حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (جمعه) در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، بیعت شگفتی‌ساز همافران با امام خمینی(ره) در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ را تجسم شجاعت، امید به پروردگار، نهراسیدن از دشمن و عمل به وظیفه برشمردند و تأکید کردند: ۲۲ بهمن امسال به یاری پروردگار و در پرتو همین عوامل تاریخ‌ساز به معنای واقعی کلمه دشمن‌شکن خواهد شد و با هوشیاری ملت و حضور همه سلایق و دیدگاهها، پرشکوه تر از سالهای قبل خواهد بود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، راهپیمایی ۲۲ بهمن را از مسائل شگفتی‌ساز خواندند و افزودند: جشن سالانه انقلاب در کشورهایی که انقلاب کرده اند به رژه نیروهای مسلح در مقابل چند نفر تبدیل شده است اما در ایران سرافراز، ۴۰ سال است مردم در سراسر کشور به خیابانها می آیند و بر ادامه راه انقلاب تأکید می کنند که این مسئله، از معجزات شگفتی‌ساز انقلاب است و باید با تمام قدرت ادامه یابد.
 
ایشان حضور انبوهِ بی‌شمار ملت در راهپیمایی ۲۲ بهمن را «دشمن‌شکن و مرعوب کننده آن»، «نشان‌دهنده حضور عمومی ملت در صحنه» و «تجلی عزم و وحدت ملی» برشمردند و خاطرنشان کردند: در جامعه اختلاف سلیقه وجود دارد اما وقتی پای انقلاب و نظام و ۲۲ بهمن به میان می آید، همه اختلاف ها رنگ می بازد و همه در کنار هم به میدان می آیند.
 
رهبر انقلاب اسلامی رژیم امریکا را تجسم «شرارت، خشونت، بحران سازی و جنگ آفرینی» خواندند و افزودند: مسئولان رژیم امریکا ضمن اهانت به ملت ایران می گویند چرا «مرگ بر امریکا» می گویید، برای روشن شدن ذهن مقامات امریکایی تأکید می کنیم که ما کاری به ملت آمریکا نداریم و مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر حاکمان امریکا که در این دوره، «مرگ بر ترامپ و بولتون و پمپئو» می‌شود.
 
ایشان افزودند: تا وقتی رژیم امریکا بر مبنای شرارت، دخالت، خباثت و رذالت حرکت می کند، شعار مرگ بر امریکا از دهان ملت مقتدر ایران نخواهد افتاد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان درباره پیشنهادهای اروپایی ها افزودند: به مسئولان توصیه می کنم به اینها هم اعتماد نکنند البته نمی گوییم با آنها مراوده نداشته باشیم بلکه با چشم بدبینی به اروپایی ها نگاه کنید.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: درباره امریکا هم از چند سال قبل و در مذاکرات هسته ای، هم در جلسات خصوصی و هم در جلسات عمومی مکرر به مسئولان می گفتم به امریکایی ها اعتمادی ندارم و شما هم به قول و حرف و لبخند و امضای آنها اعتماد نکنید. اکنون نتیجه این شده است مسئولانی که آن روزها مذاکره می کردند، خودشان می گویند امریکا غیرقابل اعتماد است. باید از اول این را تشخیص می دادند و بر این مبنا حرکت می کردند.
 
ایشان افزودند: همین اروپایی ها که با وقاحت از ایران مطالبه حقوق بشری می کنند در پاریس نیروهای مسلح را به جان مردم می اندازند و مردمشان را کور می کنند اما در عین حال متکبرانه از ایران طلبکاری می کنند در حالی که باید به آنها گفت شما اصلاً حقوق بشر را می شناسید؟
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در جایگاه یک کشور مقتدر و توانا با همه دنیا به جز چند استثنا ارتباط داریم و خواهیم داشت اما باید بدانیم با چه کسانی داریم حرف می زنیم و اقدامات فرانسوی ها، انگلیسی ها و دیگران را در مقاطع مختلف از یاد نبریم.
 
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان همراه شدن ارتش با ملت در جریان انقلاب اسلامی را یک نعمت بزرگ و نقش نیروی هوایی را در این موضوع بسیار برجسته دانستند و گفتند: نیروی هوایی در پیروزی انقلاب اسلامی و مراحل مختلف بعد از آن، نقش آفرین بود که ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ و بیعت جمعی از نیروی هوایی ارتش با امام راحل (ره)، اولین نقش آفرینی و همانند خودِ انقلاب، شگفتی ساز و «رزق لا یُحتَسب» بود.
 
ایشان افزودند: ۱۹ بهمن ۵۷، جلوه تسلط بر نفس، احساس وظیفه و احساس قدرت بود چرا که در آن رویداد جوانان از طاغوت نترسیدند و با غلبه بر ترس خود و امیدواری به خداوند، با شجاعت به دیدار امام آمدند که امروز هم به همین ویژگی‌ها نیاز داریم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: نقش نیروی هوایی در قضایای شب ۲۱ بهمن سال ۱۳۵۷، افشای کودتا در پایگاه شهید نوژه همدان بوسیله یک افسر جوان نیروی هوایی، تشکیل جهاد خودکفایی بوسیله نیروی هوایی، اولین واکنش کوبنده در روزهای آغاز جنگ تحمیلی بوسیله جنگنده های نیروی هوایی و بمباران بسیاری از پایگاههای عراق و نقش آفرینی در طول دوران دفاع مقدس، آغاز ساخت هواپیمای جنگی و پشتیبانی از مدافعان حرم از جمله اقدامات برجسته نیروی هوایی و جزو تاریخ و هویت این نیرو است.
 
رهبر انقلاب اسلامی بر لزوم حفظ و تقویت این هویت و انسان‌سازی و تربیت جوانانی همچون شهیدان بابایی و ستاری و دیگر شهدا تأکید و خاطرنشان کردند: تنها نیرویی که توانست چنین شخصیت های برجسته ای را تربیت کند و استعداد درونی آنها را به فعلیت برساند، انقلاب اسلامی و حرکت عظیم ملت ایران است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پایبندی ملت به «استقلال، عزت و سرافرازی حاصل از انقلاب اسلامی» افزودند: بنده از گرفتاری ها، گرانی ها و دیگر مشکلات مطلع هستم اما به کشور نگاه خوشبینانه دارم چرا که مشاهده می کنم ملت همچون یک قهرمان و یک شخصیت قوی در مقابل جبهه دشمن ایستاده است و می‌داند چه مسیر و اهدافی را باید دنبال کند.
 
ایشان تأکید کردند: مردم گله مندی، ناراحتی و توقعاتی دارند اما هیچ مسئله ای هرگز موجب نشده و نمی شود که ملت از پشتیبانی همه جانبه از آرمانها و اهداف امام و انقلاب و نظام رویگردان شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی ملت ایران را به کوهنوردی تشبیه کردند که در ۴۰ سال اخیر بخش مهمی از راه و گردنه های پرپیچ و خم و خطرناک را رد کرده اما برای دستیابی به اهداف و بی اثر کردن تهدیدها و توطئه ها، باید بقیه راه را نیز طی کند و به قله برسد.
 
رهبر انقلاب اسلامی همه مسئولان و آحاد مردم را به همت و کار و تلاش بی‌وقفه فراخواندند و افزودند: هرکس در هر جا که هست به وظایف خود عمل کند تا همه خانه های جدول عمومیِ وظایف ملت و مسئولان پر شود و شتاب حرکت ایران عزیز به سمت اهداف بیشتر شود.
 
ایشان دلهره افکندن و ناامید کردن را کار اصلی دشمن و عناصر نفوذی برشمردند و با استناد به آیات متعدد قرآنی و رویدادهای درس آموز صدر اسلام افزودند: منطق اسلام این است که از دشمن نهراسید بلکه از انحراف از صراط مستقیم بترسید و اگر درست عمل کنید به یاری پروردگار حتماً پیروز خواهید شد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، انحراف از راه خدا و تسلیم در مقابل دشمنان را موجب ذلت و بی‌پناهی ملت خواندند و خاطرنشان کردند: در آن صورت سرنوشت ایرانِ ما همچون دوران رژیم پهلوی یا کشورهایی همچون عربستان می شود که امریکا بر سرنوشت و منابع و منافعشان مسلط شده است.
 
ایشان همچنین در توصیه‌ای درباره راهپیمایی ۲۲ بهمن افزودند: ممکن است کسانی به هر دلیل و منطق و مبنایی، از فلان مسئول یا فلان آقا خوششان نیاید اما نباید با شعار دادن بر ضد او، راهپیمایی را به مظهر اختلاف و درگیری تبدیل کنند چرا که این حرکت پرشور ملی باید همچنان با عظمت و وحدت ادامه یابد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، فردای کشور و جوانان و ملت را به مراتب بهتر از امروز خواندند و تأکید کردند: در سایه توکل، احساس مسئولیت و عمل مردم و مسئولان به وظایف خود، پروردگار با لطف و عنایت خویش، راه را برای ملت ایران باز خواهد کرد.
 
پیش از سخنان فرمانده کل قوا، امیر سرتیپ نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش با بیان گزارشی از دستاوردها و توانمندی‌های این نیرو در حوزه‌های مختلف، گفت: کارکنان غیرتمند نیروهوایی و قرارگاه پدافند هوایی با تمسک به سیره شهیدان و مدافعان حرم برای دفاع از عزت و مرزهای ایران اسلامی آمادگی کامل دارند.
منتشرشده در سیاسی
گروه سیاسی-رجانیوز:پروژه ای دیگر برای تحمیل خواسته های غرب به مردم و نظام اسلامی شروع شده است. بزدلان سیاسی که دیروز می گفتند: «مذاکره ای که بعد هر مذاکره تحریم های بیشتری را بوجود آورد نیاز به شجاعت ندارد» حالا که بازهم از توافق با غربی ها فقط تحریم و تحقیر عایدشان شده، برای تحمیل خسارت های محضی دیگر دست به کار شده اند تا شاید اینبار غرب به آنها لبخند بزند.
 
قبلا در فضای مجازی گمانه زنی هایی در خصوص نامه عجز و لابه تعدادی از وزرا به رهبرانقلاب برای پذیرش خواسته های دشمن به بهانه سخت بودن شرایط اقتصادی کشور شنیده شده بود. امروز محمد شریعتمداری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تایید کرد که تعدادی از وزرا در نامه ای به رهبرانقلاب خواستار تسریع در تصویب FATF  شدند! شریعتمداری خود به سرعت از زیر بار مسئولیت این نامه شانه خالی میکند و میگوید من جزو انها نبودم! اما کدام وزرای غرب گرا بار دیگر دست روی دست گذاشته و به جای رتق و فتق امور چشم به امید دشمن به این نامه نویسی پرداخته اند؟
 
به گزارشرجانیوز: در اتاق عملیات جنگ اقتصادی دشمنان ایران سخت مشغول کار هستند تا عرصه را برای مردم کشورمان سخت کرده و دولت ایران را مجبور به عبور از منافع ملی و مولفه های قدرت ساز خود کند. در مقابل نیز گویا وزرای ناکارآمد دولت روحانی راهی جز تسلیم شدن و اعتماد به فریب‌ها و دغل گویی های دشمن بلد نیستند.
 
شنیده ها حاکی است 8تن از وزرای روحانی که سردسته آنها را با جرات میتوان محمدجواد ظریف دانست پای این نامه را امضا کرده اند. این رخداد درحالی است که ظریف قبلا در مجلس اعتراف کرده بود که پذیرش تعهدات داده شده در لوایح چهارگانه هیچ تضمینی برای رفع مسکلات مالی و بانکی ناشی از تحریم ها ندارد.
 
دیروز که امضای کری تضمین بود نتیجه ای جز رسوایی و بدعهدی دشمن را در پی نداشت، از پیش پیداست که پذیرش لوایح استعماری دشمن که غرب گرایان به صراحت آن را بدون ضمانت می دانند قرار نیست دردی از درد مردم کم کند. اما با این وجود آنها حاضر نیستند از هیچ کاری در تحمیل خواسته های قدرت های زورگو مضایقه کنند.
 
«پانا» خبرگزاری وابسته به دولت از قول یک منبع موثق در وزارت امور خارجه امضایمحمد جواد ظریف،‌ وزیر امور خارجه، را تأیید کرد.  پانا نوشته : «همچنین برخی منابع دولتی نیز امضایفرهاد دژپسند، وزیر اقتصاد، را تایید کردند». گفته شده این نامه سه ماه قبل نوشته شده است.
 
این رسانه به نقل از یک عضو هیات رئیسه مجلس می گوید:«علاوه بر این دو وزیر،بیژن نامدار زنگنه،وزیر نفت،رضا رحمانی،وزیر صنعت، معدن و تجارت،رضا اردکانیان،وزیر نیرو،محمود حجتی،وزیر جهاد کشاورزی،محمد شریعتمداری،وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ومحمد اسلامی، وزیر راه و شهرسازی نیز این نامه را امضا کرده‌اند.»
 
 
محمدایمانی عضوشورای سردبیری کیهان در مطلبی با عنوان «یک نامه؛ یک خط پاسخ و سکوت عمیق امضا کنندگان» خبر از پاسخ یک خطی رهبرانقلاب داده است: « چه تضمینی هست که تحریم ها را بردارند و دوباره عهدشکنی نکنند؟!» اما در قبال این سوال مهم جوابی جز سکوت دیده نشده است.
 
ایمانی در یادداشت خود نوشته است: « نامه ای را  که جلوشان گذاشته شده، امضا می کنند؛ با این مضمون: با ملاحظه "مصلحت"، به "مجمع" بفرمایید در بررسی و تصویب دو خواست باقی مانده FATF (الحاق به کنوانسیون پالرمو و CFT) تسریع شود. پاسخ، یک خط سوال ساده است: چه تضمینی هست که تحریم ها را بردارند و دوباره عهدشکنی نکنند؟!این سوال حکیمانه و مصلحت سنجانه، هیچ پاسخی ندارد؛ هیچ پاسخی! ... امضا کنندگانِ نامه پخت و پز شده در جایی دیگر، به سکوتی عمیق فرو می روند. حرف حساب، جواب ندارد.
 
اگر از سفارش دهنده اصلی نامه نمی ترسیدند، حتما می گفتند که ما هم، با تردید به وعده دشمنان سابقه دار در خدعه و عهد شکنی می نگریم؛ بلکه مطمئنیم این بار نیز فقط قصد خدعه دارند. اما آنها فقط وظیفه داشته اند پای نامه مهندسی شده در جای دیگر را امضا کنند و نه بیشتر.مگر وقتی فلان مقام بانکی و اتمی گفتند طرف مقابل دبه می کند و عایدی ما از توافق تقریبا هیچ بوده، توسط همان پخت و پز کننده نامه اخیر مواخذه و توبیخ نشدند؟! آنها باید ماشین امضا باشند و نه بیشتر!کار چاق کن های اصلی پس از همه وعده های  فریبنده، اکنون مجبورند بگویند«تضمین نمی‌دهیم مشکلات اقتصادی حل شود»!این تحیّر ناشی از اعتماد به دشمن، تداعی حسن ظن آدم ابو البشر به شیطان است و این بیان حکیمانه امیر مومنان علیه السلام در خطبه اول نهج البلاغه که : «فباع الیقین بشکه. یقین و اطمینان را فروخت و تردید و شک را خرید».»
 
