به گزارش خبرنگار حقوقی و قضایی خبرگزاری فارس، دادگاه 9 نفر از اخلالگران ارزی مرتبط با حوزه بانک مرکزی از لحظاتی پیش به صورت علنی در شعبه دوم دادگاه ویژه مفسدان اقتصادی برگزار شد.

متهمان این پرونده سالار آقاخانی، سید احمد عراقچی، سید رسول سجاد، احسان معافی، میثم خدایی کلاکی، علی آروند، فرشاد حیدری، میلاد گودرزی و منصور دانش پور هستند که به همراه وکلای خود مقابل میز قاضی زرگر و دو مستشار وی، آقایان حوضان و بابایی قرار گرفتند.

کیفرخواست 20 صفحه‌ای این پرونده با عنوان اتهامی اخلال در نظام اقتصادی از طریق قاچاق عمده ارز از سوی دادسرای تهران صادر شده است.

قاضی زرگر در آغاز گفت: در راستای مبارزه با مفاسد و مشکلات اقتصادی و فرمان مقام معظم رهبری اقداماتی در کشور شروع شد و ادامه دارد، یکی از بخش‌های مشکلات اقتصادی مسأله ارز است.

وی افزود: در ارتباط با مسأله ارز در حرکت اول با تعدادی از دلالانی که در این باره نقش ایفا کرده و بازار را به هم می‌زدند برخورد شد و سپس صرافانی که در راستای بخش اقتصادی کشور سوءاستفاده‌هایی داشتند با آن‌ها نیز برخورد سخت شد.

قاضی زرگر ادامه داد: آنچه باعث شد سوءاستفاده‌کنندگان به این گونه فعالیت‌ها دست بزنند این بود که بستر را برای خود آماده می‌دیدند، در حالی که بستر سالم را باید مسؤولین اقتصادی کشور به وجود می‌آوردند تا آن‌ها نتوانند سوءاستفاده کنند و جلوی خلاف آن‌ها از باب پیشگیرانه گرفته شود.

رئیس دادگاه ادامه داد: به خاطر عملکرد اشتباه و عدم نظارت و سلیقه‌ای عمل کردن دست‌اندرکاران مسائل اقتصادی کشور، این موارد به وجود آمد و این پرونده برای رسیدگی به فعالیت‌های تعدادی از این افراد تشکیل شده است.

در این هنگام رئیس دادگاه از نماینده دادستان خواست برای بیان کیفرخواست در جایگاه حاضر شود.

قهرمانی نماینده دادستان در آغاز به مقدمه کیفرخواست اشاره کرد و گفت: معمولاً بانک‌های مرکزی در کشور‌های دنیا عهده‌دار کنترل تورم، ایجاد شرایط مناسب برای تولید و اشتغال و حفظ ارزش پول ملی هستند که این موارد جزو آرمان هر بانک مرکزی است و بانک مرکزی ایران تفاوت چندانی با سایر کشور‌ها ندارد.

قهرمانی افزود: بالاترین مرجع سیاست‌گذاری پولی در ایران، شورای پول و اعتبارات است و بانک مرکزی مکلف به تبعیت از سیاست‌گذاری‌های این شورا است.

وی گفت: در شرایطی که جامعه با اقدامات خصمانه دولت‌های استکبار مواجه است، سوءاستفاده و بروز فساد و سوءمدیریت و ناکارآمدی برای حل مشکلات مردم از مهمترین عوامل ایجاد مسائل و مشکلات کنونی است.

نماینده دادستان افزود: کیفرخواست حاصل رسیدگی به بزه مدیران وقت بانک مرکزی و شرکای جرم است.

وی به شرح اقدامات متهمان و ادله انتسابی پرداخت و گفت: بانک مرکزی در جهت سیاست‌های خود توزیع ارز با نرخ شناور را در دستور کار خود قرار داد تا مطابق مقررات در اختیار افراد قرار بدهد و یکی از منافذ فساد این ارز دولتی بوده است.

قهرمانی ادامه داد: در همه اسناد بالادستی مربوط به موضوعات پولی، بانک و مبارزه با فساد به این نکته تأکید شده که اولاً در اقدامات ثبات بازار ارز ایجاد شود و همچنین شفاف‌سازی صورت بگیرد و از اقدامات منجر به فساد در حوزه پولی و بانکی جلوگیری شود که قوانین متعدد در این باره به تصویب رسیده و بانک مرکزی به عنوان مقام اجرایی مکلف به اجرای این قوانین است.

نماینده دادستان افزود: از مهمترین اصول خرید و فروش معامله ارز از طریق صرافی مجاز است و این در حالی است که ارز دولتی مورد توجه دلالان ارزی بوده تا بتوانند به هر نحو ممکن به این منابع دسترسی داشته باشند.

وی گفت: در یک و نیم سال گذشته بانک مرکزی ساده‌ترین و شاید غلط‌ترین راه را در پیش گرفت و با زدن چوب حراج به دارایی کشور بخش قابل توجهی از ذخایر ارزی را وارد بازار کرد که عده‌ای نیز از این وضعیت سوء‌استفاده کردند و باعث سیر نزولی ارزش ریال در برابر دلار شد.

نماینده دادستان ادامه داد: بانک مرکزی طی اقدام عجیب ضمن انتخاب بیش از ۱۰ صرافی روزانه میلیون‌ها دلار را در اختیار آن‌ها قرار داد و به تدریج شبکه‌ای از دلاربازی شکل گرفت و صرافی‌های منتخب که قرار بود دلار‌های دریافتی از بانک مرکزی را در بازار به مصرف برسانند در قبال درصدی سود در اختیار اشخاصی قرار دادند.

وی ادامه داد: بانک مرکزی که توان مدیریت این شبکه خود ساخته را نداشت درصدد برآمد به شیوه‌ای دیگر مشکل را درمان کند معاون وقت بانک مرکزی در مورد ورود و مداخله در بازار فردایی ارز اقدام می‌کند و این در حالی بوده است که مصوبه شورای پول را اخذ نکرده و از طریق شبکه بانکی به فروش ارز دولتی از طریق متهم اصلی سالار آقاخانی مبادرت می‌کند.

نماینده دادستان در ادامه گفت: احمد عراقچی معاون ارزی بانک مرکزی با آقاخانی به صورت محرمانه با بانک مرکزی در خصوص بازار غیر رسمی ارز همکاری می‌کنند که این اقدامات توسط آقایان میلاد گودرزی، منصور دانش پور و علی آروند که عوامل آقاخانی بودند دنبال می‌شده است.

وی افزود: از آقاخانی خواسته می‌شود طی یک همکاری محرمانه در هر مرحله ۵ میلیون دلار ارز از بانک مرکزی خریداری کند و به هرکسی که صلاح می‌داند بفروشد و در ادامه به صورت مخفیانه آقاخانی گفته می‌شود که فعالیت ارزی خود را به بعد از ساعت ۱۶ منتقل کند.

قهرمانی گفت: این اقدامات سبب افزایش قیمت ارز در بازار آزاد شد و سوءمدیریت دیگری که صورت پذیرفت این بود که ارز دولتی با کارت ملی به فروش می‌رسید که سبب قاچاق ارز به اقلیم کردستان عراق و تأمین ارز مورد نیاز جهت قاچاق کالا به ایران از مرز‌های غربی شد.

وی افزود: تشکیل صف‌های طولانی و حتی شبانه که تا صبح نیز به طول می‌انجامید جهت دریافت ارز و انتقال گروهی از مردم از شهرستان‌ها به تهران برای دریافت ارز توسط سودجویان و قاچاقچیان سبب شد تا بخش عمده‌ای از ارز‌های دولتی در اختیار قاچاقچیان و سوداگران قرار گیرد؛ که در این رابطه پرونده‌ای در دادسرا در حال رسیدگی است.

نماینده دادستان در ادامه با اشاره به نحوه آشنایی سالار آقاخانی با احمد عراقچی اظهار کرد: در شهریور ماه ۹۶، احمد عراقچی معاونت ارزی بانک مرکزی از طریق میثم خدایی با سالار آقاخانی آشنا می‌شود و جلسه‌ای در دفتر احمد عراقچی تشکیل می‌شود. آقاخانی حسب ادعا و اظهارات خود و نیز مدارک به عنوان نماینده و کارگزاری بانک انصار فعالیت داشته است و فردی جوان است که به تدریج روابط خود با احمد عراقچی را گسترش داده و احمد عراقچی تحت تأثیر وی از این فرصت استفاده کرد تا از این طریق بتواند (به اصطلاح خود) از افزایش قیمت ارز در بازار جلوگیری کند.

قهرمانی بیان کرد: در ادامه به احمد عراقچی گوشزد می شود، بانک مرکزی از آقاخانی حمایت خواهد کرد، سود خوبی نیز به وی داده می‌شود، با وعده اعطای امتیاز صرافی به آقاخانی این اقدامات دنبال می‌شود.

وی افزود: آقاخانی که به دنبال گسترش ارتباطات خود در بانک مرکزی بوده موافقت می‌کند و با انجام معاملات فردایی و کاغذی توسط عوامل خود میلاد گودرزی، منصور دانش پور و علی آروند به دنبال این بودند تا با انجام این معاملات به صورت گسترده سبب کنترل بازار شوند.

نماینده دادستان بیان کرد: تمامی این اقدامات با همکاری مدیرکل حراست انجام می‌شود و در تاریخ ۱۷.۹.۹۶ طی جلسه مشترکی که در اتاق معاون ارزی میان آقایان احسان معافی، سالار آقاخانی و سید احمد عراقچی تشکیل می‌شود تصمیم بر این می‌شود که آقاخانی در هر مرحله ۵ میلیون دلار بفروشد.

وی پس از پایان وقت اداری با فعال شدن قاچاقچیان و سودجویان اقدام به فروش ارز می‌نموده است که در ادامه مبلغ حاصل از فروش ارز دولتی به حساب میلاد گودرزی منتقل می‌شده و سپس به حساب آقاخانی منتقل شده است که پس از کسر کارمزد به حساب عملیات ارزی بانک مرکزی واریز و تسویه می‌نموده است و سپس با دریافت ارز اقدام به معاملات فردایی و فروش آن می‌نموده است.

قهرمانی با بیان اینکه متهم آقاخانی تا تاریخ 96/12/20  مرحله فروش ارز دولتی داشته است و مجموعاً مبلغ ۸ هزار و ۲۵۲ میلیارد و ۳۱۶ میلیون و ۱۹۵ هزار ریال به حساب عملیات ارزی بانک مرکزی واریز شده است.

نماینده دادستان افزود: آقاخانی و عوامل وی ابتدا قیمت دلار را در بازار‌های غیررسمی تعیین و سپس از بانک مرکزی دریافت و با انجام معاملات فردایی این دلار‌ها را به قاچاقچیان ارز می‌فروخته است و هیچگونه نظارتی از طرف بانک مرکزی انجام نشده است که این موضوع فرصت سوءاستفاده مالی را در اختیار آقاخانی قرار داد تا با هر قیمت که دلش می‌خواهد با بانک مرکزی تسویه نماید.

وی ادامه داد: احمد عراقچی گفته‌ نظارت بر اقدامات آقاخانی از طریق وزارت اطلاعات صورت گرفته است در حالی که حسب استعلامات انجام شده نماینده وزارت اطلاعات فقط در شش مرحله از ۲۸ مرحله حضور داشته‌اند و آقاخانی جهت فروش ارز دولتی از عوامل خود در سبزه میدان و بازار افشار استفاده می‌کرده است و این افراد با آقاخانی همکاری داشته‌اند که سبب می‌شود جریان قاچاق ارز از رشد قابل توجهی برخوردار شود.

وی در ادامه با بیان اینکه عوامل وزارت اطلاعات حساب‌های میلاد گودرزی را تحت نظر داشته اند گفت: ارز فروخته شده از دسترس خارج و از کشور خارج می‌شده است و به دلیل اینکه طبق ضوابط عرضه ارز باید از طریق صرافی‌های مختلفی صورت گیرد، اما آقاخانی فاقد مجوز صرافی بوده لذا عملاً امکان انعقاد قراردادی میان آ‌قای آقاخانی و بانک مرکزی وجود نداشته و به صورت شفاهی و پنهانی بوده است.

نماینده دادستان در ادامه اظهار کرد: آقاخانی ۲۰ میلیون درهم نزد بانک مرکزی به عنوان تضمین می‌سپارد
و بعد از دو هفته تقاضای استرداد تضمین‌های سپرده شده خود را می‌کند که این موضوع مورد موافقت احمد عراقچی قرار گرفت و طی دستوری به رسول سجاد ۲۰ میلیون درهم تضمینی سپرده شده به وی مسترد و آقاخانی بدون تضمین در بانک مرکزی و برخلاف مقررات ارز‌های دولتی را دریافت و در بازار‌های غیر مجاز ارز به فروش رسانده است.

قهرمانی افزود: وی ارز را به مبلغ ۳ هزار و ۵۰۰ دریافت و به مبلغ فرضی ۴ هزار و ۵۰۰ در بازار آزاد با کسر کارمزد به حساب عملیات ارزی معادل ریالی واریز می‌کرده است.

وی در ادامه با اشاره به نقش متهم احسان معافی در این پرونده بیان کرد: در این جریان احمد عراقچی اعلام داشته که معافی بر اساس توافقی به این موضوع وارد شده و قرار بوده با هماهنگی وی اقدامات انجام شود، لذا وی (متهم معافی) اگر موافقت نمی‌کرد اصلا این فرآیند انجام نمی‌شده است و تا زمانی که حراست صلاحیت آقاخانی را تعیین نمی‌کرده است وی حق اخذ و فروش ارز را نداشته است.
نماینده دادستان گفت: احسان معافی اعلام داشته است وظیفه وی ایجاد هماهنگی میان آقاخانی با عوامل وزارت اطلاعات بوده است در حالی که متهم سالار آقاخانی قبل از حضور عوامل اطلاعات اقدام به فروش ارز دولتی در بازار غیر مجاز ارز نموده است و نشان می‌دهد که هیچ گونه نظارتی بر فروش سرمایه ملی نبوده است.

قهرمانی با اشاره به نقش متهم میثم خدایی در این پرونده بیان داشت: میثم خدایی از کارکنان نهاد ریاست جمهوری بوده که عامل ارتباط آقاخانی و احمد عراقچی بوده و با دیدن این جریانات طی جلسات متعدد با آقاخانی به وی اعلام می‌دارد که این اقدامات ناشی از پیگیری‌های وی نزد احمد عراقچی بوده و باید سهم وی از این معاملات پرداخت شود که در ادامه طی چند مرحله ۱۱۸ هزار دلار به میثم خدایی پرداخت می‌شود از طرفی آقاخانی به دنبال افزایش ارتباطات خود در نهاد ریاست جمهوری بوده که حسب استعلام از نهاد ریاست جمهوری میثم خدایی به عنوان مشاور معاون اقتصادی فعالیت داشته است.
قهرمانی تصریح کرد: در تاریخ ۲۰.۱۲.۹۶ آقاخانی توسط عوامل پلیس آگاهی شناسایی و دستگیر می‌شود که تا زمان دستگیری ۳۳۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تحصیل داشته است که در هر مرحله ۱۲ میلیون تومان سود وی بوده است.
وی ادامه داد: پس از دستگیری وی طی هماهنگی میان احمد عراقچی و عوامل آقاخانی این مبلغ به بانک مرکزی جهت پنهان نمودن اقدامات عودت داده می‌شود تا در آینده میزان حق الزحمه تعیین و سهم وی (متهم آقاخانی) پرداخت شود و بانک مرکزی برای پنهان نمودن اقدامات غیرمجاز خود در تاریخ ۲۶.۱۲.۹۶ طی نامه‌ای ۸ صفحه‌ای و به امضای فرشاد حیدری اعلام می‌دارد که اقدامات وی (متهم آقاخانی) بر اساس ضوابط قانونی بوده که در ادامه مشخص شد این گزارش در جهت فریب دستگاه قضایی و به صورت خلاف واقع بوده است و این گزارش سبب شد تا در تاریخ ۲۷.۱۲.۹۶ آقاخانی با تودیع وثیقه آزاد شود و جریان رسیدگی تغییر پیدا کند که در ادامه با بررسی این گزارش و طی تحقیق از فرشاد حیدری مشخص شد که گزارش مذکور را احمد عراقچی نوشته و وی در پی اعتماد به عراقچی آن را تأیید و امضا کرده است.

موارد خلاف واقع این گزارش به شرح زیر است:

۱-  در این گزارش اعلام شده که این اقدامات بر اساس بندهای ج و ه ماده 11 قانون پولی و بانکی صورت گرفته در حالی که طبق بندهای اعلامی برای انجام این اقدامات و فروش ارز توسط عوامل غیرمجاز نیاز به مصوبه شورای پول و اعتبار است که چنین مصوبه‌ای وجود ندارد.

۲- در این گزارش اعلام شده امر مداخله بانک مرکزی از طریق صرافی‌های خاص و بانک‌های عامل است در حالی که متهم سالار آقاخانی فاقد مجوز صرافی‌های مجاز بوده و در جریان فروش ارز‌های دولتی در بازار غیر مجاز نماینده هیچ یک از بانک‌ها و صرافی‌های مجاز نبوده است.

۳- در این گزارش اعلام شده که در خصوص اقدامات بانک مرکزی مبنی بر فروش ارز در بازار غیررسمی و بازار فردایی مصوب شورای عالی امنیت ملی وجود دارد که اصلا چنین مصوبه‌ای وجود نداشته و ارائه نشده است و تنها اعلام شده دبیرخانه شورای عالی امنیت نامه‌ای ارشادی به دولت ارسال و توصیه‌ها و پیشنهاد‌هایی در این خصوص داشته است.

۴- در این گزارش اعلام شده که بانک مرکزی قرارداد کارگزاری با متهم سالار آقاخانی منعقد کرده است، در حالی که چنین قرارداد مکتوبی وجود ندارد.

۵- در این گزارش اعلام شده که بانک مرکزی برای انجام امر مداخله از کلیه ابزار و روش‌هایی که خلاف قانون نیست استفاده کرده است در حالی که اقدامات سالار آقاخانی و  احمد عراقچی برخلاف قوانین مبارزه با پولشویی بوده است.

۶- در این گزارش اعلام شده اینگونه اقدامات مسبوق به سابقه و جز رویه‌های بخش ارزی بانک مرکزی است در حالی که جریان سالار آقاخانی یک امر استثنایی بوده و سابقه قبلی نداشته است.

۷- در این گزارش اعلام شده سالار آقاخانی از سال ۱۳۹۵ کارگزار بانک مرکزی بوده است در حالی که هیچگونه قرارداد کارگزاری به نام وی وجود ندارد.

۸- در این گزارش اعلام شده در خصوص اقدامات سالار آقاخانی ضمانت‌نامه ۱۳۰۰ میلیارد ریالی اخذ شده است در حالی که سالار آقاخانی هیچگونه تضمین و یا ضمانت‌نامه‌ای نداشته و این ضمانت ۱۳۰۰ میلیارد ریالی برای قرارداد صرافی انصار بوده و هیچ ارتباطی به فروش دلار توسط سالار آقاخانی در بازار‌های داخلی ندارد.

۹- در این گزارش اعلام شده پس از تایید صلاحیت عمومی متهم سالار آقاخانی عملیات مداخله در بازار کاغذی و غیررسمی تهران آغاز شده است در حالی که سالار آقاخانی بدون اینکه تایید صلاحیت شده باشد اقدام به دریافت ارز و فروش آن کرده است.

۱۰- در این گزارش اعلام شده هیچگونه کارمزدی به سالار آقاخانی از طرف بانک مرکزی پرداخت نشده است، در حالی که سالار آقاخانی از محل فروش ارز‌های دولتی مبلغ ۳۳۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان برای خود به عنوان کارمزد توافق شده برداشت کرده است که بعد از اقدامات قضایی مسترد می‌کند.

۱۱- در این گزارش اعلام شده با متهم سالار آقاخانی به عنوان نماینده صرافی بانک انصار قرارداد منعقد شده است، در حالی که طبق تحقیقات انجام شده از متهم سالار آقاخانی و مدیریت صرافی انصار اعلام شده این اقدامات هیچ ارتباطی به صرافی انصار نداشته و صرافی انصار مخالف این جریانات صورت گرفته بوده است.

نماینده دادستان گفت: تمامی مطالب بیان شده در واقع بخشی از تخلفات صورت گرفته از سوی بانک مرکزی و شخص فرشاد حیدری و  احمد عراقچی بوده است که سعی در پنهان داشتن این امور از دید مراجع قضایی و انحراف در روند تحقیقات داشته و آنچه جای تاسف دارد این است که موکدا و مکررا انجام معاملات فردایی و کاغذی از سوی بانک مرکزی طبق دستورالعمل صادره ممنوع اعلام شده است.

وی افزود: لکن بانک مرکزی از قواعدی که خودش وضع کرده است تخطی می‌کند و با انجام معاملات فردایی در بازار غیررسمی ارز سعی در کنترل نرخ ارز داشته است، آن هم با نقض قوانین و مقررات به نحوی که اگر یک نفر صراف خارج از سامانه ارزی و سامانه سنا اقدام به خرید و فروش ارز کند بانک مرکزی علیه وی به اتهام قاچاق ارز طرح شکایت می‌کند.

