رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی تحقق یافت، اظهار کرد: امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما ما نهایت خطری که احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، در دیدار با جمعی از پاسداران قرارگاه سازندگی تهران، پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری نظام را مهم‌ترین حادثه در عالم اسلام و در این عصر دانست و گفت: این اتفاق، شبیه معجزه بود و کسانی که می‌دانند نهضت از کجا شروع شد و از چه گذرگاه‌های خطرناکی عبور کرد و به پیروزی رسید، بهتر می‌توانند معجزه‌بودن انقلاب را درک کنند.

مصباح یزدی با اشاره به روایتی مبنی بر لزوم محاسبه از نفس، اظهار کرد: وقتی انسان باید روزانه، خود را مورد محاسبه قرار دهد، آیا امت اسلامی برای یک عمر چهل ساله انقلاب خود، نباید محاسبه و ارزیابی داشته باشد؟ باید ببینیم خدا به ما چه نعمتی داده است و از ما چه خواسته است. آیا به وظیفه‌مان عمل کرده‌ایم و نقطه ضعف و قوت ما کدام است؟ سپس در صدد جبران ضعف‌ها برآییم.

وی با اشاره به سخن مقام معظم رهبری گفت: روزی نبوده است که در این انقلاب، معجزه‌ای نبوده باشد؛ اما ما چقدر این نعمت را قدر دانسته‌ایم و وظیفه خود را انجام داده‌ایم؟

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به پیشرفت‌ها در برخی عرصه‌های نظامی و علمی اظهار کرد: اما در برخی عرصه‌ها، کمبودهایی به چشم می‌خورد که خلاف انتظار بوده و نمی‌توان برای آن عذری تراشید؛ امروز ضعف‌های فرهنگی و نمادهای بی‌دینی در شهرها به وضوح دیده می‌شود و مشکلاتی در برخی خانواده‌ها وجود دارد که اصلا انتظار نمی‌رود. باید اعتراف کنیم در این زمینه پیشرفت چندانی نکرده‌ایم.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به این‌که در انقلاب اسلامی این وضع مورد قبول نیست، ادامه داد: چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است! مگر مارکسیست‌ها چه می‌خواستند؟ آیا انقلاب اسلامی با انقلاب‌های مارکسیستی هیچ  تفاوتی ندارد؟

وی افزود: آیا فقط دغدغه ما این بود که به جای شاه، دیگری حکومت کند یا این انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی – در کنار حل مشکلات معیشتی – تحقق یافت؟ امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را به مردم گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما نهایت خطری که ما احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به تقدیم هزاران شهید در این راه افزود: آیا تقدیم این همه شهید برای همین مسئله بود که مقداری رفاه بیشتر شده و تورم کمتر شود؟ هر چند وظیفه حکومت، قطعا رسیدگی به وضع معیشتی مردم هست، اما سخن در این است که هدف اصلی هم همان بود؟

وی با اشاره به این‌که متأسفانه هدف از انقلاب را فراموش کرده‌ایم، ادامه داد: به هر حال اگر باور داریم، هدف اصلی از انقلاب، احیای ارزش‌های اسلام بود، در وهله اول باید اسلام را به خوبی بشناسیم تا شیادان، چیز دیگری را به نام اسلام، به خوردمان ندهند. اگر اسلام وضو و تیمم بود که در مکتب‌خانه‌های قدیم هم گفته می‌شد؛ آن‌چه از اسلام تأثیر بیشتری بر سعادت افراد و جامعه دارد، این است که ببینیم نظام اجتماعی اسلام چیست؟ حرف چه کسی را باید گوش کنیم و به کدام جهت باید حرکت کنیم؟

مصباح با اشاره به تهدیدات فرهنگی که حتی خانواده‌های مذهبی را نیز تهدید می‌کند، اظهار کرد: در کنار فایده‌ها و ثمراتی که رشد تکنولوژی و فضای مجازی دارد، تهدیدها و خطرات بزرگی نیز دارد. همین تلفن همراه که امروز در دست هر کسی – حتی کودکان – یافت می‌شود، زمینه بسیار مناسبی برای تخریب اعتقادات فراهم می‌کند.

وی با اشاره به این‌که فضاهای مجازی و فیلم‌های مستهجن بر روابط بسیاری از خانواده‌ها تأثیرگذاشته است، افزود: آیا برای همین انقلاب کرده بودیم؟ اگر باور داریم که ضعف داریم، باید تلاش کنیم. روزی از ما در این‌باره سؤال می‌شود، آیا پاسخی برای آن داریم؟

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) افزود: خداوند می‌فرماید اگر کسی ذره‌ای و فقط ذره‌ای کار خیر انجام دهد، قطعا آن را خواهد دید و اگر ذره‌ای کار شر انجام دهد نیز قطعا آن را خواهد دید. همین روحیه و باور بود که انقلاب را پیروز کرد. ما نیز لازم است به حساب کارمان برسیم. باید به حساب خودمان و حساب انقلاب‌مان  رسیدگی کنیم و ببینیم عمرمان را که برای هر لحظه و هر عمل اندکی از آن، مورد بازخواست قرار می‌گیریم، در چه راهی صرف کرده‌ایم.

عضو جامعه مدرسین حوزه علیمه قم خاطر نشان کرد: این‌که سابقه خوبی داشته‌ایم، بخشی از عمر ماست؛ آیا با سابقه خوب، دیگر نیازی به انجام وظیفه نداریم؟

وی با بیان این‌که شاید هر کسی به تنهایی نتواند کاری را انجام دهد، افزود: باید بنشینیم و با هم، همفکری کنیم. زمان شاه، جلسات قرآن یا روضه‌خوانی هفتگی زیادی وجود داشت و همان‌ها زمینه را برای تربیت افرادی آماده کرد که وقتی امام(ره) گفت برای اسلام احساس خطر می‌کنم، به‌پاخواستند و جانشان را کف دست گرفتند، اما امروز این جلسات، جای خود را به فیلم‌ها و سریال‌ها و نظایر آن داده است.

مصباح در پایان گفت: امروز نه تنها وظیفه اصلاح خود را داریم، بلکه وظیفه پاسداری از ارزش‌هایی که با خون شهدا، حاصل شده را نیز بر دوش خود داریم. کلید شناخت وظایف و موفقیت در آن‌ها، توسل به اهل‌بیت‌ (ع) است از ایشان بخواهیم غفلت‌های ما را ببخشند و به ما توفیق شناخت وظیفه و عمل به آن را عنایت فرمایند.

منتشرشده در سیاسی
رجانیوز: عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: بعد از انقلاب، برخی غفلت‌ها و اشتباهات رخ داد و نیروسازی برای آینده انقلاب برنامه دقیق و صحیح صورت نگرفت. اگر هوشیارانه‌تر عمل کرده بودیم، امروز نظام ما برای این‌که کسی را برای پستی تعیین کند، این قدر در تنگنا نبود!
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با جمعی از مسئولان عقیدتی سیاسی حفاظت سپاه، با اشاره به این‌که در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی قرار داریم، اظهار داشت: از سویی باید در مقابل دشمنان نظام، پیروزی این انقلاب و موفقیت‌ها و  پیشرفت‌هایش را تبیین کرد و نشان داد که این پیروزی‌های دشمن کورکن به برکت انقلاب به دست آمده است، اما از سوی دیگر لازم است که اهداف انقلاب دائما یادآوری شود و ببینیم نسبت به تحقق اهدافی که مردم برای آن جانفشانی کرده‌اند، تا چه حد موفق بوده‌ایم و آسیب‌ها و کمبودهای آن چه بوده است تا در صدد رفع آن‌ها برآییم. بخش اول را باید به رخ دشمنان انقلاب بکشیم، اما بخش دوم باید به خوبی مورد توجه و رصد خودمان قرار بگیرد.
 
وی با اشاره به این‌که هرچقدر با دستاوردها و کمبودها بیشتر آشنا باشیم، بهتر می‌توانیم به تقویت انقلاب، کمک کنیم، ادامه داد: انقلابی که حرکت آن به دست مبارک حضرت امام(ره) آغاز شد، دو دلیل داشت؛ یکی وجود کمبودهای عادی جامعه که نظام دست‌نشانده، وابسته، خودکامه و نوکر اجانب، سبب آن بود و تنها به دستور اربابان خود عمل می‌کرد؛ برخی سیاسیون و حتی علما برای رفع این کمبودها معتقد بودند که شاه فقط سلطنت کند و دولت ملی بر سرکار آمده و طبق قانون اساسی عمل کند! این امر شعار ملی گرایان بود.
 
علامه مصباح با بیان این‌که دلیل دوم حرکت امام(ره) برای ایجاد نهضت اسلامی و انقلاب، کمبودهای معنوی جامعه بود، ادامه داد: مصدق نیز به نوعی خواهان انقلاب بود و آن را شروع نیز کرد؛ اما سؤال این است که فرق امام (ره) و دکتر مصدق در چیست؟ حقیقت این است که امام(ره) حتی با ملی‌گرایانی که صادق بوده و واقعا دنبال اصلاح بودند، تفاوت داشتند؛ ملی گرایان تنها به کمبودهای مادی و اقتصادی توجه می‌کردند! اما دغدغه امام (ره) بیشتر ضعف‌های دینی و معنوی جامعه بود؛ از روز اول که می‌گفت اسلام در خطر است تا روزهای آخر که واژه اسلام و خداوند تبارک و تعالی از دهانش نمی‌افتاد، همیشه دغدغه اسلام را داشت؛ وقتی می‌خواست اوج دغدغه خود را منتقل کنند، می‌فرمود: من برای اسلام احساس خطر می‌کنم!
 
وی با اشاره به این‌که انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌ها تفاوت داشت، افزود: امام(ره) برای احیای دین قیام کرد تا در سایه آن، دنیای مردم نیز تأمین شود. برای این انقلاب، امام(ره) و یاران فداکارش سختی‌های زیادی کشیدند، حال که ما در چهل سالگی انقلاب قرار داریم، بهتر است بررسی کنیم تا چه حد به اهداف انقلاب نزدیک شده‌ایم؟ آیا به آن‌چه امام(ره) می‌خواست رسیده‌ایم یا خیر؟ اگر نرسیده ایم، چه ضعف‌هایی داشته‌ایم و چگونه باید آن‌ها را جبران کنیم؟
 
آیت الله مصباح در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: بعد از انقلاب، طبیعتا قرار نیست در مدت کوتاهی همه ضعف‌های گذشته جبران شود؛ از‌این‌رو امام (ره) قصد انجام کارهای اساسی در دو بخش را داشت؛ یکی عوامل فساد را تغییر دهد؛ یعنی ساختارها وجود داشته باشند، اما افراد فاسد یا فسادهای موجود در آن را اصلاح کند؛ دیگر این‌که برای سعادت حقیقی و جاودانی مردم زمینه‌سازی کند. طبیعتا نهادهایی برای ساماندهی این امر وجود نداشت و اساسا تفکر مردم این بود که دین به سیاست ربطی ندارد و منحصر در امور فردی مانند نماز و روزه است.
 
وی با اشاره به این‌که امام (ره) این مسئله را تبیین کرد که اسلام برای همه شئون اجتماعی، برنامه دارد، افزود: نهادهای جدیدی باید تأسیس می‌شد تا متصدی امور معنوی باشد و وظیفه‌اش اصلاح فکر و باورهای مردم باشد؛ البته این‌ نهادها می‌بایست به صورت رسمی وجود داشته باشد. شاید به صورت غیررسمی قبل از انقلاب نیز وجود داشت و وجود همین‌ها باعث شد تا افرادی تربیت شوند که آماده فداکاری و دادن جان در راه خدا باشند.
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: امام (ره) در بین نیروهای نظامی، سپاه پاسداران را تأسیس کرد؛ در حالی که تأسیس چنین نهادی در دنیا، بی‌سابقه بود. در واقع وظیفه سپاه نه فقط تأمین امنیت مادی جامعه و مرزهای کشور، بلکه پاسداری از انقلاب اسلامی است و باید جلوی خطرهایی که به اسلامیت نظام وارد می‌شود را بگیرد. از همان ابتدای تشکیل سپاه نیز در آن نهادی برای تقویت ایدوئولوژی اسلام، تشکیل شد. چیزی که در نیروهای نظامی سایر کشورهای دنیا، نه تنها وجود ندارد بلکه به عنوان نقطه ضعف به شمار می‌رود؛ چرا که از نظر آنها خلاف آزادی عقیده و حقوق بشر است!
 
وی با بیان این‌که تمام قدرت‌های دنیا علی‌رغم وجود اختلافاتی که با هم دارند، برای از بین بردن انقلاب اسلامی، هم پیمان شده‌اند، افزود: همه کشورها، در جنگ با ایران به صدام کمک کردند! از چین و شوروی گرفته تا آمریکا و کشورهای غربی! آن‌ها عاشق صدام نبودند، بلکه دشمن ایران اسلامی بودند و هم سلاح و پول به صدام می‌دادند و هم در مجامع بین‌المللی از او دفاع می‌کردند.
 