به خط کردن وزرای اقتصادی دولت برای بحرانی نشان دادن وضعیت و ادعای نداشتن راهی جز پذیرش تعهدات خواسته شده توسط گروه اقدام مالی درحالی است که تجربه برجام هنوز پیش روی دولتمردان است.
 
این نامه که یادآور نامه غرب زده های مجلس ششم در فشار به رهبرانقلاب برای پذیرش جام زهر است درحالی نوشته شده که اقدام جدی از جانب دولتی ها برای رسیدگی به معیشت مردم در جنگ اقتصادی دیده نمیشود. مشخص نیست آیا در این نامه صرفا تقاضا برای ورود رهبرانقلاب جهت تصویب لوایح مورد نظر FATF آمده و یا تقاضاهای دیگری نیز در آن ذکر شده است. گفتنی است برخی تحلیل گران اصلاح طلب موضوع مذاکره مجدد با آمریکایی که برجام را هم زیر پا گذاشته‌اند در رسانه های خود پیگیری میکنند.
 
 
صحبت های پژمان‌فر، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی درباره جزئیات اظهارات بیژن زنگنه وزیر نفت در جلسه شنبه هفته قبل (۲۲ دی) کمیسیون تلفیق مجلس نیز گامانه زنی ها در خصوص پروژه غرب گرایان را تقویت کرده است.این نماینده مجلس خبرداد:« وزیر نفت در این جلسه عنوان کرد که «در عرضه‌های قبلی نفت در بورس انرژی، خودمان به خریداران اعلام کردیم که از بورس انرژی نفت خام را خریداری کنند، اما از این به بعد می‌گوییم از این بازار خریداری نکنند» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تا ‌‌‌‌مشخص شود ‌بورس تا چه حد توانایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ جذب مشتری برای محموله‌های نفت را دارد.»
 
زنگنه درحالی میگوید که خودش چراغ سبز نخریدن نفت توسط مشتریان بورس را داده است که در آبان ماه سال 97، 1میلیون بشکه نفت کشور در بورس انرژی ایران عرضه شد و توسط بخش خصوصی خریداری شد. این اتفاق نشان داد علی‌رغم بی‌انگیزگی مدیریت امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران به فروش نفت در بورس، اگر عرضه نفت در بورس به شکلی صحیح صورت پذیرد بخش خصوصی از آن استقبال خواهدکرد.
 
اما علیرغم موفقیت این راهکار ضدتحریمی در گام نخست و الزام مجدد شورای عالی هماهنگی اقتصادی به عرضه نفت در بورس، به دلایلی نامعلوم اجرای این راهکار از سوی وزارت نفت با تعللی دو ماهه روبرو شد و پس از دو ماه سومین عرضه نفت در بورس اتفاق خواهد افتاد.
 
سومین مرحله از عرضه نفت در بورس، روز گذشته در بورس انرژی صورت گرفت اما برخلاف دو مرحله گذشته، نفت ایران خریداری در بورس نفت پیدا نکرد. این رخداد درحالی به وقوع پیوست که زنگنه گفته بود مانع خریده شدن نفت ایران در بورس می شود.
منتشرشده در سیاسی

به گزارش جهان نيوز، بخشی از کتاب «فتنه تغلّب» که در آستانه سالگرد یوم‌الله ۹ دی از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شد، به یادداشت بلند و تحلیلی علیرضا شعبان شمیرانی اختصاص دارد که در آن، ابعاد مدیریتی رهبر انقلاب در فتنه ۸۸ واکاوی شده است.

***
یکی دیگر از اموری که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود و آن را باید یکی از ابعاد فتنه ۸۸ محسوب کرد، برخی از مسئله‌سازی‌هایی بود که از سوی دولت انجام می‌شد.
یکی دیگر از اموری که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود و آن را باید یکی از ابعاد فتنه ۸۸ محسوب کرد، برخی از مسئله‌سازی‌هایی بود که از سوی دولت انجام می‌شد.
ممکن است در مواجهه با این پرسش بلافاصله مسئله «خس و خاشاک» به ذهن متبادر شود؛ در صورتی که مقصود این روایت از مسئله‌سازی‌های دولت وقت، این موضوع نیست؛ چرا که صرف‌نظر از اینکه در آن تجمع از چه ادبیاتی استفاده شد و مقصود از آنچه بود، اگر قرار باشد در مورد تجمع ۲۴ خرداد در میدان ولی‌عصر، پرسشی مطرح شود آن است که چرا آقای احمدی‌نژاد بدون دعوت و هماهنگی در تجمع شرکت و سخنرانی کرد؟ بلکه مقصود از مسئله‌سازی، اصرار بر استفاده از آقای مشایی در سمت معاونت اولی رئیس جمهور و مقاومت پرهزینه در برابر خیرخواهی رهبر انقلاب در آن شرایط بغرنج بود؛ یعنی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده بودند تا فته پابرجا بماند. یادمان نمی‌رود مسئله به عزل دو وزیر توسط رئیس جمهور هم منجر شد؛ در وضعیتی که کشور با تبعات امنیتی خطرناک ناشی از فتنه پس از انتخابات دست به گریبان بود، وزیر اطلاعات عزل می‌شود. این حاشیه‌سازی‌ها ضمن اینکه مشکلات واقعی را بر سر راه دفع فتنه ایجاد می‌کرد، می‌توانست به انحراف در تشخیص حق از باطل و شناخت راه از چاه منجر شود، حاشیه را بر متن حاکم کند و بخشی از انرژی نظام را متوجه خود کند که متأسفانه چنین شد.

اگر به بیانات آن زمان رهبر انقلاب مراجعه کنیم می‌بینیم که یکی از محورهای اصلی تأکید ایشان، تبیین و روشنگری نسبت به انتخابات و مسائل پیرامون آن بوده است. آقا در دیدارهای کاری‌شان هم مؤکداً از رؤسای قوا در مسئولین نهادهای مختلف می‌خواستند سکوت نکنند و با متانت و استدلال و البته صراحت و قاطعیت با جامعه به ویژه نخبگان سخن گویند. بر این اساس به مناسبت تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهوری که در آن جمعی از شخصیت‌ها از سراسر کشور به تهران دعوت شده بودند، فرصت خوبی برای تأمین خواست ایشان مبنی بر تبیین مسائل مربوط به انتخابات بود؛ فلذا جلسه‌ای قبل از مراسم تنفیذ با حضور جمعی از اعضای خبرگان در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل می‌شود تا درباره مسائل انتخابات هم‌اندیشی شود. در ابتدای جلسه آقای جلیلی شروع می‌کند به تبیین ابعاد پیچیده و خطرناک فتنه و راهکارهایی را برای روشنگری مطرح می‌کند و از علمای حاضر درخواست می‌کند نظراتشان را بگویند. ابتدا آقای علم‌الهدی شروع به سخن می‌کند و فارغ از طرح موضوع جلسه می‌گوید: آقای جلیلی! چرا آقای احمدی‌نژاد برای آقای مشایی حکم معاون اولی را زد؟ بعد آقای فاکر و آقای حسینی بوشهری و آقای سیداحمد خاتمی و… شروع می‌کنند از همین نوع مباحث را مطرح کردن و تقریباً وقت جلسه به مسئله آقای مشایی می‌گذرد؛ یعنی حاشیه‌سازی رئیس جمهور وقت، حتی ذهن و وقت این آقایان را که موضع صریح و درستی نسبت به فتنه داشتند به خود مشغول می‌کند و مانع از تمرکز اذهان بر مسئله اصلی می‌شود.

به عبارت دیگر، می‌توان سوال کرد آیا آقای احمدی‌نژاد با مسئله‌سازی در اوج فتنه ۸۸ (انتصاب آقای مشایی و عزل وزیر اطلاعات) خون تازه‌ای در کالبد این اسب سرکش تزریق نکرد؟

یکی از پرسش‌های تأمل برانگیز آن است که چرا در آن وضعیت پیچ در پیچ و در شرایطی که آقای احمدی‌نژاد در انتخاباتی با بالاترین میزان مشارکت و رقابت، پیروز انتخابات شده، رهبر انقلاب از طرفی محکم در برابر ادعای غیرمستند تقلب و تقاضای غیرقانونی ابطال انتخابات می‌ایستند و از طرف دیگر بر لزوم عدم استفاده از فردی مسئله‌آفرین در سمت معاون رئیس جمهور اصرار می‌کنند؟

در پاسخ باید گفت که این دو سوال می‌تواند منشأ تحقیقات کاربردی و شخصیت‌شناسی و تجزیه و تحلیل سیاست و رهبری دینی از غیردینی در ایران شود و نباید انتظار داشت که در این مجال کوتاه ابعاد مختلف نظری و مستندات عینی آن بازگو شود؛ ولی آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید. در این خصوص به چند سرفصل مهم در قالب سوال و سپس پاسخ موجز آن برای اندیشیدن و بررسی بیشتر اشاره می‌شود.

نخست آنکه ممکن است پرسیده شود چرا رهبر انقلاب در برابر ابطال انتخابات سال ۸۸ ایستادند؟ اگر فرد دیگری رأی آورده بود موضعشان تغییر نمی‌کرد؟ پاسخ آن است که به همان دلیلی که ایشان در برابر تقاضای ابطال انتخابات در دوم خرداد (که از سوی وزیر اطلاعات دولت آقای هاشمی رفسنجانی درخواست شده بود) ایستادند و با طرح کننده تقاضای ابطال انتخابات به تعبیر خودشان آن چنان برخورد کردند که هنوز فراموش نشده است. آیا کسی حتی از طرفداران آقای خاتمی می‌تواند مدعی شود که مخالفت ایشان به دلیل رأی آوردن آقای خاتمی بوده است؟ آیا پس از برگزاری انتخابات مجلس ششم در سال ۷۸ و رأی آوردن ساختارشکن‌ترین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تهران، ایشان با ابطال نتیجه انتخابات تهران به دلیل فقدان مستندات کافی مخالفت نکردند؟ (نتیجه بازشماری حدود بیست درصد از آرا، بیانگر تخلفات غیرمؤثر بر نتیجه کلی بود و تغییر اندکی را به دنبال داشت).

آیا ایشان به لیست ساختارشکن نامزدهای تهران رأی داده بودند که به دلیل اعلام رأی‌آوری آنها، از نتیجه انتخابات دفاع می‌کردند؟ اگر برای ایشان رأی‌آوری زید و عمرو موضوعیت داشت چرا در همان انتخابات دوم خرداد به جای اصرار بر مشارکت حداکثری و انتخاب آزاد مردم، به پیشنهاد انتخابات با مشارکت محدود توسط برخی از افرادی که در سال ۸۸ طرفدار رأی مردم شدند تن ندادند؟ اگر برای ایشان رأی نیاوردن این نامزد و آن نامزد موضوعیت داشت، چرا در انتخابات سال ۹۲ بر مشارکت همه واجدان شرایط حتی آنها که جمهوری اسلامی و رهبری را قبول ندارند تأکید کردند؟ اگر دفاع از انتخابات، به علت این بود که آقا فرد پیروز را می‌پسندیدند، پس از انتخابات سال ۹۶ در بیانات عمومی و علنی خود، سخن اعتراضی برخی از افراد شاخص را بازگو نمی‌کردند که عده‌ای می‌گویند چرا همه مردم را دعوت به مشارکت حداکثری کردید که نتیجه‌اش ناپسند باشد و آنگاه در دفاع از دعوت و تشویق همه برای شرکت در پای صندوقهای رأی، پاسخ خودشان را به این قبیل دیدگاه‌ها بازگو نمی‌کردند که خب شما هم کاری کنید که مردم به فرد مورد پسندتان رأی دهند.

نتیجه منطقی همه این نمونه‌های تاریخی نشان‌دهنده و تأییدکننده این حقیقت است که در همه انتخاباتی که جمعی به نتایج اعلام شده آن اعتراض داشتند، ایستادگی نظام بر دفاع از رأی مردم استوار بوده است، نه تأیید فرد یا افراد منتخب؛ اگرچه در برخی از این انتخابات افرادی رأی آورده باشند که حتی رهبری نظام هم گفتمان و یا ممشایشان را قبول نداشته باشند. علت آن هم روشن است: جمهوری اسلامی باید امانت‌دار رأی مردم به عنوان حق‌الناس باشد و نه آنچه این و آن و حتی خودش می‌خواهد و می‌پسندد. برگزار کنندگان انتخابات مؤظفند نام فردی را به عنوان پیروز در انتخابات اعلام کنند که اکثریت مردم رأی داده‌اند حتی اگرچه برخی مواضع و رفتارهای فرد منتخب غلط بود ارکان نظام به آن معترض باشند.

در بیان سرفصل دوم و از منظری دیگر، می‌توان سوال را این گونه مطرح کرد: اگر ایستادگی رهبر انقلاب در برابر ادعای تقلب برای جلوگیری از تغییر نتیجه آرا بود، چرا مدعیان تقلب (حتی با وجود حضور افرادی همچون گودرز افتخار جهرمی که پیشینه روشنی در هماهنگی فکری و سیاسی با جریان مخالف فرد پیروز در انتخابات داشت) حاضر نشدند به بازشماری صندوق‌ها تن دهند؟ مگر آقایان فراموش کرده‌اند وقتی در پایان جلسه نمایندگان ستادهای نامزدهای انتخابات، نماینده‌ای از ستاد آقای کروبی خطاب به رهبر انقلاب می‌گوید شما به شورای نگهبان بفرمائید بازشماری با حضور نمایندگان نامزدها انجام شود، رهبر انقلاب ضمن بلااشکال دانستن آن از چند تن از اعضای شورای نگهبان که در جلسه حاضر بودند می‌خواهند طبق پیشنهاد داده شده عمل کنند؟ چرا نامزدهای معترض از انجام آن سر باز زدند؟
از سوی دیگر با تلاش جمعی از دلسوزان انقلاب و افراد فاقد تصلب جناحی که اتفاقاً برخی از آنها از حامیان و حتی طرف‌های مشورت آقای موسوی برای نامزدی در انتخابات بودند و با پیشنهاد دوتن از وزرای اسبق کشور و اعضای کمیته به اصطلاح صیانت از آرا و موافقت آقای موسوی، (علاوه بر مسئله بازشماری) طرحی برای بررسی سلامت آرا مانند چک کردن تعرفه‌ها و احراز هویت رأی‌دهندگان و… تهیه می‌شود و در مذاکره افراد رایزن، موافقت شورای نگهبان هم با اجرای آن جلب می‌شود. چرا پس از مکتوب شدن پیشنهاد و فراهم‌سازی اجرای آن، آقایان مدعی زیر حرف و متن و پیشنهاد خود می‌زنند و با زبان حال می‌گویند مرغ یک پا دارد؟ آیا این قبیل انعطاف‌های نظام و آمادگی برای اقدامات اعتمادساز اضافی برای شفاف شدن واقعیت صندوقهای رأی، بیانگر آن نبوده که ایستادگی بر حفظ آرا مردم، موضوعیت داشته است و نه پیروزی این نامزد یا آن نامزد؟

به عنوان سومین سرفصل به این مطلب اشاره می‌شود که در روزها و هفته‌های پس از انتخابات، عده‌ای از خواص، دچار توهم و یا تغافل بودند و در جلسات خصوصی اظهار می‌کردند که چرا رهبری باید هزینه رفتارهای آقای احمدی‌نژاد را بپردازد. این القائات نادرست حتی با ظاهری دلسوزانه به دفتر رهبر انقلاب هم رسیده بود؛ از جمله آنکه حدود دو هفته پس از انتخابات، آقای ابوالفضل فاتح که از مشاوران آقای موسوی بود و با دفتر رهبر انقلاب نیز مراوده داشت، در دیدار با یکی از مسئولین دفتر ضمن صحبتهای خود مدعی می‌شود که آقای مهندس معتقد است رهبری روی آقای احمدی‌نژاد حساب زیادی باز کرده‌اند، درحالی که او نمی‌تواند کاری را که ایشان می‌خواهد برایشان انجام دهد.