قهرمانی ادامه داد: لکن خود بانک مرکزی با نقض قوانین و مقررات خارج از شبکه بانکی و شبکه صرافی مجاز و خارج از سامانه ارزی سنا اقدام به فروش ارز دولتی کرده و انتظار این را دارد که از طرف مراجع قضایی مورد بازخواست و ماخذه قرار نگیرد.

نماینده دادستان بیان کرد: در تحقیقاتی که از عوامل بانک مرکزی به عمل آمده به نظر می‌رسد برخی مدیران وقت بانک مرکزی دارای این تفکر هستند که دارای مقام قانون‌گذاری بوده و هر زمان که بخواهند می‌توانند قوانین و مقررات پولی و بانکی کشور را تغییر بدهند.

قهرمانی افزود: در حالی که معاون ارزی بانک به استناد بند ب ماده ۱۹ قانون پولی و بانکی کشور واجد سمت اجرایی بوده و مقام قانون‌گذار و سیاست‌گذار نبوده‌ و صرفا شورای پول و اعتبار است که در خصوص صدور و ورود ارز دارای اختیار، وضع مقررات بر اساس قوانین و سیاست‌های کلی اقتصاد کشور است.

وی گفت: البته نماینده بانک مرکزی در شورای پول و اعتبار یک عضو از آن شورا است که نشان می‌دهد شورای پول و اعتبار نیز نمی‌تواند بر خلاف قوانین اقدام به وضع مصوبه کند.

نماینده دادستان گفت: با این حال متهمین پرونده احمد عراقچی و احسان معافی حتی مصوبه شورای پول و اعتبار بانک مرکزی را در این باره اخذ نکرده و تنها با دستور شفاهی اقدام به نقض قوانین و مقررات از جمله قانون مبارزه با پولشویی و مبارزه با قاچاق کالا و ارز کرده‌اند.

وی افزود: ارز حاصل از فروش نفت یا همان دلار و یورو که به عنوان سرمایه ملی متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی است و بانک مرکزی موظف بود طبق قوانین بخشی از آن صرف مصارف ضروری و هدفمند کشور و در اختیار متقاضیان قرار دهد.

قهرمانی اضافه کرد: چندین برابر شدن قیمت دلار و یورو در کشور نشان داد که این تصمیم صحیح نبود و منجر به آن شد که این سرمایه ملی در جای خود هزینه نشود و بخش عمده‌ای از آن سرمایه ملی در اختیار سودجویان قرار گرفته و این اقدام موجب رونق بازار‌های غیرمجاز ارز و به تبع ورود بی‌رویه کالا‌های قاچاق به کشور شد؛ چرا که قاچاقچیان برای تامین ارز جهت خرید کالا‌های قاچاق ناچار به مراجعه به این بازار‌ها و دست یافتن به ارز‌های دولتی هستند و قاچاقچیان توانستند تعیین قیمت ارز را از اختیار بانک مرکزی بربایند.

قهرمانی ادامه داد: لکن مدیران بانک مرکزی به جای اینکه از توزیع بی‌رویه ارز مداخله‌ای با قیمت شناور جلوگیری کنند و به جای اینکه با تصویب ساز و کار‌هایی جلوی فعالیت این بازار‌های قاچاق ارز واقع در سبزه میدان و بازار افشار میدان فردوسی تهران را بگیرند در یک اقدام بی‌سابقه با نقض تمام قوانین خودشان به عنوان دلال غیرمجاز وارد بازار‌ها شدند و این سرمایه ملی را با فروش ارز‌های دولتی به صورت معاملات فردایی ارز در اختیار سوداگران و سفته‌بازان ارز قرار دادند.

وی افزود: تعجب‌آور اینکه مدیران مربوطه پس از برملا شدن این جریان اعلام کردند که تمامی این اقدامات در راستای خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران است لکن آنچه مردم ایران دیدند غیر از این بود، ظرف مدت سه ماه مبلغ ۱۵۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو از سرمایه ارزی کشور را تحویل قاچاقچیان ارز داده‌اند و سرمایه حیاتی مردم نیازمند توسط سوداگردان مورد تعرض و حیف و میل قرار گرفته است.

قهرمانی تاکید کرد: اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی ابلاغی در حوزه ماموریت‌های اقتصادی از جمله سیاست‌های پولی و اعتباری بر شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فساد زا در حوزه‌های پولی تجاری ارزی، تاکید دارد.

نماینده دادستان افزود: بانک مرکزی و معاونت ارزی مکلف به اجرایی کردن این سیاست‌ها بوده‌اند که عملا خلاف آن بوده است.

در این هنگام قهرمانی مواد ۲۸ آیین‌نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی، ماده ۱۱ قانون پولی و مالی کشور، ماده ۱۸ و ماده ۱۳ را قرائت کرد و گفت: نقش بانک مرکزی اجرایی بود در حالی که در خصوص این پرونده بانک مرکزی بدون مجوز قانونی به سیاست‌گذاری اقدام کرده و علاوه بر آن فاقد کارشناسی نیز بوده است که در مقام عمل ناکارآمدی آن به اثبات رسیده است.

وی دستورالعمل ماده ۲۱ قانون پولی و بانکی کشور و ماده ۲۸ و ماده ۳۱ را قرائت کرد و گفت: مدیران وقت بانک مرکزی نه تنها قوانین خرید و فروش را نقض کردند بلکه ارز را در اختیار کسانی قرار دادند که هیچ مجوزی نداشتند که نشان از نقض عامدانه و عالمانه قوانین توسط متهمان دارد.

قهرمانی گفت: در این پرونده معاملات توسط سالار آقاخانی نه در سامانه سنا بلکه در بازار قاچاق صورت پذیرفته است و متهمان عامدانه قوانین را نقض کرده‌اند در ماده ۱۴ تا ۱۵ این قانون بیان شده صرافی‌ها موظف هستند تمام عملیات را در این سامانه ثبت کنند در حالی که در این پرونده به آن عمل نشده است.

نماینده دادستان اسامی و مشخصات متهمان را به شرح ذیل اعلام کرد:

سالار آقاخانی فرزند فیروز، فاقد شهرت، شغل کارگزار، متولد ۱۳۷۰، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه، مجرد و فاقد سابقه کیفری، متهم به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹۸۰۰۰۰۰ دلار و ۲۰۵۰۰۰۰۰ یورو و دو پرداخت رشوه به میزان ۱۱۸ هزار دلار به متهم میثم خدایی و نیز پرداخت رشوه به متهم سید رسول سجاد مدیر بین الملل معاونت ارزی بانک مرکزی بابت خرید یک دستگاه رنو به قیمت ۳۰ میلیون تومان، یک جفت ساعت امگا به مبلغ ۳۲ میلیون تومان، پرداخت هزینه سفر هوایی به کیش و اقامت در هتل برای نامبرده و اعضای خانواده است و آزاد با تودیع وثیقه است.

سید احمد عراقچی فرزند سید مرتضی، فاقد شهرت، شغل معاون ارزی با نک مرکزی، متولد سال ۱۳۵۷، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه، متأهل و فاقد سابقه کیفری، متهم به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹۸۰۰۰۰۰ دلار و ۲۰۵۰۰۰۰۰ یورو و آزاد با تودیع وثیقه است.

سید رسول سجاد، فرزند احمد، فاقد شهرت، شغل مدیر بین الملل معاونت ارزی بانک مرکزی، متولد سال ۱۳۴۹، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه، متأهل و فاقد سابقه کیفری، متهم است به معاونت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان ۱۵۹۸۰۰۰۰۰ دلار و ۲۰۵۰۰۰۰۰ یورو از طریق انجام معاملات فردایی به شرح مذکور در فوق، دریافت رشوه شامل دریافت مبلغ ۳۰ میلیون تومان بابت خرید یک دستگاه رنو و یک جفت ساعت امگا به مبلغ ۳۲ میلیون تومان و هزینه مسافرت خانواده وی و اقامت در هتل در جزیره کیش از آقای سالار آقا خانی و آزاد با تودیع وثیقه

احسان معافی، فرزند محمد، فاقد شهرت، شغل مدیر حراست وقت بانک مرکزی، متولد سال ۱۳۶۲، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه، فاقد سابقه کیفری، متهم است به معاونت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹۸۰۰۰۰۰ دلار و ۲۰۵۰۰۰۰۰ یورو وم آزاد با قرار تامین کیفری میثم خدایی، فرزند عباس، فاقد شهرت، کارمند، متولد ۱۳۵۷، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه، متأهل و فاقد سابقه کیفری، متهم است به دریافت رشوه به میزان ۱۱۸ هزار دلار از متهم سالار آقا خانی و آزاد با تودیع وثیقه میلاد گودرزی، فرزند قدرت الله، فاقد شهرت، کارمند متولد ۱۳۷۲، دارای تابعیت ایرانی و مذهب شیعه متاهل و فاقد سابقه کیفری، متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹۸۰۰۰۰۰ دلار و ۲۰۵۰۰۰۰۰ یورو و قرار وثیقه ۱ میلیارد منصور دانش‌پور فرزند آقابالا شغل صراف متولد ۴۸ متاهل سابقه کیفری ندارد، متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان‌یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو.

علی آروند فرزند جعفر متاهل سابقه کیفری ندارد و متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان‌یافته در حد کلان به میزان ۱۵۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو.

فرشاد حیدری متولد ۱۳۴۷ متاهل فاقد سابقه کیفری متهم است به گزارش خلاف واقع به مراجع قضایی.

نماینده دادستان افزود: به استناد مواد قانونی پولی و بانکی کشور از دادگاه صدور حکم مجازات قانونی درخواست می‌شود با ذکر اینکه تاریخ وقوع جرم متهمین در تاریخ ۱۴/۹/۹۶ الی ۲۰/۱۲/۹۶ و محل وقوع جرم شهر تهران بوده است.

در این هنگام قاضی زرگر ختم جلسه امروز را اعلام کرد و گفت: با توجه به قرائت کیفرخواست و عناوین اتهامی مطرح شده در راستای تدارک دفاع برای متهمان و وکلای مدافع جلسه بعدی دادگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.

انتهای پیام/

منتشرشده در سیاسی

در فاصله 10 روز مانده به پایان گام اول ایران در اولتیماتوم به کشورهای اروپایی برای تامین منافع اقتصادی تهران ذیل توافق هسته‌ای، جلسه کمیسیون مشترک برجام با حضور معاونان وزرای امور خارجه کشورهای عضو در سایه تبلیغات گسترده و هدفمند رسانه‌های غربی روز جمعه در وین برگزار شد. اروپایی‌ها در مانور رسانه‌ای خود می‌گفتند قرار است تصمیمات مهمی درباره توافق هسته‌ای در این نشست گرفته شود. در جریان این نشست خبر آغاز به‌کار اینستکس یا همان سازوکاری که اروپایی‌ها برای همکاری اقتصادی با ایران قرار بود حدود یک‌سال پیش رونمایی کنند، منتشر شد و طرف غربی تلاش کرد بگوید به تعهدات خود در توافق هسته‌ای عمل کرده است، لذا در قبال این اقدام ایران باید گام‌های 60 روزه خود را متوقف سازد و به سطوح تعهداتش در برجام بازگردد.

 
در ایران هم بعد از انتشار این خبر خیلی‌ها گفتند اقدامات تهران در مقابله فعال با عهدشکنی آمریکا و اروپا جواب داده لذا ادامه راه یعنی برداشتن گام‌های دوم، سوم و... و ادامه کاهش تعهدات برجامی که قرار است هر 60 روز یک‌بار انجام شود، لازم نیست؛ توصیه عجیبی که هم دور از انتظار بود و هم با مواضع رسمی مسئولان دولت دوازدهم در تناقض بود. درخصوص این وضعیت، نکات مهمی قابل ذکر است اما سوای اینکه این حرف بیشتر از سوی کسانی اظهار می‌شود که قبلا هم مخالف واکنش و مقابله‌به‌مثل در برجام بودند و می‌گفتند نباید انتظار بالایی از اروپایی‌ها داشته و در حفظ همین تابلوی باقی‌مانده از برجام نیز باید کوشا باشیم، دلایل فراوانی وجود دارد که راه‌اندازی سامانه اروپایی که امروز نام INSTEX به خود گرفته، نه‌تنها تامین‌کننده منافع ایران نیست که یک فریب بزرگ و راه انحرافی برای عقب‌راندن تهران است، لذا به‌هیچ‌عنوان نباید از سوی مسئولان دولتی به‌عنوان یک دستاورد تلقی شود.
 
چند نکته مهم درخصوص کارکرد INSTEX و حواشی و تاثیرات آن وجود دارد که مرور آنها توضیح‌دهنده همین استدلال است و می‌گوید چرا ایران باید مسیر کاهش تعهدات خود را ادامه دهد.
 
صفر: قبل از هرچیز باید مساله مهمی را یادآور شد. اروپایی‌ها طی یک‌سال گذشته چهاربار وعده داده‌اند‌ ولی زیر قول‌شان زده‌اند و حالا که گفته شده اولین تراکنش در حال اجراست هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند قبول کند با یک گل بهار شده است! حتی اگر اروپایی‌ها تعریف خود را از این سامانه تغییر دهند و برای آینده درباره نوع معاملات با ایران هدف‌گذاری‌های بزرگ‌تری را در نظر بگیرند، واضح است که نباید هیچ‌یک از تصمیمات و اقدامات ایران با چنین خبری تحت‌الشعاع قرار گیرد.
 
یک: نکته مهمی که ایران از ابتدا درباره آن تاکید ویژه‌ای داشته، این است که سامانه اروپایی باید کاری کند تا محدودیت‌های تحریمی توسط آمریکا عملا شکسته شود، به این معنا که INSTEX نباید تاییدکننده تحریم‌های آمریکا و عامل به رسمیت شناختن وضعیت تحریمی یکجانبه و زورمدارانه باشد. این مساله مهمی است که امروز سامانه اروپایی دقیقا در مقابل آن ایستاده و می‌گوید عامل تجارت مشروع! با ایران است و منظور اروپا از واژه «مشروع» همان کالاهای سفید و غیرتحریمی از نظر آمریکاست.
 
دو: در مسیر تجارت با ایران اگر قرار باشد اینستکس صرفا به دارو و برخی اقلام خوراکی محدود باشد، سامانه مراوده اقتصادی با ایران، فرسنگ‌ها با انتظارات تهران فاصله دارد لذا خواسته واضح ایران که تاکنون محقق نشده این است که سامانه اروپایی کالاهایی فراتر از غذا و دارو را شامل شود و حتی اگر بنا دارد فعلا و تنها در گام اول با آمریکا درگیر نشود باید طیف گسترده‌تری از کالاهایی را که در معرض تحریم نیستند ارائه کند و بلافاصله بعد از گام اول، از تحریم‌ها نیز عبور کند نه اینکه با نام بشردوستانه چند قلم کالای غیرتحریمی را شامل شود و تحریمی مضاف بر تحریم‌های آمریکا را درنظر بگیرد.
 
سه: کلیدی‌ترین نکته‌ای که سامانه اروپایی باید رعایت کند حل و فصل مساله فروش نفت ایران است. اروپایی‌ها باید به‌اندازه نیاز ایران به فروش نفت یعنی چیزی حدود 1.5 میلیون بشکه در روز از ما نفت خریداری کنند، که این رقم سوای بازاری است که ایران با کشورهای غیراروپایی دارد. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه پس از نشست کمیسیون مشترک برجام در روز جمعه اعلام کرد همچنان اینستکس تصمیمی برای خرید نفت ایران ندارد، بنابراین مساله نفت بزرگ‌ترین نقص این سامانه است.
 
چهار: اینکه در این یکی، دو روز گفته می‌شود «اولین تراکنش بانکی INSTEX عملیاتی شد» از اساس ایراد دارد؛ چراکه اساسا این سامانه بنای کار بانکی ندارد و صرفا می‌خواهد به‌جای رد و بدل شدن پول، به تهاتر کالا بپردازد و این یعنی سامانه مالی اروپا قرار است برای همیشه تضمین‌کننده اجرای تحریم‌های آمریکا در حوزه بانکی و پیام‌رسان‌هایی مانند سوئیفت باشد و بنا ندارد خواست تهران برای عادی‌شدن روابط بانکی یعنی متن صریح برجام را اجرایی سازد.
 
پنج: نکته مهم و انضمامی مساله قبلی این است که ایران از اروپا خواسته مهمی دارد، خواسته‌ای که می‌گوید ایران باید به‌صورت آزاد دسترسی کاملی به ارز حاصل از فروش نفت خود به کشورهای اروپایی داشته باشد و این ارز در هیچ حالتی نباید در بانک‌ها و صندوق‌های مالی اروپا بلوکه شود. از این‌رو مدت‌هاست که از سوی مقامات کشور اعلام شده بازگشت ارز حاصل از صادرات ایران به داخل کشور یک محور اصلی است و اروپا اگر می‌خواهد برجام باقی بماند باید مسیر دسترسی تهران به برگ‌برگ اسکانس‌های حاصل از فروش نفت را فراهم کند.
 
شش: سامانه معرفی‌شده از سوی اروپا و نوع اطلاع‌رسانی درباره آن نشان می‌دهد آلمان، فرانسه و انگلیس بیش از آنکه به‌دنبال تجارت با ایران باشند می‌خواهند نقش یک ابردلال را بازی کنند و به‌صورت نیابتی کالاهایی را که ایران می‌تواند به‌صورت مستقیم از کشورهای ثالث بخرد به ایران بفروشند. لذا جلوگیری از تک‌کاناله کردن مسیر مراودات ایران که هم باعث ردیابی بهتر معاملات ایران خواهد شد و هم این معاملات بسیار شکننده و توامان را پرهزینه می‌کند، بسیار قابل‌توجه است.
 
هفت: اروپایی‌ها در قبال تعهدات خود در برجام هرگز پیش‌شرطی به‌جز تعهدات هسته‌ای ایران را عنوان نکرده بودند و طبعا امروز و برای اجرای همین سامانه‌ای که نام INSTEX بر خود گرفته نیز نباید پیش‌شرطی را عنوان کنند. در این میان اما مدام اخباری درباره مشروط‌کردن رسمی و غیررسمی همکاری با ایران به اجرای کامل برنامه اقدام FATF به گوش می‌رسد و همچنان ابهامات زیادی در این زمینه وجود دارد. یکی به نعل یکی به میخ کوبیدن اروپا در این موضوع و فشار بی‌سابقه آمریکا برای وادار کردن ایران به اجرای برنامه اقدام FATF از نکات قابل‌توجهی است که نشان می‌دهد طرف غربی همچنان به‌دنبال زیاده‌خواهی است و عقب نشستن ایران این وضعیت را تشدید می‌کند.
 
هشت: نکته پایانی تجربه و اطلاعات روشنی است که عنوان می‌کند INSTEX گامی بسیار ضعیف و بسیار کمتر از توان واقعی اروپاست، به این معنی که اگر واقعا کشورهای اروپایی بخواهند برجام را اجرایی کنند توانایی قابل ملاحظه‌ای مانند وارد کردن شرکت‌ها و بانک‌های دولتی در تجارت پرحجم با ایران دارند، مسیری که به‌سادگی تحریم‌پذیر نیست و امروز راه انجام آن باز است. درباره این فرآیند متاسفانه سه کشور اروپایی برنامه‌ای در دست ندارند و به‌نظر هم نمی‌رسد با این شرایط بخواهند این مسیر را فعال سازند. از این‌رو به‌نظر می‌رسد ادامه اقدام ایران در مسیر کاهش تعهدات خود مبتنی‌بر چنین وضعیتی، درست و اصولی باشد.
منبع: فرهیختگان
منتشرشده در سیاسی

گروه سیاسی-رجانیوز: بی‌تدبیری حسن روحانی و اعضای دولت آن دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست. از شکست ایده مذاکره که قرار بود برگ برنده دولت اعتدالی‌ها باشد تا عدم توانایی کنترل بازار ارز و رشد صعودی قیمت‌ها و ناامن شدن فضای اقتصادی کشور، همه و همه حاصل مدیریت و تدبیر 5 سال گذشته دولت بوده است. اما این اواخر ورژن جدید بی‌تدبیری دولتی‌ها به دست عباس عراقچی رونمایی شده است. عراقچی درحالی از اخراج افغانی‌های مقیم ایران سخن گفته که این مسئله کاملا مخالف نظر رهبرمعظم انقلاب بوده و ایشان بارها بر دوستی دو ملت اشاره کرده‌اند.

به گزارش رجانیوز عباس عراقچی در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما از احتمال اخراج افغانی‌های مقیم ایران خبر داد. او با بیان این مسئله که آوارگان افغانی داخل کشور هزینه زا هستند این اقدام را از طرف ایران معقول و محتمل دانشت. عراقچی در آن گفتگو گفته بود:
«هم اکنون ۴۶۸ هزار دانش آموز افغان که رایگان در مدارس ایران تحصیل می‌کنند؛ در حالی که هر کدامشان سالانه ۶۰۰ یورو هزینه دارند. هم اکنون ۲۳ هزار دانشجوی افغان در دانشگاه‌های ایران مشغول به تحصیل هستند؛ در حالی که سالانه ۱۵ هزار یورو برای هر کدام از آنان هزینه می‌شود.»
 