آیت‌الله مصباح با اشاره به این‌که جنگ همه کشورهای دنیا با نظام نوپای کشور، سال‌ها طول کشید و تمام شئون و افراد جامعه را تحت تأثیر قرار خود ‌داد، افزود: آن‌ها مطمئن بودند که با این جنگ، حداکثر تا یکی دو سال نظام اسلامی را نابود می‌کنند؛ اما با اراده الهی، بعد از 8 سال جنگ، ایران سربلند از میدان بیرون آمد و روزبه‌روز تقویت شد؛ البته هم از نظر نیروهای انسانی و هم از نظر ویرانی‌ زیرساخت‌ها و امکانات کشور هزینه‌های بسیاری دادیم.
 
وی ادامه داد: بر اساس عوامل ظاهری، ایران با این همه خسارت و ویرانی، محکوم به نابودی بود؛ دشمنان نیز موذیانه منتظر رحلت امام(ره) بودند تا بتوانند نظام را از بین ببرند. اما چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاد.
 
آیت الله مصباح با نقل خاطره‌ای اظهار داشت: حتی برخی سیاستمداران در همان زمان تحلیل می‌کردند و می‌گفتند: بعد از امام(ره) چیزی ازشعارهای امام(ره) باقی نمی‌ماند؛ نهایتا بعد از امام بتوان کاری کرد که ایران مانند لبنان (در آن زمان) شود. یکی از کسانی که چنین تحلیلی داشت، همین امروز یکی از مسئولیت‌های مهم را در کشور بر عهده دارد.
 
وی با اشاره به عنایات الهی و پیشرفت‌های کشور افزود: همان کشوری که نه تنها از خرید سلاح بلکه از خرید سیم خاردار برای دفاع از مردم مستضعف خود محروم بود و در تحریم قرار داشت، به جایی رسیده است که امروز وقتی آمریکا می‌خواهد رقیبی برای خود در دنیا و منطقه بیان کند، از ایران نام می‌برد و می‌گوید شکست آمریکا، پیروزی ایران است! البته این عزت، مرهون لطف خداوند است.
 
آیت الله مصباح با بیان این‌که علاوه بر تحریم‌های خارجی، نفوذی‌های داخلی را نیز به جان این انقلاب انداختند، ادامه داد: باید ارزیابی دقیقی داشته باشیم و ضعف‌ها، کمبودها و اشتباهات را جبران کنیم؛ مثلا  ویرانی‌های دفاع مقدس و از بین رفتن بسیاری از زیرساخت‌های کشور، سبب شد که توجه مسئولان بیشتر به جبران این خسارت‌ها جلب شود و فرصتی برای تقویت نهادی که برای دین تأسیس شد، باقی نماند و هدف امام (ره) در این زمینه به طور کامل، محقق نشد. چون نه بودجه بود و نه نیروی انسانی کافی! باید در طول دو نسل، نیرو برای آن ساخته می‌شد که هم فکر صحیح و هم مدیریت درست و هم ابزارها و تکنولوژی روز در دسترس باشد.
 
وی افزود: البته برخی جاها نیز اشتباهاتی رخ داد و کم کاری و غفلت صورت گرفت و نیروسازی برای آینده با برنامه دقیق و صحیح صورت نگرفت. اگر هوشیارانه‌تر عمل کرده بودیم، امروز نظام ما برای این‌که کسی را برای پستی تعیین کند، این قدر در تنگنا نبود!
 
وی اظهار داشت: همین امروز چند نامزد ایده‌آل برای ریاست‌جمهوری کشور سراغ دارید؟ چاره‌ای نیست که بین افراد کسی را مدنظر قرار دهیم که نسبت به دیگران بهتر باشد، نه این‌که کامل و ایده‌آل باشد. این یعنی به فکر ساختن نیروی معتقد متخصص نبوده‌ایم. یکی از عوامل ضعف ما، همین غفلت بوده است و  جا دارد تا فرصت هست، این غفلت را جبران کنیم؛ البته اگر امروز شروع کنیم، 20 سال دیگر نتیجه خواهد داد.
 
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در پایان اظهار داشت: امروز یکی از واجبات نیروهای فهیم، آگاه و دلسوز انقلاب این است که از همین امروز به فکر ساختن نیروهایی برای بیست سال آینده کشور باشند؛ هر چه این کار دیرتر انجام شود، به همان اندازه در نتیجه، تأخیر ایجاد می‌شود. الگوی این کار نیز همین نهاد عقیدتی سیاسی در سپاه پاسداران است. دین، دشمن‌شناسی، شناخت موقعیت‌های اجتماعی، جلوگیری از ورود نفوذی‌ها از جمله اموری است که این نهاد، تجربه‌ای حدود چهل سال برای آن دارد که باید این تجربه را با رفع نواقص آن، تکمیل و تدوین کرده و در اختیار دیگران قرار دهد.
 
گفتنی است است دیدار علامه مصباح یزدی با جمعی از مسئولان عقیدتی سیاسی حفاظت سپاه دهم دی ماه سالجاری در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار شد.
منتشرشده در سیاسی

 

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اشاره به آيه اي از قرآن کريم گفت: خداوند رابطه برقرار کردن با افرادي که مورد غضب او هستند را مذمت کرده است؛ البته افرادي که با کفار رابطه برقرار مي‌کنند، لزوما دل در گرو مسير باطل ندارند، بلکه به دنبال راحتي خودشان هستند؛ آن‌ها در واقع دين خدا و خون‌هاي شهدا را بازيچه و وسيله اي براي منافع خود قرار داده‌اند؛ براي برقراري و حفظ اين نظام، صدها هزار گل پرپر شده که هر گلبرگش بر تمام ثروت‌هاي دنيا مي‌ارزيد؛ اما عده اي از خون آن‌ها استفاده مي‌کنند تا چند روز دنياي آبادتري داشه باشند.

 
 

به گزارش فتن، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله مصباح یزدی، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ديدار با جمعي از رزمندگان دفاع مقدس و پيش‌کسوتان جهاد و شهادت، با بيان اين‌که از دست دادن بزرگاني از ارتش و سپاه در دوران انقلاب و دفاع مقدس غم انگيز است، ادامه داد: اما سنت خداوند اين است که اين فداکاري‌ها را سبب پيروزي‌هاي بزرگ قرار مي‌دهد. همان گونه که از صدر اسلام هم، چنين بوده است. از طرفي خدا چنين مقدر فرموده که زمينه براي فداکاري کساني که لياقت دارند تا چنين مقامي را احراز کنند، فراهم شود.

وي ضمن تجليل از شهدا اظهار داشت: اين اجتماع، نشان دهنده روح مقاومت و اخلاص و فداکاري شماست که بعد از دوران بازنشستگي، باز هم داوطلبانه به عنوان بسيج، مسئوليت‌هاي سنگين را پذيرفته‌ايد و به خدمات خود ادامه مي‌دهيد و اين شرف بسيار بزرگي است. اگر در دوران دفاع مقدس به واسطه امر حضرت امام (ره) در دفاع مقدس شرکت کرديد، امروز چنين امري نيست و چنين تعهدي هم نيست، اما شما داوطلبانه خدمت مي‌کنيد و چه بسا خدمات و اجر شما در اين دوران که تجربيات گذشته و مهارت‌هاي کسب شده‌تان در دوران استثنايي دفاع مقدس را به ديگران منتقل کنيد، کمتر از دوران دفاع مقدس نباشد.

وي با اشاره به اين‌که شهدا دوست دارند در چنين اجتماعاتي درباره حفظ انقلاب، دستارودهاي آن، تعمق بيشتر در آموزه‌هاي اسلام و پيگيري وصاياي امام (ره) و اوامر رهبري سخن گفته شود، ادامه داد: همه ما مي‌دانيم که پيروزي انقلاب، يکي از بزرگترين نعمت‌هاي الهي بود که در تاريخ بشريت نصيب انسان‌ها شده و هنوز زود است که عظمت اين نعمت را درست ارزيابي کنيم.

وي با اشاره به اين‌که آفاتي وجود دارد که مي‌تواند اين انقلاب عظيم را با خطر مواجه کند، ادامه داد: اولين آفت، جنبه‌هاي شخصي است که به ضعف ايمان و تعلق خاطر افراد به دنيا مربوط مي‌شود؛ همواره بوده‌اند افرادي که نزديک مرزحق و باطل حرکت مي‌کردند تا بر اساس منافعشان، تغيير جهت دهند.

اين مفسر قرآن کريم با اشاره به آياتي از قرآن، به وقايع صدر اسلام اشاره کرد و افزود: خداوند رابطه برقرار کردن با افرادي که مورد غضب او هستند را مذمت کرده است؛ البته افرادي که با کفار رابطه برقرار مي‌کنند، لزوما دل در گرو مسير باطل ندارند، بلکه به دنبال راحتي خودشان هستند؛ آن‌ها در واقع دين خدا و خون‌هاي شهدا را بازيچه و وسيله‌اي براي منافع خود قرار داده‌اند؛ براي برقراري و حفظ اين نظام، صدها هزار گل پرپر شده که هر گلبرگش بر تمام ثروت‌هاي دنيا مي‌ارزيد؛ اما عده‌اي از خون آن‌ها استفاده مي‌کنند تا چند روز دنياي آبادتري داشه باشند.

وي با اشاره به اين‌که اگر نمونه‌هاي اين افراد را در جامعه ديديم، جاي تعجبي ندارد و در گذشته نيز چنين افرادي وجود داشته‌اند، خاطر نشان کرد: لذا ابتدا بايد حسابمان را با خود و خداي خود، پاک کنيم؛ به اين سئوالات پاسخ دهيم که آيا واقعا اسلام را قبول داريم؟ آيا فرمايشات پيامبر (ص) و ائمه (ع) را قبول داريم؟ آيا اطاعت از نايب آن‌ها را واجب مي‌دانيم و يا فقط هرکجا با ميل و خواست ما سازگار باشد، ولايت‌فقيه را قبول داريم؟

آيت الله مصباح يزدي به آفت مهم ديگري در بين مسلمانان اشاره کرد و افزود: آفت ديگر، جزئي نگري به دين و نشناختن دين در جامعيت آن است؛ البته اين امر گاه ناشي از هواهاي نفساني است و گاهي ناشي از شرايط اجتماعي و بين المللي. به هر حال بايد توجه داشت که اسلام در جامعيتش، دين خداست و اگر برخي از آن را قبول کرده و قسمتي را رها کنيم، دچار التقاط خواهيم شود و پا در مسير شيطان خواهيم گذاشت.

وي با اشاره به يکي از نمونه‌هاي جزئي نگري به دين، اظهار داشت: يکي از نمونه‌هاي بارز آن، تعريف کردن دين در نماز، روزه، عزاداري و امور عبادي فردي است. لذا عده اي مبارزه با دشمنان اسلام و مبارزه با طاغوت را جزء اسلام نمي دانستند و نمي دانند. حتي قضاوت عده اي نسبت به علما بر اساس اين بينش بود؛ لذا مرحوم آيت الله کاشاني که از نظر علمي در عداد مراجع بود، اما از توجه و احترامي که به ديگر مراجع مي‌شد، کاملا محروم بود؛ چرا که وي با نگاه جامع به اسلام، در امور سياسي دخالت مي‌کرد.

وي با اشاره به اين‌که قبل از انقلاب، اسلام در مسائل عبادي فردي خلاصه شده بود، افزود: اين جريان مي‌رفت که ادامه داشته باشد تا خدا امام(ره) را مبعوث فرمود تا اين سد و خطا را از جامعه اسلامي، بلکه از فقه اسلامي بردارد. اگر قيام امام (ره) نبود، آن خط هم چنان ادامه مي‌يافت؛ اين امام (ره) بود که فرمود حفظ نظام از نماز واجب‌تر است.

استاد اخلاق حوزه علميه قم، نگاه تک بعدي به رحمت و رأفت خدا و بي توجهي به نقطه مقابل آن در دين را از ديگر نمونه‌هاي آفت تک بعدي نگاه کردن به دين دانست و افزود: تولي و تبري، هر دو در دين مبين اسلام وجود دارد و با اهميت است؛ اما عده اي با نگاه به برخي آيات قرآن و چشم پوشي از ديگر آيات، فقط به جنبه دوستي و رحمانيت خدا نظر مي‌کنند، اما جايي که از نظر اسلام بايد محکم ايستاد و حتي دست به شمشير برد، را نمي بينند.

وي ادامه داد: البته گاهي گفته مي‌شود که اين‌ها اسلام واقعي نيست و اين موارد را خشونت طلبان، وارد اسلام کرده اند! البته اين نوع نگاه تک بعدي به رحمانيت خداوند، تحت تأثير افکار جهاني پديد مي‌آيد که در قالب افکار و عباراتي زيبا بيان مي‌شود، و پديد آمدن اين افکار، از جمله شگردهاي استکبار جهاني است که با عبارات زيبا، مردم را از مبارزه، مقاومت و دفاع بازدارد تا مبادا مقاومت مردم و شورش آنها عليه حکومت‌هاي دست نشانده، منافع آن‌ها را به خطر بيندازد.