/ / / / / / / / / / / / / / / / / /
چنین القائات سوئی که بی‌اساس بودنش برای گویندگان آن اظهرمن الشمس بود و در متن پیش‌رو به موارد متعددی از نقض آن استشهاد شده، یکی از ابعاد پنهان فتنه بود. کیست که نداند رهبر انقلاب بی‌دریغ و به طور کامل از همه رؤسای جمهور در دوران مسئولیتشان دفاع کرده‌اند؛ چه آنها که گفتمانشان را قبول نداشتند و چه آنها که مانند رئیس جمهور نهم، گفتمانشان را منطبق با آرمانهای انقلاب و امام می‌دانستند و اتفاقاً چون برای ایشان، گفتمان امام و انقلاب اصالت داشت ابائی نداشتند که آشکارا نسبت به عملکردهای مغایر با گفتمان انقلاب وی موضع بگیرند و واکنش نشان دهند. علاوه برآن نباید این بیان صریح آقا را از یاد برد که رهبری از مواضع و اقدامات سنجیده و طبق موازین عقلانی و انقلابی و شرعی و قانونی رؤسای جمهور و دولت‌ها دفاع می‌کند و نه هر موضع. برای مزید اطلاع همگان شایسته است به موردی اشاره شود تا بیش از پیش آشکار شود که رهبرانقلاب در معرض چه پیشنهادهای ظاهرپسندی و با چه منطقی با آن مواجه شدند.

سال ۸۸ در جلسه‌ای یکی از دولتمردان کنونی، برخی دیدگاه‌های انتقادی نسبت به حمایت آقا از رئیس جمهور را بازگو و خطاب به رهبر و انقلاب می‌گوید دوستان ما معتقدند با توجه به هزینه‌هایی که آقای احمدی نژاد برای کشور و رهبری ایجاد کرده و اینکه دغدغه حضرتعالی حمایت از گفتمان انقلابی بوده است و نه حمایت از شخص آقای احمدی نژاد، آیا امکان این وجود نداشت که فرد دیگری با گفتمان انقلابی را با هزینه‌های کمتر پیدا کرد و با سرمایه‌گذاری، او را وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری کرد؟

رهبر انقلاب ضمن شرح چرایی و چگونگی حمایت از رؤسای جمهور و دولتهای مستقر ازجمله اظهار می‌دارند: «از آقای احمدی‌نژاد که من در طول این چهار سال حمایت کردم، همان‌طوری که شما نقل کردید از قول دوستان، همیشه حمایت از آن مطالبی بوده که در عمل او با اظهارات او معتقد بودم از اصالت‌های انقلاب است. این چیزی بوده که خودم را موظف می‌دانستم که از اینها حمایت کنم؛ ما در طول آن دوره‌های قبل به تدریج و گاهی با سرعت زیاد، گاهی با سرعت کم به سمت فراموش شدن بسیاری از مبانی انقلاب می‌رفتیم؛ این نه فقط در سطوح روزنامه‌ای و مطبوعاتی بود، در سطوح بالا هم وجود داشت. …از رؤسای جمهور من همیشه حمایت کردم حتی از رئیس جمهوری که ممشایش را قبول نداشتم همیشه حمایت کردم… حمایتهای من از او حمایت از مبانی است؛ به قول شما حمایت از گفتمان است، نه از شخص… [شما می‌گوئید] آیا کس دیگری نبود که روی او سرمایه‌گذاری کنید؟ اگر کسی به طور طبیعی می‌آمد چه اشکالی داشت [اما] من کسی را تربیت نمی‌کنم برای ریاست جمهوری؛ این نه جزو وظایف من است و نه می‌توانم این کار را بکنم. اگر چنانچه من یک چنین کاری را بکنم فردای آن روز مورد اعتراض یک جمع دیگری از قبیل شما قرار می‌گیرم که شما یک کسی را به قول فرنگی‌ها لانسه کردید برای ریاست جمهوری. من این کار را نمی‌کنم، نمی‌شود هم بکنم، معنی هم ندارد.»

به هر حال بررسی نوع حمایتهای رهبر انقلاب از رؤسای جمهور گذشته و حال و مقایسه آن می‌تواند بیانگر حقایق معناداری باشد. شایسته است پژوهشگران بررسی کنند رهبر انقلاب از چهار رئیس جمهور دوران رهبری‌شان، چه نوع حمایتی داشتند؟ و یا از شخصیت حقیقی کدام یک از رؤسای جمهور بیشترین و کمترین تجلیل و تنقید را کرده‌اند؟ و یا دوره اول یک رئیس جمهور از جهت نوع دفاع رهبری و یا تعداد دفعات نام بردن از شخص وی با دوره دوم همان فرد مقایسه شود که آیا تغییری داشته است یا خیر؟ مثلاً آیا رهبر انقلاب برخلاف دوره نهم در دهمین دوره ریاست جمهوری از شخص حقیقی آقای احمدی‌نژاد نام برده‌اند؟ به هر حال صرف‌نظر از این قبیل پژوهش‌ها، آیا همین که در آن شرایط طوفانی، رهبر انقلاب از رئیس جمهور می‌خواهند بنا بر مصالحی، از فردی برای سمت معاون اولی استفاده نکند، جز این است که نشان می‌دهد آقا با هیچکس عقد اخوت نبسته‌اند؛ خواه رئیس جمهور مستقر باشد یا رؤسای جمهور و مجلس و نخست‌وزیر سابق، خواه این جریان سیاسی باشد یا آن جریان سیاسی؟ آیا این نوع برخورد ایشان، در مورد دیگر رؤسای جمهور و حتی مسئولین دیگر، بی‌سابقه نیست؟ رهبر انقلاب در اوج دوران فتنه در جلسه‌ای یادآوری نمودند که دأب من این نبوده است که در جلسه‌ای علنی و در حضور فرد مسئولی، از همان فرد انتقاد کنم و کارش را نادرست شما ولی در خطبه‌های نماز جمعه این کار را کردم و اقدام آقای احمدی‌نژاد و مناظره‌های انتخاباتی را نفی و از آن انتقاد کردم.

سوال این است که چرا این واقعیت نادیده گرفته می‌شود؟ آیا همه جهانیان ندیدند و نشنیدند که رهبر انقلاب در کوران تبلیغات انتخابات و فردای مناظره آقای احمدی‌نژاد و آقای موسوی، در حرم امام خمینی (قدس سره) از برخی حرفهای زده شده در مناظره شب قبل به ویژه از ادعاهای اثبات نشده آقای احمدی‌نژاد انتقاد و به آن اعتراض کردند؟

به گفته یکی از فرزندان رهبر انقلاب، ایشان که قبل از مناظره‌ها احتمال داده بودند آقای احمدی‌نژاد بنا دارد از اشخاصی نام ببرد، به طور مشخص آقای احمدی‌نژاد را از این کار نهی کرده بودند. علاوه بر آن، در حرم امام خمینی (قدس سره) نیز قبل از اینکه رهبر انقلاب برای ایراد بیاناتشان در جایگاه قرار گیرند با ناراحتی به آقای احمدی‌نژاد عتاب کردند: مگر من به شما نگفته بودم که از افراد اسم نبرید؟ چرا اسم بردید؟

نکته جالب دیگر اینکه پس از پایان بیانات رهبر انقلاب و به هنگام ترک حرم امام، آقای هاشمی رفسنجانی که از سخنان رهبر انقلاب خوشحال به نظر می‌رسید به یکی از فرزندان رهبر انقلاب می‌گویند صحبتهای آقا انصافاً خیلی خوب و کامل بود.
به هرحال سوال برای پرسیدن و حرف برای گفتن زیاد است و به یک سوال دیگر اکتفا می‌شود: آیا کسی فراموش کرده است به رغم آنکه آقای هاشمی رفسنجانی از ابتدا موضع منفی نسبت به دولت نهم داشته و آقای احمدی‌نژاد نیز در جریان مناظره‌های انتخاباتی، محوریت مخالفت با خودش و حتی اداره آقای موسوی را به آقای هاشمی نسبت داده بود، رهبر انقلاب مجدداً آقای هاشمی را پس از انتخابات سال ۸۸ به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند؟ چرا عده‌ای خود را به تجاهل می‌زنند و بر این اقدامات چشم می‌بندند؟
آیا وجود این قبیل شواهد و مستندات تاریخی جایی برای انکار این حقیقت باقی می‌گذارد که در جمهوری اسلامی میزان رأی مردم است نه خواست این و آن؟

رهبر انقلاب غیر از جلسات کاری مرسوم و همیشگی خود، در دوران فتنه نیز (همچون دیگر ایام سال) دیدارهای خصوصی با افراد و جمع‌های مختلف که بعضاً متقاضی دیدار با ایشان بودند، داشتند. در حقیقت ایشان در این گونه جلسات، پس از شنیدن تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها و نیز ابهامات و انتقادها و اعتراض‌های احتمالی به آنچه در کشور می‌گذرد، در مقام تبیین واقعیت صحنه، نکاتی را مطرح می‌کنند. معمولاً در این جلسات (که اصولاً تکلف جلسات کاری را ندارد و بیشتر از نوع گفتگو است) آقا از حاضران می‌خواهند بدون ملاحظه این و آن، صادقانه و خالصانه حرف دلشان را بگویند و حاضران نیز با صراحت مطالبشان را می‌گویند. مشاهده یا مطالعه متن این قبیل دیدارها به ویژه در دوران فتنه نشان می‌دهد برخی از مطالب گفته شده آن چنان صریح و متفاوت با نظر و نگاه رهبر انقلاب بوده که گویندگان در ابتدا و یا انتهای سخن خود، از ایشان عذرخواهی کرده‌اند و این در حالی است که آقا خوششان می‌آید که افراد، صریح و بدون لکنت با ایشان سخن بگویند و البته در صورت لزوم و بدون رودربایستی به مطالب گفته شده پاسخ می‌دهند. ترغیب آقا به سخن گفتن بدون لکنت حاضران در موارد متعددی منجر به فاش‌گویی آنها شده است. یادآوری چند نمونه شاهدی بر سیره ایشان است.

آقا در ابتدای جلسه‌ای که نمایندگان ستاد نامزدهای معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸ در آن حضور داشتند، از آنها می‌خواهند: «از هرکدام از این مجموعه‌های چندگانه یک نفر حرف دلش و آن چیزی را که در اعماق روحش هست، همان را در دقایق کوتاهی بر زبان بیاورد. هیچ تقیّه و ملاحظه‌ای هم نکنید؛ نه از من و نه از دیگر مجموعه‌هایی که اینجا هستند.». این رویکرد موجب می‌شود آقای الویری به عنوان نماینده ستاد آقای کروبی بگوید: «من بنا نداشتم همه حرف‌ها را بزنم ولی چون جنابعالی فرمودید که تقیّه نکنید آنچه را باید میگویم.» آقای بهشتی نیز به عنوان نماینده ستاد آقای موسوی تأکید می‌کند: «حقیقتش این است که من می‌خواستم سخنی نگویم آقا فرمودید که سخن دل را در اینجا مطرح کنم.»

همچنین رهبر انقلاب در جلسه دیگری که یک ماه پس از انتخابات به درخواست جمع محدودی از فضلای حوزه علمیه قم تشکیل شده بود، در ابتدا تأکید می‌کنند: «اگر نکته‌ای هست، صریح و بی‌پرده و بدون هیچ ملاحظه‌ای در میان بگذارید… وقت موسعی هم من گذاشتم که آقایان تنگنا نداشته باشید در گفتن و شنیدن و مفصل بیان کنید؛ حالا اگروقتی باقی ماند و لازم بود من حرفی بزنم، من هم خواهم گفت، اگر چنانچه وقتی باقی نماند که خب هیچی، ما حرفهای شما را می‌شنویم؛ مغتنم است برای ما که حرف آقایان را بشنویم.»

اولین نفر از جمع حاضر در ابتدای سخن خود می‌گوید: «قبل از اینکه وارد بحث شوم من عذرخواهی داشته باشم از صراحت و ادبیاتی که ممکن است در یک قسمتهایی باشد.» و آنگاه با صراحت آنچه که لازم می‌داند را می‌گوید و رهبر انقلاب نیز نظرات خود را در خصوص مطالب طرح شده با صراحت بیان می‌کنند. در ادامه یکی از حاضران مطالبی را مطرح می‌کند و آقا ابتدا تأکید می‌کنند: «من در بخشی از این مسائلی که فرمودید اختلاف‌نظر جدی با شما دارم؛ واقعاً نگاه من با این نگاهی که شما دارید نسبت به این مسئله کاملاً متفاوت است؛ البته بعضی‌هایش درست است.»؛ آنگاه به نقد و از مطالب گفته شده می‌پردازند. در این میان به طور مکرر فرد موردنظر در پاسخ به پرسش رهبر انقلاب و یا ابتدا به ساکن در نقد دیدگاه آقا و تأیید موضع خود سخن می‌گوید و این «قلت وان قلت‌ها، بین او با رهبر انقلاب، پانزده بار تکرار می‌شود. درحالی‌که فضای سنگینی بر جلسه حاکم می‌شود و برخی از حاضران این نوع مواجهه با آقا را نمی‌پسندند، در پایان این بخش از گفت و شنود، رهبر انقلاب فرد مورد نظر را به اسم کوچک خطاب و تصریح می‌کنند: «شما بالاخره برای ما همان حاج آقا … هستید. فرقی نکردید؛ مبادا شما خیال کنید که حالا چون یک چیزی گفتید که برخلاف نظر من بوده [نظرم درباره شما فرق کرده]؛ هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو.»