عباس عراقچی گویا از طرف دولت آمده است تا بی‌تدبیری‌ها و عملکردهای ویرانگر دولت را در پشت مهاجران افغانی پنهان کند و مشکلات و تقصیرها را این بار به جای دلواپسان به گردن مهاجران بیاندازد. 
 
باید به عباس عراقچی گفت که مشکل بزرگ کشور وجود مدیران ناکارآمد است. حال جالب است بدانید که جهانگیری با عرضه دلار 4200 تومانی و رانت دهی به واردات چی‌ها و سودجویان رقمی حدود 18 میلیارد دلار به کشور خسارت زده است! بله درست خواندید 18 میلیارد دلار! 
 
حال باید از عباس عراقچی پرسید که اخراج جهانگیری و اعضای هیئت دولت از ایران معقول‌تر و به صرفه‌تر است یا اخراج دانش آموزان و دانشجویان افغانی!
 
از طرفی نیز مقام معظم رهبری بارها به دوستی دو ملت و اشاره کرده‌اند و در دیداری که فروردین سال 94  با محمد اشرف غنی رئیس‌جمهوری افغانستان داشتند عنوان کردند که تهران خانه‌ی برادران افغانستانی است. ایشان در خصوص لزوم حل مسئله مهم مهاجرین، با اشاره به تحصیل صدها هزار نفر از مهاجرین افغانستانی در مقاطع مختلف تحصیلی ایران، گفته بودند: 
«مردم افغانستان بسیار بااستعداد و هوشمند هستند و این استعداد در کسب دانش، باید به‌درستی به کار گرفته شود، زیرا تحصیل‌کردگان افغانستانی برای بازسازی کشور شما مورد نیاز هستند.»
 
مقام معظم رهبری در اردیبهشت همان سال دستور مهمی را درباره تحصیل مهاجرین افغانستانی صادر کردند. ایشان دستور دادند:
«هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به‌صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند»
 
 سیاست عالی نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با مهاجرین افغانستانی، همچنان طبق آرمان‌های اولیه انقلاب تدوین می‌شود و کم‌کاری‌ها و بدکاری‌های مدیریت بی‌آرمان و بوروکراتیکی که مهاجرین را به‌چشم «بیگانگان» نگاه می‌کند، انحراف از آرمان‌های انقلاب است و شخص رهبری جلوی این انحراف ایستاده است. و حالا این دستور، سند تضمین‌شده دیگری بر اولویت نگاه انسانی و اسلامی، در تصمیم‌گیران اصلی نظام‌ جمهوری اسلامی است.
 
با این اوصاف آیا جناب عراقچی از دستور رهبری ناآگاه بوده‌اند یا با آگاهی به فرمان ولی فقیه این سخنان را به زبان آورده‌اند؟
 
حضرت امام خمینی نیز به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی برادران افغانستانی را همیشه مورد تکریم قرارداده‌اند. ایشان طی سخنانی در جمع بازاری‌های تهران در سال 61 می‌فرمایند:
«مردم افغانستان مهمان ما هستند، باید از آنها پذیرایی کرد.»
 
از سویی دیگر جمهوری اسلامی نظامی است که باید به دنبال رسیدن به آرمان‌های انقلاب 57 باشد. آرمان برادری مسلمانان و حمایت از مستضعفان یکی از کلیدی‌ترین آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده است و این مسئله‌ای نیست که دولت حسن روحانی بخواهد برای گرفتن امتیاز از کشورهای بیگانه از آن عدول کند و وحدت دو کشور را برهم بزند.
 
رهبرانقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود در مهرماه سال 68 برهم زنندگان وحدت ایران و افغانستان را دست شیطان می‌خوانند. ایشان می‌گویند: 
«امروز اگر کسی بخواهد وحدت ایران و افغانستان را بشکند، او را دست‌شیطان به حساب خواهیم‌آورد. بلندگوهایی سعی داشتند و دارند که روزبه‌روز بین این دو ملت [ایران و افغانستان] جدایی بیندازند؛ اما ما در سخت‌ترین شرایط نیز، هیچ مصلحتی را بر مصلحت دفاع از افغانستان غلبه ندادیم. همه‌ی شما میدانید که تهران زیر موشک بود و هر شبانه‌روز، ده تا پانزده موشک - بلکه بیشتر - وارد تهران میشد و منفجر میگردید و دهها انسان را از بین می‌برد و خانه‌هایی را خراب میکرد. آن روز، علاج کار این بود که به یک طرف لبخند بزنیم؛ ولی در جهت رضای الهی نزدیم و آن شرایط سخت را تحمل کردیم.
قبل و بعد از آن نیز در طول جنگ تحمیلی هشت‌ساله، بخش عمده از زحماتی که متحمل شدیم، به‌خاطر موضع قاطع و صریحی بود که در امر افغانستان داشتیم. آن موضع، امروز هم وجود دارد و هیچ فرقی نکرده. 
امروز هم ما در کنار ملت و جهاد و وحدت افغانستان و نیز حکومت اسلامی آینده‌اش قرار داریم.
اگر کسی بخواهد این وحدت را بشکند و در داخل ایجاد فتنه کند، با او احساس برادری نخواهیم کرد و او را دست‌شیطان به حساب خواهیم آورد.»
 
بنابراین چاره‌ی کار دولت روحانی و وزارت خارجه‌ی آن، امتیاز گرفتن از دشمنان به بهانه اخراج دوستان نیست، تاریخ هم ثابت کرده است که دولت تکنوکرات‌های اعتدالی توان بازپس‌گیری حق خود را ندارد و برجام نمونه صادق این مدعاست. 
 
پیشنهاد ویژه‌ای که می‌توان به عراقچی و وزارت خارجه داد این است که اگر مشکل جمهوری اسلامی هزینه‌زا بودن مهاجران افغانیست، برای کم کردن هزینه کابینه‌ی دولت و جناب جهانگیری را با آخرین پرواز از کشور خارج کنید.
منتشرشده در سیاسی
سه شنبه, 08 خرداد 1397 ساعت 21:08

عراقچی بازهم رفوزه شد

مرتضی احمدی- رجانیوز: عباس عراقچی شب گذشته مهمان گفت و گوی ویژه خبری بود تا پیرامون خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و مذاکرات اخیر با کشورهای اروپایی سخن بگوید. صحبت‌های تکراری و بعضا متناقض به همراه اعتراف به برخی از واقعیت‌های تلخ برجام، از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های این گفت و گو یک ساعتی بود. 
 
به گزارش رجانیوز یکی از ادعاهای عجیب عراقچی این بود که در صورت نتیجه ندادن مذاکرات ایران با کشورهای اروپایی و "خروج ایران از برجام، همه چیز به حالت اول خود برمی‌گردد و تحریم‌های شورای امنیت بازمی‌گردد". در همین راستا رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام در پاسخ به این سوال که «اگر ایران به این نتیجه رسید که منافعش با برجام اروپایی تامین نشده و بخواهد از برجام خارج شود چه وضعیتی پیش خواهد آمد و آیا اروپا می‌تواند از مکانیزم حل اختلاف برجام استفاده کند » می‌گوید: " بله. اگر از برجام خارج شویم همه چیز به حالت قبل برمی‌گردد؛ این‌ روشن است و چیز عجیب و غریبی نیست. اگر ما از برجام خارج شویم ... تحریم‌های شورای امنیت هم برمی‌گردد".
 
غلط محاسباتی و حقوقی اظهارات عراقچی کجاست؟
 
اشتباه فاحش رئیس ستاد پیگیری برجام را باید در جایی دانست که "ادامه موجودیت برجام" را مبنا قرار داده و تصور می‌کند درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات پیش‌رو، کشورهای اروپایی با رجوع به کمسیون مشترک و با توسل به بند 37 برجام و شکایت علیه ایران، پرونده ایران را به شورای امنیت می‌برند و طبق بند 37 برجام، به طور اتوماتیک تمام تحریم های شش قطعنامه قبلی را باز‌می‌گردانند! اما باید دانست که با خروج آمریکا از برجام، و عدم پذیرش ایران به تداوم برجام، دیگر این سند حقوقی موجودیتی نخواهد داشت تا کشورهای اروپایی بخواهند از طریق بند 37 برجام اقدام کنند و تحریم های شش قطعنامه قبلی را بازگردانند. ساده‌تر آن‌که دیگر برجامی نیست که رجوع به ماده 36 و 37 آن منجر به نتیجه‌ مورد اشاره عراقچی (بازگشت تحریم ها) شود. چرا که آمریکا از آن خارج شده و ایران نیز پس از خروج آمریکا اعلام می‌کند، برجام را ادامه نخواهد داد.
 
همچنین مسئله مهم دیگری که رئیس کمیته نظارت بر اجرای برجام نسبت به آن واقف نیست آن‌ است که با از بین رفتن برجام شش قطعنامه قبلی شورای امنیت به لحاظ حقوقی دیگر پوچ و بی‌معنی می‌شوند؛ علت اصلی این مسئله را باید در علت و ماهیت صدور این قطعنامه‌ها جست‌وجو کرد. برای درک بهتر به قطعنامه 1696- اولین قطعنامه صادر شده علیه ایران تحت ماده 40- رجوع می‌کنیم. 
 
در قطعنامه 1696 آمده است:
 
1-  از ایران می‌خواهد بدون تاخیر، با آژانس بین المللی اتمی (IAEA) همکاری نماید و درخواست های شورای حکام برای حل مسائل باقی‌مانده یا پی ام دی (احتمال ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران PMD) را اجرایی کند. (بند یک)(1) 
 
2- از آن‌جایی که حل مسئله پی ام دی و اجرایی کردن درخواست شورای حکام نیازمند زمان است، بند دوم(2)  قطعنامه از ایران می‌خواهد تا حل و فصل پی ام دی فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی خود را تعلیق نماید.
 
3-  قطعنامه از مدیر کل آژانس می خواهد که در صورتیکه ایران با آژانس همکاری کرده و درخواست های شورای حکام به اجرا درآورد و موضوع PMD حل و مختومه شد، طی گزارشی به شورای حکام و بطور موازی به شورای امنیت، اعلام نماید تا شورای امنیت، پایان پرونده ایران را اعلام کند (بند  7)(3)
 
4- همچنین قطعنامه از مدیرکل آژانس می خواهد در صورتیکه ایران از انجام آن خواسته ها سر باز زند و بالتبع آن، اگر موضوع باقی مانده پی ام دی حل نشد، درآن صورت شورای امنیت تصمیمات و اقداماتی جدید تحت ماده 41 فصل 7 منشور(برای وادارسازی ایران) به انجام آن درخواست ها اتخاذ خواهد نمود. (بند  8)(4)
 
مطابق با موارد فوق کاملاً روشن است که علت اصلی صدور قطعنامه‌‌ 1696 علیه ایران باقی ماندن مسئله PMD بوده است و البته این بهانه در قطعنامه‌های دیگر نیز به وضوح مشاهده می‌شود مانند قطعنامه 1929 که همین موارد (بند3 و 4 فوق) را نیز در بند های 36 و 37 قطعنامه تکرار کرده است.
 
وضعیت فعلی موضوع هسته ای ایران چگونه است؟
 
مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی گزارشی به شورای حکام اعلام کرد، با همکاری ایران موضوع PMD حل شد و دیگر موضوع باقی مانده نیست و آن را خاتمه یافته دانست. بنابراین از آن‌جایی که علت پیدایش و ماهیت وجودی شش قطعنامه گذشته شورای امنیت از بین رفته است، امکان برگشت نخواهد داشت تا کشورهای اروپایی و آمریکا بخواهند آن‌ها را بازگردانند. به همین دلیل اظهارات آقای عراقچی را باید غلط ، غیرکارشناسی و غیر حقوقی دانست. 
 
3+1 برای تحریم ایران باید چه مسیری را طی کنند؟
 
تیم مذاکراتی ایران نباید تداوم گفتگوها با اروپا را به بر مبنای برجام ادامه دهد، تا در صورت عدم تامین شروط ایران و ضرورت خروج ایران از برجام ، کشورهای اروپایی نتوانند به برجام استناد کنند. در این حالت دو وضعیت می تواند ایجاد ‌شود. اول اینکه دیگر برجام وجود خارجی ندارد و نمی‌توان از مکانیزم‌های موجود در آن استفاده کرد ودوم هم اینکه علت وجودی تحریم‌های شورای امنیت در شش قطعنامه قبلی نیز با بسته شدن پرونده پی ام دی از بین می‌رود و به همین‌خاطر این قطعنامه‌ها را باید کان لم یکن دانست!
 
با شرایط ترسیم شده اگر سه کشور اروپایی به همراه آمریکا بخواهند تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران را برگردانند باید به شکل جداگانه، قطعنامه‌ای جــدیــد را پیش‌نویس کرده و برای تصویب به جلسه شورای امنیت ببرند. اما این اقدام نیز نیاز به حمایت روسیه و چین دارد که در شرایط فعلی احتمال وتــوی قطعنامه توسط این کشورها بسیار بالا است، چنان‌که پوتین رئیس جمهور روسیه پس از دیدار با مکرون  اعلام کرد "کشوری که به تعهدات خود عمل کرده است را مجـازات نبــایــد کرد". 
 
با این تفاسیر اظهارات شب گذشته عراقچی مبنی بر بازگشت تحریم‌های شورای امنیت در صورت خروج ایران از برجام کاملاً غلط، غیرکارشناسی و غیر حقوقی بوده است. به همین جهت باید نگران منافع ملی ایران در مذاکرات پیش رو بود چرا که مشخص نیست با این تصورات غلط و ضعف تحلیل آقایان مذاکره کننده به چه نتایجی منجر شود. همین مسئله خود ضرورت تغییر تیم مذاکره کننده رو دوچندان می‌سازد.
منتشرشده در سیاسی
گروه سیاست‌خارجی-رجانیوز: روزی که مسئولان وزارت خارجه در برابر چشم میلیون‌ها بیننده تلویزیونی با افتخار توهمات خود را به عنوان دستاوردهای برجام معرفی می‌کردند باید این روزها و قیمت 6000 هزارتومانی دلار را درنظر می‌گرفتند تا با اتمام زمستان روسیاهی به ذغال باقی نماند! 
 
به گزارش رجانیوز زمانی که منتقدین دلسوز  تاکید داشتند که برجام مشکل تحریم‌های بانکی را حل نکرده و نقل و انتقالات بانکی از جمله واردات پول نفت به سختی و از روش‌هایی چون چمدانی و صرافی‌ها شکل می‌گیرد، عباس عراقچی در تلویزیون حاضر می‌شد و به راحتی آب خوردن همه چیز را انکار می‌کرد!
 
 
منتشرشده در سیاسی

 

معاون وزیر امور خارجه با بیان اینکه برخی از ‌نگرانند که FATF به حوزه مقاومت تسری پیدا کند، گفت: این نگرانی وجود دارد و نگرانی واقعی است و باید در این زمینه تدابیر لازم اندیشیده شود.

 
 

به گزارش فتن، سیدعباس عراقچی در حاشیه رونمایی از کتاب “تروریسم و فضای مجازی در خاورمیانه” در پاسخ به سئوال تسنیم در مورد قرارداد FATF‌ اظهار داشت: وزارت اقتصاد و دوستان مسئول پروژه باید در این زمینه توضیح دهند چون مباحث زیادی در این مورد صورت گرفته است.

وی افزود: آنچه که مسلم است FATF در دو حوزه مبارزه با پولشویی و مبارزه با تامین مالی تروریسم در حال کار و استانداردسازی است.

معاون وزیر امور خارجه با بیان اینکه برخی از عزیزان داخل کشور نگران هستند که FATF به حوزه مقاومت تسری پیدا کند، ادامه داد: این نگرانی وجود دارد و نگرانی واقعی است و باید در این زمینه تدابیر لازم اندیشیده شود.

وی با بیان اینکه این واقعیت را نیز باید مدنظر قرار داد که نوک حمله FATF در زمان حاضر فارغ از آینده به سمت گروه‌های داعش، القاعده و طالبان است، تصریح کرد: چون این گروه‌ها هستند که از سیستم‌های مالی بین‌المللی برای تامین مالی خود استفاده کرده و شیوه‌های پیچیده‌ای از حوالجات بانکی برای رساندن پول به هواداران، گروه‌های تروریستی و سلول‌های تروریستی که ایجاد کرده‌اند، استفاده می‌کنند.

عراقچی با بیان اینکه در حالی که اگر ما نگران گروه‌های مقاومت هستیم این گروه‌ها هیچوقت از سیستم مالی و بانکی برای حواله‌های خودشان استفاده نکردند، گفت: من فکر می‌کنم در FATF مزایایی وجود دارد چون موضوع تروریسم مبتلا به ما هم هست و در عین حال نگرانی‌هایی هم وجود دارد که باید هر دو موضوع سنجش شده و از فرصت‌ها و ظرفیت‌های FATF در جهت منافع جمهوری اسلامی استفاده کرد و در عین حال نگرانی و خطرات را شناسایی و برای آنها نیز چاره‌اندیشی کرد.

عراقچی در پاسخ به این سئوال تسنیم در مورد نقش تاثیرگذار عربستان در FATF و نگرانی‌ها در این باره، عنوان کرد: گروه FATF یک مجموعه بیش از 30 کشور هستند که هسته اصلی و تصمیم‌گیری‌ها را تشکیل می‌دهند و آنچه که مهم است این است که بیش از 190 کشور جهان و در حقیقت همه کشورهای دنیا و حتی بیش از تعداد اعضای سازمان ملل، استانداردهای FATF را قبول و در حال حاضر آن را اجرا می‌کنند.

وی ادامه داد: این کشورها منافعی را در مقابله با پولشویی و در مقابله با گروه‌های تروریستی که اسم بردم می‌ببینند؛ البته همه کشورهایی که به FATF پیوستند نگرانی‌های خود مانند اطلاعات مالی خودشان، سوءاستفاده از استاندادها و غیره را دارند ولی تمهیداتی برای مقابله با آن اندیشیده‌اند.

معاون وزیر امور خارجه با بیان اینکه این موضوعی است که باید در سطوح مربوط به خود تصمیم‌گیری شود، افزود: FATF فرصت‌ها و ظرفیت‌هایی را برای ما ایجاد می‌کند و منافعی برای ما به همراه دارد در عین حال نگرانی‌هایی را هم به دنبال دارد که باید تهمیدات لازم اندیشیده شود تا بتوانیم در عین حال که از ظرفیت‌های FATF استفاده می‌کنیم و بانک‌های خودمان را از تحریم‌های ناشی از FATF خارج می‌کنیم، دچار مضرات آن نشویم.

منتشرشده در سیاسی
مصاحبه حجت‌الاسلام و المسلمین نبویان در یک‌سالگی برجام

 

بعد از اینکه هفت هشت ماه از تعهد امریکا گذشته که این قرار است بانکی شود، آقای عراقچی در آن جلسه سه بار گفت: «شب‌ها خرد خرد می‌آوریم.»
گروه سیاست‌خارجی-رجانیوز:سال گذشته و همین روزها بود که روزنامه های حامی دولت خبر از توافقی می دادند که با حضورش تمامی مشکلات کشور را حل خواهد کرد. شاه کلیدی که تمامی قفل های کشور از آب خوردن تا بی کاری جوانان را باز می کند.
 
با این وجود این روزها که در آستانه یک ساله شدن تولد برجام هستیم دیگر خبری از دعوت مردم به شرکت در کارنالوال های خیابانی برای برجام نیست. روزنامه هایی که هر روز خبر از نزدیک شدن به یک توافق تاریخی می دادند، این روزها ترجیح می دهند که اخبار برجام را یا اصلا پوشش ندهند یا در صفحه های داخلی خود با وزن کمتری منتشر نمایند.
 
با این وجود این روزها که گرد و خاک بپا شده در پایکوبی های خیابانی فرونشسته است، می توان با نگاهی دقیق تر و با تجربه ای یک ساله از تصویب برجام، به مشاهده دست آورد ها و نتایج این سند نشست. درهمین راستا رجانیوز در سلسله گزارشات و مصاحبه هایی قصد دارد تا با نگاهی به روند یک ساله برجام نتایج توافق وین  را بررسی نماید.
 
به گزارش رجانیوز حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود نبویان استاد حوزه و دانشگاه و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی که عضویت در کمیسیون ویژه برجام را نیز در کارنامه خود ثبت کرده  از جمله افرادی است که ناگفته‌های بسیاری در رابطه با توافق هسته‌ای در یک‌سالگی برجام داشته است.  همین مسئله عاملی شد تا به گفت‌و‌گو با ایشان بپردازیم. مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:
 
یک سال از توافق هسته‌ای و حول و حوش شش ماه از اجرای آن گذشته است. ارزیابی خود را نسبت به نحوه اجرا برجام توضیح بدهید.
 