اين مفسر قرآن کريم با اشاره به آيات متعددي از قرآن گفت: در بسياري از آيات قرآن مسئله تبري ذکر شده و در برخي از آنها تبري، مقدم بر تولي ذکر شده است. در آيه اي از قرآن، اولين صفتي که براي همراهان پيامبرذکر مي‌کند، اين است که شديدترين افراد نسبت به کفار هستند؛ در آيات ديگري از قرآن، دشمني با کفار ابدي ذکر شده است، مگر آن که آنان ايمان بياورند.

وي در جمع بندي سخنانش با اشاره به اين‌که براي ايمني از آفت دنياخواهي و دنياطلبي، بايد سعي کنيم باطن خود را تصفيه کنيم، اظهار داشت: بايد خود را از دلبستگي و وابستگي به پول، مقام و شهوت برهانيم؛ چرا که وجود اين عوامل، سبب کج فهمي انسان و بازماندن از شناخت حق مي‌شود.

استاد اخلاق حوزه علميه قم ادامه داد: بايد دل خود را بيازماييم و ببينيم حب و بغض‌هايمان براي چيست؟ مبادا حب دنيا بر ما غالب شود که سبب انحراف ما خواهد شد؛ کساني در ميدان جهاد در رکاب پيغمبر (ص) شرکت کردند، اما جهنمي شدند؛ کساني در کربلا براي کشتن سيد الشهدا (ع) اقدام کردند که پاي منبر علي (ع) تربيت شده بودند. فکر نکنيم اگر چند سالي پاک بوديم، ديگر تا آخر سالم خواهيم ماند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم افزود: براي ايمني از آفت دوم نيز بايد اسلام را با جامعيتش ببينيم و از کساني تبعيت کنيم که اسلام را در جامعيتش شناخته اند.

منتشرشده در سیاسی
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه برخی‌ها عقیده دارند ولایت فقیه در اصول و فروع دین جایی ندارد و آن را نفی می‌کنند گفت: حتی روزی می‌رسد که برخی مسؤولان پیدایش انقلاب اسلامی را کاری اشتباه بخوانند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه برخی‌ها عقیده دارند ولایت فقیه در اصول و فروع دین جایی ندارد و آن را نفی می‌کنند گفت: حتی روزی می‌رسد که برخی مسؤولان پیدایش انقلاب اسلامی را کاری اشتباه بخوانند.
 
به گزارش «انتخاب»، آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی ظهر امروز در نخستین همایش طلاب غیرحضوری جامعةالزهرا سراسر کشور که در تالار بیداری اسلامی برگزار شد، با اشاره به حرکت امام خمینی در 15 خرداد اظهار کرد: انقلاب که در جامعه ایرانی صورت گرفت به انقلاب اسلامی مشهور است و این دینی بودن انقلاب از زمان امام راحل آغاز شد.
 
وی افزود: انقلاب اسلامی ایران نه تنها در این کشور بلکه در تمام جهان یک تحول بنیادین ایجاد کرد و تاثیرات ریشه‌ای خود را در جامعه گذاشت.
 
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی افزود: روحانیت در زمان پهلوی در فضای ناراحت‌کننده و انزوایی به سر می‌برد تا جایی که تشکیل مجالس روضه‌خوانی ممنوع بود و در زیرزمینی که 30 متر با کوچه فاصله داشت جرأت نمی‌کردند فعالیت مذهبی و دینی داشته باشند.
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی با تاکید بر اینکه پوشیدن لباس روحانیت در زمان رژیم پهلوی ممنوع بود گفت: روحانیون در آن زمان مجبور بودند کت و شلوار بپوشند و لباس روحانیت را به صورت پنهانی به تن می‌کردند.
 
وی اضافه کرد: با حضور آیت‌الله بروجردی به عنوان مرجع وقت و در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی وضعیت روحانیون تا حدودی بهتر شد و حوزه علمیه قم رونق گرفت و روحانیون توانستند تا حدودی از محدودیت خارج شوند.
 
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه در زمان پیش از انقلاب اسلامی بانوی تحصیل کرده در علوم دینی نداشتیم گفت: فقط یک بانو به نام بانو امین اصفهانی از ثروتمندان اصفهان به صورت استثنایی خدمت یکی از مراجع تحصیل کرد و مجتهد شد ولی اکنون بانوان فاضل و تحصیل کرده در مجامع عمومی مانند رادیو و تلویزیون سخنرانی می‌کنند که این تحولات در مقابل تحولات اصلی که از انقلاب نشات گرفت مانند قطره‌ای در مقابل دریاست.
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی ایران مردم را از حقارت به عزت هدایت کرد گفت: ما در مقابل این نعمت الهی وظیفه داریم و باید برای کودکانمان و نسل‌های آینده انقلاب و نقش امام خمینی (ره) را در این تحول عظیم عنوان کنیم.
 
وی با بیان اینکه پس از انقلاب شاهد رشد صنعت و شکوفایی علم بودیم، تصریح کرد: در رژیم شاهنشاهی مردم ما سرخورده بوده و نسل به نسل بیشتر تحقیر می‌شدند ولی امروز شاهد عزت علمی ایرانیان در سراسر جهان هستیم.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه دشمن بر نمی‌تابد که ما بتوانیم به علوم خاص و عام دست یابیم و به دنبال انحراف نسل جوان از دین و انقلاب است، گفت: امروز فرزندان ما با گوشی تلفن همراه به تمام مسائل دنیا اشراف دارند و دشمن نیز از این مسئله استفاده کرده و با ایجاد شبهات به دنبال اهداف خویش است.
 
سه آفت متوجه حوزه است
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی بیان کرد: با پیروزی انقلاب امکان تحصیل خواهران افزایش یافته و آنان نه تنها در محافل علمی بلکه در محافل سیاسی نیز حاضر می‌شوند که اینها از نتایج و برکات انقلاب اسلامی است.
 
وی با بیان اینکه سه آفت متوجه حوزه است، عنوان کرد:‌ تحصیلات ما به بخشی از علم محدود می‌شود و این در حالی رخ می‌دهد که دشمن به دنبال گرفتن باورهای دینی از مردم است و در این راستا مجتهدان نباید ساکت بنشینند.
 
روزی برخی مسؤولان پیدایش انقلاب اسلامی را کاری اشتباه خواهند خواند
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی گفت: اگر شبهات در جامعه امروزی پاسخ مناسبی داده نشود، تیشه به ریشه دین خواهد خورد و عواقب ناخوشایندی را به دنبال خواهد داشت.
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی با بیان اینکه امروز دنیا حکومت ایران را با ویژگی ولایت فقیه می‌شناسد، عنوان کرد: در چنین شرایطی در داخل کشور برخی‌ها نه تنها ولایت فقیه را قبول ندارند بلکه به حکومت اسلامی نیز عقیده ندارند.
 
برخی بی‌بصیرت خواهند گفت «اگر امام قیام نکرده بود امروز تحریم نمی‌شدیم»
 
وی با بیان اینکه برخی‌ها می‌گویند چون ولایت فقیه در اصول و فروع دین جایی ندارد آن را نفی می‌کنند اضافه کرد: روزی می‌رسد که برخی مسؤولان کشور پیدایش انقلاب اسلامی را کاری اشتباه خواهند خواند.
 
وی اضافه کرد: زمانی خواهد آمد که برخی‌ها بگویند «اگر امام خمینی (ره) به جای اینکه انقلاب کرده و فریاد مرگ بر شاه را در سراسر کشور طنین‌انداز می‌کرد مذاکره کرده بود این همه انسان کشته نمی‌شد و شاهد تحریم‌های سخت نبودیم».
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی با اشاره به اینکه از هم اکنون باید به دنبال پاسخ روشن برای این افراد باشیم، خاطرنشان کرد: اگر نسل جدید را آگاه نکنیم نسل‌های آینده، انقلاب و امام خمینی‌(ره) را نخواهند شناخت و در دام دشمن گرفتار می‌‌شوند.
 
فریب افراد صالح و متقی بی‌بصیرت
 
وی بیان کرد: در گذشته افرادی صالح و متقی بودند که ساده می‌زیستند ولی دشمن از اینها به نفع خود بهترین استفاده را کرد و اگر امام خمینی(ره)‌ خود وارد عمل نمی‌شد کار به جاهای باریک کشیده می‌شد.
 
آیت‌الله مصباح‌یزدی اضافه کرد: این افراد دارای بصیرت اجتماعی نبودند و به دلیل خوش‌بینی‌های فراوان نسبت به بستگانشان، کار به جایی رسید که نمی‌توان حتی شرایط را بیان کرد و اکنون نیز نمونه این اشخاص هستند و اگر مجالی پیدا شود چنین اتفاقاتی تکرار می‌شود.
منتشرشده در سیاسی

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: باید اطاعت از رهبری از جان و دل، بدون چون و چرا، و بدون تفسیر دلخواه از سخنان ایشان را در دستور کار خود قرار دهیم؛ اینکه فردی در سخنرانی ۱۰ بار بگوید "مقام معظم رهبری"، اما اعتقادی به ولایت‌فقیه نداشته باشد، نمی‌تواند کشور را درست کند.

 

به گزارش «صدای مظلومین» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با جمعی از سرداران و برخی فرمانده سپاه، با اشاره به وجود مشکلات و اختلافات بین افراد در زمینه‌های مختلف، از جمله مسائل سیاسی، اظهار داشت: این امور اختصاصی به کشور ما ندارد و در همه کشورها چنین اختلافاتی وجود دارد و هر فرد و گروه خود را متخصص و رقیب را نامناسب می‌داند. به عنوان نمونه همین امروز در کشوری که خود را پیشرفته‌ترین کشور دنیا می‌داند، نامزد یک حزب، علنا به نامزد حزب دیگر دشنام داده، هتاکی می‌کند و حاضران نیز دست زده و تشویقش می‌کنند! راهکار عمومی رقیبان در کشور‌ها هم این است که هر فرد یا گروه علیه رقیب سخن گفته و مشکلات را به گردن وی بیاندازد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این‌که اگر قرار باشد ما هم مانند سایر کشورهای دنیا رفتار کنیم، با آن‌ها فرقی نخواهیم داشت، ادامه داد: در این صورت هر کس زور و قدرت و پول بیشتری پیدا کند، می‌تواند از راه‌های مختلف رأی مردم را بخرد و به مقام برسد؛ اما باید توجه داشته باشیم که کشور ما با سایر کشور‌ها، و نظام ما با دیگر نظام‌ها متفاوت است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به وجه امتیاز ایران نسبت به سایر کشورها، اظهار داشت: در این کشور یک انقلاب نه با انگیزه‌های مادی بلکه با انگیزه دفاع از دین صورت گرفت، که در هیچ کشوری سابقه نداشت. در کشور ما یک روحانی از شهری نسبتا فقیر به‌پاخاست و ندای دین سر داد و گفت من برای اسلام احساس خطر می‌کنم، و انقلاب هم در همین مسیر شروع شد و به پیروزی رسید. این در حالی است که در همه انقلاب‌های دنیا، سخن از عقب افتادگی و مشکلات اقتصادی، سیاسی، صنعتی یا سایر امور دنیوی بود و نه دین.

وی ادامه داد: البته باید اعتراف کرد که قبل از انقلاب اسلامی در ایران، در برخی از کشور‌ها و برخی حرکت ها، نامی از دین برده می‌شد، اما هیچ کجا در عمل مانند حرکتی که امام (ره) ایجاد کرد، واقع نشده بود و نشد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: نباید فراموش کرد که ظرفیت فوق العاده اسلام و تشیع و فرهنگ غنی عاشورا نیز زمینه را کاملا فراهم کرد و سبب شد تا مردم هم با امام (ره) همراه شده، اتفاق بزرگی را در عالم رقم بزنند که هنوز شناخت آن و ابعاد آن، میسر نیست و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این‌که قبل از قیام امام (ره)، احزاب و گروه‌های دیگری نیز بر علیه شاه فعالیت می‌کردند، اما هیچ کدام قدرت ساقط کردن شاه را نداشتند، ادامه داد: اما یک روحانی به‌پاخاست و حرکتی اسلامی را آغاز کرد، و با عنایت خداوند متعال پدیده نوینی را در عالم رقم زد؛ به گونه‌ای که کم کم زمینه سرایت آن به کشور‌های دیگر نیز فراهم شد و اتفاقا همین امر نیز عامل ترس ابرقدرت‌ها و آمریکا شد.