از سوی دیگر آقای محمدرضا سنگری از اهالی فرهنگ و ادب خاطره شنیدنی از شب شعر سال ۸۸ نقل می‌کند. او می‌گوید در شب شعر سال ۸۸ که در اوج حوادث پس از انتخابات بودیم، یکی از دوستان شاعر از برخی دیگر از شعرا که موضع متفاوتی در رابطه با انتخابات پیدا کرده بودند نام آورد و به آقا گفت اینها فرزندان شما هستند و به شما علاقه دارند. در واکنش به این گفته، آقا در حرکتی زیبا، لبه عبایشان را بالا گرفتند و گفتند از این طرف که منم، راه کاروان باز است.
چرا فکر می‌کنیم حمایت از این نامزد یا آن نامزد معیاری برای ارزیابی اعتقاد و تعلق خاطر افراد به انقلاب و رهبری است؟ آیا چنین تصوری، نادرست نیست؟ و اگر از موضع و به بهانه دفاع از نظام و رهبری باشد، ظلم به نظام و رهبری نیست؟ متأسفانه بی‌اطلاعی و یا تجاهل نسبت به رویکردها و معیارهای رهبری معظم، همیشه مشکل‌ساز بوده است. از نظر آقا، مهم آن است که انسان نزد خداوند برای حرف‌ها و کارهایش حجت داشته باشد. ایشان به کرات به افراد و مسئولین، خصوصی و علنی تأکید کرده‌اند همه کسانی که در انتخابات سال ۸۸ به این تشخیص رسیدند که به چه کسی رأی دهند و به چه کسی رأی ندهند عندالله مأجورند؛ ما به همین دلیل همواره بر ۴۰ میلیون رأی تأکید داشتند نه ۲۴ یا ۱۳ میلیون رأی.

کوتاه سخن آنکه در تعاملات اجتماعی و سیاسی، آیا نباید روش و منش رهبر انقلاب را الگوی خود قرار دهیم؟

همچنان که ملاحظه شد یکی از ویژگی‌های سیره رهبری انقلاب این بوده و هست که افراد و اقشار و گروه‌های مختلف، پیشنهادهای متفاوت و حتی متعارضی درباره چگونگی مواجهه با مسائل کشور به ایشان می‌دهند و هم انتظارات متفاوت و بعضاً متعارضی از ایشان دارند. دلیلش هم آن است که افراد و جریان‌ها، با تفکرات و دغدغه‌های متفاوت، به رهبر انقلاب دسترسی مستقیم و غیرمستقیم داشته و دارند و با دفتر ایشان و مسئولین ذی‌ربط در ارتباط بوده و هستند. به دلیل همین تنوع کانالهای ارتباطی از جمله در موضوع انتخابات سال ۸۸، نظرات و پیشنهادهای متفاوتی با آقا و یا دفترشان در میان گذاشته شده که برخی از آنها ۱۸۰ درجه مغایر نظر رهبر انقلاب بوده و ایشان صرف‌نظر از اینکه چه کسی چه نظری داده است، ضمن توجه به آن، بر اساس موازین و معیارهایی که داشتند و مصالحی که مورد توجه‌شان بوده، موضع و تصمیم گرفته‌اند. در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود.
اقامه نماز جمعه در شرایط به شدت غبارآلود و پرتنش یک هفته پس از انتخابات سال ۸۸، تصمیم قاطع و تعیین‌کننده رهبر انقلاب بود که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برشی مهم در مرزبندی بین دوستان و معتقدان به امام و انقلاب و دشمنان و معارضان ایجاد کرد. بسیاری از دلسوزان و حامیان صادق نظام گرایش‌های متفاوت سیاسی و فعالان مؤمن و مخلص همه نامزدها و طرفداران آنها از آقای احمدی‌نژاد گرفته تا آقای موسوی و آقای کروبی و آقای رضایی، با روشنگری رهبری، وظیفه خود را دانستند و راه را از چاه شناختند و اجازه ندادند مسائل فرعی بر مسائل اصلی حاکم شود. شاهد مثال‌های فراوانی می‌توان برای اثبات این مدعی ارائه کرد؛ از جمله گفته آقای افشین علا از اهالی فرهنگ و هنر در ملاقات با یکی از مسئولین دفتر آقا است که دو روز پس از نماز جمعه ۲۹ خرداد ابراز شد. او در این دیدار می‌گوید من به اتفاق آقای ساعد باقری و … به دلیل اینکه فکر می‌کردیم آقای موسوی مناسب‌تر است، خودجوش خیلی برای او تبلیغ کردیم و واقعاً از آنچه پیش آمد که وی انتخاب نشد، ناراحتیم، اما با نماز جمعه آقا، ما هم گریستیم و نه ما که حتی خانم راکعی هم گریست. از نظر ما انتخابات تمام شده است.

این نماز جمعه و محتوای خطبه‌ها و آثار و نتایج مترتب بر آن و چرایی اقامه آن و دیدگاه‌هایی که در این خصوص وجود داشت، جای شرح و بسط و تحقیق فراوان دارد که در حوصله این متن نمی‌گنجد و با ذکر مقدمه کوتاهی فقط به دو رویکرد متضاد با آنچه اتفاق افتاد اکتفا می‌شود.

در مناسبت‌های مهم که رهبر انقلاب به دنبال اتخاذ موضع و یا تصمیمی هستند، از افراد مختلف نظرخواهی می‌کنند و یا از دفترشان می‌خواهند نظرات و پیشنهادهای مرتبط را به ایشان ارائه کنند. همچنین در این شرایط، شخصیت‌ها و افرادی با سلایق و دیدگاه‌های مختلف به شکل شفاهی یا مکتوب نظرات خود را با رهبر انقلاب یا مسئولین دفتر ایشان در میان می‌گذارند.

پس از اطلاع جمعی از فعالان سیاسی از احتمال حضور رهبر انقلاب در نماز جمعه، مکاتبات و تماس‌های مختلفی با رهبر انقلاب و یا دفتر ایشان صورت می‌گیرد. برخی از این تماس‌ها ناظر به اصل حضور آقا در نماز جمعه و برخی در رابطه با نوع موضع‌گیری ایشان در خطبه‌ها بوده است. درباره اصل حضور ایشان، افرادی اصرار داشتند که ایشان فعلاً به نماز جمعه نروند؛ از جمله یکی از ارادتمندان پا برجای آیت‌الله منتظری که کتابی هم درباره «فقیه عالی‌قدر» نوشته، در ارتباطات خود با یکی از مسئولین دفتر رهبر انقلاب اصرار داشته که آقا به نماز نیایند تا به اصطلاح، آب‌ها از آسیاب بیفتد. این یک نوع انتظار از رهبر انقلاب بود اما انتظار دیگر ناظر به مواضع احتمالی آقا در خطبه‌ها بوده است.

یکی از مسئولین، مطلع شده بود آقا از بخشی از حرف‌های آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی ناراحت هستند و ممکن است در خطبه‌ها واکنش نشان دهند و از افرادی مانند آقای هاشمی دفاع کنند. او یک روز قبل از ایراد خطبه‌های نماز جمعه، نامه‌ای صریح برای رهبر انقلاب می‌نویسد. در بخشی از این نامه آمده است: «مردم با انقلاب عظیم اسلامی مایل بودند طعم اسلام ناب را که اسلام عدالت و امامت است، بچشند و ریشه‌های سلطه‌جویی‌ها، برتری‌جویی‌ها، تکبرورزی‌ها را بسوزانند؛ فرمان امیرالمؤمنین به مالک اشتر را در جامعه خود مشاهده کنند؛ اما در یک برهه‌ای از تاریخ انقلاب به جای اسلام علوی، اسلام اموی را مشاهده کردند؛ مردم نه تنها دیگر ولی نعمت نبودند که حتی در حد رعیت هم به آنها توجه نمی‌شد؛ خاندان‌سالاری جای مردم‌سالاری را گرفت؛ بعضی هر آنچه می‌خواستند، می‌کردند. رهبر عالی‌قدر آن زمان فریاد برآوردند و هشدار دادند، از ظهور نوکیسه‌ها خبر دادند، خطر اشرافی‌گری را مطرح کردند، از ایجاد طبقه جدید ابراز نگرانی کردند و نسبت به فاصله گرفتن مردم از مسئولین هشدار دادند، ولی گوشی بدهکار نبود. انتخابات فعلی، نقطه جدی این دو تفکر و این دو جریان اجتماعی – سیاسی است».

همچنین در یک استفهام انکاری رهبر انقلاب این گونه خطاب قرار گرفته است، «مگر رفع اتهام از افراد بر عهده رهبری است؟ و آن هم در این شرایط حساس و در این تریبون مقدس، قوه قضاییه که متولی بررسی اموال است، اعلام کند؛ چرا رهبری و چرا در این فضا؟».

نویسنده در پایان حرف اصلی خود این گونه نوشته است: «به نظر صلاح آن است که در خطبه‌ها به همان مسائل اساسی و تجلیل از ملت و ترسیم خط حرکت کشور و تذکرات کلی اخلاقی و تذکر نسبت به دشمن خارجی اکتفا شود».

ملاحظه می‌شود که این نامه با چه منطق و صراحتی در موضعیت مغایر با نظر رهبری نوشته شده است. گفتنی است که چنین نگاهی از پشتوانه اجتماعی برخوردار بود. من خود در نماز جمعه بودم و به خاطر می‌آورم مردم مؤمنی که یک هفته شاهد آشوب و بلوا و ناجوانمردانه‌ترین نسبت‌ها به نظام بودند، وقتی رهبر انقلاب درباره آقای هاشمی سخن گفتند، نفس‌ها در سینه‌شان حبس شده بود؛ زیرا انتظار داشتند آقای هاشمی در برابر جفا به نظامی که خود برآمده از آن بود بایستد ولی رهبر انقلاب به رغم تفاوت دیدگاه و روشی که از جمله در انتخابات ۸۸ با آقای هاشمی داشتند، ذره‌ای به خود تردید ندادند که حرف‌های زده شده درباره او از سوی آقای احمدی‌نژاد نادرست و ناروا است و نباید حق را کتمان کرد. بنابراین هیچ‌گاه بر اساس خوشایند اکثریت یا اقلیت موضع و تصمیم نگرفتند. نکته جالب آنکه نویسنده نامه که چنین قاطعانه رهبری را از ورود به این مباحث در نماز جمعه پس از انتخابات باز می‌داشت، بعدها اقرار می‌کند من آن روز تمام زور خودم را زدم که بگویم الان مصلحت نیست از آقای هاشمی دفاع کنید، ولی آقا تشخیص‌شان، تشخیص دیگری بود؛ حالا به این نتیجه رسیده‌ام موضع آن روز آقا درست و مصلحت بود چرا که حجت را بر همه تمام کرد.

مورد دیگر از این خواسته‌های دوگانه از رهبر انقلاب، مربوط به تأیید و عدم تأیید فوری انتخابات بود. دیدگاه اول معتقد به اعلام نتیجه انتخابات در اسرع وقت بود. این دیدگاه با ایستادگی بر موضع حقوقی، فرصت پیش‌بینی شده در قانون را برای دریافت شکایت و رسیدگی طبق فرایند مذکور و نپذیرفتن هر گونه پیشنهاد و اقدام خارج از آن را منطقی و به مصلحت می‌دانست. یکی از حامیان این دیدگاه با طرح استدلال‌های قانونی و سیاسی، در جمع‌بندی نامه خود به رهبر انقلاب چنین می‌نویسد: «رها بودن فضا و امکان بحث و نقل‌ها و زیر سؤال بردن مراجع قانونی و بی‌اعتبار کردن آنها و حفظ هواداران، به نفع آنها است و بسیاری دنبال این کِش دادن‌ها هستند، بیش از این، فضا نباید منتظر بماند، باید طبق راهکار قانونی کشور هر چه زودتر شوای نگهبان نظر قطعی را مطرح کند. اعلام هر چه سریع‌تر نتایج انتخابات می‌تواند بخش اعظم عقبه آن جریان را از پشت سر آنها خارج کند».
طرفداران دیدگاه دوم معتقد بودند به رغم خالی بودن دست معترضین از مستندات قانونی و حقیقی و برای آنکه غبار برخاسته از ساخت نظام زدوده شود، همه راه‌های منتهی به اطمینان از درستی آراء ریخته شده به صندوق‌ها و آراء قرائت شده دنبال شود؛ اگر چه اعلام رسمی و نهایی نتیجه انتخابات به درازا کشد، این دیدگاه مورد قبول رهبر انقلاب قرار گرفت و راه را برای تحقق آن هموار کردند. یکی از نکات گفتنی در این خصوص آنکه علاوه بر تعیین هیأت ناظر برای بازشماری آراء و پخش مستقیم آن از صدا و سیما که همگان در جریان آن قرار گرفتند، هم زمان پیشنهاد مکتوبی از سوی مجموعه مرتبط با آقای موسوی ارائه شده بود که ناظر به مرحله پیش از شمارش آراء، یعنی احراز اصالت و صحت هویتی رأی‌دهندگان بود؛ از جمله آنکه ته برگ‌های تعرفه با اطلاعات شناسنامه‌ای موجود در ثبت احوال تطبیق داده شود و یا تمامی تعرفه‌هایی که با یک خط مشترک، نام نامزدی در آن نوشته شده باطل شود. فرایندی که ممکن بود حتی ماه‌ها طول بکشد. این اقدام هم پذیرفته شده بود و حتی برای اثبات فراتر از حُسن نیت نظام، پیشنهاد شده بود که به جای آقای ابوترابی امثال آقای محتشمی یا موسوی لاری عضو هیأت بررسی و بازشماری شوند؛ اما آقای موسوی و نمایندگان او ناباورانه همه پیشنهادها را رد کردند و حتی توافقات انجام شده را زیر پا گذاشتند.