بسم الله الرحمن الرحیم. در سالگرد توافق هسته‌ای وین هستیم. خوب است بازبینی به سابقه این کار داشته باشیم و ببینیم در وین چه دادیم و چه گرفتیم و با حاصلش الان در چه مقطعی قرار داریم؟ ابتدا اشاره می‌کنم به آنچه که در توافق وین تعهدات ما بود و ما انجام دادیم. بعضی‌ها را لیست کرده‌ام، اما محدود به این مقدار نیست.
 
 
 امریکا دستور داد کل  سانتریفیوژهای بالای نسل1 به انبار بروند
 
ما در نطنز حدوداً 16 هزار و خرده‌ای سانتریفیوژ نسل1 و هزار و خرده‌ای سانتریفیوژ نسل2 داشتیم و در تغییر و توسعه تا نسل8 را هم مشغول بودند. 8 را تولید کرده بودند و رفتم و دیدم. تغییر و توسعه نسل2 تمام شده بود و باید استفاده می‌شد. حالا چه شده است؟ طبق توافقی که آقایان با امریکا کردند، امریکا دستور داد کل سانتریفیوژهای بالای نسل1 به انبار بروند. انبار کردن هم معنا دارد. سانتریفیوژهای نسل1 هم از 16 هزار تا به 5 هزار تا رسیده است.
 
نکته دوم این است که در آنجا تا 20 درصد غنی‌سازی می‌کردیم. آقای روحانی و آقای ظریف به امریکا تعهد دادند بالاتر از 7/3 درصد حق غنی‌سازی نداریم. نکته بعدی این است که هر چه غنی‌ می‌کنیم باید نابود شوند و حق نگهداری آن را هم در نطنز نداریم.
 
در فردو کاملاً تعطیل شد. سانتریفیوژهایی که در آنجا داشتیم، کلاً پی کارشان رفته‌اند! 1044 سانتریفیوژی که در آنجا داریم، دو آبشارش دارد می‌چرخد و آن دو آبشار را هم متخصص آورده‌ و از قابلیت غنی‌سازی انداخته‌ و بقیه را هم به انبار فرستاده‌اند. پس کل فردو به لحاظ اینکه یک مرکز غنی‌سازی بود، کلاً تعطیل شده است. علاوه بر این نکته مهم‌تر این است که امریکا گفته بود علاوه بر اینکه حق ندارید غنی‌سازی کنید، توسعه دانش غنی‌سازی در فردو هم ممنوع است. تحقیرآمیزتر اینکه امریکا گفته است اگر در فردو 2710 سانتریفیوژ داشتید و می‌خواهید به 1044 تا برسانید و بقیه را انبار کنید، جای انبارش را هم من معین می‌کنم. حق نداری این اضافی را در فردو انبار کنی و باید برداری و به نطنز ببری.
 
 
 
 
 
 
راکتور اراک نابود شد
 
اراک هم که رآکتوری داشتیم که اگر کار می‌کرد، سالانه 9 تن پلوتونیم تولید می‌کرد و این کافی بود که اسرائیل را سر جایش بنشاند. امنیتی که ایران دارد تابع خیلی چیزهاست. یکی از عواملش این است. برای تأمین امنیت اسرائیل امریکا از آقای ظریف و سایرین تعهد گرفت رآکتور اراک باید نابود شود و نابود کردند. این کار انجام شده است و بتون‌ریزی کرده‌اند و دیگر قابل استفاده نخواهد بود.
 
در زمینه تغییر و توسعه ما هفده نوع محدودیت را پذیرفتیم و این تعهدات را هم دادند. در مورد تولیدی سانتریفیوژ نسل1، نسل 2 تا نسل8 کاملاً در تمام نسل‌ها ممنوع شده است. این‌طور نیست که حتی حق تولید نسل1 را هم داشته باشیم. نسل2 به بالا که معلوم است چرا. نسل1 چرا ممنوع شده است؟ چون به ما گفتند هر وقت موجودی انبار شما به 500 تا رسید حق تولید دارید. الان موجودی انبارتان به 500 نرسیده است. کلاً تولید سانتریفیوژ ممنوع شده است و آقای ظریف، آقای روحانی و سایرین به امریکا تعهد داده‌اند که نمی‌خواهیم.
 
20 درصدهای ما هم که کلاً نابود شدند. مسخره است 8/447 کیلو اورانیوم 20 درصد داشتیم و از ژانویه به این طرف آقایان تعهد دادند کاملاً نابود کنند و نابود هم کردند و قول دادند هر وقت نیاز داشتید، 5 کیلو 5 کیلو به شما خواهیم داد. خودمان 447 کیلو داشتیم، نابودش و دست به سمت آنها دراز می‌کنیم که برایمان 5 کیلو، 5 کیلو بفرستند.
 
آقایان اجازه دسترسی به تمام اماکن نظامی را داده‌اند
 
علاوه بر این آقایان نظارت‌های وحشتناکی را پذیرفته‌اند. اولاً رفتند و دسترسی به تمام اماکن نظامی را به امریکا تعهد دادند. هیچ قیدی هم ندارد. اینکه بگوییم اینجا پارچین و اینجا زیرزمین موشک‌هایمان است. هیچ قیدی ندارد. بند 74 تا 78 آن یک تعهد کامل است.
 
 
شش نوع نظارت را پذیرفته‌اند
 
شش نوع نظارت را پذیرفتند که خیلی خطرناکند. در سخنرانی‌هایم اینها را مفصل گفته‌ام و در شرحی هم که بر نامه مقام معظم رهبری آورده، مفصل نوشته و تمام آدرس‌ها را هم توضیح داده‌ام. پادمان و پروتکل الحاقی را پذیرفته‌اند که این دو نوع نظارت می‌شود. این دو را بعضی از کشورهای دنیا پذیرفته‌ و برخی هم نپذیرفته‌اند، ولی چهار تای دیگر فقط مختص ایران است.
 
علاوه بر این دو تا رفته‌ و اقدمات شفاف‌ساز را پذیرفته‌اند. اقدامات شفاف‌ساز چیست؟ در خود پروتکل الحاقی نظارت‌هایش any way و any time است. هر نقطه، هر زمان. پس دیگر اقدامات شفاف‌ساز چیست؟ در قطع‌نامه 2231 این را توضیح داده‌اند که ایران تعهد داده است با این تعبیر که Iran shall، ایران ملزم هست که به هر گونه درخواست آژانس پاسخ مثبت بدهد. این‌ هر گونه هیچ قیدی هم ندارد. اگر گفتند می‌خواهیم با فرمانده سپاه مصاحبه کنند، اگر گفتند می‌خواهیم مجلس، بیت آقا و بیوت مراجع را بگردیم. آقایان تعهد داده‌اند به همه اینها پاسخ مثبت بدهند تحت عنوان اقدامات شفاف‌ساز.
 
 
 
چهارم در همه جای دنیا گزارش هسته‌ای فقط به آژانس و شورای حکام می‌آید. ایران ملزم شده است به شورای امنیت سازمان ملل هم گزارش هسته‌ای بدهد.
 
پنجم علاوه بر شورای امنیت از این به بعد کمیسیون مشترک هم باید بر ایران نظارت کند. کمیسیون مشترک هشت عضو دارد: امریکا، آلمان، انگلستان، فرانسه، چین، روسیه، نماینده اتحادیه عالی اروپا و ایران. قرار است این هفت تا هم بر ایران نظارت کنند.
 
ششمی که خیلی دردناک‌تر است. این است که علاوه بر تمام این کشورها که خود آقای روحانی در کتابش در صفحه 211 تصریح می‌کند که مأموران آژانس جاسوس هستند. قرار است اینها بیایند جاسوسی کنند. امریکا، آلمان، فرانسه، انگلیس و... بیایند جاسوسی کنند. علاوه بر اینها خیلی جالب‌تر است که آقایان رفته و تعهد داده‌اند که از این به بعد عربستان، امارات، قطر، جیبوتی، بورکینافاسو بر تمام مسائل هسته‌ای و نظامی ما نظارت کنند. این نظارت ششمی است که آقای ظریف و بقیه رفته و تعهد داده‌اند. کجا؟ فقط اشاره می‌کنم، تفصیلش بماند. 
 
وضع خیلی افتضاح است
 
دو سند ذیل NPT  آمده است. یک بند NPT تصریح دارد که این ضمائم هم جزو آن است. هر کسی که آن را پذیرفته است، این را هم باید بپذیرد. دو سند چیست؟ هر دو سند اسامی اقلام و اجناس هستند. Part1 یک سند اجناسی است که برای هسته‌ای ما به کار می‌رود. Part2 آن اجناس dual use دو منظوره است. دو منظوره حدود 83 صفحه سند است که به کمیسیون ویژه آورده‌اند. ما مجبور بودیم در آنجا با دقت بیشتری بررسی کنیم. آن سند 83 صفحه است. اجناسی است که دو منظوره هستند. هم نظامی به کار می‌رود و هم غیر نظامی. شاید نظامی آن 5 درصد و خیلی مبالغه کنیم 10 درصد، یعنی 90 درصد غیر نظامی است. صنایع نفت، صنایع پتروشیمی و... یکی از آنها را عرض می‌کنم که این دفعه یعنی بعد از برجام در گزارش آژانس آمده است. اشاره می‌کند ایران چاشنی‌های انفجاری درست کرده است که در صنایع نظامی و در صنایع نفت و پتروشیمی خود هم به کار می‌برد. از این اقلام زیاد داریم. آدم برای عکسبرداری به بیمارستان می‌رود. یکی از اینها منابع تولید اشعه ایکس است. وسایلی که تولید لوله می‌کنند. لوله را برای تانک هم به کار می‌برند، ولی در خیلی جاهای دیگر هم به کار می‌رود. قبل از برجام روال این‌گونه بود که ما تحریم بودیم. اینها را خودمان گران‌تر، ارزان‌تر می‌خریدیم. اگر می‌خواستیم در صنایع نظامی به کار ببریم، به کار می‌بردیم و اطلاعاتش را به کسی نمی‌دادیم. می‌خواستیم در صنایع نفت یا صنایع دیگری به کار ببریم، به کار می‌بردیم.
 
اکثر اینها هم hi tech هستند، اما الان چه شده است؟ الان در ضمیمه چهارم برجام که به کمیسیون مشترک اشاره دارد، اشاره می‌کند که امریکا از آقای ظریف و سایرین تعهد گرفته است که از این به بعد به غیر از شیوه‌ای که می‌گویم حق خرید این اقلام را ندارید. آقایان تعهد داده‌اند. شیوه‌اش چیست؟ شیوه‌اش این است که در ذیل آن کمیسیون مشترک که گفتم یک کارگروه تشکیل می‌شود و ایران باید طرح خریدش را به این کارگروه خرید بدهد.
 
اگر آنجا تصویب شد... برای اینکه تصویب شود هشت رأی لازم دارد. اجماع لازم است. آنجایی که به نفع ماست اجماع لازم است. معنی اجماع چیست؟ معنیش این است که اگر یک کشور مخالفت کرد، ایران حق خرید ندارد. حالا اگر این کارگروه تأیید کرد، کار تمام است؟ می‌گویند نه. شما باید درخواست خرید آن جنس را به کمیسیون مشترک بدهید. در اینجا چند رأی لازم است؟ می‌گویند اجماع آرا یعنی هشت رأی لازم است. گفت اگر عمه‌ام مرد می‌شد، می‌شد عمویم! حالا فرض کنیم کمیسیون مشترک هم تأیید کرد. کار تمام است؟ می‌گویند نه. تازه باید درخواست خرید را به شورای امنیت سازمان ملل بدهد. اگر آنجا تأیید کند، کار تمام است؟ می‌‌گویند نه. ببینید وضع خیلی افتضاح است!
 
 
 
جالب‌تر این است که می‌گوید اگر این سه تا تأیید کردند، ایران باید به کشور صادرکننده مراجعه کند. نمی‌گوید کشور تولیدکننده، چون این اقلام hi tech هستند و هر کشوری نمی‌تواند تولید کند، ولی هر کشوری می‌تواند صادر کند. در عربستان یک سرمایه‌دار یک شرکت خصوصی زده است و می‌رود این اقلام را می‌خرد و می‌آورد که به کشورهای منطقه بفروشد، چون او دنبال کسب در آمد است. طرف در امارات، جیبوتی، بورکینافاسو و... نشسته است. می‌گوید ایران باید به کشور صادرکننده مثلاً عربستان اجازه بدهد که بیاید end use (استفاده نهایی) این محصول را راستی‌آزمایی کند. این جنس را شما در کدام بعد نظامیت به کار بردی؟ آقای ظریف و سایرین تعهد داده‌اند عربستان بیاید و اطلاعات نظامی شما را بگیرد.
 
علاوه بر صنعت هسته‌ای و نظارت‌های وحشتناک دانش هسته‌ای ما هم دارد از بین می‌رود
 
اگر در بعد صنعت نفت، پتروشیمی یا هر جای دیگری به کار بردی، عربستان باید بیاید و تمام اطلاعات صنایع مختلف و اطلاعات نظامی ما را طبق تعهدی که آقایان داده‌اند، بگیرد و اینها باید اجرایی شود. مقام معظم رهبری که فرمود خسارت‌های بزرگی دارد به حال و آینده کشور تحمیل می‌شود، با این وضعیت دسترسی به تمام اماکن نظامی ما ممکن می‌شود. آقایان رفتند و تعهد دادند. همه این موارد را داشته باشید. به مواردی دیگر اشاره نکنم. چه چیزی به دست آوردیم؟ در برجام فقط هسته‌ای ما نرفت. فقط این نظارت‌های وحشتناک نیستند. در برجام در بند 11 حروفیش آمده که این فقط مختص ایران است و خودش هم می‌گوید چرا. می‌گوید چون جزو هیچ قانون بین‌المللی، NPT، سند بین‌المللی و جزو هیچی نیست و فقط مختص ایران است.
 
علاوه بر اینکه صنعت هسته‌ای را از دست داده و این نظارت‌های وحشتناک را هم پذیرفته‌ایم، دانش هسته‌ای ما هم دارد از بین می‌رود. چرا؟ چون یک نفر پزشکی خوانده است. طرف را از آنجا برمی‌داریم و می‌آوریم و می‌گوییم شما در مکانیک کار کن. در بخشی برای پنج یا ده سال مدیر باش. کم‌کم فراموش می‌شود.
 
وقتی 18 هزار سانتریفیوژ دارید، چند نیروی متخصص می‌خواهید؟ وقتی به 5060 تا رساندید، طبیعی است تعدادی را باید تعدیل نیرو کنید. اینها کجا می‌روند؟ آن همه متخصص که در فردو کار می‌کردند، حالا که تعطیلش کرده‌اید، کجا می‌روند؟ طبیعی است افرادی که از آنجا اخراج و تعدیل نیرو می‌شوند، یعنی دانشمندان و دانش هسته‌ای ما هم کم‌کم نابود خواهد شد. رشته‌های هسته‌ای دانشگاه‌هایمان باید کم‌کم تعطیل شوند، چون نیروی برای کجا تهیه می‌کنند؟ طبیعی است باید کم‌کم زیر آب همه اینها را بزنید. یعنی خطر فقط روی صنعت هسته‌ای نیست، بلکه روی دانش هسته‌ای ما هم هست. 
 
بعیدی‌نژاد گفت نمی‌دانستم
 
حالا همه اینها را دادیم چه به دست آوردیم؟ قرار شد تحریم‌ها برداشته شوند. دو چیز بود. قرار بود ما در صنعت هسته‌ای عقب‌نشینی کنیم و آنها تحریم‌ها را بردارند. تحریم‌ها چهار بخش هستند. روی این چهار بخش تأکید می‌کنم، چون نکته دارد. ما به بهانه هسته‌ای، حقوق بشر، موشکی و دفاع از حزب‌الله تحریم شدیم. چرا از مردم یمن دفاع می‌کنید؟ دفاع از یمن می‌شود تروریسم، ولی عربستان که حمله می‌کند تروریست نیست. ما بیش از 90 درصد صنعت هسته‌ایمان را داریم. صنایع نظامیمان را هم قرار شد بدهیم. چه به دست آوردیم؟ قرار شد از چهار دسته تحریم‌ها بحث فقط روی یک دسته باشد. فقط هسته‌ای. یعنی سه‌چهارم تحریم‌ها دست نمی‌خورند.
 
چرا این مسئله را گفتم؟ به خاطر یک نکته. آقای  بعیدی‌نژاد کتابی در باره ژنو، برجام و این حرف‌ها بیرون داده است. این کتاب را کامل مطالعه کرده‌ام. در آنجا خبرنگار از ایشان می‌پرسد شما سه‌چهارم تحریم‌ها را دست نخورده باقی گذاشته‌اید. بیایید روی یک‌چهارم تحریم‌ها صحبت کنید. ایشان عضو تیم مذاکره‌کننده ماست. رئیس بخش کارشناسی این تیم است. خیلی جالب است. ایشان جواب می‌دهد تحریم‌های ما فقط هسته‌ای است. در سه بخش دیگر اصلاً تحریمی نیست. اگر هم باشد خیلی اندک است. اخیراً صحبتی را از ایشان دیدم. می‌خواهند تحریم هسته‌ای را بردارند، می‌‌گویند اینجا به خاطر موشکی است، اینجا به خاطر این است، آنجا به خاطر آن است. می‌گوید راستش ما اینها را نمی‌دانستیم. این آقایی که نمی‌دانست رئیس بخش کارشناسی تیم مذاکرات ما بوده است! این خیلی مهم است.
 
در هر مذاکره‌ عقب‌نشینی بیشتری انجام داده‌اند
 
بعداً نتیجه می‌گیرم افرادی که در این مذاکرات فرستادیم، بسیار ضعیف بودند. اصلاً بحث خیانت و این حرف‌ها نیست. در این قد و قواره نبودند. اشاراتی در این باره خواهم کرد. یکی این است که آقای  بعیدی‌نژاد خودش می‌گوید ما واقعاً نمی‌دانستیم این‌طور شد. در ازای بیش از 90 درصد تحریم‌ها فقط تحریم‌های هسته‌ای قرار است از بین بروند و سه‌چهارم تحریم‌ها باقی خواهند ماند. در ژنو که ما هنوز این بخش‌های اعظم را هم نداده بودیم، امریکا قول داده بود نه تحریم هسته‌ای را بردارد. چهار نوع تحریم تجاری، مالی، آموزشی، هسته‌ای و انرژی بود. در وین امریکا فشار بیشتری آورد و آقایان از این عقب‌نشینی کردند.
 
 
 
 
این تبدیل به اصل شده است که آقای ظریف و بقیه در هر مذاکره‌ای عقب‌تر رفته‌اند. اگر اینها را مقایسه کنید متوجه می‌شوید. اینها را مقایسه کرده‌ام. همین‌طور در تحریم‌ها. در ژنو امریکا گفت اگر شما این کار را انجام بدهید، سه‌چهارم تحریم‌ها دست نمی‌خورند و چهار نوع تحریم هسته‌ای برداشته می‌شود. در وین گفت فقط دو تا برداشته می‌شود و دو مورد دیگر دست نمی‌خورند. مثلاً اگر بخواهیم دانشجو بفرستیم که در رشته هسته‌ای در دانشگاه‌های خارج درس بخواند، در ژنو امریکا قول داد تحریمش را برمی‌دارد، ولی در وین زیر این قولش هم زد و فقط مالی و اقتصادی را نگه داشت. این قسمت خیلی جالب است که از این مالی و اقتصادی در سه جا ما را تحریم کرده‌اند.
 
پس اولاً سه‌چهارم تحریم‌ها می‌مانند و بحث فقط روی هسته‌ای است. در مورد هسته‌ای هم فقط یک‌دوم آن محل بحث است. از این یک‌دوم هسته‌ای هم در سه جا ما را تحریم کردند. شورای امنیت ملل که مرکز واصل است. چون بهانه تحریم‌های یک‌جانبه اتحادیه اروپا و امریکا شورای امنیت سازمان ملل است. خودشان استناد کرده‌اند و آقای  بعیدی‌نژاد هم در آن کتاب می‌گوید واقعاً اصل تحریم‌های شورای امنیت هست و درست هم می‌گویند. 
 
آمریکا و غرب اگر در طول ده سال اعتراض کنند تحریم‌ها مجددا  برمی‌گردد
 
ببینیم تحریم‌های قطع‌نامه‌های شورای امنیت چه شده است؟ در اینجا دو بحث دارم. یکی را الان مطرح می‌کنم، یکی را بعداً برمی‌گردم.  از هفت قطع‌نامه پنج تایش تقریباً تحریمی است. آبدارترینش قطع‌نامه 1929 است که در سال 1389 آمد. قطع‌نامه‌ها از کی آمدند؟ از سال 1385. عاملشان را هم توضیح خواهم که چه بودند. از این پنج تحریم آبدار، به‌ویژه قطع‌نامه 1929 قول دادند اینها را لغو می‌کنند، شرط دارد. طرف گفت این کار را برایت انجام می‌دهم، اما شرطش این است که بدون ابزار پنج کیلومتر بالا بپری.
 