وی افزود: اگر انقلاب اسلامی محدود به کشور ایران بود، چه بسا آمریکا می‌توانست به گونه ای با آن کنار بیاید و آن را تحمل کند، اما این‌که زمینه سرایت فکر انقلاب به دیگر کشور‌ها نیز ایجاد شد، آمریکا احساس خطر کرد و سبب شد که دشمن از همان ابتدا، کمر به نابودی نظام اسلامی ببندد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم عامل پیروزی امام (ره) و به ثمر رسیدن انقلاب را اخلاص بی نظیر امام (ره) دانست و ادامه داد: این در حالی است که بسیاری از افراد که بعضاً سابقه تحصیل علوم دینی هم دارند، تفکرشان کاملا با امام (ره) متفاوت است. به عنوان نمونه یکی از افرادی که اتفاقا امروز در یکی از مناصب بالای کشور است گفته بود: از آن جا که امام (ره) در مردم نفوذ دارد، ما به نفوذ ایشان نیاز داریم تا شاه را بیرون کنیم؛ وگرنه او نمی‌تواند کشور را اداره کند! یا یکی دیگر از مسئولینی که هم اکنون یکی از منصاب عالی کشور را در اختیار دارد، صراحتا گفت که می‌خواهیم کشوری مانند لبنان داشته باشیم تا هر کس هرگونه خواست زندگی و رفتار کند؛ کسی که می‌خواهد با چادر بیرون آید و کسی که می‌خواهد برهنه باشد،‌ آزاد باشد!

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: کسانی که ته دلشان با امام یکی باشد، خیلی کم هستند. در آن زمان هم بسیاری از کسانی که کاره‌ای شدند، و قدرت یا پول داشتند، به یکی از احزاب وابسته بودند و ته دلشان با امام (ره) نبود. این‌ها هنوز هم هستند و فکرشان هم عوض نشده است؛ آن‌ها اصلا به دنبال کشوری اسلامی نیستند، بلکه به دنبال کشوری هستند که زیر سایه آمریکا و حمایت‌های آن، علم و تکنولوژی‌اش پیشرفت کند و به جایی برسند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با طرح این سئوال که آیا ما به دنبال دین هستیم و یا دنبال قدرت و مقام، ادامه داد: اگر واقعا آن را که امام (ره) می‌خواست می‌خواهیم، باید ببینیم لوازمش چیست؟ اگر واقعا انقلاب ما، انقلاب اسلامی است، پس باید هدف ما نیز اسلام باشد و لا غیر.

وی با طرح سئوالی دیگر مبنی بر این‌که چرا چنین نسلی فقط در ایران یافت شد که جوانان آن چنین قیام کنند، ادامه داد: در طول 14 قرن، مکتب تشیع در این کشور ترویج شده بود و امام حسین (ع) الگوی مردم شده بود؛ لذا حتی آب خوردن مردم نیز با نام امام حسین (ع) گره خورده بود. در طول سال چندین ماه برای امام حسین (ع) عزاداری صورت می‌گرفت و عشق اهل بیت (ع) در آن موج می‌زد. لذا مردم ایران، مردمی تربیت شده با نام حسین (ع) و اسلام هستند که به آن باور داشتند. البته مردم در میزان معرفت و باور درجاتی دارند و معرفت‌ها و باورها در یک سطح نیستند، اما این عشق به امام حسین (ع) و باور به اسلام، در یک قشر مؤثری که بتواند انقلاب کند، وجود داشت.

وی افزود: مردمی که انقلاب کردند، سال‌ها امام (ره) را دیدند و گوششان با فرمایشات امام (ره) انس داشت، و در دفاع مقدس، هشت سال دائما با نمونه هایی از کربلا مواجه بودند و هر روز بمباران و از دست دادن جوانانشان را تجربه می‌کردند؛ لذا مردم با روحیه شهادت و فداکاری تربیت شدند.

وی با بیان این‌که بعد از رحلت امام خمینی (ره) و با گذشت زمان، کم کم کسانی که تربیت شده امام (ره) بودند یا از دنیا رفتند یا کنار رفتند، ادامه داد: امروز نسلی در جامعه حضور دارد که از امام (ره) و دفاع مقدس تنها چیزهایی شنیده است، و از طرف دیگر به خاطر عوامل متعددی، توقعاتی هم در آن‌ها به وجود آمده است؛ لذا با کوچک‌ترین مشکلی صدایشان به اعتراض بلند می‌شود؛ این نسل توقع دارد وقتی اسم کشور اسلامی است، دیگر هیچ مشکلی در جامعه نباشد و همه مسائل حل شده باشد، و رفاه و آسایشش نیز تأمین باشد.

آیت الله مصباح یزدی افزود: از طرفی سایت‌ها و رسانه ها با تبلیغاتشان، فکر جوانان را بمباران می‌کنند تا زندگی به سبک آمریکایی را یک زندگی الگو و ایده‌آل تصور کنند؛ حتی نقاط ضعف مشهود آن را هم توجیه می‌کنند. این گونه القاء می‌کنند که امروز سخنان امام (ره) در دنیا خریدار ندارد، و برای پیشرفت راهی جز راهی که سایر کشورها رفته اند، نیست؛ و برای تحقق زندگی آمریکایی، وجود سرمایه‌دارانی مانند سرمایه داران آمریکا لازم است؛ ولو این‌که لازمه آن، فقیر شدن و از بین رفتن عده‌ای باشد، زیرا برای رسیدن به رفاهی که اکثریت جامعه را شامل شود، چاره ای جز این نیست!

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این‌که نباید تسلیم این ناهنجاری شد و باید به فکر اصلاح امور بود، ادامه داد: باید دید مردمی که آن گونه صابر و فداکار بودند، چگونه تربیت شده بودند و مسئولین آن چگونه بودند؛ به عنوان نمونه، مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری شان به بنده فرمودند: من تا کنون گوشت گرم نخریده‌ام؛ گوشت خانه ما همان گوشت یخ‌زده‌ کوپنی است که سایر مردم می‌خرند! آیا سیاستمداران امروز ما همین راه را می‌روند، یا با همه تبار خود با هواپیمای اختصاصی به کیش و سوئیس و لوکزامبورگ می‌روند؟!

وی با اشاره به این‌که ریشه مشکلات، ضعف اعتقاد به دین است، ادامه داد: امروز اگر به مسئولان بگویید ربا حرام است، برخی خواهند گفت در شرایط امروز کدام کشور حتی اسلامی، می‌تواند بدون ربا اداره شود؟! چگونه می‌توان مردم را از رباخواری نهی کرد، در حالی که سیستم بانکداری ما بر اساس رباست، و حتی برخی نهادهای مقدس در کشور نیز به آن آلوده شده‌اند؟ نهایت کاری که در کشور ما در سیستم بانکداری ربوی انجام شده، این است که به ربا خواری عنوان عقود شرعیه داده شده است. بگذریم از این‌که فرد وام گیرنده از بانک، اصلا معنای کلمه عقود شرعیه را نمی‌داند و صرفا برای گرفتن وام، طبق دستوربانک برگه هایی را امضاء می‌کند؛ و نتیجه طبیعی این عملکرد چیزی نیست جز آنچه دارد واقع می‌شود.

علامه مصباح با اشاره به این‌که باید ریشه را اصلاح و اعتقادات مردم را نسبت به دین تقویت کنیم، افزود: قدم اول این است که شخص بنده و جنابعالی خودمان را اصلاح کنیم و همواره در این فکر باشیم که خداوند از ما چه می‌خواهد؛ خدایی که نعمت هایش را بر ما ارزانی داشته است، طبق فرمایش قرآن می‌تواند یک جا آن را از ما بگیرد؛ پس با خدا صادق باشیم.

وی افزود: اگر چنین تصوری داشته باشیم که ما در دفاع مقدس، چندین سال جنگیده ایم و حالا نوبت ماست که در آسایش و آرامش باشیم، یا قبل از انقلاب چند سال به زندان رفته و شکنجه شده‌ایم، و حال که انقلاب پیروز شده، ما باید جای شاه بنشینیم و بچه‌هایمان هم به جای والاحضرت‌ها بنشینند، این بازی با دین خداست؛ نتیجه آن نیز ذلت دنیا و آخرت است. این سنت خداوند است و قرار نیست تغییر کند، مگر آن که ما تغییر کنیم.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به وجود نعمت رهبری عظیم الشأن خاطر نشان کرد: بزرگترین وظیفه ای که همه ما داریم، شکر نعمت رهبر عزیزی است که داریم و هنوز قدرش را نمی دانیم؛ باید اطاعت از رهبری از جان و دل، بدون چون و چرا، و بدون تفسیر دلخواه از سخنان ایشان را در دستور کار خود قرار دهیم. اینکه فردی در سخنرانی ده بار بگوید «مقام معظم رهبری»، اما اعتقادی به ولایت‌فقیه نداشته باشد، نمی‌تواند کشور را درست کند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به این‌که دل‌ها باید عوض شود و ما نیز باید ابتدا از خودمان آغاز کنیم، افزود: اگر هر کسی با خدای خودش عهد ببندد و در راه خدا از احدی نترسد، اوضاع عوض خواهد شد؛ به یاد داشته باشیم، خدای ما همان خدای جبهه‌هاست، همان خدای جنگ 33 روزه لبنان و همان خدای یاری دهنده مؤمنان در جنگ بدر است و تغییری نکرده است. اگر اوضاع تغییر کرده، علتش این است که ما تغییر کرده‌ایم؛ تا دنبال هوس، مقام، پول، شهرت، و ریاست هستیم، وضع همین است و هر وقت برگشتیم، کار‌های دیگر نیز درست می‌شود.

گفتنی است دیدار تعدادی از سرداران سپاه با علامه مصباح یزدی، پنجشنبه نهم اردیبهشت ماه سال جاری در سالن تشریفات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار شد

منتشرشده در سیاسی
 
دور شدن از خط امام (ره) داراي مراتب است، و به عبارت بهتر هر اندازه که از خط امام (ره) دور شويم، به همان اندازه نيز ضربه خواهيم خورد، که آخرين مرحله آن ذلت دنيا و آخرت است؛ حتي اگر فکر کنيم نوکري آمريکا افتخار است؛ اما همه مي‌دانيم، نوکري، نوکري است و مخصوصاً اگر براي شيطان اکبر باشد، بسيار ذلت بار است.

گروه سیاسی - صدای مظلومین: به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ديدار با جمعي از اعضاي منتخب دوره‌هاي طرح ولايت، با اشاره به اين‌که امتياز انسان از حيوانات اين است که حرکت تکاملي انسان با آگاهي و انتخاب توأم است، ادامه داد: رشد جسمي بدون آگاهي نيز صورت مي‌گيرد، همان گونه که در حيوانات نيز وجود دارد؛ اما آن حرکت تکاملي و رشدي که مخصوص انسان است، تکامل و رشدي است که همراه با آگاهي و قدرت انتخاب است.

به گزارش صدای مظلومین آيت الله محمد تقي مصباح يزدي با اشاره به اين‌که علم و آگاهي هر چند براي حرکت لازم است، اما به تنهايي عامل حرکت نيست، ادامه داد: گاهي انسان به چيزي علم دارد، اما انگيزه‌اي نسبت به آن ندارد؛ آن چه سبب حرکت و در واقع عامل محرک مي‌شود، احساسات و عواطف است.

وي با اشاره به اين‌که علم و انگيزه يا عبارت بهتر باورها و ارزش‌ها، دو عامل حرکت فرد و جامعه هستند، ابراز داشت: اختلاف رفتار جوامع نيز به همين دو عامل بستگي دارد؛ يا در نوع بينش و باور با هم فرق دارند و يا در نوع ارزش‌ها متفاوت هستند؛ در واقع مي‌توان گفت که اختلاف فرهنگي دارند؛ چرا که ريشه فرهنگ، باور‌ها و ارزش‌هاست، و از همين روست که برخي انسان را حيوان فرهنگي دانسته، فرهنگ را عامل امتياز انسان از حيوان ذکر کرده‌اند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم خاطر نشان کرد: اگر مي‌بينيم کشوري با ملت ما سر دشمني دارد و يا از ما بدشان مي‌آيد و در صدد ضرر رساندن و دشمني با ايران بوده، دوست دارند جلوي قدرت و پيشرفت آن را بگيرند، به اختلاف آن‌ها با ملت ايران در همين دو عامل باز مي‌گردد. يعني يا نوع فکر و بينش آن‌ها با فکر و بينش ملت ايران نمي‌سازد، يا منافعشان را – که به آن ميل و انگيزه دارند– در خطر مي‌بينند، و لذا سر ناسازگاري با کشور ايران را دارند؛ از همين رو سعي مي‌کنند در دو بعد فکري و انگيزشي ملت را تحت تأثير قرار دهند.