هم اکنون که گردوغبار ناشی از فتنه فرو نشسته باید چشم‌ها را شست و گذشته را دوباره دید و به این سؤال جواب داد که چرا عده‌ای از همه فرصت‌های در اختیار را سوزاندند و خود را در بن‌بست قرار دادند و جامعه را دچار خسارت کردند؟
ممکن است پرسیده شود چرا رهبر انقلاب که همواره بر رعایت قانون تأکید داشته‌اند با تمدید مهلت دریافت و بررسی شکایات و اعلام نتیجه و دنبال کردن پیشنهادهای ناظر به حصول اطمینان از صحت آراء موافقت کردند؟ به بیان دیگر این اقدام رهبر انقلاب بر اساس چه وجاهت قانونی انجام شد؟

خاتمی درباره ولایت فقیه به رهبر انقلاب چه گفت؟
در مقام توضیح لازم است یادآوری شود در قانون اساسی سازوکار و مراجع ذی‌صلاح برای تصمیم‌گیری در امور کشور مشخص شده است که به موجب آن فعالیت قوا و نهادهای مختلف وجاهت قانونی پیدا می‌کند از آنجا که در مواردی خاص، ممکن است دنبال کردن این روال عمومی ایستادگی قوا و نهادها بر اختیارات قانونی منجر به بن‌بست در کشور و یا نقض مصلحت مهمی شود، شارع مقدس اختیاراتی برای حاکم و رهبر جامعه قرار داده و در قانون اساسی پیش‌بینی شده است؛ فلذا مطلقه بودن ولایت فقیه را برای گره‌گشایی قانونی در این قبیل موارد استوار کرده است. در نتیجه موافقت رهبر انقلاب با بازشماری آراء و تمدید مهلت بررسی انتخابات، وفق قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه انجام شد؛ یعنی برخلاف فضاسازی‌های مخرب عده‌ای در رابطه با قدرتهای فراقانونی در کشور، مطلقه بودن ولایت فقیه از پشتوانه‌ای قانونی برخوردار بوده و راه را بر گشودن گره از مشکلات کشور هموار کرده است.

متأسفانه برخی ناآگاهانه و جمعی آگاهانه، مطلقه بودن ولایت فقیه را به معنای پله و رها بودن و به تعبیر غیرواقعی و کینه‌ورزانه‌شان، «قدرت فراقانونی» معرفی کرده و در جلسات محفلی خود گفته‌اند با شرکت در انتخابات، شخصیت فراقانونی را محدود می‌کنیم؛ درحالی که اگر برخی از همین افراد توانستند به مجلس ششم راه یابند و یا اگر امکان بازشماری آراء در انتخابات سال ۸۸ فراهم شد، به لحاظ موازین قانونی، به مطلقه بودن ولایت فقیه مستند بود. افزون بر آنکه منتفع شدن از ولایت مطلقه فقیه، فقط محدود به حوزه سیاسی و انتخابات نبوده است؛ بلکه کسانی که چنین القائات سوئی می‌کنند به یاد دارند در زمانی که دولت را در اختیار داشتند چگونه از ولایت مطلقه فقیه برای حل وفصل برخی مشکلات بهره‌مند شدند. در سال ۷۶ آقای خاتمی در یکی از دیدارهایی که با رهبر انقلاب داشتند به ایشان می‌گویند من ولایت فقیه را در چهارچوب قانون قبول دارم. آقا در پاسخ تأکید می‌کنند خیلی خوب است؛ ولی مطمئن باشید شما تقاضاهای زیادی در خصوص موافقت با برخی مجوزها بدون طی کردن روال عادی قانونی آن خواهید داشت.

آقای خاتمی در دوره هشت سال رئیس‌جمهوری، بارها و به شکل مکتوب، در مواردی که مجوز قانونی معمول وجود نداشت، تقاضاهای مختلفی به اعتبار ولایت مطلقه از رهبر انقلاب می‌کنند و ایشان با آنها موافقت می‌نمایند؛ فلذا حقیقتاً مشخص نیست که چرا آقای خاتمی تاکنون به این موارد شهادت نداده و مانع از فضاسازی‌های ناحق وغبارآلودگی فضا نشده است؟

نکته حائز توجه دیگر این است که استفاده از ظرفیت قانونی ولایت مطلقه نباید منجر به تضعیف فرایندها و نهادهای قانونی شود. با امعان‌نظر بر این مهم، می‌توان گفت این مسئله مهم‌ترین ملاک و حساسیت رهبر انقلاب در مواجهه با استفاده از اختیارات ولایت مطلقه بوده است. چنانچه بررسی و پژوهشی نسبت به همه موافقت‌های ایشان در این خصوص به عمل آید، مشخص می‌شود آقا چه دقت‌ها و مراقبتهایی را برای عدم تضعیف روال‌ها و ساختارهای قانونی به کار برده‌اند. به چند خصوصیت از مجوزها و موافقت‌های ارائه شده اشاره می‌شود:

اول اینکه مجوزهای درخواستی به لحاظ کمیت در همه عرصه‌ها، از امور سیاسی تا اجتماعی و از امور اجرائی تا امور قضایی و در تمام مقاطع و دولتها از دولت کنونی تا دولت سابق و اسبق، در حد ضرورت بوده است.

دوم آنکه موافقت رهبر انقلاب به لحاظ کیفی، پس از حصول اطمینان ایشان نسبت به بن بست قانونی یا ناممکن بودن و یا فوت شدن مصلحتی هم در صورت طی شدن روال معمول و جاری در کشور صورت گرفته است.

سومین خصوصیت مجوزهای رهبری انقلاب که به نظر می‌رسد به لحاظ کیفی، مهم‌ترین آن است و از سوی دیگر یکی از گویاترین ویژگی‌های شخصیتی ایشان نیز هست، عدم ساختارشکنی و ایجاد بدعت‌های خطرناک و قانون‌سوز است که به چگونگی موافقت‌های ایشان برمی‌گردد. برای مثال در همین بحث انتخابات، رهبر انقلاب با تمدید مدت بررسی و تعیین هیئت ناظر برای بازشماری و مانند آن موافقت کردند؛ نه اینکه شورای نگهبان را از حیّز انتفاع و جایگاه قانونی‌اش ساقط کنند. بر همین اساس پیشنهادهایی همچون حکمیّت مراجع و یا هیئتی از نمایندگان مراجع در انتخابات را که تالی فاسدهای فراوان داشت و از جمله نقض قانون اساسی بود، نپذیرفتند؛ ضمن آنکه معلوم هم نبود این نوع پیشنهادها به فرض محال پذیرش آن از سوی نظام، به سرنوشت دیگر پیشنهادهایی روبه‌رو نمی‌شد که همین افراد ابتدا آن را ارائه یا با آن موافقت کردند و سپس طرح یا موافقت خود را پس گرفتند. روشن است که اگر معترضین به نتیجه انتخابات، حقیقتاً معتقد به جابه‌جایی آراء بودند در صورت اثبات ادعاهایشان پس از بازشماری، شورای نگهبان به لحاظ حقوقی و نیز موضع صریح رهبر انقلاب، نه می‌توانست با نتیجه بازشماری مخالفت کند و نه مخالفت می‌کرد.

به رغم این واقعیت، بی‌مناسبت نیست به پرسشی پاسخ داده شود که در آن مقطع و حتی پس از آن عده‌ای در جامعه مطرح کرده‌اند که اگر پیشنهادهایی همچون حکمیّت، خلاف قانون اساسی بود، چرا حضرت امام برای تعیین تکلیف انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی در تهران، حَکَم مشخص کردند؟ در پاسخ لازم است یادآوری شود:

اولاً در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران، بین وزارت کشور به عنوان مجری و شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات، اختلاف‌نظر وجود داشت؛ برخلاف سال ۸۸ که نامزدهایی که نتوانسته بودند رأی مردم را به دست آورند ادعایی مغایر مستندات مجری و ناظر انتخابات داشتند؛ یعنی در سال ۶۷ هر یک از دو دستگاه برگزارکننده انتخابات، ادعاهای متفاوت داشتند و در سال ۸۸ اختلاف بین نامزدهای ذی‌نفع با دستگاه‌های مسئول و ذی‌ربط بود. ثانیاً در سال ۶۷ که سومین دوره انتخابات مجلس برگزار شد، کشور درگیر جنگی گسترده از سوی جبهه استکبار بود و تهران زیر موشک‌باران دشمن بعثی قرار داشت؛ بلاتکلیف ماندن سرنوشت انتخابات تنش سیاسی بزرگی را به دنبال داشت که آثار و نتایج مخربی بر جبهه‌های جنگ باقی می‌گذاشت و با همین مصلحت‌اندیشی مدبرانه بود که امام امت، در مسئله بررسی صحت انتخابات مجلس در شهر تهران، نماینده تعیین کردند. در عین حال باید توجه داشت که رهبر کبیر انقلاب، معتقدترین و ملتزم‌ترین رهبر در مقایسه با رهبران دیگر انقلاب‌ها نسبت به قوانین اساسی و عادی بوده‌اند؛ همچنان که با اصرار امام از همان اولین ماه‌های پیروزی انقلاب اسلامی، همه امور او ساختارهای کشور به موجب رأی مردم و قانون شکل گرفت؛ فلذا در پایان عمر شریفشان تصریح کردند که برخی از تخطی‌های انجام شده از قانون اساسی در دهه اول استقرار نظام اسلامی به علت شرایط ویژه تحمیل جنگ بر کشور بوده و بنا دارند با پایان جنگ همه امور طبق موازین قانونی انجام شود.

خلاصه آنکه یکی از جنبه‌های رخدادهای سال ۸۸ که آن را باید طنزی تاریخی دانست، رفتار و مدعای متناقض جمعی بود که شعار مرگ بر دیکتاتوری را بر زبان و بر دست داشتند و با رفتاری دیکتاتورمنشانه انتظاری ساختارشکنانه و بدعت‌گذارانه از رهبر انقلاب داشتند.

بنابراین آیا کسانی که به دنبال کسب موافقت رهبری با حکمیّت بودند تا از این طریق سرنوشت آرائی را که مردم به صندوق‌ها ریخته بودند بر اساس مصلحت‌اندیشی‌های فراقانونی تعیین و یک یا چند نفر را بر سرنوشت چهل میلیون نفر حاکم کنند، توجه نداشتند که قدم در مسیری گذاشته‌اند که نه از جمهوریت چیزی باقی می‌ماند و نه از اسلامیت

منتشرشده در سیاسی
گروه سیاسی جهان نيوز، امیر حمزه نژاد: سال آینده انتخابات مجلس یازدهم را پیش رو داریم انتخاباتی که با توجه به عملکرد این مجلس باید با هوشیاری بیشتری از سوی رای دهندگان انجام شود. مجلس دهم و بخشی از عملکرد مجلس گذشته به گونه‌ای بوده که حتی مورد انتقاد خود نمایندگان نیز هست. معضل سیاسی کاری در مجلس موجب شده تا برخی از لوایح و طرح‌ها نه به صورت کاملا عمیق و کارشناسی بلکه به صورت سیاسی بررسی و تصویب شود.

مشکلی که ظهور و بروز آنرا در سایر نقاط فضای سیاسی کشور نیز به وضوح می بینم. درواقع نقص در قانونگذاری مسئله‌ای است که به دنبال سیاسی کاری و همچنین بعضا سرعت عمل زیاد و سرسری گرفتن در تصویب و بررسی این قوانین حادث می‌شود. این نواقص هم در زمان اجرا به گونه‌ای نمود می یابد که موجب خلل در کار و بعضا تنش می شود.

موضوع تصویب برجام که بسیاری آنرا در 20 دقیقه توصیف می کنند و انتقاد دارند که چرا چنین لایحه مهمی بایستی در این مدت زمان به تصویب برسید یکی از این موارد است. از سوی دیگر لایحه CFT از جمله لوایح FATF نیز همین انتقاد وجود دارد. در جلسه علنی تصویب این لایحه نیز «سید حسین نقوی حسینی» نماینده اصولگرا از «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی چنین انتقادی را مطرح کرد که چرا چنین مواردی در مدت زمان کوتاهی در مجلس مطرح و به طور کاملا سریع و فوری و فوتی تصویب می شوند.

رئیس قوه مقننه نیز این موضوع را تکذیب کرد و بیان داشت که جلسات مختلف کارشناسی برای بررسی این لوایح طراحی و انجام شده است. اما همین لایحه تصویب شد و شورای نگهبان پس از بررسی مصوبه مجلس درباره الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم یا CFT،‌ بالغ بر ۲۲ مغایرت با شرع و قانونی اساسی در این لایحه را مشخص کرد. اینکه نمایندگان یک لایحه به این مهمی را با 22 ایراد تصویب می کنند، بسیار قابل تامل است.

در همین مبحث، پیش‌نویس‌ قراردادهای نفتی (IPC) در دولت یازدهم پس از مدت‌ها پرده‌پوشی منتشر شد، کارشناسان نفتی و شماری از نمایندگان مجلس نهم به شدت نسبت به رویکرد این قراردادها انتقاد کرده و آن را برخلاف منافع کشور و به نفع شرکت‌های خارجی خواندند. در میان انفعال مجلس این موضوع بازهم مردم در پیشگاه رهبری مورد گلایه قرار گرفت.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانشجویان، در پاسخ به انتقادات نسبت به قراردادهای جدید نفتی فرمودند: در مورد این قراردادهای جدید نفتی که حالا محل بحث است، هنوز چیزی در این زمینه تصویب نشده؛ هنوز هیچ چیز مسلّمی وجود ندارد.اوّل که این مسئله مطرح شد، ما یک تذکراتی دادیم به مسئولین؛ گفتیم خب شما برای اینکه بدانید اشکالات این مدل قرارداد و این شیوه قرارداد چیست، باید با کسانی که در اقتصاد نفتی واردند مشورت کنید. رفتند بحث کردند، یک جلسه‌ای تشکیل دادند و از کسانی از اقتصاددان‌ها دعوت کردند که آنها هم اشکالات را بیان کردند و بنا شد اصلاح بشود. یک نوشته‌ای به من دادند که ما بررسی کردیم، تحقیق کردیم، معلوم شد که این ویراست شانزدهم است، یعنی شانزده بار این کیفیت قراردادها و این گزارش ویراستاری شده؛ مدام اصلاح شده، تصحیح شده. بعد که به دفتر ما مراجعه شد، دفتر ما گفتند این کافی نیست، چون بعد از این باز اصلاحات دیگری هم لازم بوده که انجام بگیرد که هنوز انجام نگرفته. بنابراین تا وقتی‌که این اصلاحات انجام نگیرد و این کار به معنای واقعی کلمه، مطابق منافع کشور نباشد این اتّفاق نخواهد افتاد و این نوع قرارداد بسته نخواهد شد. 

از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب در حاشیه درس خارج‌شان از اوقات تلخی یکی از طلبه‌ها درباره بازگرداندن برخی از بازنشسته‌ها به شغل‌های مدیریت‌شان به نام ایشان بیان فرمودند. رهبر معظم انقلاب اینطور فرمودند:«[البته] این محبت است، منتها اشکالش این بود که سر من داد میکشید. من هم به ایشان یک قدری تند گفتم آقا! چرا داد میکشید؟! به هر حال ما خواستیم از ایشان هم معذرتخواهی کنیم.»

بعد هم در ادامه توضیح دادند که قانون اخیر مجلس درباره بازنشستگی، قابل دفاع است، اما مواردی هم وجود دارد که شاید لازم باشد از خدمات مدیر باتجربه بعد بازنشستگی هم استفاده شود.