نمی‌شود آقا! این دیگر مشکل خودتان است. قطع‌نامه‌ها برداشته می‌شوند، اما یک شرط دارد. شرطش چیست؟ شرط اجرای این قطع‌نامه این است که طرفین برجام یعنی طرف‌های غربی و امریکا در طول ده سال هرگز به ایران اعتراض نکنند که به تعهداتش عمل نکرده است و اگر هر کدامشان اعتراض کنند، دو باره آن تحریم‌ها با قوت قبل خود برمی‌گردند.
 
آقایان فقط دارند ماله کشی می‌کنند
 
مسخره‌تر این است که ایران هم به عنوان یک طرف برجام اعتراض کند که آقای امریکا! تو قول داده بودی همین یک آب باریکه تحریم را برداری، برنداشتی. اعتراض کردی؟ دو باره قطع‌نامه برمی‌گردد. خدا شاهد است بار اول که اینها را خواندم گفتم بد خوانده و نفهمیده‌ام. آدم حیرت می‌کند که آقای ظریف و سایرین متوجه شده‌اند دارند چه تعهداتی را می‌دهند و داده‌اند؟ الان شش ماه است که تعهدات خودمان را انجام داده‌ایم و امریکا به تعهداتش عمل نکرده است و آقایان فقط دارند ماله‌کشی می‌کنند. این یک سرّی دارد، چون اگر دهان باز و اعتراض کنند کنند دو باره آن قطع‌نامه‌ها برمی‌گردد. 
 
مرکز پژوهش‌های مجلس که گرایش‌های سیاسیش مشخص است. گزارشش را به ما داد. گفتی تحریم‌ها لغو شده‌اند؟ این از تعلیق هم پایین‌تر است.
 
در نوشته‌ای در رجانیوز نوشته‌ام که آقایان می‌گویند اولین بار است که کشوری قطع‌نامه‌های شورای امنیت را بدون اینکه اجرا کند لغو کرده است. این پیروزی برای ایران است. از آقای عراقچی خیلی گلایه دارم، چون ماله‌کشیش روی این چیزها خیلی زیاد است. کار به جایی رسیده است که در جلسات خصوصی که هیچ در جلسات عمومیشان آقای ظریف می‌گوید این‌طور است یا خود آقای عراقچی به خودم گفت ما هیچ خط قرمزی از آقا را رد نشده‌ایم. بعد آقای ظریف می‌رود و به آقا می‌گویدخط قرمز را رد شده‌اند. آخر این‌قدر توجیه کردن؟
 
فاتحه فردو را خواندند بعد می‌گویند قطعنامه های را اجرا نکرده‌ایم!
 
اینها می‌گویند بدون اینکه ما عقب‌نشینی و قطع‌نامه را اجرایی کنیم، آنها قطع‌نامه را برداشته‌اند. این اولین بار در طول تاریخ بشریت است! رفتم و قطع‌نامه‌ها را چندین بار مطالعه کردم. از آقای عراقچی هم پرسیدم: «شما قطع‌نامه‌ها را اجرا نکردید و اینها برداشتند؟» جواب داد: «بله.» گفتم چند موردش را می‌گویم ببینم شما اجرا نکردید؟ در قطع‌نامه‌ها شدیدترین چیزی که از ما خواسته‌اند تعلیق فردوست. الان فردو را تعلیق کرده‌اید؟ شما فاتحه فردو را خوانده‌اید و می‌گویید قطع‌نامه‌ها را اجرا نکرده‌اید؟
 
دوم تعلیق بازفرآوری را از ما خواسته‌اند. شما رفتید تعهد دادید که تا ابد ـ نه 100 سال و 200 سال، بلکه تا ابد ـ بازفرآوری نمی‌خواهیم. شما قطع‌نامه‌ها را اجرا نکرده‌اید؟ پس این چیست؟ سوم از ما اجرای پروتکل الحاقی را خواسته‌اند. مگر الان اجرا نمی‌کنید؟ بنابراین این حرف‌ها یعنی چه که بدون اینکه قطع‌نامه‌ها را اجرا کنیم آنها برداشته‌اند.
 
چهارم از ما پرسیدند چرا 20 درصد تولید کردید؟ نگفتند نابودش کنید. شما الان بالاتر از قطع‌نامه نابودش کرده‌اید. گفتند کُد 1/3 را باید اجرایی کنید. مگر نکردید؟ پس این حرف‌ها که گفته می‌شود بدون اینکه اجرایی کنیم آنها برداشتند و سابقه ندارد، حرف بیهوده‌ای است. یک بار هم گفتند بند 9 در قطع‌نامه 1929 آمده که همه را دعوت به جنگ با ایران کرده است. متن انگلیسی آن را خوانده‌ام و پرسیدم کجای این نوشته شده که دعوت به جنگ کرده است؟ ایشان خیلی عصبانی شد و توهین کرد و گفت شما امریکایی هستید. به توهینش اصلاً کار ندارم. 
 
 
 
 
 
اما امریکا قرار بود چه کار کند؟ از طرف امریکا دو نوع تحریم بود. کنگره که اصلاً دست نمی‌خورد. فقط قرار است ceize شود. یعنی 180 روز نه تعلیق است، نه لغو. 180 روز دست رئیس‌جمهور است. می‌تواند نفسی بدهد، می‌تواند دفعه بعد این نفس را ندهد. معنیش این است. تعلیق هم نیست. دست آنهاست. هر جور بازی که در بیاورند، ایران دست‌هایش بالاست. نسبت به دستورات رئیس‌جمهور از پانزده، شانزده تا هجده تایی که آمده قرار است 5/4 دست بخورد و الان هم هیچی دست نخورده است.
 
قرار بود اتحادیه اروپا در روز اجرا و بخشی را هشت سال بعد و بخشی را ده سال بعد اجرا کند. حالا سئوال ما این است. وضع تحریم‌ها چه شد؟ می‌پرسیم چرا تحریم‌ها برداشته نمی‌شوند؟ توجیه آقای عراقچی و دیگران این است. اینها به خاطر یک‌سری تحریم دیگر، تحریم‌های اولیه است و اجازه مذاکره نداشتیم. دو جواب می‌دهم. این به خاطر موشکی است، این به خاطر فلان و بهمان است و توجیهاتی از این دست می‌کنند.
 
دو جواب می‌دهم. اولاً این تحریم‌ها هسته‌ای است. مبادله پول چه ربطی به هسته‌ای داشت؟ swift که قرار بود برداشته شود مگر ربطی به هسته‌ای نداشت؟ همین چند روز پیش سفیر کره‌جنوبی گفته بود ما هنوز هم داریم قاچاقی می‌آوریم. پس چه چیزی برداشته شده است؟ مگر نگفتید swift برداشته می‌شود؟ رابطه بانکی ربطی به هسته‌ای داشت. ربطی به چیزهای دیگر نداشت، پس چرا برداشته نشد؟ می‌گویند swift برداشته شده است. گفتند طرف قرار است ازدواج کند و 50 درصد کار که موافقت خودش باشد حل است! از طرف ما برداشته شده است. راست می‌گویند. رئیس‌جمهور اتریش در کشورش می‌گوید ما برنداشتیم. آقای عراقچی می‌آید و در تلویزیون خودمان می‌گوید او خبر ندارد! طرف گفت تو مرده‌ای! گفت من که هستم. گفت نه منبعم موثق است.
 
یکی از مسئولین بانک مرکزی گفت که دلار حرام است!
 
رئیس‌جمهور اتریش که تمام اطلاعات و همه چیز زیر دست اوست خبر ندارد و اینجا آقای عراقچی خبر دارد! اگر برداشته شده است، الان یک دانشجو می‌تواند یک مقاله بخرد؟ پول‌هایمان را که ندادند. ثانیاً همان مقدار کمی را هم که می‌دهند چمدانی می‌فرستند و از نقل و انتقالات بانکی خبری نیست. بعد از ژنو هم گفتند همین‌طور می‌شود.
 
مسئول به جلسه کمیسیون امنیت ملی آمده بود و صریحاً می‌گفت اینکه نزدیک به یک سال از ژنو گذشته بود و اینها گفتند قرار بود 2/4 را به ما بدهند، گفتند از طریق بانکی به شما می‌دهیم. مسئول بانک مرکزی را آوردیم. نشسته بودم که ایشان گفت: «ما به پنج شش کشور که نفت صادر می‌کنیم، مثلاً هند پول‌هایمان را به صورت روپیه به حسابی در بانک سوئیس می‌آید.» پرسیدم: «ما به روپیه چه کار داریم؟ یورو، دلار.» گفت: «حاج‌آقا! مگر نمی‌دانید یورو و دلار برای ایران حرام است؟» دیدم دارد اصطلاح شرعی به کار می‌برد. پرسیدم: «کدام مرجع حرام کرده است؟» جواب داد: «یعنی تحریم هستیم.» گفتم: «ما را گیر آورده‌ای؟ در ژنو آمده است در این 2/4 تحریم نیستیم.» جالب اینجاست که ادامه دارد. اصلاً چیزی برداشته نشده است.
          
آقای سیف؟
 
نه، آقای سیف نبود. یکی دیگر از مسئولین بانک مرکزی بود. ایشان گفت: «تازه روپیه که به بانک سوئیس می‌آید، حق نداریم به یکی از بانک‌های ایران منتقل کنیم و باید به یکی از کشورهای عربی مثل امارات یا قطر منتقل کنیم. بعد باید در آنجا معطل شویم تاجری که می‌خواهد با روپیه تجارت کند پیدا شود و نیاز به روپیه دارد برود و روپیه را به قول آقا change کند.» در این تبدیل‌ها چه مقدار کم می‌شود؟ بماند! گفتم: «حالا تبدیل به دلار می‌شود؟» گفت: «نه، تازه تبدیل به درهم می‌شود. بعد باید منتظر بمانیم کسی درهم بخواهد.» پرسیدم: «حالا تبدیل به دلار می‌شود؟» جواب داد: «بله.» گفتم: «حالا این دلار به کشور می‌آید؟ چون شما دارید بانکی معامله می‌کنید.»
 
عراقچی گفت شب‌ها خرد خرد می‌آوریم
 
بعد از اینکه هفت هشت ماه از تعهد امریکا گذشته که این قرار است بانکی شود، آقای عراقچی در آن جلسه سه بار گفت: «شب‌ها خرد خرد می‌آوریم.» آقای کوچک‌زاده کنار دست من نشسته بود، پرسید: «آقا! یعنی چه که شب‌ها خرد خرد می‌آوریم؟» آقای نعمت‌زاده در آن جلسه نشسته بود. گفت: «آقا! هیچی برداشته نشد. باید چمدانی بیاوریم.» شما یک‌طرفه این همه تعهداتتان را انجام دادید. سئوالم این است که آقای عراقچی! آقای ظریف! الان شش ماه گذشته است. پاسخگوی این ملت کیست؟ همین مقدار را هم الان شما چگونه وارد می‌کنید؟ 
 
 
پس نگویید این تحریم‌ها به خاطر تحریم‌های دیگر است، چون اینها به خاطر هسته‌ای است. نکته بعدی. به خاطر تحریم‌های دیگر است؟ سئوال می‌کنم. شما که می‌دانستید اگر تحریم‌های دیگر برداشته نشوند... می‌پرسیم چرا اینها برداشته نمی‌شوند؟ می‌گویند اینها به خاطر تحریم‌های دیگر است. تحریم‌هایی در باره موشک و بقیه چیزها داریم. قبول. این حرف که درست نیست. به قول ما طلبه‌ها سلّمنا که به خاطر تحریم‌های دیگر است. پس شما می‌دانستید دارید می‌روید و تمام هسته‌ای را می‌دهید و قرار است بحث فقط روی تحریم‌های هسته‌ای باشد و تحریم‌های هسته‌ای هم به خاطر تحریم‌های دیگر برداشته نمی‌شوند. این را می‌دانستید یا نمی‌دانستید؟ دو فصل که بیشتر ندارد. اگر نمی‌دانستید لذا  آدم‌های بسیار ضعیفی هستید اما اگر می‌دانستید خیانت است. چرا؟ چون می‌دانستید قرار است حتی تحریم‌های هسته‌ای هم به بهانه تحریم‌های دیگر برداشته نشود. می‌دانستید که قرار است هیچ تحریمی برداشته نشود و در عین حال 90 و خرده‌ای درصد هسته‌ایمان را هم داده‌اید. آیا این مذاکره است؟ این چه بهانه‌ای است که می‌آورید و می‌گویید به خاطر مسائل دیگر است. 
 
 
نکته بعدی که به آقای عراقچی و دیگران هم گفته‌ام این است که بفرمایید ابزار مهم اقتدار ملت ایران غیر از هسته‌ای چه بود؟ اقتصاد ما ابزار اقتدار ما بود؟ در مذاکرات ابزار اقتدار ما هسته‌ای و ابزار اقتدار دشمن تحریم بود. مگر فقط تحریم هسته‌ای بود؟ تحریم در تمام ابعاد بود. جا داشت شما ابزار اقتدار هسته‌ای را با تمام ابعاد اقتدار دشمن که تحریم بود معامله کنید؟ این چه حرفی است که می‌زنید که آن تحریم مربوط به موشکی است و ما صحبت نکردیم. چه صحبتی داریم بکنیم؟ ملت ایران ابزار اقتدار به نام هسته‌ای داشت. این را روی میز گذاشته بود. آن طرف هم ابزار اقتدار و فشارش تحریم‌ها بودند. اگر مذاکره‌کننده قوی و دقیقی بودید، این ابزار اقتدار ملت ایران را با ابزار اقتدار دشمن که کل تحریم‌ها بود معاوضه می‌کردید. این چه بهانه‌ای است که می‌گویید فقط بحث هسته‌ای داریم؟
 
حالا چه شده است؟ در یک جلسه اساتید دانشگاه‌ها را دعوت کرده بودیم و آمده بودند. هم از این طرفی‌ها هم از آن طرفی‌ها. اساتیدی که اصلاح‌طلب و مدافع برجام بودند، اعتراض که می‌کردم می‌گفتند حاج‌آقا! ببینید در این متن یک shift، تغییر رویکرد انجام شده است. این خیلی مهم است. هیچ تحریم جدیدی نمی‌شود. دیگر همه جا ما را راه می‌دهند و همه مسائل روی روال می‌رفتند. من هم به او گفتم این متنی که داری می‌خوانی این گیر را دارد و اشکالش را گفتم و خودش گفت نمی‌دانم جوابش چیست.
 
ایران هراسی به آسیای غربی هم رسیده است
 
کاری ندارم. سئوال؟ واقعاً تغییر shift و رویکرد انجام شده است؟ چه تغییری؟ جایگاه ما در دنیا بهتر شده است؟ مثلاً ابوطالبی را که می‌خواهیم به سازمان ملل بفرستیم، حالا راحت می‌پذیرند؟ دیگر از نظر حقوق بشر محکوم نمی‌شویم؟ دیپلماسی ما چقدر قوی‌تر شده است؟ تا حالا امریکا فقط به عنوان ابرقدرت ما را تهدید نظامی می‌کرد. حالا کشورهای به قول آقا، یک کشور فزرتی مثل بحرین ما را تهدید نظامی می‌کنند. کار به اینجا رسیده است. این تغییر رویکرد است! کل کشورهای منطقه هم که دیدیم الحمدلله چقدر رابطه‌شان را با ایران خوب کردند! دولت قبل شعارهای بیخود می‌داد و همه جا را به هم می‌ریخت. الحمدلله آقایان که آمدند در همه جا آرامش برقرار شد و ما اصلاً با هیچ کشوری مشکل نداریم! چه تغییر رویکردی حاصل شده است؟
 
قبلاً ایران‌هراسی فقط در کشورهای اروپایی بود. الان در کشورهای عربی و منطقه‌ای هم ایران‌هراسی وجود دارد و دیگر مالدیو هم برای ما کسی شده است و یک‌جانبه رابطه‌اش را با ما قطع می‌کند. جیبوتی هم همین‌طور. عربستان هم همین‌طور. عربستان تهدید که می‌کند هیچ، حجاج ما را هم می‌کشد. فرانسه تغییر رویکرد داده است که چند روز پیش منافقین که دشمن صد در صد کشور ماست، در آنجا اجلاسیه برگزار می‌کنند و طرف عربستانی صراحتاً می‌گوید باید نظام ایران را سرنگون کنید! این تغییر رویکردی است که اینها ادعا می‌کنند. بنده می‌خواهم دستاوردهای این مذاکره را عرض کنم. 
 
بررسی دستاوردهای برجام
 
1ـ منافع هسته‌ای.
 
صنعت هسته‌ای و تکنولوژی هسته‌ای ما از بین رفت و 90 و خرده‌ای درصدش را دادیم رفت. آقای روحانی، آقای ظریف و بقیه قهرمان عقب‌نشینی هستند. حالا در بخش اقتصاد قهرمان رکودند کاری نداریم. فقط در بخش هسته‌ای را دارم می‌گویم. قهرمان عقب‌نشینی هستند. این یکی را بدهیم برود چه اشکالی دارد؟ فردو را بدهیم؟ طوری نیست. سانتریفیوژهای نطنز را جمع کنید باشد. اراک را امریکا گفته است جمع کنید، باشد. یک بار به آقای عراقچی گفتم حضرت عباسی اگر مال پدرت بود این‌جوری می‌دادی؟ هر چه گفت انجام دادید. تعطیلی کار، تولید و کارخانه در کشور حاصل برجام است. 15 هزار کارخانه تعطیل شده‌اند. کار به جایی رسیده است که معاون وزیر صنعت چند وقت پیش گفت می‌خواهیم در سال 1395، 10 هزار تا را راه بیندازیم. 
 
2ـ از دست دادن عزت ملت ایران.
 
کار به جایی می‌رسد که وزیر خارجه ما از یک کشور دست چندم مثل عربستان ده دقیقه وقت می‌خواهد و به او وقت نمی‌دهد و باید زانو بزند. بعد از جنایتی که در مورد حجاج ما انجام شد، به مجلس آمده بودند. آقای روحانی سفرش را رها نکرد و از همان جا پیام داد. هیچ‌کس نبود رسیدگی کند. بچه‌های وزارت امور خارجه هم می‌آمدند و توجیهاتی می‌کردند که واقعاً ناراحت‌کننده است و نمی‌خواهم به آنها اشاره کنم. آن‌وقت می‌آیند حجاج ما را می‌کشند. یادم هست دو وزیر با آقای حاج عبداللهیان آمده بودند. وزیر کشور و وزیر ارشاد که می‌خواهیم برای رسیدگی برویم. رفتند؟ اصلاً به کسی ویزا دادند؟ اصلاً کسی را داخل آدم حساب کردند؟ عزت ملت ایران واقعاً در این میان له شد. 
 
3ـ تهدید شدن ایران از طرف کشورهای مختلف، از جمله کشور ضعیفی مثل بحرین.
 
4ـ واردات بی‌رویه در مملکت. واقعاً جای تعجب دارد. این از دستاوردهای برجام است، چون رابط‌های بسیاری را با کشورهای خارجی برقرار کردند و البته واضح است که چرا 150 کشور را به این مملکت آورده‌اند. چرا نمی‌گوینداولاً چند درصد از این شرکت‌ها پورسانت گرفته‌اند، ثانیاً چقدر برای این کشورها خرج کرده‌اند؟ خودشان هم می‌گویند هنوز حتی یک قرارداد هم بسته نشده است. منتهی در اینکه این شرکت‌ها را آورده‌اند کوچک‌ترین شکی نیست. 
 
 
 
5ـ ایجاد یأس و ناامیدی در جوانان و متخصصان ما. شعار اصلی جوانان ما در دولت قبل «ما می‌توانیم» بود، الان جا انداخته‌اند هیچ کاری از دستمان برنمی‌آید. ما که نمی‌توانیم چیزی تولید کنیم. حتی مدیر را هم باید از خارج وارد کنیم! حرفی بود که زدند.
 
جان کری گفت صدام را ما سرنگون کردیم ولی ایران نخست وزیر شیعه نصب می‌کنید 
 
6ـ از همه مهم‌تر ضعیف مقاومت در منطقه. واقعاً جای تأسف دارد. ابزار اقتدار ما نیروهایمان، هسته‌ایمان، موشک‌هایمان و اقتدارمان در منطقه بود. امریکا در منطقه کاملاً از ما شکست خورد. حیفم می‌آید این نکته را نگویم. آقای صالحی بعد از لوزان که برگشت گفت جان کری گفته است لبنان را که از ما گرفتید، سوریه را هم که کاری می‌کنیم نمی‌شود و از ما گرفته‌اید، عراق و بحرین را همین‌طور. راست هم می‌گفت. در جنگ نیابتی ما حزب‌الله را در لبنان پدید آوردیم، امریکا اسرائیل و عربستان را داشت. چه کسی پیروز شد؟ لبنان دست کیست؟ دست حزب‌الله است یا اسرائیل؟ در سوریه امریکا، ترکیه، اردن، عربستان، اسرائیل و... همه آمدند که نابودش کنند. ایران یک تنه ایستاد. در بحرین، عراق... می‌گفت جان کری گفته است ما هزینه و صدام را سرنگون کردیم، شما نخست‌وزیر شیعه نصب می‌کنید. نتیجه این است که امریکا در منطقه از ما شکست خورده است. این ابزار اقتدار قرار است نابود شود. واقعاً دارد تضعیف می‌شود. دفاع از حزب‌الله، دفاع از مردم یمن، بحرین و فلسطین. این دستاورد برجام بود. 
 