وي با بيان اين‌که دشمن قصد دارد فکر و انگيزه ملت ما را تحت تأثير قرار دهد ادامه داد: دشمن از يک سو مي‌خواهد بر فکر مردم ايران اثر بگذارد و چنين القاء کند که شما بدون سازش با غرب و آمريکا هيچ کاري نمي‌توانيد بکنيد و راه پيشرفت از غرب مي‌گذرد و لاغير، و از سوي ديگر سعي مي‌کند با تهديد (اعم از حمله نظامي و تحريم)، انگيزه مردم را براي مقاومت و ايستادگي پايين بياورد.

آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اين‌که دشمن تا حدود زيادي حتي در فکر برخي نخبگان مؤمن، متدين، و انقلابي نيز اثر گذاشته است، ادامه داد: همان‌طور ‌که قبل از انقلاب، رزم آرا که يک نخست وزير ظاهرا مقتدر و متظاهر به دين‌داري بود مي‌گفت: مردم ايران لولهنگ نيز نمي‌توانند بسازند، بعد از انقلاب نيز برخي از نخبگان مؤمن که نظام و انقلاب را دوست دارند نيز چنين فکر مي‌کنند که چاره‌اي جز سازش با آمريکا وجود ندارد؛ زيرا در غير اين صورت هر روز فاصله ما با غرب بيشتر مي‌شود! و همه اين‌ها اثر تبليغات و القائاتي است که دشمن در فکر آن‌ها داشته است.

وي افزود: اگر در داخل کشور نيز خداي ناکرده مسئوليني باشند که باور کرده باشند چاره‌اي جز کنار آمدن با آمريکا و يا به عبارت بهتر باج دادن به آمريکا وجود ندارد، در واقع از دو حال خارج نيستند؛ يا فکرشان تحت تأثير القائات دشمن قرار گرفته است، و يا از تهديدات دشمنان (اعم از تحريم يا حمله نظامي) هراس دارند؛ از اين رو توجيه مي‌کنند و مي‌گويند بايد تعامل برد – برد داشته باشيم؛ البته از ابتدا نيز مي‌گويند که توقع بيجا نبايد داشت، چرا که معامله برد – برد بوده و آن‌ها نيز بايد برد داشته باشند! آن‌ها معتقدند که چهل سال دشمني کرده‌ايم، چه فايده‌اي داشته است؟ مگر قدرت آن‌ها را نمي‌بينيد که به راحتي نفت 110 دلار را به 30 دلار مي‌رسانند؟ لذا چاره‌اي جز تسليم و سازش نداريم؛ و اگر چهل سال است احساسي برخورد کرده و دشمني کرده‌ايم، اشتباه بوده است! در واقع اصل مطلب همين است، اما اسم آن را معامله برد – برد گذاشته‌اند.

علامه مصباح ادامه داد: البته چنين نيست که اين افراد سوء نيت داشته باشند و يا خداي ناکرده عامل دشمن باشند و چه بسا واقعا خيرخواه کشور هم هستند، اما فکر يا انگيزه‌شان تحت تأثير تبليغات و سخنان دشمنان قرار گرفته است.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان اين‌که کوتاه آمدن در برابر دشمن، گاه به خاطر ترس از تهاجم و تحريم دشمن است که انگيزه افراد را براي مقاومت تحت تأثير قرار مي‌دهد؛ اظهار داشت: لذا گاهي اين ترس در سخنان برخي نيز کاملا مشخص است و مثلا مي‌گويند اگر اين برجام و مذاکرات نبود، امروز جنگ شده بود!

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) تقويت فکر صحيح همراه با منطق و استدلال، و تقويت انگيزه براي مقاومت را دو عامل مصون ماندن از القائات و تأثيرات دشمن دانست و افزود: ملت ما همان ملتي است که در 8 سال دفاع مقدس، در بدترين شرايط مقاومت کرد و بر دشمن پيروز شد، به همين دليل بايد باور داشته باشيم که مي‌توانيم، و امروز پيشرفت‌هاي چشمگير و کم نظير در زمينه‌هاي متعدد علمي، حاصل همين نگاه است.

وي افزود: شناخت و انگيزه دو عاملي است که همواره پيامبران (ع) و ائمه (ع)، و در اين عصر امام خميني (ره) و جانشين بر حقش با عبارات مختلف بر آن تأکيد کرده‌اند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) قم با اشاره به اين‌که دروس دانشگاهي امروز نمي‌توانند اين فکر صحيح را به ما بدهند، ادامه داد: دروس دانشگاهي در اين زمينه خنثي هستند و اطلاعاتي هستند که مي‌توانند مورد استفاده قرار بگيرند و خود به خود جهتي ندارند؛ لذا جهت صحيح را بايد از دين گرفت. اين‌که نبايد به دنبال منافع شخصي و هوي و هوس باشيم را دروس دانشگاه و مدرسه به ما نمي گويد، بلکه آن را بايد از دين آموخت.

وي با اشاره به اين‌که متأسفانه بعد از گذشت قريب به چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هيچ برنامه رسمي براي شناخت صحيح همه مردم از دين، و ايجاد انگيزه ديني در افراد تدوين نشده است، ادامه داد: اين در حالي است که با پيشرفت تکنولوژي و افزايش وسايل ارتباطي، دسترسي به فساد نيز بسيار ساده شده است و روز به روز نيز چنين ابزارهايي بيشتر مي‌شود و امکان جلوگيري از رشد آن نيز وجود ندارد.

استاد اخلاق حوزه علميه قم خطاب به دانشجويان طرح ولايت خاطر نشان کرد: ابتدا بايد مباني فکري صحيح را شناخته و در خود تقويت کنيد و سپس صادقانه و با استفاده از انگيزه‌هاي فطري انسان‌ها، حقايق را براي افراد روشن کنيد؛ از حقايق فردي و خانوادگي گرفته تا سياسي، اجتماعي و بين الملي و اخروي. اگر اين حقائق به خوبي منتقل شود، آثار مفيد آن در جامعه ظاهر خواهد شد.

وي با اشاره به اين‌که نبايد توقع داشت که با وقوع انقلاب اسلامي همه چيز درست شده و همه مؤمن شوند و هيچ گناهي در جامعه رخ ندهد، زيرا اين امري ناشدني است و با اختيار انسان منافات دارد؛ ادامه داد: اما مي‌شود که زمينه رشد به قدري فراهم باشد که کساني که مي‌خواهند رشد کنند بتوانند، و راه شناخت حقيقت براي آن‌ها باز باشد. اصلا سنت الهي اين نيست؛

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه با ذکر اين نکته که حتي در زمان حضرت بقيه الله (عج) نيز قرار نيست اختيار از افراد سلب شود تا قدرت ظلم و گناه نداشته باشند، اما تفاوت آن با ساير دوره‌ها اين است که عدالت به طور کامل برقرار مي‌شود و ظالم مجازات مي‌شود؛ ادامه داد:  لازمه اين‌که فرد قدرت انتخاب عادلانه و همراه با شناخت داشته باشد، اين است که حداقل زمينه شناخت حق و باطل براي همه به يک اندازه فراهم باشد؛ اما امروز با توجه به عوامل متعدد، کشش باطل زيادتر است و افراد عادي را هم فرا مي‌گيرد و در واقع آزادي کامل براي انتخاب عقلاني وجود ندارد؛ آزادي زماني مقدس است که زمينه انتخاب آگاهانه و کامل براي فرد ميسر شود؛ اما آن آزادي که مراد از آن فراهم کردن زمينه براي ولنگاري و گناه باشد، تنها دروغي به نام آزادي است.

علامه مصباح يزدي با اشاره به اين‌که تعليم و تربيت صحيح و خداپسند کار انبياء است، ادامه داد: زماني تعليم و تربيت صحيح مي‌تواند صورت بگيرد که مباني صحيح فکري براي خود انسان حل شده باشد و بر آن مسلط باشد. طرح ولايت نيز سعي کرده است تا به اين مباني فکري بپردازد و انگيزه شما که به دنبال ادامه دادن اين طرح به صورت مفصل‌تر هستيد، قابل ستايش است.

در ادامه اين مراسم نيز چند نفر از دانشجويان سئوالات خود را از علامه مصباح يزدي مطرح کردند و آيت الله مصباح پاسخ گفتند.

يکي از دانشجويان با اشاره به فرمايش رهبري مبني بر اين‌که اگر از خط امام (ره) فاصله بگيريم، سيلي خواهيم خورد، سئوال کرد که آيا حوادث اخير مي‌تواند همان سيلي باشد؟

علامه مصباح در پاسخ به سئوال وي گفت: دور شدن از خط امام (ره) داراي مراتب است، و به عبارت بهتر هر اندازه که از خط امام (ره) دور شويم، به همان اندازه نيز ضربه خواهيم خورد، که آخرين مرحله آن ذلت دنيا و آخرت است؛ حتي اگر فکر کنيم نوکري آمريکا افتخار است؛ اما همه مي‌دانيم، نوکري، نوکري است و مخصوصاً اگر براي شيطان اکبر باشد، بسيار ذلت بار است.

وي ادامه داد: رهبري بارها گفته‌اند که به نتيجه مذاکرات خوشبين نيستم، و امروز هم عملا مي‌بينيم که هر چند در مذاکرات از خطوط قرمز هم عبور شده تا به نتيجه برسد، اما هيچ فايده‌اي نداشته است، و اگر رهبري اصلا به روي آن‌ها هم نمي‌آورد، از بزرگواري ايشان است. مسئولان نيز مي‌دانستند که رهبري موافق چنين شيوه مذاکرات نيست، اما گمان مي‌کردند که ايشان اشتباه مي‌کنند و در جريان کامل روابط بين الملل نيستند!

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم افزود: البته نمي‌توان گفت در حوادث اخير هر چه اتفاق افتاده ناصحيح بوده و به خاطر سوء نيت و خيانت بوده است؛ اما آنچه حائز اهميت است اين‌که گاه ضررها مي‌توانند منشأ نفع و خير و برکت باشند؛ اگر برخي اتفاقات و حوادث تلخ ما را به حرکت در آورد که تنبلي نکرده و براي رسيدن به آرمان‌هاي انقلاب، تلاش کنيم، مي‌توانيم نفع و برکت آن را نيز در آينده مشاهده کنيم؛ لذا نمي‌توان به تنبلي و راحتي عادت کرد و توقع داشت که با يک رأي دادن به کسي که از نظر ما اصلح است، همه مسائل حل شود.

علامه مصباح در پاسخ به سئوال دانشجوي ديگري در مورد حاصل تجارب گذشته نيز اظهار داشت: هر چه از عمرم گذشته است، روز به روز به اين حقيقت بيشتر پي مي‌برم که هر چقدر انسان در راه کسب رضاي خدا قدم بردارد و در عمل مخلص باشد، موفق‌تر خواهد بود، و هر چه در فکر پست و مقام و منافع خودش باشد، پشيماني خواهد داشت؛ لذا لازم است ما به فکر بندگي باشيم و دغدغه ما بندگي خداوند باشد، و بدانيم خداوند متعال خودش روش بنده‌نوازي و بنده‌پروري را مي‌داند.

گفتني است ديدار صميمي تعدادي از دانشجويان شرکت کننده در بيستمين دوره طرح ولايت با علامه مصباح يزدي، پنجشنبه 19 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) برگزار شد

منتشرشده در سیاسی

 

عصر سه شنبه ۱۸ اسفندماه ۹۴ علامه مصباح یزدی پس از حضور در جلسه صبح مجلس خبرگان رهبری به دفتر دکتر سعید جلیلی آمد تا در جمع تعدادی از دانشجویان و طلاب که برای دیدن ایشان آمده بودند، سخنرانی کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر جلیلی، در این دیدار صمیمانه، پس از قرائت حدیث کسا و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها، علامه مصباح یزدی برای دقایقی در جمع حضار به ایراد سخنرانی پرداخت و نکاتی اخلاقی و شنیدنی را بیان کرد.

در ادامه متن کامل سخنان ایشان را از نظر می گذرانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الأنبیاء و المرسلین. حبیب اله العالمین ابالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین.

اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن. صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه أرضکَ طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.

تقدیم به روح ملکوتی امام راحل و همه شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا میکنیم.

خدای متعال را شکر می کنم که حیات و توفیقی افاضه فرمود که امروز در جمع بهشتی شما عزیزان ما را راه بدهند و تشرف پیدا کنیم و چهره های نورانی شما را از نزدیک زیارت کنیم و خد را بر این نعمت های عظیمش شکر کنیم.

