتی و شهید جاوید و... را باید کنار گذاشت.
 
حتی ما با مارکسیست‌ها باید اتحاد داشته باشیم! ما باید با تمام گروه‌هایی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست‌ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف‌آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم! گفتم: مطرح کردن صالحی که دیگر معنا ندارد، ولی از من چه می‌خواهید و پیشنهادتان چیست؟ گفتند: بیا و با مجاهدین همکاری کن! گفتم: من آن‌ها را نمی‌شناسم. چیزهایی درباره آن‌ها شنیده‌ام، اما تا آن‌‌ها را نشناسم همکاری نمی‌کنم. گفتند: ما می‌شناسیم.
 
گفتم: من کار شما را تخطئه نمی‌کنم. شما پیش خدا حجت دارید و کارتان را بکنید،‌ اما من تا آن‌ها را نشناسم، تأیید نمی‌کنم. گفتند: نماز شبشان ترک نمی‌شود، ماهیانه دوازده هزار تومان حقوق می‌گیرند و از این مقدار فقط پانصد تومانش را مصرف و بقیه‌اش را صرف مبارزه می‌کنند، چنینند و چنانند. گفتم: همه این‌ها را که فرمودید درست است، اما برای شما حجت است و برای من حجت نیست. من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند،‌ با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام معظم رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده.پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با ناراحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.
 
بیان شد که سلیقه بنده این‌گونه است و این در حالی بود که بسیاری از دوستان ما در آن جبهه به اصطلاح ضد استعماری شریک بودند. البته کمک‌های آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پول‌هایی که به آن‌ها داد. در حال حاضر هم نمی‌گویم که آن‌ها کار بدی کردند. شاید وظیفه‌شان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم. شاید من اشتباه کرده باشم، اما اگر اشتباه هم کرده‌ام، خودم را معذور می‌دانم.
 
به هر حال، سلیقه من از ابتدا تا کنون این گونه بوده است. هر جا فهمیدم حرکتی برای اسلام ضرر دارد، با همه توان به میدان آمدم و ملاحظه هیچ‌چیز را نکردم که کسی خوشش یا بدش بیاید. 
 
وقتی نمی‌فهمیدم که چیزی برای اسلام مفید است، کمک نمی‌کردم. به دنبال پست و مقامی هم نبودم. اگر گاهی مسئولیت کوچکی هم عهده‌دار شدم، تشخیص دادم که وظیفه شرعی است؛ وگرنه دنبال چیزی نبودم، نه حزبی و نه جمعیتی. به عنوان یک طلبه درس می‌خواندم، درس می‌دادم و اگر گاهی چیزی می‌گفتم، آن‌جایی بوده که فکر می‌کردم به اسلام ضربه می‌خورد.»

 

منتشرشده در سیاسی
صفحه1 از6