اما این ماجرا نشان می دهد که نقص در قوانین حتی تا جلسه درس خارج رهبر معظم انقلاب هم کشیده می شود. البته بعد از این تذکر رهبر معظم انقلاب «سید محمد جواد ابطحی»، یکی از طراحان اصلاح قانون منع بکارگیری بازنشستگان در مجلس گفت: «قانون منع بکارگیری بازنشستگان در راستای منویات مقام معظم رهبری پیرامون این قانون اصلاح می‌شود. تعداد مدیرانی که می‌بایست از تجربیات‌شان پس از بازنشستگی نیز استفاده شود و مشمول قانون منع بکارگیری بازنشستگان نیز می‌شوند، قریب ۲۰ تن هستند.»

قطعا اجرای قانون می تواند کشور را در هدایت به توسعه و عدالت اجتماعی یاری کند اما متاسفانه برخی از نواقص در قوانین شاید به سمتی بروند که آسیب‌هایی به کشور وارد کند. در ماجرایی که رهبر معظم انقلاب توصیف کردند به وضوح این نقص دیده می شود. قوانینی چون «منع بکارگیری بازنشستگان» از جمله نقاط درخشان مجلس دهم است اما نباید نواقص در قانون به گونه‌ای باشد که در اصل آن خلل ایجاد کند. جالب اینجاست که بار نقص این موارد باید به دوش دیگران بیفتند و در برخی از موارد مانند برجام و قانون منع بکارگیری بازنشستگان رهبر معظم انقلاب ورود کردند تا نمایندگان مجلس به تحرک برای رفع نواقص بیفتند. این درحالی است که ساختار و عملکرد مجلس بایستی به گونه ای باشد که قانون بدون نقص از پارلمان خارج شود و مجلس خود آماده گرفتن بازخوردها و رفع نواقص جزئی برای ارائه و اجرای یک قانون کامل باشد.
منتشرشده در سیاسی

جلسه سران قوای سه‌گانه با موضوع مسائل اقتصادی شب گذشته به مدت دو ساعت و نیم در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، حضرت آیت الله خامنه‌ی در این جلسه با تقدیر از اهتمام رؤسای قوا و اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی برای مشارکت فعال در جلسات و مباحث، وظیفه اصلی این شورا را تصمیم‌گیری‌های کلان و راهگشا در عرصه اقتصاد خواندند و تأکید کردند: حل مشکلات جاری اقتصاد کشور و تأمین نیازهای عمومی مردم، نیازمند کار جهادی و تلاش فوق العاده است؛ زیرا این مشکلات بویژه مشکل گرانی و کاهش قدرت خرید، معیشت بخش زیادی از مردم بویژه طبقات ضعیف را دچار تنگنا کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی، اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی را به اتخاذ تصمیم‌های قاطع و راهگشا در خصوص مسائل اصلی و چالشهای مهم اقتصاد کشور توصیه مؤکد کردند و گفتند: برای حل برخی مسائل کلیدیِ اقتصاد مانند مشکلات نظام بانکی، نقدینگی، اشتغال، تورم و فرایند بودجه‌ریزی باید تصمیم‌های جدی و عملیاتی بگیرید.

ایشان قوای سه‌گانه بویژه دولت را به استفاده از نظرات و راه‌حل‌های اقتصاددانان دلسوز و فعالان بخش خصوصی فراخواندند و گفتند: شرایط کنونی کشور موجب شده است نخبگان و فعالان دلسوز احساس مسئولیت مضاعف کنند و ظرفیت‌ها و داشته‌های علمی و تجربی خود را به مسئولان عرضه کنند؛ بنابراین قدر این فرصت را بدانید و از پیشنهادهای فعالان دانشگاهی و اقتصادی استفاده کامل کنید.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با تقسیم مشکلات اقتصادی به «چالش‌های درونی و ساختاری اقتصاد کشور» و «مسائل ناشی از تحریم‌های ظالمانه امریکا» افزودند: در مواجهه با هر یک از این دو بخش، راه‌حل‌های خردمندانه‌ای را به کار ببندید که نتیجه آن، گره‌گشایی پایدار از زندگی مردم و ناامید شدن دشمن از اثرگذاریِ حربه تحریم باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم هم‌افزایی هر سه قوه و دستگاههای مختلف کشور، خاطرنشان کردند: هیچ بن‌بست و مشکل غیرقابل حلی در کشور وجود ندارد و ما به فضل الهی و با عزم و اراده مردم و مسئولان، و با استفاده از ظرفیت بی‌بدیل جوانان و نخبگان توانمند ایران عزیز و با فعال کردن ظرفیت‌ها و منابع ممتاز کشور، یقیناً بر مشکلات درونی و تحمیلی فائق خواهیم آمد.

در این جلسه که معاون اول رئیس‌جمهور و معاون اول رئیس قوه‌قضائیه نیز حضور داشتند، رئیس‌جمهور ضمن تشکر از همکاری و همراهی رؤسای مجلس و قوه‌قضائیه، گزارشی از جلسات شورای عالی هماهنگی اقتصادی و مصوبات آن برای حل مشکلات مردم بیان کرد. همچنین برخی از حاضران در جلسه نیز دیدگاهها و نظرات خود را بیان کردند.

منتشرشده در سیاسی
به گزارش گروه سیاسیخبرگزاری میزان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، به مناسبت اعیاد سعید قربان و غدیرخم، رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو یا تخفیف و تبدیل مجازات ۶۱۵ نفر از محکومانِ محاکم عمومی و انقلاب، سازمان قضایی نیرو‌های مسلح و سازمان تعزیرات حکومتی موافقت کردند.

آیت‌الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه در نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی پیشنهاد عفو یا تخفیف و تبدیل مجازات ۶۱۵ نفر از محکومانی را که در کمیسیون مرکزی عفو و بخشودگی قوه قضائیه واجد شرایط لازم تشخیص داده شده‌اند، ارائه کرد که این پیشنهاد در اجرای بند ۱۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مورد موافقت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفت.

 

منتشرشده در سیاسی

به گزارش جهان نيوز، نگاهی به اظهارات سیاسیون اصلاح‌طلب و رئیس جمهور سابق نشان می‌دهد که مطرح شدن مسئله‌ای با نام «استعفای رئیس‌جمهور روحانی» چگونه کلید خورده است.

نخستین بار، «سعید حجاریان» بود که ۳ سال قبل در بخشی از گفت‌وگوی خود با نشریه اندیشه‌پویا سخن از استعفای روحانی به میان آورد.

او گفته بود: «آقای روحانی اگر شکست بخورد بحران در بحران ایجاد خواهد شد. فرض کنید که توافق برجام در یک جایی به لحاظ اجرا شکست بخورد و همه‌چیز هوا شود. روحانی هم استعفا می‌دهد و می‌رود، و یک نفر مثل معجزه‌ی هزاره‌ی سوم سر کار می‌آید. روحانی شکست می‌خورد.»

حسین موسویان، دیپلمات سابق، همکار سابق روحانی و شخصی که یکی مروّجین اصلی برجام بعنوان مهمترین دستور کار رئیس‌جمهور روحانی بوده است نیز از همین جرگه است.

او چندی قبل به خبرگزاری دولتی ایرنا گفته بود: اگر قرار است در سه سال آینده چنین وضعیتی داشته باشیم، بهتر است که آقای روحانی فداکاری کرده و برای حفظ کشور، انتخابات زودرس برگزار کند؛ این گزینه نامطلوب و بقول طلبه‌ها از باب "اکل میت" است.

اگرچه اظهارات موسویان با واکنش‌هایی از جانب اصلاح‌طلبان مواجه شد اما این پایان ماجرا نبود.
علی عبدالعلی زاده، وزیر مسکن دولت اصلاحات، نفر چهارمی است که به تازگی بحث استعفای روحانی را مطرح کرد.

او در مصاحبه‌ای با تسنیم با بیان اینکه حسن روحانی اصلاح‌طلب نیست اما اصلاح‌طلبان از دولت او حمایت کردند، گفت: بهتر است دولت روحانی استعفا دهد.

عبدالعلی‌زاده تصریح کرده بود: وقتی دولت کاری برای مردم نمی‌کند، بهتر است رها کند و برود.

محمود احمدی نژاد نیز در ادامه اقدامات جنجالی خود با انتشار ویدئویی مدعی شد که طی پنج سال گذشته کشور با حضور دولت حسن روحانی یک رکود پنچ ساله تحمیل شده و ضمن دادن امتیازت در برنامه هسته ای، ملت هم امتیازی بدست نیاورده است. وی خواستار استعفای روحانی از مقام ریاست جمهوری شد. 

بیان مساله ای به نام «استعفای روحانی» از زبان اصلاح طلبان و افرادی مانند احمدی نژاد با واکنش رهبر معظم انقلاب نیز مواجه شد:

اینهایی که خطاب میکنند به دولت که بایستی دولت برکنار بشود و از این قبیل حرفها، اینها دارند در نقشه‌ی دشمن کار میکنند. نخیر، دولت باید با قوّت سرِ کار بماند، کارها را باید این دولت انجام بدهد. رئیس‌جمهور، منتخب مردم است.

 

منتشرشده در سیاسی
گروه سیاسی-رجانیوز: در نشست صمیمانه، پرشور، پرنشاط و سه ساعته‌ی صدها نفر از دانشجویان دانشگاه‌های مختلف با رهبر معظم انقلاب اسلامی، نمایندگان تشکل‌های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و صنفی دانشجویان، دیدگاه‌ها، انتقادها، پیشنهادها و مطالبات خود را از سه قوه و دستگاه‌های مختلف بیان کردند.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار که عصر امروز (دوشنبه) برگزار شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «روحیه‌ی جوانی، احساس هویت اثرگذار، انگیزه‌های ایمانی و آرمانی جریان‌های دانشجویی و مطالبه‌گری آرمان‌ها» را مایه‌ی امید به آینده خواندند و بر ضرورت «انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» البته با توجه به ظرائف و لوازم آن تأکید و خاطرنشان کردند: باید با توجه به ظرفیت‌ها و امکانات کشور، حرکت پرافتخار به سمت آرمان‌ها را با قدرت و شتاب بیشتر ادامه دهیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود، دیدار امروز و صحبت‌های دانشجویان را که شامل مسائل متنوعی از موضوعات کشور و دربردارنده‌ی پیشنهادها، گله‌ها و اعتراض‌ها بود، جلسه‌ای به معنی واقعی دانشجویی خواندند و گفتند: مهم‌ترین و برجسته‌ترین نتیجه‌ی این جلسه، نمایان شدن روحیه و حرکت پرنشاط، زنده و باانگیزه در میان دانشجویان با گرایش‌های مختلف است و این فضای واقعی، برخلاف القائات دشمنان و بیگانگان و برخی عناصر داخلی درباره‌ی افسردگی و یأس و ناامیدی در دانشگاه‌ها است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: وجود چنین روحیه‌ای موجب می‌شود دانشجو احساس اثرگذاری کند و بر مبنای همین احساس، سخن بگوید و مطالبه کند.
 
ایشان با اشاره به سخنان دانشجویان در این دیدار و اعتراض آنان به بسیاری از مسائل کشور، بیشتر این اعتراض‌ها را وارد دانستند و درعین‌حال خاطرنشان کردند: تحقق آرزوهایی که از طرف جوانان پرشور به‌راحتی بیان می‌شوند، با در نظر گرفتن واقعیات به این سادگی‌ها امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند کار و تلاش و برخی مقدمات است.
 
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: یکی از مقدمات لازم برای تحقق آرزوها، حضور جوانان پرشور و باانگیزه در صحنه و فکر و تلاش آن‌ها برای برطرف کردن مشکلات است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس به بعضی انتقادهای دانشجویان درخصوص برخی نهادها اشاره کردند و گفتند: مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه‌ی قضائیه و صداوسیما با وجود آنکه رؤسای آن‌ها از طرف رهبری منصوب می‌شوند، مدیریت آن‌ها با رهبری نیست و به‌عنوان مثال بنده در مواجهه‌ با صداوسیما -چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریت‌های قبلی- همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: راه‌حل اساسی برای برطرف کردن عیوب و مشکلات در برخی دستگاه‌ها همچون صداوسیما، تزریق عناصر جوان، فعال، مؤمن و پرانگیزه به این دستگاه‌ها است و من به آن‌ها در این خصوص تأکید کرده‌ام.
 
ایشان با تأکید بر اینکه حرکت نظام اسلامی و کشور، بدون هیچ تردیدی رو به جلو است، گفتند: بارها گفته‌ام که آینده بهتر از امروز و متعلق به جوانان است اما لازمه‌ی آن، باقی ماندن در صراط مستقیم و حرکت مستمر و خستگی‌ناپذیر است.
 
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: این دیدار دانشجویی حامل یک بشارت و امیدواری بزرگ یعنی وجود جریانی از دانشجویان باایمان، باغیرت و باانگیزه و مصمم در دانشگاه‌ها است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین خصوص تأکید کردند: با توجه به این واقعیت، باید کسانی که نسبت به آینده و دانشگاه‌ها سخن از یأس و ناامیدی می‌گویند، تفکر خود را تصحیح کنند.
 
ایشان در ادامه وارد بحث اصلی خود یعنی چگونگی «انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» شدند.
رهبر انقلاب اسلامی ابتدا به تبیین مراحل پنج‌گانه‌ی انقلاب پرداختند و گفتند: یک تفکر غلط از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت مبنی بر اینکه انقلاب، بعد از تشکیل نظام به پایان می‌رسد و باید به سراغ شکل‌دهی نهادها و دیوان‌سالاری رفت. این تفکر غلط، انقلاب را به معنای تنش، نزاع و کارهای غیرقانونی می‌داند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکیل «نظام انقلابی و اسلامی» را مرحله‌ی دوم برشمردند و افزودند: نظام انقلابی و اسلامی، اهداف، آرمان‌ها و ارزش‌هایی دارد که تحقق آن‌ها نیازمند مرحله‌ی سوم یعنی شکل‌گیری «دولت انقلابی» است؛ دولتی که ارکان نظام اسلامی را باور داشته باشد.
 
ایشان با تأکید بر اینکه با عملکرد صحیح دولت اسلامی و انقلابی و محقق شدن آرمان‌ها، مرحله‌ی چهارم یعنی «جامعه‌ی اسلامی و انقلابی» شکل می‌گیرد، گفتند: نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی زمینه‌ساز پنجمین مرحله یعنی ایجاد «تمدن انقلابی و اسلامی» خواهند شد، بنابراین انقلاب هیچ‌گاه تمام‌شدنی نیست و همواره ادامه دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی سپس به بیان آرمان‌های نظام اسلامی و انقلابی پرداختند و خاطرنشان کردند: یکی از این آرمان‌ها که بسیار مهم است، «عزت ملی» یعنی احساس افتخار ملی مبتنی بر واقعیات متن جامعه و نه متکی بر توهمات و تصورات است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «اعتماد به نفس ملی»، «استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» و «آزادی» اعم از «آزادی اندیشه، بیان و عمل» را از دیگر آرمان‌های نظام اسلامی برشمردند و گفتند: اگر آزادی نباشد، رشد معنوی و پیشرفت جامعه وجود نخواهد داشت اما همین آزادی نیازمند قانون و چارچوب است زیرا در غیر این صورت، منجر به ولنگاری خواهد شد که نمونه‌های آن در دنیای غرب موجود است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «استقرار عدالت»، «پیشرفت مادی و تمدنی به برکت فناوری»، «رشد اخلاق معاشرتی» و «آماده‌سازی فضا برای رشد معنویت و رهایی از بردگی شهوت و غضب» را از دیگر آرمان‌ها دانستند و خاطرنشان کردند: تحقق این آرمان‌ها در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند یک حرکت بلندمدت و مبتنی بر آگاهی و هوشیاری است.
 