حالا انواع تحریم‌هایی که بعد از برجام شدیم، تحریم ویزایی، تحریم موشکی و مشکل در انتقال پول. شاید این نکته در طول بعد از انقلاب ‌سابقه نداشته باشد که کشورهایی مثل امارات و کشورهای کوچک دیگری مثل بحرین این‌طور برای ما قد علم کنند و شاخ و شانه بکشند. همه اینها بعد از برجام اتفاق افتاده بود. 
 
شاید بپرسید حاج‌آقا! اگر اینها نبود می‌خواستید چه کار کنید؟ درست است اینها تحریم‌ها را برنداشتند، ولی شما با حرف‌هایی که قبلاً زدید تحریم‌ها به وجود آمدند. 
 
می‌خواهم به قبل برگردم و بگویم تیپی که الان پرونده هسته‌ای را دست گرفته‌اند همان‌ها هستند و کسان دیگری نیستند. 
 
حسین فریدون کاسب تحریم است
 
نکته اول، کاسبان تحریم چه کسانی هستند که یادم هست آن موقعی که ژنو را نقد کردیم، آقای روحانی آمدند و گفتند کاسبان تحریم صدایشان در آمده است. حالا مشخص شده است کاسب تحریم کیست. آقای روحانی! اخوی گرامی شماست. شما هم لازم نیست برای مردم اطلاعیه بدهید که می‌خواهید با فساد مبارزه کنید. شاه فردش هست. او را بردار و به دست قوه قضائیه بده. از بستگانی که خودت به نهاد ریاست جمهوری آوردی، افرادی که مسئله دارند و پرونده‌هایشان روشن هست، چرا مانع می‌شوید که قوه قضائیه با آنها برخورد کند. اگر واقعاً دلتان به حال این ملت می‌سوزد. فیش‌های حقوقی فقط مال آنها نیست.
 
از آقای روحانی یک سئوال می‌پرسم. حقوق کابینه و وزرای شما در این دولت چقدر است و در دولت قبل چقدر بود؟ رئیس بانک و بیمه را نمی‌گویم. حقوق وزرا چقدر شده است؟ قبلاً چقدر بود؟ خودتان به مردم اعلام کنید. آقای روحانی! به مردم بگویید چرا 7 میلیارد تومان برای نهاد ریاست جمهوری که رئیس‌جمهور قبلی هم در آن کار می‌کرد خرج کرده‌اید؟ مگر چه اتفاق جدیدی در آنجا افتاده است؟ کجایش خراب بود که پول مملکت را خرج کردید؟ مگر نمی‌دانید ما پول نداریم. مگر اصلاً شما آنجا هستید؟ شما که بخش زیادی از کارهایتان را در سعدآباد انجام می‌دهید. کاسبان تحریم که مشخص است چه کسانی هستند. آنهایی که صرافی زدند! اخوی، دوستان و طرفداران شما هستند. من که اصلاً نمی‌دانم کار صرافی چیست. 
 
بررسی علت صادر شدن قطعنامه‌ها
 
کاسبان تحریم که مشخص هستند. سئوال این است که عاملان تحریم چه کسانی بودند؟ بزرگ‌ترین تحریم، تحریم شورای امنیت بود. قطع‌نامه کی صادر شده است؟ این خیلی مهم است. اولین قطع‌نامه در سال 1385 بود. احمدی‌نژاد در سال 1384 آمد. تا من بودم قطع‌نامه صادر نشده است. یک مقدار باید روشن شود. برویم به سراغ قطع‌نامه‌ها تا ببینیم چرا صادر شده‌اند؟
 
دقت کنید! استناد قطع‌نامه‌های شورای امنیت به قطع‌نامه‌های شورای حکام است. نمی‌دانم به این نکته دقت کرده‌اید یا نه؟ کسانی که حرف‌هایم را می‌خوانند دقت کنند. اصلاً شورای حکام کجاست؟ همان‌طور که سازمان ملل یک شورای امنیت و مجمع عمومی دارد که همه‌کاره‌اش هست، سازمان بین‌المللی انرژی اتمی یک مجمع عمومی دارد که اعضا عضو هستند و یک مثل شورای امنیتی دارد که اسمش شورای حکام است و 35 عضو دارد که بعضی‌هایشان ثابت هستند. متأسفانه ساختارش را امریکا چیده است و آنها خودشان ثابت هستند و بعضی از کشورها هم عوض می‌شوند. شورای حکام که رأی می‌دهد، حق دارد پرونده کشوری را به شورای امنیت قطع‌نامه که می‌دهد اگر دقت کرده باشید همه به شورای حکام استناد کرده‌اند. 
 
حالا برگردیم به اصل بحث قطع‌نامه‌های شورای حکام در چه زمانی صادر شده‌اند؟ مسئولین پرونده هسته‌ای ما چه کسانی بودند؟ آقای آقازاده. اولین باری که مطرح شد سال 1381 بود. آدم واقعاً تعجب می‌کند که آقای آقازاده چه کار کرد، ایشان چه کار کرد... ابتدائاً پرونده با مصاحبه منافقین در مرداد سال 1381 مطرح شد. آقای روحانی در مهر سال 1382 مسئول پرونده هسته‌ای می‌شود. تا بعد از اینکه منافقین مصاحبه کردند، در اسفند سال 1381 آقای البرادعی از مراکز هسته‌ای ایران دیداری دارد. در خرداد ماه سال 1382 قطع‌نامه‌ای علیه ایران صادر می‌شود.
 
 
 
این آماری است که خود آقای روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» می‌دهد. آقای روحانی می‌گوید آن قطع‌نامه را شورای حکام صادر کرد که باید همه چیز را تعلیق کنید. پس یک قطع‌نامه قبل از زمان ایشان صادر شد. پس یک جا آقای آقازاده و سازمان انرژی اتمی مسئول پرونده بود. یک مسئول پرونده هم داشتیم از مهر سال 1382 تا مرداد سال 1384 که آقای روحانی؛ از مرداد سال 1384 تا مهر سال 1386 آقای لاریجانی، از مهر سال 1386 تا سال 1392 آقای جلیلی بود و بعد اینها آمدند. تا زمان آقای جلیلی شورای حکام دوازده قطع‌نامه صادر کرده بود.
 
گفتیم مستند قطع‌نامه‌های شورای امنیت قطع‌نامه‌های شورای حکام هستند. پس این را باید بررسی کنیم. چند مسئول پرونده هسته‌ای داشتیم؟ آقازاده، روحانی، لاریجانی و جلیلی. دوازده قطع‌نامه علیه ما صادر شده است. مستندات تحریم‌ها قطع‌نامه‌های شورای امنیت است. مستندات قطع‌نامه‌های شورای امنیت قطع‌نامه‌های شورای حکام است. در دوره چهار مسئول پرونده دوازده قطع‌نامه صادر شده‌اند. ببینیم در زمان چه کسانی صادر شده‌اند. پنج تا از اینها فقط در زمان آقای روحانی صادر شده و معنیش این است که نزدیک به یک‌دوم قطع‌نامه‌ها در زمان آقای روحانی و نصف دیگر در زمان سه نفر دیگر صادر شده‌اند. 
 
با اجماع هم بوده است. 
 
بله، هست. فرض کنید به هر صورتی. مستندات قطع‌نامه‌های شورای امنیت قطع‌نامه‌های شورای حکام هستند که اکثر آنها در دوران شما صادر شده‌اند. آقای روحانی! آن قطع‌نامه‌ای که پرونده ما را به شورای امنیت برد و بعد در سال 1385 آمد کی صادر شد؟ در شهریور سال 1384. آقای روحانی کی رفت؟ مرداد سال 1384. آنها هم لابد بدون سابقه قطع‌نامه دادند! سابقه‌اش کارهای شما بود آقای روحانی! شما کارهایی را انجام دادید و آنها قطع‌نامه دادند. در شروع کار آقای لاریجانی اولین قطع‌نامه آمد. سئوال؟ قطع‌نامه‌های شورای امنیت مستند به قطع‌نامه‌های شورای حکام هستند. بهانه‌های آنها چه بود که این قطع‌نامه‌ها از سال 1385 به این طرف صادر شدند؟ تمام بهانه‌هایشان این است که ایران تعلیقی را که قول داده شکسته است. خیلی مهم است.
 
در قطع‌نامه 1696 پاراگراف 10 در بندهای 1، 3 و 7 اشاره می‌کند چرا ایران تعلیق را شکسته است؟ برای همین ما تحریم می‌کنیم. هر هفت قطع‌نامه را آورده‌ام و اشاره می‌کنم. قطع‌نامه 1737 در صفحه 1 و صفحه 2 تصریح می‌کند که چرا ایران تعلیق را شکسته است؟ باید تحریم شود. قطع‌نامه 1747 از ایران تعلیق همه فعالیت‌ها را خواسته است. قطع‌نامه 1803 تعلیق همه فعالیت‌ها؛ 1835 تأکید بر قطع‌نامه‌های قبلی که تعلیق باید انجام شود، 1887 اجرای پروتکل الحاقی را از ما و همه کشورها خواسته‌اند. آخرین قطع‌نامه 1929 بود که سنگین‌ترین قطع‌نامه هست و در بندهای بسیار گوناگونش پرسیده است چرا تعلیق را شکستید؟ سئوال؟ تعلیق را چه کسی آورد و چه کسی شکست؟ پس بهانه تحریم‌های زمان دولت سابق، قطع‌نامه‌های شورای امنیت بود. بهانه‌های قطع‌نامه‌های شورای امنیت شکستن تعلیق بود. ببینیم تعلیق چه بود که شکسته شد؟ تعلیق را هم برایتان توضیح می‌دهم. تعلیق‌ها فقط در زمان آقای روحانی انجام شده‌اند، نه در زمان کس دیگری.
 
 
عامل تمام اینها شخص آقای روحانی است، اما تعلیق؟ گفت من در خانه حرف آخر را می‌زنم. به این صورت که هر چه حاج‌خانم گفت من می‌گویم چشم! آقای روحانی در مذاکرات سال‌های 1382 تا 1384 دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. می‌گوید ما تعلیق را پذیرفتیم، چون ناچار بودیم، اما گفتیم چند ماه بیشتر طول نمی‌کشد. جلوتر آمد. این صفحه 562 کتاب ایشان است. در صفحه 570 کتابش می‌گوید ما تأکید کردیم تعلیق به یک سال نمی‌کشد و چند ماه بیشتر نیست.
 
حسن روحانی مقصر تحریم‌هایی است که مردم تحمل کرده‌اند
 
جلوتر می‌آید در صفحه 637 می‌گوید ما به آنها گفتیم تعلیق یک روز تا یک سال است. جلوتر می‌آییم می‌گوید تعلیق 20 ماه طول کشید. اصرار دارد این تعلیق را انجام دادم و موقت، داوطبانه و بدون تعهد حقوقی بوده است. اگر بدون تعهد حقوقی بود، چرا شورای امنیت یقه ما را گرفته و قطع‌نامه صادر کرده است؟ اینکه داوطلبانه بود. نکته جالب‌تر این است. تعلیق را خودتان داوطلبانه انجام دادید؟ بهانه شورای امنیت این است که تعلیق‌ها شکسته شد. به من بگویید چه کسی تعلیق را شکسته است. جالب است ایشان می‌گوید مرا متهم می‌کنند تو همه چیز را تعلیق کردی و احمدی‌نژاد آمد و همه چیز را راه انداخت. می‌گوید هیچ تعلیقی را احمدی‌نژاد نشکست. همه تعلیق‌ها را من شکستم. اگر این حرف درست است، بهانه قطع‌نامه‌های شورای امنیت شکستن تعلیق‌ها بود. پس همه را شما انجام دادی. پس تحریم‌هایی که ملت ایران در دولت سابق تحمل کرده حاصل کارهای شماست.
 
اتفاقاً الان ملت ایران باید توجه کند. این همه عقب‌نشینی در زمینه هسته‌ای کردیم... خیلی جاها که می‌روم می‌پرسند دو باره برگردیم؟ باز تحریم‌های جدیدتر یعنی کار آقای روحانی باعث شد در دولت سابق ملت ایران تحریم‌های جدید شود، الان هم کارهای آقای روحانی باعث تحریم‌های آینده ملت ایران خواهدشد. این دولت برای ملت ایران جز فشار نمی‌آورد. در صفحه 645 می‌گوید تعلیق را در سال 1383 ما شکستیم. می‌گوید این همه می‌گویید دولت جدید، دولت جدید! اگر دولت جدید راست می‌گفت، دولت جدید کی آمد؟ مرداد سال 1384. حکم آقای رئیس‌جمهور در این روز تنفیذ شده است. می‌پرسد چرا نطنز تا فروردین سال 1385 تعلیق بود؟ دولت جدید کجا تعلیق‌ها را شکسته است؟ همه تعلیق‌ها را ما شکستیم. پرونده ما در بهمن سال 1384 به شورای امنیت می‌رود.
 
 
به اعتراف، تأکید و تصریح آقای روحانی، آقای احمدی‌نژاد در فروردین سال 1385 تعلیق نطنز را می‌شکند. پس او چه دخالتی در این تحریم‌ها داشت؟ UCF را می‌گوید ما در دولت هشتم راه انداختیم. بهانه رفتن به شورای امنیت هم همین UCF بود. UCFای که خودم تعلیق کردم و خودم هم شکستم. می‌گوید دولت قبل نگاه به منافع مردم نداشت و می‌گفت پرونده به شورای امنیت برود طوری نیست. کاغذ پاره است. شما در بند بودید که پرونده به شورای امنیت نرود؟ می‌گوید بله، تلاش می‌کردیم. جملاتی را برایتان می‌خوانم. در جلسات رئیس دولت اصلاحات، آقای خاتمی، رأس فتنه می‌گوید: «خط قرمز نرفتن به شورای امنیت نیست. خط قرمز غنی‌سازی و فناوری هسته‌ای است.» پس چرا الان این حرف‌ها را می‌زنید؟ پس خودتان هم دنبال رفتن به شورای امنیت بودید. آقای روحانی در صفحه 646 کتاب می‌گوید: «بین ادامه فناوری هسته‌ای و اینکه پرونده ما به شورای امنیت برود و به ما حمله نظامی هم بشود، ما همان فناوری هسته‌ای را می‌پذیریم.» یعنی حاضریم پرونده ما به شورای امنیت برود و به ما حمله نظامی هم بشود.
 
لذا می‌گوید ما کشور را برای حمله نظامی آماده کرده بودیم. این نکات خیلی جالب هستند. پس نتیجه این شد. عامل تحریم شکستن تعلیق‌ها بود. شکستن تعلیق‌ها در زمان شما رخ داد. خودتان تعلیق کردید و خودتان شکستید. به قول شما دولت جدید و احمدی‌نژاد دخالتی نداشتند. حالا چه به دست آوردید؟ همه چیز را تعلیق کردید و در دولت قبل هم همه چیز را دادید. پروتکل الحاقی. خودش می‌گوید دسترسی به همه اماکن نظامی را دادیم. می‌گوید می‌ترسیدیم نکند به مجلس ما بیایند و ریاست جمهوری ما را هم بگردند، از بس دست آنها را باز گذاشتیم. چه چیزی به دست آوردید؟ در نامه‌ای که آقای روحانی به آقای البرادعی می‌دهد می‌نویسد تقریباً هیچ چیزی به دست نیاوردیم. خیلی جالب است. بالاتر از این ـ شاید این را نشنیده باشید ـ ایشان صراحتاً اعلام می‌کند در مقابل این همه کارهایی که ما کردیم، دسترسی‌های نامحدود دادیم، عقب‌نشینی و تعلیق کردیم و همه چیز، چه به دست آوردیم که هیچ چیزی که به دست نیاوردیم، در ازای این، سه کشور اروپایی که در مذاکرات ما بودند چنان پیشنهادهای تحقیرآمیز و توهین‌آمیزی به ما دادند که کاپیتولاسیون پیش آنها هیچ بود. شما الان با همین‌ها نشسته و قرارداد بسته‌اید که کارتان را پیش ببرید. 
 
در آخر قطع‌نامه 1929 که بدترین تحریم‌ها علیه ما بود، می‌گوید اگر فردو و 20 درصد و همه چیز را فلان و بهمان کردید و همه چیز این کارها را انجام دادید، ما در ازای همه این کارها فرآیند اجرایی شدن گفتگوی تمدن‌ها را تسهیل می‌کنیم. گفتگوی تمدن‌ها شعار رأس فتنه، آقای خاتمی بود. اولاً شدیدترین قطع‌نامه تحریمی قطع‌نامه 1929 است و ثانیاً در سالگرد فتنه 88 صادر می‌شود و ثالثاً وعده‌هایی که می‌دهد دفاع از فتنه‌گران است. قطع‌نامه‌های تحریمی اتحادیه اروپا را به‌دقت مطالعه کرده‌ام. می‌گوید چون دیدیم ایران تظاهرات را در سال 1388 سرکوب کرد، ابزاری که پلیس می‌تواند برای سرکوب کردن داشته باشد تضعیف می‌کنیم. این قطع‌نامه بعد از سال 1388 و به دفاع از فتنه‌گران آمده است. 
 
پس اولاً تحریم‌ها که مال شماست و شما باعثش شدید. تحریم‌ها هم به دفاع از شما آمده‌اند ای سران فتنه! غیر از این نیست. نکته دیگری که خیلی قابل توجه است این است که آقای روحانی می‌گوید در دولت سابق وضعیت هسته‌ای ما چه بود؟ ما فردو را نداشتیم و در سال 1388 به وجود آمد. خودش می‌گوید وقتی نطنز را به احمدی‌نژاد تحویل دادم، حتی یک آبشار 164 تایی آماده نبود. رآکتور اراک تا 6، 7 درصد پیش رفته بود. ما کجا نسل 3، 4، 5، 6، 7 و 8 داشتیم؟ همه در زمان این دولت درست شدند. پس در این دولت فردو را داشتیم و نطنز را با نزدیک‌ به 17، 18 هزار عدد سانتریفیوژ و رآکتور اراک تا 89 درصد تکمیل شد. تحقیق و توسعه و آب سنگین و همه اینها رخ داد. سئوال؟ مذاکره آن زمان در دوره‌ای که داشته‌های هسته‌ای ما بسیار اندک بودند نیاز به زمان و کارشناسی و توان مدیریتی بیشتری داشت یا این زمان که این‌قدر توسعه پیدا کرده‌ایم؟
 
این حرف‌ها واقعاً قابل باور نیستند. آقای روحانی می‌گوید در دو سال 1382 تا 1384 که وضعیت هسته‌ایمان بسیار نازل و سطح پایین بود من چهار تا کمیته هسته‌ای تشکیل دادم برای اینکه کار کارشناسی انجام شود. یک کمیته در سران نظام، یک کمیته در دبیرخانه شورای امنیت ملی، یک کمیته در سازمان انرژی اتمی و...
 
الان مقایسه کنید چند کمیته داشتیم؟ هر دو مذاکره هم 22 ماه طول کشیدند. مهر 1382 تا مرداد 1384. مذاکره ژنو، لوزان و وین هم 22 ماه طول کشید. آن زمان هیچی نداشتیم، این زمان این همه دستاورد داشتیم. آن زمان هم مسئول پرونده آقای روحانی بود، این زمان هم آقای روحانی بود. آن زمان هم مذاکره‌کننده ما ظریف بود. این زمان هم مذاکره‌کننده ما ظریف بود. آقای روحانی می‌گوید در آن زمان برای اینکه کار کارشناسی انجام شود و همین‌طور دیمی کار نکنیم چهار کمیته تشکیل دادیم ما می‌گوییم این زمان که این‌قدر داشته‌های ما بیشتر شده بود و نیاز به بحث‌های کارشناسی بیشتری داشتیم لابد هشت کمیته تشکیل داده بودید، ولی خیر، یک کمیته تشکیل شده بود.
 
طی بیست و دو ماه فقط 20 جلسه کارشناسی برگزار کردند
 
آن زمان چهار کمیته چند جلسه گذاشتند؟ خودش می‌گوید بیش از هزار و چند جلسه گذاشتند و جمعه‌ها هم جلسه داشتیم و گاهی جمعه‌ها چند جلسه داشتیم. 22 ماه بیش از هزار و خرده‌ای جلسه. فکر می‌کنید این دفعه که داشته‌های هسته‌ای ما این‌قدر بالاتر رفته بود چند جلسه داشتیم؟ حتماً 2 هزار جلسه. خیر، در کمیسیون به ما گزارش دادند 20 جلسه برگزار کردیم. معنایش این است که در 22 ماه حتی ماهی یک جلسه هم تشکیل ندادند. انگار قرار بود کل قضایا را بدهند برود، بنابراین به کارشناسی نیاز نداشته‌‌اند. دارم حرف‌های خودشان را نقل می‌کنم. همه مستند هستند و در کتاب خودش آورده است.
 