 

نوسانات همیشه بوده و تمام هم نمی شود

برای اینکه خیلی وقت شما را زیاد نگرفته باشم و به حاشیه نروم، زودتر به آنچه که فکر میکنم متن هست می پردازم؛

در جریان مبارزاتی که به دست مبارک امام شروع شد و به دست مبارک ایشان به پیروزی رسید و میراثی برای آیندگان به ما سپرده شد، تحولات بسیار گوناگونی واقع شده که بعضی هایش را دیدید و بیشترش را شنیدید. در هر مقطعی – گاهی چند روز و گاهی چند ماه و گاهی چند سال- حوادثی اتفاق می افتاد که دل‌ها مضطرب و زیر و رو می‌شد، کسانی نا امید می‌شدند، کسانی ریزش و سقوط می‌کردند، از آن طرف هم جوانه می‌زد، از نو بهار می‌شد، امیدها پیدا می‌شد، حرکت ها شروع می‌شد. در طول بیش از پنجاه سالی که از شروع نهضت امام تا به حال می گذرد، همیشه این نوسانات بوده و به این زودی‌ ها هم تمام نمی‌شود، شاید هم تا پایان این عالم با ویژگی های خاص خودش باقی بماند. این کاری است که  طرحش و اجرایش از خدای متعال است. این نقشه آفرینش، آمدن پیغمبران یکی پس از دیگری، ائمه اطهار صلوات الله علیهم، این چهارده قرن – ظهور پیغمبر(ص) تا به حال- کسی نقشه ها را جز خود خدا نکشیده، اختیار اصلی اش هم جز به دست خدا نیست. سلسله جنبان اوست. الحمدالله همه اهل فضل و بصیرت هستید و اینها را می دانید، من اگر چیزی بگویم درس پس می دهم.

 

حکایت پر رمز و راز جانشین خدا

هدف از این کار چیست؟ خدا خیلی چیزهای عظیمی آفریده که ما عقلمان هم نمی رسد. اما در میان همه این مخلوقات عظیم – که با حسابات و ارقام نجومی هم شمارشش را هم نمی توانیم تعیین کنیم، چه برسد به اینکه به همه اش احاطه پیدا کنیم- جای جانشین خود خدا خالی می ماند. هیچ جا نفرمود که جبرئیل را خلق کردم و او خلیفه من است. میکائیل را خلق کردم، بهشت را آفریدم، عوالم مختلف را [آفریدم و او] جانشین من است؛ هیچ جا نفرموده است. همه جا فرشتگان فراوان است؛ ما فکر میکنیم فقط چند فرشته هستند که در یکی از کهکشان ها زندگی می کنند. خیر. در فرمایشات امیرالمومنین(ع) هست که در این فضای لایتنهی [که البته بنده می گویم لایتنهی] جای پوست گاوی نیست که خالی باشد از فرشته‌ای که مشغول عبادت نباشد. هرجا را شما فرض کنید، فرشتگان هم حضور دارند. این عالم پر است از مظاهر حق و فرمان برداران دستگاه الهی. با همه اینها، وقتی آسمان از اینها پر شد،خدا به فرشتگان وحی کرد که من می خواهم یک موجودی خلق کنم که جانشین من است. به تعبیر امروزی قائم مقام من است. إنی جاعِلٌ فیِ الأرضِ خَلیفَة.

این داستان را همه می دانید. این داستان در بزرگترین سوره قرآن در همان اوایلش ذکر شده است، از آیات سی ام سوره بقره شروع می شود تا آخر. آنچه هزاران سال گذشته و آنچه دیدیم و در زمان خودمان هم هست، یک بخشی از این ماجراست. و آن ماجرای خلافت الهی روی زمین است. تجسم این خلافت هم در بین این مخلوقات دوپاست که ملاحظه می کنید. بعضی هایشان خلیفه کامل هستند، بعضی هایشان مراتب نازل تر دارند، بعضی ها هم فقط استعدادش را دارند، استعدادی که به فعلیت نمی‌رسد. حالا این خلیفه هنرش چیست؟ چه ویژگی ای دارد که در میان همه مخلوفات اینقدر ممتاز است؟ با وجود این همه فرشتگان عظیم که زنده شدن همه مردگان دست یکی از آن فرشته هاست. نفخ صور که می کند، یک فوت می کند، همه مرده ها زنده می شوند. این موجود خیلی عظیم است. صور اسرافیل، شیپورش را می دمد، یک فوت می کند، همه مردگان زنده می شوند، اما این هم خلیفه خدا نیست! خلیفه خدا موجودی است که از یک اسپرم آفریده می شود، در یک قطره آب نجس، به جایی می رسد که همه آن فرشتگان باید در مقابلش به زمین بیفتند. عجیب این است! و این با آن اوجی که می‌گیرد می‌تواند یک دفعه سقوط کند و از هر حیوانی پست تر شود. ویژگی این موجود این است.

 

انسان هم می تواند خلیفه الله باشد، هم می تواند پست ترین موجودات باشد

آنچنان اوجی بگیرد که حتی مثل اسرافیل و میکائیل هم در مقابلش خاضع باشند، و از آن اوج عظمت می تواند دفعتا سقوط کند که از هر جنبده ای پست تر شود. این تعبیر قرآن است. إن شر الدواب – دواب جمع دابة است، دبیب یعنی جنبیدن، کرمی را که در گل و لای‌ها می‌جنبد دبیب می‌گویند، یک موجودی که چنین حرکتی دارد می‌شود دابة. یعنی می‌جنبد، جنبده. یک موجودی که به آن عزت می‌رسد می‌تواند آنچنان سقوط کند که از هر جنبده‌ای – یعنی حتی از کرم توالت- پست‌تر بشود. این آیه قرآن است، از خود نمی‌گویم. إن شرالدواب، بدترین جنبده‌ها این آدمی است که صم بکم فهم لایعقلون، و در آیه ای دیگر الذین کفروا فهم لایؤمنون. ویژگی‌اش عقل است و ایمان. اگر این دو را داشته باشد، از همه بالاتر می‌رود، و اگر اینها را از دست بدهد از هر جنبده ای پست‌تر است. این بینش قرآنی است.

این بساطی را که خدا راه انداخته، که پیغمبرها بیایند و بروند، با مخالفت ها مواجه بشوند، بعضی هایشان را مجروح کنند، بعضی را از شهر بیرون کنند، زندانی کنند، بکشند، سر ببرند، سرشان را با اره ببرند، همه اینها در تاریخ بوده؛ تا فجیع ترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داریم، حادثه کربلا اتفاق بیفتد، همه اینها در مسیر این است که آنچه که این انسان لیاقت آن را دارد، یعنی جزو دستگاه خلافت الهی شدن، این انسان‌ها خودشان را پیدا کنند و به این ولی الله الأعظم برسند.

هدف زندگی تسلیم شدن مقابل خداست

به یک معنا اگر بپرسند خدا عالم را برای چه آفریده است، در یک کلمه می شود جواب داد، برای اینکه زمینه پیدا شود برای پیدایش یک موجودی که بتواند مظهر همه کمالات الهی باشد و آن ولی الله الاعظم (ارواحنا فداه) است. دیگران هم باید هراندازه که میتوانند به او شباهت پیدا کنند . هدف زندگی شان همین است. تا آنجایی که ممکن است به او شبیه شوند. راهش چیست؟ یک راه هم بیشتر ندارد. همه این حرفها و این مقامات و این ترقیات و این تکاملات یک راه بیشتر ندارد و آن این است که این موجود آگاهانه خدا را بشناسد و خود را تسلیم خدا کند. اطاعت و بندگی خدا، و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون. راه فقط همین است. منتهی برای اینکه این عبادت و اطاعت تحقق پیدا کند، معرفت باید حاصل بشود، کسی را که نمی‌شناسد، چطور می‌تواند عبادت کند؟ اول باید خدا را بشناسی تا بتوانی او را بپرستی. بعد آنچنان ساخته شده باشی، که بفهمی این هدف ارزشمندترین هدف است و همه چیز را باید پای این هدف فدا کرد. خدا از آن بنده‌های خالصش که به آن مقام خلافت می‌رسند، یک توقعاتی دارد که ما درست نمی‌توانیم تصورش کنیم.  اما از گوشه و کنار آیات می‌توان فهمید خدا از اولیاء خودش چه توقعاتی دارد. همه ما می دانیم و الحمدالله این مراحل را طی کردیم  -خدا این معرفت ها و ایمان ها را مفتی به ما داده است، زحمتی نکشیدیم- می دانیم بالاترین انسان هایی که به این مقام رسیدند وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

 

کمال انسان این است که بفهمد مقابل خدا «هیچ» است

خدا به این بنده اش که عزیزترین بندگانی است که آفرید، و هر موجود کاملی که آفریده بشود به این جهت است که شمه ای از کمالات او را دارد. به این بنده اش که عزیزترین، شریف ترین و کامل ترین است می‌گوید پیغمبر من! مبادا بگویی فردا فلان کار را می‌کنم، خودم می‌کنم، مبادا بگویی. پس چه کنم؟ بگو هرچه خدا می‌خواهد. ولا تقولن لشئ إنی فاعل ذلک غدا. مبادا بگویی من فردا فلان کار را می‌کنم. تو کی هستی؟ إلا أن یشاء الله. کار آن است که خدا می خواهد. تو کمالت این است که بفهمی در مقابله اراده خدا صفری. این را بفهمی و به این افتخار کنی که هیچ چیز برای خودم نمی‌خواهم. حکم آنچه تو فرمایی. به کسی که به عالی ترین کمالات رسیده، بی واسطه خدا با او حرف می زند، همه چیز را از صدقه سر او آفریده، تازه به او می گوید مبادا بگویی یک چیزی را من انجام می دهم. ولا تقولن لشیء إنی فاعل. مبادا بگویی یک کاری را من انجام دهنده هستم. پس چی؟ الان أن یشاءالله. همیشه باید در ذهنت باشد کار آن است که خدا می کند. من افتخارم این باشد که مجرای اراده الهی باشم. کار خدا به دست من انجام بشود. اگر اراده او نبود من کجا بودم؟ من را از چه چیز پستی به اینجا رسانده. کی رسانده؟ و هر لحظه اگر لطف او نباشد، من هیچ هستم. این تازه سفارشی است که به کسی که به آن «مرحله آخر» رسیده می گوید.

راه، راه بندگی است، ما باید بفهمیم بنده ایم، هرچه او می‌خواهد از مجرای اراده ما و به دست ما تحقق پیدا کند، این افتخاری است برای ما، وگرنه اگر اراده او نباشد، خواست او نباشد، توفیق او نباشد، قدرتی که او به ما بدهد، حیاتی که او داده، اگر یک لحظه حیات ما را بگیرد، چه کسی می تواند اعتراض کند؟ پس ما آفریده شدیم برای اینکه هرچه بیشتر به او نزدیک بشویم. و نزدیک شدنش به این است که کار او به دست ما انجام بشود.

چه زمانی این مسأله محقق میشود؟ آن وقتی که خودمان را تسلیم او کنیم. إن الدین عند الله الإسلام، یک معنایش همین است. اسلام یعنی تسلیم شدن. و من یسلم وجه الی الله. آدم خودش را تسلیم خدا کند. من در اختیار تو هستم، هرچه تو امر کنی. بگوید اینجا را نگاه کن، چشم، چشمت را ببند، چشم، به پیش، چشم، بدو، چشم، ایست، چشم، حرف بزن، چشم، سکوت کن، چشم. اگر اینطوری شدی، تو کار خدایی می‌کنی. اما قدرت همین کار را هم خدا می‌دهد. او فکرش را می‌دهد. ارزشش را می‌دهد. توانش را می‌دهد. اما خلیفة الله هم هست. این را شما بگذارید پای اینکه کسانی هستند در گوشه و کنار، برخی مرتاضان را شنیده اید، با برخی موجودات ارتباط پیدا می‌کنند و یک ریاضت هایی می‌کشند و یک کارهایی انجام می‌دهند تا بتوانند یک کار جدیدی که دیگران قادر به انجامش نیستند، انجام بدهند. یعنی می‌شود برده یک شیطان. کم هم نیستند. آنقدر استاد می‌بینند. از یک کشور به کشور دیگر، هزاران کیلومتر راه طی می‌کنند، یک کسی را پیدا می‌کنند، نوکری اش را می‌کنند، برای اینکه کاری یادشان بدهد و انجام دهند، تا بتوانند یک کار جدیدی انجام بدهند که دیگران بلد نیستند. یعنی با کمال ذلت، اسارت و بندگی و نوکری یک مخلوق پست دیگری را می‌پذیرند. حالا راه دوری نرویم. مگر در آدمی زادها سراغ نداریم کسانی را که همه چیز خودشان را در اختیار کسی قرار می‌دهند که قدرتی دارد، پولی دارد، مقامی دارد، ریاستی دارد، تا به بعضی خواسته هایشان برسند؟ و کسانی از همین موجود دوپا، که پست تر از جنبده می‌شود، اینها نمونه هایش هستند.