ایشان تأکید کردند: انقلاب بدون آرمان‌ها و بدون استمرار، در واقع فقط تغییر مدیریت کشور از افرادی به افراد دیگر خواهد بود، بنابراین باید حرکت به سمت آرمان‌ها ادامه یابد.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع‌بندی بخش دوم از سخنان خود با تأیید احساس و روحیه‌ی مطالبه‌گری دانشجویان در زمینه‌ی آرمان‌ها، گفتند: من از مسائل جامعه از راه‌های مختلف مطلع و در جریان امور هستم و با در نظر گرفتن همه‌ی مسائل معتقدم نظام اسلامی در چهل سال گذشته در همه‌ی این آرمان‌ها پیشرفت کرده است.
 
ایشان افزودند: حتی در زمینه‌ی عدالت اگرچه در مقایسه با پیشرفت مورد انتظار، عقب‌ماندگی داریم اما در همین عرصه نیز پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم که مقایسه‌ی ویرانی‌ها و عقب‌افتادگی‌های زمان طاغوت با اوضاع فعلی، این مسئله را اثبات می‌کند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آزادی‌های جاری در کشور را در فضای اجتماعی، سیاسی، رسانه‌ای و مجازی غیر قابل مقایسه با خفقان رژیم ستم‌شاهی برشمردند و گفتند: ممکن است کسی بگوید چرا در صداوسیما فلان انتقاد مطرح نمی‌شود اما در مقابل، مسئولان دولتی مکرر از مطالب انتقادی صداوسیما و برخی بخش‌های خبری شکایت می‌کنند.
 
رهبر انقلاب با یادآوری پیشرفت‌های ملموس و عینی در زمینه‌های علم و فناوری افزودند: در زمینه‌ی آرمان‌ها نیز چنین پیشرفت‌هایی داشته‌ایم، البته نباید به این حد قانع باشیم بلکه باید با توجه به ظرفیت‌ها و امکانات کشور، این حرکت پرافتخار را با قدرت و شتاب بیشتر ادامه دهیم.
 
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع هزاران دانشجو با بررسی عوامل و موانع پیگیری آرمان‌ها ادامه یافت.
ایشان «حکومت انقلابی» و «دولت انقلابی» به معنای مجموعه‌ی مدیریتی کشور را از عوامل تحقق آرمان‌ها خواندند و افزودند: اگر در این عامل مهم، اختلال ایجاد شود، حتماً در مسیر انقلاب با مشکل مواجه خواهیم شد.
 
رهبر انقلاب، قشرهای اثرگذار از جمله دانشگاهیان، حوزویان، هنرمندان و دانشمندان را از دیگر عوامل تسریع در حرکت به سمت آرمان‌ها برشمردند و گفتند: نیروهای جوان به‌عنوان پیشران و لوکوموتیوِ حرکت عمومی کشور می‌توانند در تحقق آرمان‌ها نقش مهمی داشته باشند.
 
«روحیه‌ی امید، عزم و برنامه‌ریزی» از دیگر مسائلی بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بحث عوامل پیشرفت آرمان‌ها به آن‌ها اشاره کردند.
 
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: کسانی که یأس و نومیدی به جامعه پمپاژ می‌کنند، ممکن است دشمن نباشند اما حتماً کار آن‌ها، همان کار دشمن است.
 
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین موانع تحقق آرمان‌ها به یک نکته‌ی خاص پرداختند و گفتند: برخی می‌گویند چرا رهبری همه‌ی مشکلات را گردن آمریکا و انگلیس خبیث می‌اندازد، این یک برداشت اشتباه است چرا که بنده بیشتر مشکلات و موانع را داخلی و درونی می‌دانم که البته دشمنان از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «درست نفهمیدن مسائل کشور و مسئله‌ی انقلاب» را از جمله موانع تحقق آرمان‌ها دانستند و تأکید کردند: دانشجویان و عناصر فکریِ مؤمن و انقلابیِ حوزه و دانشگاه روی این موضوع کار کنند.
 
رهبر انقلاب «درست نشناختن محیط» و «اشتباه گرفتن جبهه‌ی دوست و دشمن» را از دیگر موانع استمرار حرکت به سمت آرمان‌ها خواندند و افزودند: «بی‌ارادگی، تنبلی و بی‌صبری» نیز موجب کُندی این حرکت می‌شود.
 
ایشان در همین زمینه افزودند: در مقابل «خشم انقلابی»، «صبر انقلابی» هم داریم به‌گونه‌ای که امیر مؤمنان نیز به‌عنوان مظهر کامل و تام و تمام عدالت در مواقعی صبر پیشه می‌کرد.
 
«سرگرم نشدن به مسائل و بهانه‌های اختلاف‌انگیز و ویران‌کننده» و نیز «درگیر حاشیه‌ها نشدن» از دیگر توصیه‌های مؤکد رهبر انقلاب بود.
 
ایشان به‌عنوان مثال درباره‌ی اصلی شدن حاشیه‌ها گفتند: در مسئله‌ی فضای مجازی و فلان پیام‌رسان، یک کاری باید انجام بگیرد و یک کاری هم در حال انجام است اما پرداختن افراطی و تفریطی به این مسئله، مصداق درگیر شدن با حاشیه‌ها است.
 
رهبر انقلاب اسلامی پس از تشریح موانع درونی تحقق آرمان‌ها، به تبیین موانع بیرونی این روند پرداختند.
«تزریق ناتوانی و نومیدی به جامعه‌ی ایران»، «القاء مردم‌سالاری واقعی ایران به‌عنوان دیکتاتوری»، «تبیین‌های دروغ و غیرواقعی و تحریف حقایق تاریخی از جمله درباره‌ی رژیم فاسد، وابسته، دیکتاتور و به‌شدت ضعیف ستم‌شاهی»، «کوچک جلوه دادن پیروزی‌ها و برجسته کردن نقاط ضعف»، «کارشکنی و تحریم» از جمله عوامل بیرونی بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آن‌ها را مانع شتاب گرفتن تحقق آرمان‌ها برشمردند.
 
ایشان در همین زمینه به یک روال غلط یعنی منتسب کردن ضعف‌های مدیریتی به نظام اشاره کردند و افزودند: برخی، کارهای غلط بعضی مدیران را با هیاهو به همه‌ی مجموعه‌ی مدیریتی کشور تعمیم می‌دهند و حتی آن را به نظام اسلامی منتسب می‌کنند تا نظام را زیر سؤال ببرند که باید به‌شدت به این مسئله توجه داشت.
 
رهبر انقلاب در نوعی جمع‌بندی از سخنانشان با دانشجویان، خاطرنشان کردند: نظام در میانه‌ی کارزار عظیمی قرار دارد و شما که در وسط این کارزار همه‌جانبه هستید، باید این رویارویی را احساس و درک کنید و با شناخت طرف مقابل، وظایف انقلابی خود را بشناسید و به آن‌ها عمل کنید.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: انقلابی‌گری به معنای «مشی صحیح، عاقلانه، شجاعانه و پرانگیزه» فقط در بستر نظام اسلامی معنادار و امکان‌پذیر است، بنابراین کسانی که نظام و بنیان‌ها و ارزش‌های آن را زیر سؤال می‌برند و تخریب و ساختارشکنی می‌کنند، در واقع در حال ویرانگری هستند، نه انقلابی‌گری.
 
رهبر انقلاب اسلامی، تکرار و تأکید بر آرمان‌ها در جامعه و مطالبه‌گری آن‌ها را بسیار ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: اگر تهاجم وسیع و پرحجم ضد انقلاب به افکار عمومی، با برجسته کردن و مطالبه‌گری آرمانی روبه‌رو نشود، قطعاً ویرانگری خواهد کرد.
 
ایشان تأکید کردند: لشکر جوانان مؤمن و انقلابی باید وارد میدان مطالبه‌ی دائم و هوشیارانه‌ی آرمان‌ها و کمک به تحقق اهداف انقلاب شود و در مقابلِ تخریب افکار عمومی و فضاهای نخبگانی و مدیریتی، سد ایجاد کند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، صراحت و شجاعت در مطالبه‌ی آرمان‌ها را با همان زبان ویژه‌ی جوانان مؤمن و انقلابی، کاملاً ضروری برشمردند و افزودند: باید در افکار عمومی، اشرافی‌گری و وابستگی فکری، نفی و طرد شود.
 
ایشان ترجیح کالاهای خارجی به ایرانی را یک مشکل جدی ذهنی در جامعه دانستند و افزودند: باید تحرک و تحولی فکری و قوی شکل بگیرد تا برداشت غلط بهتر بودن جنس خارجی از ذهن‌ها پاک شود.
 
رهبر انقلاب، «مطالبه‌ی سبک زندگی اسلامی - ایرانی» و «مقابله با لاابالی‌گری، تنبلی، بی‌هویتی و دین‌ستیزی» را از دیگر ضروریات حرکت انقلابی دانشجویی خواندند و تأکید کردند: البته همه‌ی این ضروریات باید با حوصله، هوشمندی و صبر انقلابی انجام شود.
 
در ابتدای این دیدار ۱۱ نفر از نمایندگان تشکل‌های دانشجویی، آقایان:
- فرشاد متبوع، دانشجوی دکترای مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی شریف
- حسین اخگرپور، دبیر اتحادیه‌ی جامعه‌ی اسلامی دانشجویان
- اسماعیل کوهی‌مقدم، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
- محمدجواد معتمدی‌نژاد، دبیر جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
- سید محمدعلی واردی، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران
- حسن بکتاشی، دبیر اتحادیه‌ی دوم دانشگاه آزاد اسلامی
- سید مهدی خلیق‌رضوی، دکترای علوم شناختی
- محمد رضاپور، نماینده‌ی کانون‌های فرهنگی و هیأت‌های مذهبی
- محمدرضا گلرو مفرد، دبیر اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل
و خانم‌ها:
- حسنا جمشیدی، مسئول گروه جهادی دندان‌پزشکی
- و سحر مهرابی، عضو شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت علوم
 
به مدت ۲ ساعت دیدگاه‌ها و نظرات خود را بیان کردند. مهم‌ترین محورهای سخنان دانشجویان به این شرح است:
- لزوم وجود مدیران جسور برای بهره‌برداری از فناوری‌های نوین و صنایع پیشران
- انتقاد از وجود قوانین پیچیده و ضد تولید
- تأکید بر اینکه راه‌حل مشکلات کشور، اتکا به توان داخلی و اعتماد به جوانان است
- پیشنهاد استفاده از گروه‌های جهادی به‌عنوان مُعینِ دستگاه‌ها در محرومیت‌زدایی
- انتقاد از ترویج تئوری‌های غربی و غفلت از معیشت مردم
- لزوم اصلاح ساختاری و جوان‌گرایی در شورای عالی انقلاب فرهنگی
- انتقاد از برخی روش‌ها و تصمیمات در قوه‌ی قضائیه
- لزوم ایجاد سازوکار قانونی برای بیان اعتراضات قانونی و جلوگیری از سوءاستفاده‌ی ضد انقلاب
- انتقاد از نبود عدالت رسانه‌ای و ضریب ندادن به مشکلات و مطالبات مردم به‌ویژه مستضعفان در صداوسیما
- لزوم مشارکت دانشجویان در عرصه‌ی تصمیم‌سازی
- مطالبه‌ی جایگزینی نسل فعلی به‌جای نسل قبلی در مسئولیت‌ها
- لزوم احیای قانون اساسی و اجرای همه‌ی بندهای آن
- تأکید بر اینکه سوء مدیریت بیشتر از تحریم به کشور ضربه می‌زند
- توجه به اصلاح نظام وظیفه و لزوم بازاندیشی در موضوع سربازی نخبگان
منتشرشده در سیاسی
گروه سیاسی-رجانیوز: بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران همایش حکیم تهران (نکوداشت مرحوم آقاعلی مدرس زنوزی) که در تاریخ 3 اردیبهشت 97 برگزار شده بود، صبح امروز در محل این همایش منتشر شد.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز خرسندی از رونق علوم عقلی در حوزه‌های علمیه پس از انقلاب اسلامی، نقادی و نوآوری را موجب ترویج و اعتلاء این شاخه از علوم برشمردند و افزودند: از خصوصیات برجسته مرحوم آقاعلی زنوزی همین روحیه نقادی و بیان حرف نو در علوم عقلی است و این‌گونه بزرگداشت‌ها صرفاً بزرگداشت یک شخص نیست بلکه در واقع تکریم و ترویج یک جریان فکری و اندیشه‌ورزی است.
 
ایشان با یاد کردن از برخی بزرگان فلسفه و تأکید بر لزوم شناساندن شخصیت و آراء آنان به جامعه علمی، اهمیت تدوین خلاصه‌ای قابل‌فهم از نظرات فلسفی و عمیق این بزرگان را یادآور شدند و گفتند: دعوت جوانان به علوم عقلی و توجه حوزه‌های علمیه به علوم عقلی و به‌ویژه فلسفه بسیار مهم است.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: حذف فلسفه از حوزه علمیه قم موجب خواهد شد افرادی سطحی و کم‌عمق، متصدی تبیین و تدریس این علم شوند، بنابراین فلسفه باید در حوزه‌ علمیه قم و همچنین حوزه علمیه تهران که روزگاری مرکز فلسفه بوده است، رواج پیدا کند.
 
ایشان همچنین از مدرسان فلسفه و مجمع عالی حکمت اسلامی و حضرات آیات جوادی‌آملی، سبحانی و مصباح‌یزدی که هدایت و نظارت بر این مجمع را برعهده دارند، تقدیر و تشکر کردند.
 
متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار به‌شرح زیر است:
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم(1)
و الحمدلله‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علىٰ سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فى الارضین.
 
خیلی خوش آمدید آقایان محترم و بزرگان و فضلای عزیزِ بخش علوم عقلی، و خیلی ممنون و متشکّریم از جناب آقای فیّاضی که واقعاً ایشان وجود بابرکتی هستند و توانستند در قم این مجموعه(2) را تشکیل بدهند و راه بیندازند که با این تفاصیلی که آقایان فرمودند خیلی باارزش است. خوشبختانه در دوران جمهوری اسلامی علوم عقلی رونق گرفته. خب، در قبل از انقلاب در قم خبری نبود؛ زمانی که ما بودیم، مثلاً فرض کنید یک درس آقای طباطبائی(3) با یک عدّه‌ی معدود مثلاً چهل پنجاه نفره بود؛ امّا حالا مثلاً جناب آقای جوادی(4) که سالها [است] در این زمینه [فعّالند]، جناب آقای مصباح،(5) جناب آقای سبحانی(6) و تشکیلاتشان در زمینه‌ی مسائل کلامی، و درسهای متعدّد فلسفه‌ای که شنیدم در قم هست، اینها زمینه‌ی ترویج و اعتلای علوم عقلی را به انسان مژده می‌دهد که چنین زمینه‌ای به‌وجود آمده.
 