در صفحه 620، 621 می‌گوید بیش از هزار جلسه داشتیم. در صفحه 631 می‌گوید چهار کمیته داشتیم. اعضای این تک کمیته چه کسانی بودند؟ لاریجانی، روحانی، ظریف، ولایتی و بعضی اوقات آقای شمخانی. چند روز پیش آقای ولایتی آمده و گفته هیچ کاری انجام نشده است. چرا این حرف را می‌زنید آقای ولایتی؟ شما بانی و باعث این قرارداد هستید. شما مسئولید و باید پاسخ بدهید. چرا طلبکار شده‌اید؟ انجام نشده است؟ از قبل به شما گفتند این همه ضعف دارد و انجام نمی‌شود. در بحث‌های نظامی چقدر عقب‌نشینی کردند.
 
 
 
آقایان پرونده را از شورای امنیت ملی گرفته و به دست وزارت امور خارجه داده‌اند. شورای امنیت ملی چه کسانی هستند؟ وزیر دفاع در آنجا هست، یعنی اگر وقتی کار نظامی پیش آمد، او می‌تواند نظر بدهد. وزیر خارجه آنجا هست و اگر کار دیپلماسی پیش آمد می‌تواند نظر بدهد. وزیر کشور، وزیر اطلاعات، وزیر اقتصاد و... هستند. یعنی از ابعاد گوناگون در آنجا کار کارشناسی می‌شود. چرا این پرونده را به دست وزارت خارجه دادید؟ در آنجا که کار کارشناسی نمی‌توانست انجام شود. دادند و تمام این ضعف‌ها و عقب‌نشینی‌ها پیش آمد. نکته آخر تعبیر بدی نکنم و از کلمه عُجب استفاده کنم. آقای روحانی بسیار دارای عُجب است.
 
عُجب ویژگی‌ای است که آدم خودش را خیلی بزرگ می‌بیند. آقای روحانی که در سال 1388 به البرادعی نامه می‌دهد که تقریباً هیچ چیزی به دست نیاورده‌ایم. جالب است بدانید که می‌گوید تمام این خرابی‌ها مال بعد از من است. به تیم بعدی حمله و بد هم حمله می‌کند. می‌گوید اولاً اینها سیاست تعاملی نداشتند، سیاست تقابلی داشتند. صفحه 623 کتاب. می‌گوید در زمان آقای لاریجانی که بدترین قطع‌نامه صادر شد، چون بلد نبودند. سوم مسئله هسته‌ای را آقای لاریجانی دو باره روی دوش نظام بار کرد. از روی دوش نظام برداشتم، ایشان بار کرد. چهارم در زمان من مسئله نظامی مطرح نشد، در زمان لاریجانی مطرح شد. پنجم حالا چرا آقای لاریجانی این‌قدر ضعیف عمل کرد؟ می‌گوید چون مهارت ویژه ندارد. ما هستیم که مهارت ویژه داریم. می‌گوید در مذاکره تکنیک‌هایی هست که فقط ما می‌دانیم. کما اینکه در وین هم گفته ظریف بالاترین مذاکره‌کننده است. بعد می‌گوید آقای لاریجانی یک ضعف دیگر هم داشت. خب، ضعفش چه بود؟ می‌گوید چون قبلاً نظامی و سپاهی بود، آنها اعتماد نمی‌کردند.
 
الان هم ببینید به منتقدین چه می‌گوید؟ کم‌سوادها! خودش علامه دهر است. بروید به جهنم! بی‌شناسنامه‌ها! روحیه‌اش این است. شما چه کارهایی انجام دادید آقای روحانی؟ می‌گوید حق غنی‌سازی را در آن دوره تثبیت کردم. کشور را از بحران نجات دادم. یعنی در زمان اصلاحات به قول خودش کشور دچار بحران بود، من نجات دادم. حالا خودش می‌گوید هیچ چیزی را به دست نیاوردیم. اقتصاد ایران را از رکود نجات دادم. دقیقاً همین حرف‌هایی که الان می‌زند که هر روز دارد گشایشی انجام می‌شود. اقتصاد ایران قفل کرده بود من که پرونده هسته‌ای را در سال 1382 گرفتم، از قفل شدن نجات دادم. یکی از نکات بسیار بد روحیه عُجبی است که در این فرد هست که ما علامه دهر هستیم و دیگران هیچ چیزی نمی‌فهمند. هر کس غیر از ما می‌زند خراب می‌کند و ما هستیم که می‌توانیم این کار را انجام بدهیم. 
 
 
بعد از برجام بلافاصله شورای امنیت قطع‌نامه 2231 را صادر کرد. یادم هست آقای ظریف به مجلس آمد و گفت ایران اولین کشوری است که در نوشتن پیش‌نویس یک قطع‌نامه دخالت دارد. قطع‌نامه را که می‌بینید آن شش نوع نظارت، دسترسی به اماکن نظامی و خیلی چیزهای دیگر را قانونی کرده است. یکی از آنها این است که ایران تا هشت سال حق تست کردن موشک‌های بالستیک را که برای حمل کلاهک‌های هسته‌ای طراحی شده باشد ندارد.
 
تفاوت قطعنامه 2231 با قطعنامه 1929
 
به آقای عراقچی گفتم: «این یعنی به دست آنها بهانه دادید که به‌راحتی ما را تحریم کنند.» گفت: «نه این‌طور نیست.» گفتم: «چرا؟» گفت: «با 1929 فرق دارد. در آنجا آمده موشک‌های بالستیک که قابلیت دارند، اینجا آمده که طراحی شده باشد.» در آنجا به او گفتم: «طراحی به قول فرنگی‌ها امر subjective است یا یک امر objective؟ یعنی امر ذهنی است و به نیت برمی‌گردد یا امر عینی است و در دستگاه به کار می‌رود؟» بعد برایش مثال زدم. گفتم می‌گویید ماشینی دارید که برای حرکت طراحی شده است. طراحی شده است یعنی چه؟ یعنی ذهناً ما فقط تصمیم گرفتیم یا در مقام عمل برایش چهار چرخ، موتور و فرمان گذاشته‌ایم. موشکی که قابلیت دارد یعنی چه؟ ماشینی که قابلیت دارد حرکت کند یعنی قرار است حرکت کند. پس یعنی چرخ، موتور و فرمان دارد. می‌گوید در 1929 گفت قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای دارد. در اینجا گفتیم نه، طراحی شده باشد که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای داشته باشد.
 
سئوال؟ ماشین قابلیت حرکت دارد یعنی چه؟ یعنی چهار چرخ، موتور و فرمان دارد. سئوال؟ به این قابلیت دارد بدون طراحی رسیده‌ایم یا با طراحی؟ اصلاً شما می‌توانید به چیزی برسید که قابلیت داشته و طراحی نداشته باشد؟ اگر گفتید قابلیت دارد، یعنی قبل از آن طراحی شده است که قابلیت دارد. موشکی که می‌تواند کلاهک هسته‌ای را حمل کند قابلیت دارد یعنی چه؟ یعنی سوختش نوع خاصی است. بدنه‌اش از آلیاژ خاصی درست شده است. بدون طراحی به اینها رسیده‌ایم!! این چه حرفی است؟ همین که گفتید قابلیت دارد یعنی تمام.
 
پس قطع‌نامه 1929 تا قطع‌نامه 2231 به سند MTCR اشاره کرده و در آنجا آمده که موشک بالستیک موشکی است که حداکثر برد آن 300 کیلومتر باشد. معنیش چه می‌شود؟ ما اصلاً غیر از موشک بالستیک داریم؟ موشک‌های عماد، زلزال، فتح، شهاب و... ما همه بالستیک هستند. یعنی اگر الان داریم تحریم موشکی می‌شویم مسئولش شخص آقای روحانی است. البته جهل داشته‌اند، ولی چرا دفاع می‌کنند؟ مسئول تحریم‌های جدید موشکی شخص آقای ظریف، شخص آقای روحانی و شخص آقای عراقچی هستند که با چهار نفر از بچه‌های نظامی مشورت نکردند. 
 
 
 
چرا این کار را نکردند؟ متأسفانه بر اساس همین بند بهانه به دست آنها افتاده است که ما تحریم موشکی شویم.          
 
با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشته‌اید.
منتشرشده در سیاسی
سخنان مهم عراقچی که دیده نشد/
 

لزوما هر کاری از طریق سیستم بانکی صورت نمی‌گیرد و ما در سال‌های قبل مثلا اگر برای آقای ایکس پولی ارسال می‌کردیم فکر می‌کردید به صورت بانکی بوده است. برخی افراد در لیست تحریم شورای امنیت هستند و همه کشورها ملزم به رعایت هستند

گروه اقتصاد – رجانیوز: صحبت های عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری در خصوص تحریم بانکی و پذیرش شروط FATF توسط بانک مرکزی دولت یازدهم بگونه ای بوده که فقط دو برداشت را می توان بر آن در نظر گرفت و آن اینکه یا وی از اطلاعات بسیار کمی در خصوص تحریم های بانکی برخوردار است و یا اینکه مخاطبین خود را ساده و کم اطلاع فرض نموده است و با یک تناقض آشکار در ابتدا منکر عدم حمایت ایران از محورهای مقاومت در منطقه پس از پذیرش شروط FATF شد و در ادامه این شروط را صرفا در حمایت ایران در محورهای مقاومت در منطقه خلاصه نموده است.

به گزارش رجانیوز؛  رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام در برنامه گفتگوی ویژه خبری 21 تیرماه با بیان اینکه مذاکرات با FATF تا 18 ماه دیگر ادامه خواهد داشت که در زمینه گروه‌های تروریستی و مقابله با آنها به تفاهم برسیم، عنوان کرد:

در قانونی که مجلس در خصوص مبارزه با منابع مالی تروریسم تصویب کرده، تبصره‌ای وجود دارد که ما برخی از گروه‌ها جزو گروه‌های تروریستی نمی‌دانیم و آنچه که وزیر اقتصاد FATF بیان کرده و نامه‌ای که به آنها داده، عنوان شده که همکاری با FATF طبق قانون اساسی کشور است.
امنیت و منافع ملی خود را قربانی هیچ چیزی نخواهیم کرد. اولویت‌ها و خط و قرمز‌های ما مشخص است و ما با کسی تعارف و شوخی نداریم، حزب‌الله را قربانی هیچ چیز نمی‌کنیم چه برسد به قوانین FATF که ارزشی در این زمینه ندارد.
البته فکر می‌کنیم می‌شود مدیریت کرد. خیلی از کشورهای دیگر هم سر تعریف تروریسم با FATF مشکل دارند و تنها ما نیستیم. این را مشکل حادی نمی‌بینیم، اگر مشکلی هم باشد اولویت‌های جمهوری اسلامی ایران در خصوص حمایت از محور مقاومت تغییرناپذیر است.
لزوما هر کاری از طریق سیستم بانکی صورت نمی‌گیرد و ما در سال‌های قبل مثلا اگر برای آقای ایکس پولی ارسال می‌کردیم فکر می‌کردید به صورت بانکی بوده است. برخی افراد در لیست تحریم شورای امنیت هستند و همه کشورها ملزم به رعایت هستند. ما هیچگاه به این لیست‌ها مقید نبودیم، ولی دلیلی نمی‌شود که بانک‌های خودمان را به دست خودمان گیر بیندازیم. وقتی راه‌های دیگری هم برای ارسال پول وجود دارد،‌دلیلی برای این کار وجود ندارد.


این صحبت های معاون ظریف از چند منظر قابل نقد می باشد که در ادامه به دو منظر آن اشاره خواهد گردید.

1- وارد شدن به بازي FATF  که آمريکايي ها آغازگر آن بودند به اين معناست که ايران شرايط FATF  را مي پذيرد و عملا نظارت و کنترل سيستم مالي خود را در اختيار اين نهاد قرار مي دهد. مساله زماني پيچيده مي شود که به توصيه هاي گروه اقدام مالي به کشورها مبني بر استانداردسازي مبارزه با پولشويي رجوع مي کنيم.

 توصيه 7 گروه اقدام مالي هر چند يک توصيه عام براي کشورهاست اما اگر دولت ايران بخواهد آن را به اجرا بگذارد صراحتا متوجه ايجاد محدوديت براي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. در توصيه 7 گروه اقدام مالي FATF آمده است:

«در اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد در ارتباط با جلوگیری، سرکوب و توقف اشاعه سلاحهای کشتار جمعی و تأمین مالی آن، کشورها باید تحریمهای مالی هدفمند را به اجرا گذارند. قطعنامه های یاد شده، کشورها را ملزم میکنند برای اطمینان از این که هیچگونه وجه یا دارایی دیگری، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در اختیار شخص یا نهادی قرار نگیرد که توسط یا به موجب اختیارات شورای امنیت سازمان ملل متحد ـ تحت فصل هفتم منشور ملل متحد ــ معین شده اند و یا اشخاص مزبور از آن وجوه یا داراییها بهرهمند نشوند، بدون تاخیر، وجوه و داراییهای آنها را مسدود کنند.»
 

 سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (از جمله نيروي قدس و فرمانده آن حاج قاسم سليماني) و برخي از شخصيت هاي حقيقي و حقوقي وابسته به آن مانند قرارگاه خاتم الانبيا از جمله نهادهايي هستند که در قطعنامه هاي شوراي امنيت از جمله قطعنامه 2231 که توافق برجام را براي ايران الزام آور نمود، به دليل ارتباط با موضوع موشکي و مقاومت مورد تحريم قرار گرفتند.

بنا بر توصيه FATF يکي از راه هايي که به تغيير جايگاه ايران در ليست اين گروه منجر مي شود ايجاد محدوديت براي سپاه پاسداران است.

پس برخلاف صحبت های عراقچی، این شروط صرفا به حمایت ایران از مقاومت خلاصه نمی گردد، بلکه تمامی فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در بر می گیرد. از فعالیت هایی که سپاه پاسداران در حوزه خودکفایی صنعتی در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء انجام می دهد تا فعالیت های نظامی و مراوده با ارگان های مختلف علی الخصوص وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح.

بخش عمده تولیداتی که صنایع دفاعی در کشور دارند، پیرو سفارشات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آن صنایع است. حیات صنایع دفاعی کشور پیرو سفارشاتی که از سپاه پاسداران و ارتش می گیرند، وابسته است که میزان تراکنش مالی آن در سال چندین هزار میلیارد تومان می شود. آیا آقای عراقچی می خواهد با پذیرش شروط FATF این مراوادت پولی را از طریق جابه جایی با گونی انجام دهد؟ فرای مسائل امنیتی و حفاظتی موجود، آیا پذیرش حق دخالت و نظارت کشورهای گروه G7 که بنیانگذار این کار گروه مالی بوده اند، برابر با اجازه دادن کشورهای متخاصمی همچون امریکا به دخالت در امور داخلی کشور و مخالف عزت و اقتدار ایران اسلامی نیست؟

2- عراقچی در ابتدای صحبت های خود مدعی شده که طیب نیا در نامه ای که به این کارگروه مالی ارسال کرده، آورده است که همکاری با FATF طبق قانون اساسی کشور است و این از سوی FATF پذیرفته شده است.

اگر مطابق این ادعا FATF تعریف ما را از تروریسم و پول شویی را پذیرفته است، چه نیازی بوده که تا کنون ما را در لیست سیاه غیر همکار خود قرار دهد؟ تعریف ما از تروریسم و پول شویی که مربوط به امروز نیست که FATF آن را بپذیرد چرا که طبق صحبت های عراقچی در این گفتگو لایحه قانون مبارزه با پولشویی و قانون مبارزه با منابع مالی تروریسم در دولت قبلی به مجلس ارائه شده و به تصویب رسیده است و زمان قرار گرفتن ایران در لیست سیاه نیز در همان دولت قبلی بوده است. اگر این تعاریف مورد پذیرش این کارگروه مالی می بود، از همان ابتدا نمی بایست در لیست سیاه آن قرار بگیریم. تعاریف جمهوی اسلامی و مواضع FATF که تغییری نکرده است، پس چه رویکرد اجرایی در دولت یازدهم منجر به خارج شدن ایران از این لیست سیاه است؟ اگر در دولت قبل، ایران عضو این کارگروه شد، بخاطر تناقض در تعاریف هیچگاه شروط آن به اجرا در نیامد و به همین علت ایران در لیست سیاه قرار گرفت و تنها تعهد  به اجرای توصيه 7 گروه اقدام مالي از سوی دولت یازدهم موجب تغییر رویکرد FATF خواهد گردید.

به نظر می رسد صحبت های  معاون وزیر خارجه با تمامی تلاش های خود برای پنهان کردن واقعیت های موجود، نافی اینکه سطوح بالای اقتصادی در بانک مرکزی ایران پذیرفته که خودش قوانین مربوط به پولشویی امریکا را اعمال کند، نبوده است. این در حالیست که اساسا قرار بود بر مبنای ادعای مذاکره کنندگان و مطابق برجام، تمام تحریمهای بانکی بواسطه امتیازات هسته ای اعطایی از سوی ایران لغو شود، اما بی اثر بودن برجام در لغو این تحریمها، موجب شده تا بانک مرکزی زیر بار تعهد جدیدی برود که اساس ربطی به موضوع هسته ای نداشته و البته مجاز به ورود به آن هم نبوده است.

ورود بانک مرکزی به فضای خودتحریمی و نظارت بر بانکهای داخلی در آینده نزدیک چالشهای جدی داخلی را بدنبال خواهد داشت که بنظر می رسد بی ارتباط با پروژه برجام 2 و برجام منطقه ای نباشد.

منتشرشده در سیاسی
 
جهانگیری می‌گوید پولی که این روزها دادگاه آمریکا رأی به مصادره آن داده است با بی‌تدبیری دولت قبل سپرده‌گذاری شده ولی عراقچی تصریح می کند که این پول در سال ۲۰۰۳ یعنی بین سال‌های ۸۲ تا ۸۳ و زمان دولت اصلاحات سپرده‌گذاری شده است.
 
به گزارش جهان نیوز به نقل از فارس، دیوان عالی آمریکا بالاخره رأی خود را صادر کرد؛ رایی که ایران را به دلیل آنچه دست داشتن در انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در لبنان در سال 1983 می خواند، محکوم به پرداخت حدود 2 میلیارد دلار غرامت به خانواده و بازماندگان قربانیان این انفجار می کرد.

انتشار این حکم تنها چندماه پس از اجرایی شدن توافق هسته ای میان ایران و غرب، اما و اگرهای فراوانی را در افکار عمومی ایجاد کرد؛ نگرانی هایی که این احتمال را به وجود آورده بود که احتمالا آمریکایی ها در سال های بعد نیز با چنین راهکارهایی، مانع رسیدن ایران به اهداف اقتصادی پیش بینی شده در برجام برسند.

مسئولان دولت اما واکنش های متفاوتی به این حکم داشتند؛ افکار عمومی از دیپلمات ها درباره ارتباط این حکم و برجام سوال می کردند، اما ظریف و عراقچی معتقد بودند که این حکم با اینکه ناعادلانه است ولی ربطی به برجام ندارد.

در سوی دیگر ماجرا اما معاون اول دولت روحانی قرار داشت که معتقد بود «بی تدبیری دولت قبل باعث شد که آمریکا بتواند این پول را بلوکه کند»

جهانگیری می گفت: «بعضی‌ها ذوق می‌کنند که این اتفاق به این دولت مرتبط است در حالی‌که دولت در این اتفاق نقشی نداشته است بلکه در دولت قبل در دوره‌ای تصمیم گرفته شد بخشی از منابع بانک مرکزی در اروپا مدیریت شود؛ بنابراین با بی تدبیری کامل دو میلیارد دلار اوراق آمریکایی خریداری شد و در بانک اروپایی نگه داشته شد، بنابراین آمریکا به راحتی توانست ابتدا این اوراق را مسدود کرده و سپس آن‌ها را مصادره کند.»

این اظهارات جهانگیری همه نگاه ها را به سمت دولت قبل برد؛ دولتی که دولتمردان یازدهم در بیشتر تنگناهای اقتصادی و معیشتی پای آنرا وسط می کشند؛ اما دولتی ها بعد از گذشت چند روز از این ماجرا هیچ سندی پیرامون سپرده‌گذاری این اوراق در دوران دولت قبل ارائه نکرده اند.

در این میان اما مرور مصاحبه عباس عراقچی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در وین در 3 اردیبهشت‌ماه، با تیتر «عراقچی:دولت آمریکا را مسئول جبران می دانیم/ سخنان سیف ناهمسو نبود»، نکته قابل تاملی را افشا می کند.

عراقچی در توضیحات اولیه خود درباره این پرونده می گوید: «ماجرا مربوط به پولی است که در سال 2003 سپرده گذاری شده است؛ سال 2008 به بعد درگیر مسائل قضایی و دادگاه می شود ،تا الان بانک مرکزی طی روال قضایی چند بار فرجام خواهی کرده و سرانجام منجر به پایان مراحل قضایی البته از دید طرف آمریکایی و مصادره اموال شده است.»