 

پست تر از کسی که ارزش ۷۰ میلیون را تسلیم دشمن می کند، چه کسی است؟

طرف حاضر می‌شود ارزش هفتاد- هشتاد میلیون اهل کشور خودش را تسلیم یک دشمن کند، برای اینکه چند روز بیشتر روی این صندلی بنشیند. پست تر از این چه چیزی هست؟ مردم بی‌گناه، مردم ذی‌حق، بچه‌های معصوم، کسانی که خون های پاکشان را در راه انقلاب فدا کردند تا این انقلاب شکل گرفته، تا چیزی به نام جمهوری اسلامی به معنای واقعی اش در عالم شکل بگیرد، همه را فدا می‌کند، تا اینکه چند روز بیشتر رییس باشد. دیگر از این پست تر چه چیزی هست؟ چقدر آدم باید دور از شرف باشد؟ که هستی و خون‌های یک عده‌ای را نادیده بگیرد، فدا کند، تا چهارروز بیشتر روی یک صندلی بشیند. در آدمی زاد چنین استعدادی هست. اینقدر می‌تواند پست باشد.

این کار معجزه خداست. غیر از خدا چه کسی می‌تواند چنین چیزی خلق بکند. یک چیزی بسازد که یک دفعه می‌تواند از آن اوج به این سطح از پستی و ذلت و درماندگی و نجاست و گند سقوط کند.

انبیاء و اولیا آمدند تا به ما بگویند چه کنیم که اینگونه نشویم. طوری بشویم که دوستان خدا هستند. دوستانی که خدا دستشان را به آن مقام عالی رسانده. شما می‌توانید برسید.

 

انبیا برای این نیامدند که چهار نفر سیر بشوند یا چهارتا آخوند به حکومت برسند!

مراتب دارد، اما می‌توانی در آن مسیر سیر کنی. هر اندازه همت داشته باشی، می‌توانی برسی. از اینجا می‌توانیم استفاده کنیم که ما برای چه آفریده شدیم، انبیا برای چه آمدند، تا برسیم به اینکه نهضت حضرت امام برای چه بود، صرف اینکه چند گرسنه سیر بشوند؟ یا چهارتا آخوند به حکومت برسند؟ خیر. ایشان آمده که دست یک ملت را بگیرد از آن پستی و ذلت به آن اوج برساند. تا جایی که مظهر قدرت و رحمت خدا بشوی. در این مجال خیلی می‌توان حرف زد، اما هم از من گذشته و هم وقت شما عزیز است و نباید خیلی معطل تان کنم.

ما از همین ملت خودمان، از نژاد آریایی، کسی را داشتیم در زمان پیغمبر(ص) رسید به جایی که فرمود این ایرانی منا اهل البیت است. پیرمرد بود. برخی نوشته‌اند عمرش تا سیصد سال هم رسیده. دقیقش را اطلاعی ندارم، اما پیرمردی بود. برای پیدا کردن پیغمبر(ص) هم خیلی زحمت کشیده بود. گویا از اهالی اصفهان بوده. آنقدر گشته تا پیغمبر(ص) را پیدا کرده است. اما با آن همتی که داشت، در آن پیری رسید به مقامی که فرمودند سلمان منا اهل البیت. از خانواده ماست. پس می‌شود رسید. اختصاص به کسی ندارد. ایرانی و ترک و غیره فرقی ندارد. همت می‌خواهد. إن اکرمکم عندالله اتقاکم. همه این بساط ها برای این است که این راه را یاد بگیریم، به اندازه همت مان حرکت کنیم.

 

کسانی که سعی میکنند به دشمنان نزدیک شوند تا آنها یک لبخندی بزنند، پست ترین جنبندگانند

خدا هیچ احتیاجی به خون و کار و پول ما ندارد. اما به ما افتخار می‌دهد و می‎‌گوید از پولتان به من قرض بدهید. آیا خدا فقیر است که می‌گوید به من پول قرض بدهید؟ بعضی از یهودی ها چنین فکر کردند. گفتند ان الله فقیر و نحن اغنیا. خدا تهی دست و ما پولدار هستیم، کسی که پول ندارد قرض می‌کند. اما به ما افتخار می‌دهد و می‌گوید به من قرض بده تا ما همت کنیم و به سمت او حرکت کنیم. لطف و محبت از این بالاتر نمی شود، اما کسانی از ما از روی نادانی خیال می‌کنیم، که منت سر خدا گذاشته ایم که انقلاب کردیم. اینطور آدمها در زمان خود پیغمبر(ص) هم بودند. یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُم بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ. منت سر خدا نگذارید که مسلمان شدید و دستور خدا را اطاعت می‌کنید. اگر پای منت گذاشتن باشد خدا باید منت بگذارد که شما را هدایت کرد. شاید بین ما و بین هم لباس های بنده کسانی پیدا بشوند منت سر خدا بگذارند که چند سال زندان رفته ام، شکنجه تحمل کرده ام. خب این از حماقت بنده است. خدا می‌فرماید من باید منت سرت بگذارم که یادت دادم چطور ترقی پیدا کنی، توفیقت دادم که چطور به من نزدیک بشوی. اگر پولی در راه خدا خرج می‌کنیم، زندان می‌رویم، یا به شهادت می‌رسیم، همه از هدایت اوست. اینها همه مال اوست. اینها چه کسی به دست ما داده است؟ ثانیا چه کسی توفیق داد این امانت را در این راه مصرف کنیم؟ مگر هرکسی چنین توفیقی نصیبش می‌شود؟ افراد زیادی بودند که این نعمت‌های الهی را در راه شیطان صرف کردند و بنده شیطان شدند. نمونه هایش را هم در جامعه می‌بینیم، حالا اسم نمی‌خواهم ببرم. خدا بر تو منت گذاشت که پست تر از گاو و خر نشوی. ای کسانی که سعی میکنید به دشمنان نزدیک بشوید تا آنها یک لبخندی به شما بزنند، اینها پست ترین جنبندگانند. نوکری اینها افتخار ندارد، خجالت بکشید. من به شما این امکان را دادم که نزدیک من بیایید.

کمتر از همسر فرعون نباشید. در یک دستگاهی که میگفت انا ربکم الاعلی. می‌گفت من برترین خدای شما هستم. در یک چنین جامعه ای، یک خانمی پیدا شد و گفت تو این چنین نیستی و من به حرف تو گوش نمی‌دهم. جواب داد: می‌زنم و می‌کشم. همسر فرعون گفت هرکاری می‌خواهی بکن. دستور دادند، میخ کوبش کردند و دانه دانه میخ کوبیدند تا شاید دست بردارد. اما تسلیم نشد. گفت رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا. من یک خانه ای نزد خودت می‌خواهم. این معرفت است. اینکه فرعون با من چه می‌کند، مهم نیست. یعنی یک آدم حتی اگر همسر فرعون باشد، خدا استعدادی در او قرار داده که می‌خواهد پهلوی خود خدا برود. و در همه ما هم چنین استعدادی وجود دارد. باید بشناسیم و همت حرکت را داشته باشیم. هرچه هم بدهد از او کم نمی‌شود. اگر میلیون‌ها نفر هم باشند که به دنبال چنین جایگاهی باشند، جا برای کسی تنگ نمی‌شود. نفر بعدی هم بیاید همین مقام به او داده می‌شود. آنجا جایی نیست که کم بیاید و مزاحم همدیگر بشوند. اگر همه انسان‌ها هم بیایند، جا کم نمی‌شود و از قدرت او کم نمی‌شود. دوست دارد هرچه بیشتر بیایند و این از رحمت اوست، نه نیازش. هرچقدر بببخشید، باز هم دوست دارد زمینه ای باشد تا به آنها ببخشید. همه این حرفهایی که ما می‌زنیم، حرفهایی است که بزرگان به ما زده اند و ما پس می‌دهیم. برای این است که راهی پیدا کنیم و به خدا نزدیک بشویم.

 

فاصله بین انسان و خدا یک قدم بیشتر نیست!

این راه مقداری پیچ و خم دارد. البته پیچ و خمش هم تقصیر خودمان است، وگرنه آن راه صاف است؛ اطاعت محض. ما به آن پیچ و خم می‌دهیم. از عارفی پرسیدند بین انسان و خدا چقدر راه است؟ گفت خیلی نزدیک است، یک قدم راه است. پایت را بلند کن و روی نفست بگذار، به خدا می‌رسی. فاصله ای با خدا نداریم. همه اینها برای این است که ما راه بندگی را بشناسیم و تمرین کنیم. یک روز اطاعت از پدر و مادر است، یک روز احسان به همسر است، یک روز مهربانی با فرزند است. یک روز رسیدگی به همسایه است، یک روز آموزش صحیح دادن به نادان هاست، یک روز راهنمایی کردن کسانی که راه را گم کرده اند، آدم چگونه با آنها حرف بزند، چطور دستش را بگیرد که قبول کند، دلش را نرم کند تا بپذیرد. همه این حرفها برای یک چیز است، به خدا نزدیک شویم. هرچه فکر کنیم آنجا هست. من که خیلی کوچیکتر از این حرفها هستم، اما چیزهایی هست برای اینکه برسی.

الیوم عمل و لاحساب و غداً حساب ولاعمل. اینجا کشت است و فردا برداشت است. اما خدا از لطفش برای بندگانی که در راهش قدم بر می‌دارند در همین دنیا یک چیزهایی می‌دهد که لا عین رأت ولا أذن سمعت ولا خطر على قلب بشر، خدا در همین دنیا به بندگانش چیزهایی می‌دهد که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه بر دل هیچ بنده ای خطور کرده است. برای اینکه مقداری باور کنید اینها عملی و قابل اجراست و برای من و شما هم اگر بخواهیم همت کنیم وجود دارد عرض میکنم.

 

روایت جالب آیت الله بهجت از لذت نهفته در نماز و مقایسه آن با سلطنت پادشاهان

با یکی از دوستان که همدرس بودیم، به درس مرحوم آقای بهجت رضوان الله تعالی علیه می‌رفتیم. آن زمان شهر قم، انتهایش خیابانی بود که به پل صفائیه می‌خورد. اینجایی که الان دفتر مقام معظم رهبری است، آخر شهر بود. بعد از آن باغات بود. شاید قریب به پنجاه سال قبل، مرحوم آقای بهجت آن زمان وقتی از درس خارج می‌شدند، نزدیک غروب به سمت این باغات و زمین‌های کشاورزی راه می‌افتادند. نماز مغرب و عشای شان را در همین زمین‌ها می‌خواندند. یعنی در محل فعلی پل صفائیه. آن رفیق ما که الان هم در قید حیات است و در همین تهران هم زندگی می‌کند، می‌گفت یک شب آقای بهجت بعد از نماز فرمودند اگر سلاطین عالم می‌دانستند در نماز چه لذتی هست، همه سلطنت های خود را رها می‌کردند و نماز را یاد می‌گرفتند. حیف که نمی‌دانند چه لذتی دارد. آقای بهجت آدمی نبود که همینطوری حرفی را بی حساب و به مبالغه بگوید. خیلی حساب شده حرف می‌زد. سلاطین عالم که این همه وسائل عیش و نوش برای شان فراهم است، اگر می‌دانستند این دو رکعت نماز چه لذتی دارد، از همه آنها چشم می‌پوشیدند و دنبال نماز می‌رفتند. چون بالاخره آنها دنبال لذت بودند. آنقدر نماز لذت دارد که آن لذت‌ها در مقابلش رنگ می‌بازد.

همین جا در همین دنیا، با اینکه اینجا محل جزا نیست و بنا نبوده اینجا جبران کند، اما از روی لطف انعامی میدهد. گاهی به کارگرانی که کار می‌کنند یک انعامی می‌دهند. وقتی کارگرها بار میوه را خالی می‌کردند، یک چیزی روی آن می‌گذاشتند و به آنها می‌دادند که به آن سرباری می‌گفتند. مزدهایی که خدا در دنیا می‌دهد سرباری است. مزد اصلی نیست. سرباری چیزی است که اگر سلاطین می‌دانستند همه لذت ها را رها می‌کردند و دنبال همین سرباری می‌آمدند.  اتیناه اجره فی الدنیا و انه فی الاخرة لمن الصالحین. جای اصلی اش آنجاست، اما در همینجا هم چیزی به او دادیم تا دلش خوش باشد. ما را برای این چیزها آفریدند. راهش بندگی است. چرا ندارد. بندگی می‌خواهد.

 

ماجرای عبرت آموز ابراهیم و اسماعیل در بندگی خدا

خدا به حضرت ابراهیم در سن قریب به صد سالگی، یک جوانی داده بود که در آن زمان نمونه بود. از زیبایی، از کمال و خیلی دوست داشتنی بود. خدا به ابراهیم فرمود باید سر این پسرت را ببری. پیرمرد صدساله ای که تا به حال بچه دار نشده و خدا همچنین جوان رعنایی به او داده است. یک کلمه در دل و ذهنش نگذشت که مخالفت کند. به پسرش گفت در خواب دیدم که سر تو را می‌برم. یعنی من وظیفه ای دارم که سر تو را ببرم. خواب انبیا یک نوع وحی است. خب این جوان پانزده شانزده ساله طبیعتا باید وحشت بکند. تو که پدر من هستی سر من را ببری؟ وقتی حضرت ابراهیم گفت چنین خوابی دیدم، پسر گفت دستور خداست و عمل کن. نگران نباش که من دست و پا بزنم و در حین جان دادن ناراحت بشوی، من تسلیم هستم و هرکاری دستور خداست انجام بده. یا ابتا افعل ما تأمر ستجدنی ان شاءالله من الصابرین. این ان شاءالله همان است که فرمود ولا تقولن لشئ إنی فاعل ذلک غدا. این جوان گفت ان شاءالله هیچ عکس العملی انجام نمی‌دهم. خواهی دید که من کاملا صبورم. دستور خداست. فوری عمل کن.