معاون وزیر خارجه در توضیحات خود به صراحت زمان این سپرده گذاری را سال 2003 میلادی (یعنی بین سال‌های82 تا 83 و دوران دولت اصلاحات) عنوان می کند؛ اظهاراتی که با تاکید جهانگیری مبنی بر مقصر بودن دولت قبل در این دست اندازی به اموال ایران، در تناقض است.

حال باید دید آیا معاون اول رئیس جمهور پاسخی برای این تناقض به افکار عمومی خواهد داشت یا مصاحبه عراقچی در آینده ای نه‌چندان دور توسط یکی از چهره های دولتی تکذیب خواهد شد؟
منتشرشده در سیاسی
 

سید عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان اظهار کرد: بحث فعالیت‌های موشکی، بحث امنیت ملی و دفاعی ماست و ما در مورد آن نه مذاکره و نه مصالحه می کنیم.

به گزارش خبرنگار صدای مظلومین، سید عباس عراقچی در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما اظهار کرد: در بحث تحریم‌ها یک سری تحریم‌ها تا زمانی که برداشته شود به لحاظ تکنیکی و فنی زمان می برد. از دیگر سو در این مورد یک سری تداخل تحریم‌های اولیه و ثانویه داریم و یکی دیگر از موضوعات در این زمینه عدم همکاری آمریکایی‌هاست.

وی با اشاره به عدم اعتمادی که بین ایران و برخی از کشورهای 1+5 از جمله آمریکا وجود دارد ادامه داد: این ها هیچکدام به معنای نقض برجام نیست، ولی همان طور که گفتم یک سری چالش‌هایی وجود دارد تا فضای اقتصادی کشور ما به زمان قبل از تحریم ها برگردد.

وی با بیان اینکه در این قضیه ما با یک سری از کشورهای 1+5 روبرو هستیم که تعهدات خود را انجام داده‌اند، ادامه داد: در همین چارچوب ما با یک سری از بنگاه‌های خصوصی اقتصادی نیز روبرو هستیم که باید اعتماد لازم را برای آنها جهت سرمایه گذاری و حضور در بازار ایران فراهم کنیم و آمریکایی‌ها در این زمینه همکاری لازم را انجام نمی دهند.

عراقچی با اشاره به چالش‌هایی که تاکنون در راستای اجرای برجام کشور با آن روبرو بوده و مذاکراتی که برای رفع این چالش‌ها صورت گرفته است ادامه داد: ما با آمریکایی‌ها و گروه 1+5 در موضوع هسته‌ای توافق کردیم، ولی این به این معنا نیست که خصومت‌هایی که بعضا بین ما و آن‌ها وجود داشته، برداشته شده است و اکنون شریک یکدیگر شده‌ایم. برخی می گویند که چرا خصومت‌های آمریکا بعد از برجام با ایران افزایش پیدا کرده است. ما باید به این نکته توجه کنیم که جمهوری اسلامی ایران تغییر ماهیت که نداده است. سیاست ما همان سیاست قبلی است و همان طور که گفتم این توافق به این معنا نیست که خصومت‌هایی که وجود داشته برداشته شده است.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه بعد از برجام یکی از نگرانی‌هایی که وجود داشت این بود که آیا ارتباطی بین برجام و فعالیت‌های موشکی وجود دارد یا نه؟ تصریح کرد: ما قبل از اجرای برجام تست موشکی عماد را انجام دادیم و آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به صراحت گفتند که برجام نقض نشده است. همان طور که اشاره کردم در آن مقطع هنور به زمان اجرایی شدن برجام نرسیده بودیم و آن‌ها گفتند که این موضوع نقض برجام نیست. این آزمایش ها در حالی صورت گرفت که قطعنامه‌های قبلی حاکم بود و قطعنامه 2231 هنوز اجرایی نشده بود.

وی افزود: در تست های موشکی اخیری که انجام شد شرایطی حاکم بود که قطعنامه 2231 حاکم شده بود ولی ما باید به این موضوع توجه کنیم که این قطعنامه الزام آور برای ایران نیست و در آن از ادبیات غیرالزام آور استفاده شده است. از دیگر سو در این قطعنامه خواسته شده است که ایران اقدام به آزمایش و ساخت موشک هایی که قابلیت حمل سلاح هسته‌ای دارند نکند که ایران نیز چنین کاری انجام نداده است.

وی با اشاره به ادعاهای آمریکایی‌ها و برخی از کشورهای اروپایی در مورد تست های اخیر موشکی ایران گفت: آن‌ها در این زمینه در شورای امنیت دو جلسه‌ برگزار کردند، ولی به نتیجه نرسیدند و نتوانستند در این مورد علیه ایران حتی بیانیه‌ای بگیرند. در این قضیه روس‌ها و چینی ها نیز اعلام کردند که در قطعنامه 2231 از ایران خواسته شده است که این اقدامات را انجام ندهد و الزام حقوقی برای ایران وجود ندارد. از دیگر سو همان طور که اشاره کردم در این قطعنامه اشاره به موشک‌هایی شده که برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی شده‌اند ، در حالی که هیچ یک از موشک های ما برای این موضوع طراحی نشده‌اند. بنابراین این تست ها خلاف قطعنامه 2231 نیست.

عراقچی در ادامه صحبت‌های خود افزود: آمریکایی‌ها بعد از اینکه نتوانستند در این زمینه موفقیتی به دست بیاورند و از شورای امنیت ناامید شدند به سراغ اعمال تحریم‌های یک جانبه علیه ایران رفتند و در این راستا 7-8 شرکت و شخص را که غالبا خارجی هستند به لیست تحریم‌های سیاه خود اضافه کردند.

معاون امور حقوقی و بین الملل وزارت خارجه با بیان اینکه تشخیص این موضوع که آیا این تحریم‌ها ، تحریم‌های جدیدی علیه ایران است و نقض برجام هست یا نه بر عهده هیات نظارت بر اجرای برجام است خاطرنشان کرد: افراد عضو این هیات به تایید مقام معظم رهبری رسیده‌اند و مصوبات این هیات با تایید ایشان اجرایی می‌شود. ما در این زمینه به این هیات گزارش داده‌ایم و این هیات باید در مورد موضوعی که اشاره کردم تصمیم بگیرد.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام در بخش دیگری از گفت‌وگوی مفصل خود با گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما ادامه داد: اگر خاطرتان باشد ما در طول 20 سال گذشته چهار چالش اصلی با آمریکا داشته‌ایم که یکی از این چالش‌ها بحث تروریسم است. آن ها به خاطر حمایتی که ما از جریان مقاومت و حزب الله می‌کنیم ما را متهم به حمایت از تروریسم می‌کنند. چالش های دیگر ما حقوق بشر، هسته‌ای و بحث موشکی بوده است. بنابراین بحث موشکی چیز جدیدی نیست و چندین سال است که ما با آمریکایی‌ها در این زمینه درگیر هستیم.

وی با بیان اینکه آن‌ها در چند قطعنامه گذشته شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران توانسته بودند موضوع موشکی و هسته‌ای را به یکدیگر گره بزنند ادامه داد: من تعجب می کنم که برخی می گویند آمریکایی‌ها بعد از برجام به سراغ بحث موشکی آمده‌اند. همان طور که اشاره کردم ما چندین سال است که در این زمینه درگیر هستیم و اصلا بحث جدیدی نیست.

عراقچی ادامه داد: در چند سال گذشته این قعطنامه‌ها و تحریم‌ها علیه ایران وجود داشته اما صدا و سیما به قدری که اکنون به این موضوع می پردازد در گذشته به این موضوع توجه نداشت.

معاون وزیر خارجه کشورمان در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: از دید برجام تحریم‌های موشکی در صورتی که اعمال شود ناقض برجام نیست. ما وقتی تست موشکی انجام دادیم خود آن‌ها نیز گفتند که این تست‌ها نقض برجام نیست و اگر آن‌ها هم به این علت تحریم کنند برجام نقض نشده است، ولی این تحریم‌ها در صورتی که اعمال شود برخلاف فرمایشات مقام معظم رهبری در این زمینه است.

وی با بیان اینکه از همان ابتدای کار تاکنون همواره منویات مقام معظم رهبری در دستور کار ما بوده است ادامه داد: از دید ما اعمال تحریم های جدید در ارتباط با فعالیت های موشکی ایران نقض برجام است چرا که اصل برای ما فرمایشات مقام معظم رهبری است، ولی از دید خود برجام تحریم‌های موشکی نقض برجام نیست.

وی با تاکید مجدد مبنی بر اینکه « نظر رهبری برای ما ملاک است و از دید رهبری و نامه ایشان تحریم‌ها در مورد بحث موشکی باعث نقض برجام می شود» ادامه داد: در طول چند سال گذشته 89 نفر که شامل افراد حقیقی و حقوقی و برخی از شرکت ها می شوند به دلیل مسائل موشکی در لیست تحریم‌های شورای امنیت قرار گرفته‌اند که در این مجموعه نام برخی از فرماندهان سپاه و برخی از مراکز مهم صنعتی دیده می‌شود.

عراقچی با تاکید بر اینکه بحث موشکی بحث امنیتی و دفاعی ماست و اصلا در این رابطه شوخی نداریم ادامه داد: در طول مذاکرات نیز به طرف مقابل اجازه ندادیم که وارد این بحث شود. آن‌ها بعضا انتظارات عجیبی را در این ارتباط داشتند که با ایستادگی و مقاومت طرف ایرانی به این خواسته‌ها نرسیدند.

وی با اشاره به اینکه آن‌ها در مقطعی موضع موشکی و هسته ای ایران را به یکدیگر گره زدند و در ذیل فصل 7 شورای امنیت قرار دادند گفت: در اثر مذاکرات هسته‌ای بحث موشکی و هسته‌ای از یکدیگر جدا شد و حالت الزام آور قطعنامه‌های قبلی سازمان ملل تبدیل به درخواست از ایران شد و این‌ها همه تحول بزرگی است.

این عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان با بیان اینکه ما دستور العمل داشتیم که در صورت ورود طرف مقابل به بحث موشکی میز مذاکره را ترک کنیم تاکید کرد: هیچ انسان عاقلی موضوع امنیت ملی خود را مورد مذاکره قرار نمی دهد چه برسد مورد مصالحه ، و ما در سخت‌ترین شرایط قرار داشتیم ولی اجازه ندادیم که موضوع موشکی وارد مذاکرات هسته‌ای شود.

وی با بیان اینکه سیستم امنیت ملی کشور ما منوط به بحث های موشکی است که نه موضوع مذاکره و نه موضوع مصالحه هستند، در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود در مورد مصوبه کنگره آمریکا درباره اعمال محدودیت جهت سفر به ایران اظهار کرد: ما هنوز در این زمینه و مسایل این چنینی در حال بحث و تبادل گفت‌وگو و ایمیل با آمریکایی‌ها هستیم و این یکی از موارد دعواهای مفصل ما با آمریکایی‌ها بوده است.

وی با اشاره به نامه وزیر خارجه آمریکا بعد از تصویب این قانون در کنگره آمریکا ادامه داد: آن‌ها کاری کردند که بخشی از این قانون به خصوص بحثی که مربوط به ویزای تجاری است اجرایی نشود و ما در حال کلنجار با آن‌ها در ارتباط با ویزاهای توریستی هستیم . البته در طول این مدت موارد بسیار محدودی بوده است که به دلیل این قانون توریست‌ها و آژانس های مسافرتی شکایتی در این خصوص داشته باشند و بگویند که به خاطر این قانون سفر آن‌ها به ایران لغو شده است.

وی با بیان اینکه سازمان گردشگری از افزایش سفر توریست‌های خارجی به ایران خبر می‌دهد ادامه داد: ما اگر می خواهیم از برجام و آثار آن بهره مند شویم باید یک فضای اطمینان بخش برای شرکت‌ها و بنگاه‌های تجاری خارجی به وجود آوریم که در این زمینه هم ما مسئولیت داریم و هم آمریکایی‌ها و آمریکایی‌ها باید از کارشکنی‌ در این زمینه دست بردارند و ما هم باید در واقع فضا را به گونه‌ای مدیریت و آماده کنیم که آمریکایی‌ها نتوانند از این فضا سوءاستفاده کنند.

وی با انتقاد از رویه خبری برخی رسانه ها در ارتباط با بحث تحریم ها و موضوع سوییفت ادامه داد: همان طور که اشاره کردم اگر ما می خواهیم از فضای پسابرجام استفاده کنیم باید یک فضای اعتماد بخش ایجاد کنیم. کسی که می خواهد بیاید در ایران کار کند و پولش را برای سرمایه گذاری به ایران بیاورد باید اعتماد کند و ما نباید کاری کنیم که برای آن فرد و یا شرکت تردیدی را در این زمینه ایجاد کنیم.

وی با بیان اینکه این موضوع پیچیده و جدی‌ای است و ما باید براساس منافع ملی‌مان با این موضوع به گونه‌ای برخورد کنیم که اجازه ندهیم دشمنان از این فضا سوءاستفاده کنند گفت: ما قانون ویزای آمریکا و محدودیت‌هایی را که اعمال کرده نقض برجام می دانیم و همان طور که اشاره کردم وزیر خارجه آمریکا در همان زمان نامه‌ای نوشت و گفت دولت آمریکا از طریق ابزارهایی که در اختیار دارد تلاش می کند که این موضوع منجر به نقض برجام نشود و تاکنون بخشی از این قانون را به خصوص برای ویزاهای تجاری متوقف کردند.

عراقچی در پاسخ به سوال مجری این برنامه مبنی بر اینکه در سایت های خبری منتشر شده که معدن اورانیوم ساغند در حال تعطیل شدن است گفت: چرا باید تعطیل شود؟ من این موضوعی که شما مطرح کردید را نشنیده‌ام و دکتر صالحی بهترین مرجع برای پاسخگویی به چنین سوالی است. شما باید این سوالات را از سازمان انرژی اتمی بپرسید. البته با توجه به شایعات قبلی که در مورد سازمان به وجود آمده بود از جمله بیکار شدن و اخراج شدن دانشمندان هسته‌ای از سازمان انرژی اتمی قرین به صحت فکر می کنم که این موضوع نیز شایعه است و چنین چیزی صحت ندارد.

وی در مورد نگرانی‌های مطرح شده از سوی رییس سازمان انرژی اتمی در ارتباط با اجرای برجام گفت: نگرانی هایی که ایشان ابراز کردند همان نگرانی‌هایی است که من هم گفتم و همان طور که اشاره کردم مهم‌ترین چالش و مشکلی که ما اکنون با آن روبرو هستیم مشکل بانکی است که هنوز مسائل مربوط به آن کاملا برطرف نشده که بخشی از این مشکل مربوط به بانک‌های ایرانی است و بخشی از آن‌ها نیز مربوط به آمریکایی‌هاست و سیستم مالی آمریکا باید مسائلی که در این ارتباط وجود دارد را برطرف کند و خزانه داری آمریکا روش و شیوه ای که در پیش گرفته است را کنار بگذارد.

به گزارش صدای مظلومین، معاون امور حقوقی و بین الملل وزارت خارجه در بخش دیگری از صحبت های خود در این گفت‌وگو زنده خبری در مورد پایبندی طرف مقابل به تعهداتش با بیان اینکه باید از دو زاویه مختلف به اجرای تعهدات طرف مقابل نگاه کرد گفت: آن‌ها به تعهداتی که طبق برجام روی کاغذ داشته اند در خصوص لغو تحریم‌ها عمل کرده‌اند و زیرساخت تحریم‌های مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای ایران برچیده شده است.

وی ادامه داد: اما اینکه بگوییم تحریم‌ها تنها روی کاغذ لغو شده است نباید باعث شود که ارزش کار کم شود.

وی با بیان اینکه این تحریم‌ها مشروعیت خود را از قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت سازمان ملل می گرفت و این قطعنامه‌ها در حال حاضر لغو شده‌اند ادامه داد: ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که بازگشت به شرایط قبل از تحریم‌ها زمان‌بر است و ما با شرایط جدیدی مواجه هستیم.

این عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان ادامه داد: ما با دو دسته مشکل مواجه هستیم. یکی شرایط بازگشت به زمان قبل از تحریم‌هاست که همان طور که گفتم خود این موضوع زمان‌بر است و از طرف دیگر کارشکنی‌های طرف آمریکایی کار را سخت کرده است.

وی با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها در مسیر ایجاد اعتماد بین ایران و بنگاه‌های خصوصی خارجی کارشکنی می کنند به افزایش میزان فروش نفت ایران در طول چند ماه اخیر اشاره کرد و گفت: فروش نفت ایران قبل از تحریم‌ها 2.5 میلیون بشکه بود. با وضع تحریم‌ها این میزان کاهش پیدا کرد و ما بعد از توافق ژنو توانستیم آن را به سطح یک میلیون برسانیم. مشتریان نفتی ما در این مدت که تحریم‌ها علیه ایران اعمال شده بود با کشورهای دیگر قرارداد بسته‌اند و ما باید دوباره مشتری‌های خود را پیدا کنیم و کسی نمی تواند انتظار داشته باشد که از فردای توافق ما به همان میزان صادرات نفت که در گذشته داشتیم بازگردیم.

وی با بیان اینکه در حال حاضر حدود یک میلیون و 700 هزار بشکه نفت از سوی ایران فروخته می شود و بازگشت به میزان قبلی زمان‌بر است در مورد میزان دارایی‌های ایران در خارج از کشور در بخش دیگری از صحبت های خود افزود: رقم های متفاوت ارائه شده از دارایی‌های ایران در خارج از کشور به این دلیل است که این دارایی‌ها از جنس های مختلف و صاحبان مختلف است. برخی از آن‌ها برای دولت و برخی از آن‌ها برای بانک مرکزی است. برخی متعلق به وزارت نفت است و برخی هم به صورت سپرده در بانک های برخی از کشورها مثل چین قرار دارد.

وی افزود: مبلغ دقیق را باید خود صاحبان این پول ها بگویند که چقدر است ولی به نظر می رسد که مجموع آن‌ها بالای 100 میلیارد دلار باشد.

عراقچی با بیان اینکه ما پیش بینی داریم و در واقع در تلاش هستیم تا یک سال آینده فروش نفت را به 2.5 میلیون بشکه برسانیم ادامه داد: تاکنون بانک های ما قریب به 300 کارگزاری توانسته‌اند ایجاد کنند و نزدیک به 2 هزار ال سی نیز تاکنون باز شده است.

وی با اشاره به خصوصی بودن بانک‌های طرف های مقابل گفت: این بانک‌ها خصوصی هستند و خودشان باید تصمیم بگیرند که با بانک های ما کار کنند. اکنون به دلیل مسایلی چون پولشویی و قاچاق بانک‌ها به راحتی با هم رابطه برقرار نمی کنند و همان طور که پیش از این اشاره کرده‌ایم تا این شبکه پیچیده دوباره برقرار شود مقداری زمان می برد.

عراقچی در خصوص اظهارات رییس جمهور اتریش در مورد اینکه ایران هنوز به سوییفت وصل نشده است و تحریم‌ها در این زمینه برداشته نشده است، با انتقاد از نحوه سوال پرسیدن خبرنگار صداوسیما از رییس جمهور اتریش گفت: خبرنگاری که با رییس جمهور اتریش مصاحبه کرده این سوال را از وی پرسیده که چرا تحریم‌های سوییفت برداشته نشده است و رییس جمهور اتریش نیز به خاطر اینکه از جزییات این موضوع بی اطلاع بوده است به این موضوع استناد کرده که وقتی خود خبرنگار ایرانی می گوید، این تحریم‌ها برداشته نشده است. وی از جزییات سوییفت اطلاعی نداشته است.

معاون وزیر خارجه با بیان اینکه برخی از تحریم ها علیه ایران هنوز باقی مانده که این تحریم ها ربطی به برجام و موضوع هسته ای ندارد گفت: ما از همان روز اول گفتیم که تحریم های اولیه آمریکا و غیر مرتبط با هسته ای سر جای خود می ماند.

وی با بیان اینکه یکی از مشکلات بزرگ ما این است که تحریم های اولیه که شامل تبادلات دلاری نیز می شود سرجای خود باقی مانده است، ادامه داد:مبادلات یورویی مشکلی ندارد و در حال انجام است. بانک تجارت در ماه اسفند 174 ال سی باز کرده و در همان ماه 343 حواله ارزی حواله کرده است. ارتباطات ارزی ما معلق نشده و تا جایی که به دلار برخورد نکند، مشکلی وجود ندارد.

وی ادامه داد:‌ تداخل تحریم‌های اولیه و ثانویه مشکلاتی را به وجود آورده و آمریکایی ها نیز تا به حال همکاری های لازم را در این زمینه نداشته اند و ما تا به حال با فشار زیاد به آمریکایی‌ها و گفت‌وگو و رایزنی بخشی از این مشکلات را رفع کرده‌ایم. البته آمریکایی ها رغبتی به حل این مشکلات که ناشی از تداخل تحریم های اولیه و ثانویه است ندارند.

انتهای پیام 

منتشرشده در سیاسی
صفحه1 از2