این گوهری است که فرشتگان باید در مقابلش به خاک بیفتند. به ذهنش هم خطور نمی‌کند که چرا باید این کار را بکند. او خداست و همه چیز مال اوست. به من چه مربوط است چرا؟ اینها آمده اند که ما را تربیت کنند و به او نزدیک بشویم. راهش چیست؟ آزمایش است. باید تمرین کنیم. یک بندباز است و یا کشتی گیر یک شبه به مهارت نمی‌رسند. باید مدتی تمرین بکنند. ما را آورده اند تمرین بدهند. ده سال بیست سال کمتر یا بیشتر، دوران های تمرین عبودیت است. هر روز که بیدار می‌شویم، هنوز چشممان باز نشده، باید بگوییم خدایا به امید تو. چه می‌خواهم؟ حکم آنکه تو فرمایی. چه دوست دارم؟ آنچه تو بگویی.  اگر این شدی، آنوقت تو را کنار ابراهیم می‌نشانند. کنار پیغمبر اسلام(ص)، کنار سیدالشهدا(ع). اینکه ما می‌گوییم یا سیدالشهدا! ما تورا دوست داریم و می‌خواهیم کنار تو باشیم، می‌دانیم مقامش چطور است؟ بعد از آن همه حرفها که همه شهید شدند و تنها شد و خودش آخرین نفر بود گفت الهی رضا بقضائک. آیا من وظیفه بندگی را عمل کردم؟ لامعبود سواک. تو و تو و بس. چیز دیگری را نمی‌شناسیم. اگر به ما گفته اند عزاداری بکنیم، برای اینکه شمه ای از سیدالشهدا(ع) یاد بگیریم. بدانیم راه صحیح بندگی خداست. در امور تشریعی یاد بگیریم حکم خدا چیست و عمل کنیم. در امور تکوینی تقدیر خدا چیست، راضی باشیم. آخر عرایضم قصه ای نقل می‌کنم.

در روایت آمده که حضرت داوود(ع) از خدا خواست که خدایا در این عالم همنشین من را در بهشت معرفی کن. آن کسی که در بهشت بناست الی الابد زندگی کنیم، به من معرفی کن. خدا به جناب داوود وحی فرمود و آدرس آن خانم را داد. اسمش را هم گفت خلادة بود. الان اسم دقیقش را به یاد ندارم. این خانمی که در این خانه زندگی می‌کند، همسر شما الی الابد در بهشت است. الی الابد با شما زندگی خواهد کرد. حضرت داوود با شوق آمد ببیند چه کسی است. آدرس را پیدا کرد. در زد. خانم پرسید که هستی؟ گفت من داوود پیغمبر هستم. پرسید آیا آیه ای در مذمت من نازل شده؟ جواب نه آیه ای در مذمت شما نازل نشده، اما پیامی است اگر در را باز کنید و اجازه بدید، من آن پیام را بگویم. در را باز کرد. داوود پرسید شما اسمت فلان است. جواب داد بله، اسم من این است، اما ممکن است کس دیگری هم این اسم را داشته باشد. داوود گفت حقیقت این است که من از خدا خواستم همسرم را در بهشت به من معرفی کند، خدا شما را به من معرفی کرد. با تعجب جواب داد: اشتباه می‌کنید، من کجا و این حرفها کجا؟ داوود گفت بالاخره وحی خداست، آمده ام ببینم چه کار کرده ای که به این مقام رسیده ای. خانم جواب داد من یک آدم عادی هستم و هیچ کار فوق العاده ای ندارم. مثل مردم دیگر هستم. بعد از اصرار فراوان حضرت داوود، آن خانم گفت اگر چیزی بتوانم بگویم این است که هیچ حادثه ای برای من اتفاق نیفتاد که در دلم بگویم ای کاش جور دیگری بود. هرچه اتفاق افتاده گفتم این را خدا مقدر فرموده و او مصلحت من را از همه بهتر می‌داند. در دلم هم خطور نکرد که ای کاش جور دیگری می‌شد.

در امور تشریعی گفتند این کار را بکن، چشم. چرا ندارد. نماز صبح را باید پیش از آفتاب بخوانی. چرا ندارد. بندگی این است که آنچه تو می‌گویی عمل کنم. این در دستوراتی است که من با اراده خودم انجام می‌دهم. اما آنچه که اتفاق می‌افتد. آنچه که مربوط به خداست و تقدیر خداست، مطمئن باشم و راضی باشم به آنچه او انتخاب کرده است. اگر خودم کوتاهی کردم، حساب دیگری است، جبران و استغفار کنم. اما آنچه خدا تقدیر کرده، راضی باشم. این می‌شود بندگی در دو بعد تشریعی و تکوینی. تشریعی یعنی اینکه ببینیم وظیفه ما چیست و عمل کنیم، تکوینی یعنی اینکه آنچه خدا مقدر کرده، نگوییم ای کاش جور دیگری بود. او از تو بهتر بلد است. آنچه را که او مقدر کرده، در نظامی است که -–به قول اهل معقول- نظام احسن است. یعنی از این بهتر نمی‌شود. ما اشتباه می‌کنیم. ممکن است در تابلویی که شما می‌بینید یک نقطه سیاهی باشد، شما بگویید ای کاش این نقطه سیاه نبود، اما در صورتی که اگر این نقطه سیاه نبود، این گل زیبا نمی‌شد، این تابلو زیبا نمی‌شد. زیبایی تابلو به این است که این نقطه سیاه باشد. ما فقط آن نقطه را می‌بینیم. اما او این پازل بی‌نهایت را می‌بینید، که همه چیزش بهم مربوط است. هرچیزی در جای خودش قرار دارد. ما هیچ وقت نمی‌گوییم فلان جایش بد بود. همه جایش زیبا بود. بی‌خود نبود که حضرت زینب(س) فرمود ما رأیت إلا جمیلا. هرکه می‌توانست بفهمد این نقطه سیاه چه ارتباطی با نقطه سفید کنارش دارد. اگر آن نقطه سیاه نبود، آن سفیدی جلوه نمی‌کرد.

 

سید الشهدا، تجلی بندگی خدا

اگر یزید نبود، مقام سیدالشهدا(ع) در عالم معلوم می‌شد؟ فداکاری حضرت سیدالشهدا(ع) چطور می‌شد مشخص بشود که حضرت سیدالشهدا(ع) تا کجا حاضر است بندگی خدا را بکند؟ تا آنجا که طفل شیرخوارش را روی دست بگیرد. خون گلویش را بگیرد، برای اینکه عذاب به اهل زمین نازل نشود، به آسمان بریزد. اگر شمر و یزید نبودند این زیبایی چطور می‌توانست جلوه کند. این تابلو را باید در جامعیت دید. همه اش زیباست. آنچه که مهم است، این است که من و شما در هر حال و لحظه ای ببینیم از من چه خواستند؟ آن را درست انجام بدهیم. امام اگر فرمود ما مرد وظیفه ایم، مرد نتیجه نیستیم. برای اینکه بنده بود. آقا چه فرموده، نتیجه به خودش مربوط است. من باید فکر بندگی خودم باشم. می‌گویند شاد باش، چشم. غمگین باش، چشم. اشک بریز، چشم. امروز روز عید است، شاد باش به شادی اهل بیت(ع)، بخند، شیرینی بده، مهمانی برگزار کن، هدیه ببر، از خطاهای دیگران چشم پوشی کن، ببخش دیگران را، به گل روی امیرالمؤمنین(ع) به گل روی حضرت زهرا(س). فردا روز عزاست از صبح تا شب گریه کن، بر سرت بزن، هر دو برای این است که بنده ایم. هر دو باید سر جای خودش باشد. من و شما باید مواظب باشیم که این لحظه وظیفه ام چیست. نسبت به شخص خودم، نسبت به همسرم، نسبت به بچه هام، بالاتر از همه نسبت به کسی که جانشین امام معصوم(ع) است. ببینم اشاره او به کدام طرف است، به همان طرف بروم. به اشاره او دقت کنم.

 

در بین دوستان کسی مثل سید حسن نصرالله مطیع رهبر انقلاب ندیده ام

من کسی را ندیدم در بین دوستانی که دیدم، مثل جناب سید حسن نصرالله باشد نسبت به مقام معظم رهبری. میفرمود شما خیال نکنید ما منتظریم آقا امر کنند تا ما یک کاری را انجام دهیم. احتمال بدهیم که کاری را دوست دارند انجام می‌دهیم. چون برای ما ثابت شده که خدا به ایشان فهمی و بصیرتی داده که چیزهایی می‌فهمند و ما نمی‌فهمیم. او جز رضای خدا چیزی نمی‌خواهد. یعنی اگر احتمال بدهیم ایشان چیزی را دوست دارند، دنبال آن احتمال می‌رویم. چه برسد به اینکه دستور بدهد.

اما خاک بر سر منی که دستور بدهد این کار را بکن و من تمرد کنم. بفرمایند این کار را نکن، با کمال پررویی عکسش را عمل کنم. چقدر آدم می‌تواند پست بشود؟ من و شما باید سعی کنیم این وظایف را در هرحالی خوب بشناسیم. آنچه می‌توانیم و قادریم عمل کنیم. برای من چه ربطی داشته باشد، اصلا تو چه داری؟ تو کی هستی؟ اگر می‌خواهی چیزی باشی، او باید تو را بالا ببرد. پس باید کاری کنی که او دوست دارد.

 

در طول تاریخ رهبران مسلمان کسی به جامعیت آیت الله خامنه ای نمی شناسم

الحمدالله خدا رهبری به ما داده – از عمق دلم عرض می‌کنم- من در طول تاریخ در بین رهبران مسلمان اعم از شیعه و سنی نمی‌شناسم کسی را که به این جامعیت باشد، از علم، از تقوا، از سیاست، از تدبیر، از سعه صدر، از صبر، از حلم، از دلسوزی، از خیر خواهی برای دوست و دشمن. برای دشمن خود هم بدی نمی‌خواهد، مگر اینکه امر الهی باشد. این را مقایسه کنید برا رهبران دیگری که چند سالی حکومت می‌کنند و بعد از دوران رهبری شان باید به زندان بروند. نخست وزیر اسرائیل را به زندان بردند. رئیس جمهور اسبق فرانسه را به دادگاه می‌برند. حتی در دادگاه و قانون خودشان محکوم هستند. آن زمانی هم که سرکار هستند، مردم می‌دانند اینها چه گندهایی زده اند، اما خب چاره ای ندارند. خدا به ما کسی داده  که دشمنانش هم نتوانستند نقطه سیاهی در زندگی اش پیدا کنند. منصفانشان اعتراف کرده اند که هیچکس در سیاست مثل او ندیدیم. در زندگی به صفا و پاکی مثل او ندیدیم. آیا این برای ما نعمت و افتخار نیست؟ چطور می‌توانیم این نعمت را شکر کنیم؟ اگر خدای نکرده تار مویی از ایشان کم بشود چه کسی می‌تواند جای ایشان را بگیرد؟ البته خزانه خدا خالی نیست. امام از دنیا رفت ما تو سرمان می‌زدیم چه کسی می‌تواند جای ایشان را بگیرد. الحمدالله خدا از خزانه اش نعمتش را ارزانی داد. ما نمی‌شناختیم. خزانه خدا خالی نیست. اما آنچه که ما می‌شناسیم، جانشین مناسبی نمی‌شناسیم. لذا دعا می‌کنیم خدایا به طول عمر و عزت او تا ظهور حضرت ولی عصر بیفزا. ما را قدر دان همه نعمت هات مخصوصا نعمت وجود او قرار بده. توفیق اطاعت از او به همه ما مرحمت بفرما. از صدقه سر او عیب های ما را بپوشان. اگر در مسئولین او کوتاهی هست از صدقه سر او ببخش، باعث این نشود که ملت ما دچار تبعات نقص های بعضی مسئولین بشوند. خدایا به حق محمد و آل محمد در ظهور ولی عصر تعجیل بفرما. قلب مقدسش را از همه ما راضی بفرما. آخرین جمله: یک سعی کنیم معرفت مان را نسبت به اسلام عمق ببخشیم. بنده نگویم هشتاد سال سر و کارم با قرآن بوده دیگر بس است، هر روز احساس کنم باید بیشتر یاد بگیرم.

دوم سعی کنم آنچه از اسلام می‌دانم در زندگی شخصی خودم عمل کنم.

سوم در زندگی اجتماعی گوش به فرمان رهبری باشم.

منتشرشده در سیاسی