همین کاری که آقای فیّاضی و آقایان فرمودند که حرف جدیدی یا تقریر جدیدی یا برهان جدیدی برای یک مطلبِ اثبات‌شده ــ مثلاً ــ یا ردّ جدیدی برای یک حرف غلط مطرح می‌شود و بحث می‌شود، این خیلی باارزش است، خیلی خوب است؛ اینها پیش‌بَرنده‌ی علوم عقلی است. از جمله‌ی خصوصیّات مرحوم آقا علی مدرّس این است که ایشان نقّاد ملّاصدرا است یعنی به همین اندازه، ایشان فلسفه را پیش برده یعنی حرفهایی دارد در نقد ملّاصدرا؛ این کار بایستی انجام بگیرد؛ اشاره به نقدِ ملّاصدرا نمی‌خواهم بکنم، [بلکه] می‌خواهم عرض بکنم بحثِ نقّادی و بحث حرفِ نو به‌میان آوردن و به‌اصطلاح نوآوری در علوم عقلی، یک مسئله‌ی بسیار مهمّی است. گاهی هست که یک مکتبی یا یک فکری، چند تفسیر دارد؛ کمااینکه الآن در این کار، غربی‌ها [فعّالند] ــ چون غربی‌ها در زمینه‌ی تبلیغات و روابط عمومی واقعاً با ما قابل مقایسه نیستند، خیلی قوی‌تر و پیشرفته‌تر از ما هستند در این زمینه؛ شما فرض کنید راجع به هگل(7)، مِن‌بابِ‌مثال، تفاسیر متعدّد از حرفهای او و از کتابها و متونی که او نوشته می‌بینید ــ یعنی برداشتهای گوناگون را بیان می‌کنند؛ خودِ این کمک می‌کند به پیشرفت فکر و منطق و عقلانیّت در حوزه‌ی علوم عقلی. بنابراین [این کار] بسیار کار خوبی است و من امیدوارم که ان‌شا‌ءالله این مجموعه‌ای را که جناب آقای فیّاضی سرپرستی می‌کنند و جناب آقای جوادی، جناب آقای مصباح و جناب آقای سبحانی هم ــ آن‌طور که فرمودند(8) ــ نظارت می‌کنند یا هدایت می‌کنند، این را هرچه قوی‌تر پیش ببرند؛ این بسیار کار مهم و لازمی است که [باید] انجام بگیرد.
 
در مورد بزرگداشتها؛ این کار، کار مهمّی است. ما به بزرگداشت کسی مثل آقا علی مدرّس نباید به این چشم نگاه کنیم که حالا یک آدم بزرگی را داریم معرّفی می‌کنیم؛ نه، این معرّفیِ یک جریان فکری است، مطرح کردن یک اندیشه و یک اندیشه‌ورز بزرگ است. آقایان [عنوان کنگره را] نوشتید مدرّسِ تهران، حکیم تهران؛ خب، بله، ایشان در تهران بوده‌اند و حکیم تهران هم هستند، منتها حکیم تهران، فقط مرحوم آقا علی مدرّس نیست. من الآن همین‌طور که آقایان صحبت می‌کردید، چند اسم راجع به همین حکمایی که در صدسال اخیر در تهران بوده‌اند [به‌ذهنم آمد]؛ از میرزا ابوالحسن جلوه، تا آقا محمّدرضای قمشه‌ای که در [زمینه‌ی] عرفان است، تا مرحوم هیدَجی،(9) تا مرحوم میرزا عبدالله زنوزی. میرزا عبدالله زنوزی پدر ایشان است و آقا علی شاگرد پدرش است؛ هر دو شاگرد ملّاعلی نوری اصفهانند. مرحوم ملّاعلی نوری هم یکی از آن بزرگان این ــ به‌اصطلاح ــ مِضمار(10) و این میدان است؛ یعنی اینها کسانی هستند که فلسفه‌ی ملّاصدرا را احیاء کردند. فلسفه‌ی ملّاصدرا بعد از یک برهه‌ای از زمان، مورد تهاجم شدید قرار گرفت و افول کرد؛ بعد یک کسانی در اصفهان پیدا شدند [و آن را احیاء کردند] که همه‌ی آنها هم در اصفهانند؛ البتّه غالباً هم اصفهانی نیستند؛ مثل ایشان که اصفهانی نیست، مثل خیلی از آقایان و بزرگانی که اسمشان آورده می‌شود؛ اینها اصفهانی هم نیستند لکن مرکز، اصفهان بوده؛ این نشان‌دهنده‌ی این است که اصفهان مرکز علوم عقلی بوده. بعد این پدر و پسر ــ مرحوم میرزا عبدالله زنوزی و مرحوم آقا علی حکیم ــ منتقل می‌شوند به تهران و آن‌وقت، تهران مرکز علوم عقلی می‌شود. به‌هرحال اینها خیلی شخصیّت‌های بزرگی‌اند؛ تا این اواخر که می‌رسد به مثلاً مرحوم آمیرزا مهدی آشتیانی، آمیرزا احمد آشتیانی، مرحوم شاه‌آبادی(11). آمیرزا مهدی خیلی معروف است لکن آمیرزا احمد آشتیانی به‌عنوان یک حکیم، معروف نیست؛ درحالی‌که ایشان فلسفه‌دان بزرگ و واقعاً حکیم بوده؛ [همین‌طور] مرحوم آشیخ محمّدتقی آملی که ایشان خب شرح منظومه دارد ــ ملاحظه کرده‌اید ــ یعنی حکیم بوده؛ [البتّه] فقیه است، فقیه بزرگی است، در حدّ مرجع تقلید است امّا حکیم است یعنی دارای [تخصّص] علوم عقلی است. به‌نظر من اینها را یکی‌یکی باید از کُنج انزوا و آن خلوت گمنامی‌شان بیرون کشید و اینها را مطرح کرد؛ اینها حرف دارند، مطلب دارند.
 
خب، حالا شما کتاب بدایع الحِکَم مرحوم آقا علی حکیم را مثلاً در اینجا چاپ کردید؛ خب، باید کسی بنشیند این کتاب مفصّل را بخواند تا بفهمد که آقا علی چه می‌گوید؛ چند نفر آماده هستند که بخوانند این کتاب را؟ چند نفر دارید که توانایی این کار را داشته باشند؟ این احتیاج دارد به همان [کاری] که درباره‌ی مرحوم ملّاصدرا من گفتم(12) ــ و یک کار کوچکی هم البتّه شده؛ بد نیست ــ که یک جمعی یا یک هیئتی بنشینند و لبّ فلسفه‌ی آقا علی حکیم را دربیاورند و اصلاً بگویند ایشان چه می‌گوید، حرفش چیست، مطلب موردنظرش چیست. یک‌وقتی حضرت آقای جوادی(13) یک کتابی را از آقا علی ــ به‌نظرم یک کتاب یا رساله‌ای از رساله‌های ایشان بود ــ آوردند به من نشان دادند که «ایشان اینجا در جواب این مطلب، این را گفته»؛ الآن آن حرف یادم نیست امّا می‌دانم که حرف مهمّی بود. خب، اینها استخراج بشود، بیرون بیاید از ضمن کتابهای ایشان یا رسائل ایشان. ایشان یک رساله در «وجود رابطی» ظاهراً دارد؛ رساله‌های متعدّدی آقا علی حکیم دارد؛ بنشینند اینها را تدوین کنند تا ناگهان تهران ــ که شما می‌گویید مرکز حکمت در یک دوره‌ای بوده ــ احساس کند که ایشان یک فکر فلسفیِ عمیقِ قوی‌ای را در مثلاً فرض کنید صد و چند سال پیش که ایشان از دنیا رفته ــ ظاهراً حدود 1307 ایشان از دنیا رفت ــ یک‌چنین فکری را در تهران مطرح کرده؛ یعنی خلاصه‌گیری بشود و تبیین بشود آن مکتب ایشان و حرف ایشان و مبنای ایشان. و همچنین دیگرانی که هستند [مثل] مرحوم آمیرزا ابوالحسن جلوه (رضوان الله علیه)؛ ایشان حواشی زیادی بر اسفار دارد؛ خیلی هم خوش‌خط بوده. می‌گویند ایشان نسخه‌های مختلف اسفار را که تدریس می‌کرد، هر نسخه‌ای که دستش بود، در هرجایی ایشان یک حاشیه‌ای همان‌جا می‌نوشت؛ یکی از این نسخه‌های اسفار ــ که اسفاری است با حواشیِ دست‌نوشته‌ی مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه یا حاج میرزا ابوالحسن جلوه؛ نمی‌دانم مکّه هم رفته بوده یا نه ــ دست بنده افتاد و آن را اهدا کردم به کتابخانه‌ی مؤسّسه‌ی آقای مصباح که الآن آنجا باید باشد و قاعدتاً هست. خب، ایشان حرف دارد؛ می‌دانید که میرزا ابوالحسن جلوه جزو منتقدین ملّاصدرا است یعنی جزوِ افرادی است که در بسیاری از مبانیِ ملّاصدرا ایشان حرف دارد، استدلا‌ل دارد، مثل خود آقا علی؛ ایشان هم همین‌جور [است]؛ خب، ببینیم حرفهای ایشان چیست؛ یک نفری استخراج کند این حرفها را، دربیاورد، مطرح کند. اینها به ‌نظر من کارهای بسیار مهمّی است که زمین‌مانده است؛ ما دیر به این فکر افتاده‌ایم و باید همه‌ی اینها را انجام بدهیم.
 
به‌هر‌حال دعوت جوانهای ما به علوم عقلی، بسیار مهم است؛ توجّهِ حوزه‌ها به علوم عقلی و بخصوص فلسفه، خیلی مهم است. بعضی از آقایانِ بزرگوار و محترمی که خیلی مورد تکریم و احترام ما هستند، اشکال داشتند به اینکه درسهای فلسفه و عرفان و این حرفها در قم زیاد شده؛ بنده به آن آقایان گفتم که اگر چنانچه فلسفه را شما از قم بردارید، کسانی در جاهای دیگر، متصدّیِ تبیین فلسفه و تدریس فلسفه میشوند که اهلیّت و صلاحیّت این کار را ندارند؛ کمااینکه الان می‌بینیم بعضی از افرادی که در غیر قم به‌عنوان فلسفه‌دان شناخته میشوند و مطرح میشوند، اطّلاعاتشان از فلسفه سطحی است؛ نه اینکه اطّلاع ندارند امّا اطّلاعاتشان عمیق نیست، سطحی است؛ یک چیزی خوانده‌اند و یک اصطلاحی را بر زبان جاری میکنند؛ خب این خوب نیست؛ خوب است که در خود قم باشد، در حوزه‌ی علمیّه باشد. تهران هم همین‌جور؛ حوزه‌ی علمیّه‌‌ی تهران هم که یک روزی مرکز علوم عقلی بوده، امروز اگر چنانچه تدریس فلسفه و تدریس علوم عقلی در آن رواج پیدا بکند، این به ‌نظر ما یک چیز بسیار خوب و مفیدی خواهد بود ان‌شاءالله.
 
 من اینجا اسم میرزا هاشم اشکوری را نگفتم؛(14) یا مرحوم آسیّد کاظم عصّار؛ [البتّه] اینها که بعضی در دانشگاه تدریس میکردند، بعضی بیرون تدریس میکردند، اینها متأخّرینند و شاگردهایشان هستند، [امّا] اینهایی که ما گفتیم، قبل از این نسل [هستند].(15) هرجا مکتب تهران گفته میشود، اینها را میخواهند بگویند، یعنی این آقایانِ پدر و پسر؛(16) [البتّه] شما از مرحوم میرزا عبدالله زنوزی هیچ اسمی نیاوردید و توجّهی نکردید؛ ایشان لابد آثاری باید داشته باشند و باید کارهای ایشان -مرحوم میرزا عبدالله زنوزی- مطرح بشود، [چون] آقا علی شاگردِ پدرش است؛ این آقایان هستند که معروف به مکتب تهران هستند.
 
 به‌هر‌حال ما از آقایان تشکّر میکنیم، به‌خاطر این زحمتی که کشیدید و این کاری که شروع کردید، این معرّفی چهره‌های فلسفه. ان‌شاءالله که خداوند به وجود شماها برکت بدهد، و آقایان مدرّسین بزرگِ فلسفه در قم -که الحمدلله آدم میبیند برکات وجود آنها چقدر زیاد است- خداوند ان‌شاءالله تأییدشان کند، محفوظشان بدارد و برکاتشان را ادامه بدهد. و همچنین شما آقایانی که متصدّیِ این کارها هستید‌، ان‌شاءالله مشمول توفیقات الهی و تأییدات الهی و هدایت الهی ان‌شاءالله باشید. ان‌شاءالله موفّق باشید.
 
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
 
1) در ابتدای این دیدار ــ که در چهارچوب دیدارهای دسته‌جمعی برگزار شد ــ حجج اسلام غلامرضا فیّاضی (رئیس هیئت مدیره‌ی مجمع عالی حکمت اسلامی و رئیس همایش)، حسن معلّمی (دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی و دبیر همایش) و محمّدباقر خراسانی (مدیر اجرائی مجمع عالی حکمت اسلامی و دبیر اجرائی همایش)، گزارشهایی ارائه کردند. همایش ملّی حکیم طهران به‌همّت مجمع عالی حکمت اسلامی و همکاری جمعی از دستگاه‌های علمی و فرهنگی و اجرائی کشور، در روزهای پنجم و ششم اردیبهشت سال جاری به‌ترتیب در تهران و قم برگزار می‌شود.
2) در پی دیدار جمعی از فضلای حوزه‌ی علمیّه‌ی قم با رهبر معظّم انقلاب اسلامی (1382/10/29) و تأکید معظّمٌ‌له بر تشکیل مجموعه‌ای برای رشد و ترویج و تعمیق جریان علوم عقلی در حوزه‌های علمیّه، مجمع عالی حکمت اسلامی از سال 1384 فعّالیّت خود را آغاز کرد و از فعّالیّتهای آن می‌توان به تشکیل گروه‌های علمی، برگزاری نشست‌هایی برای ارائه‌ی مطالب نو و نقّادی آنها، تجلیل و بزرگداشت بزرگان علوم عقلی و احیای آثار آنها اشاره کرد.
3) علّامه سیّدمحمّدحسین طباطبائی
4) آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی
5) آیت‌الله محمّدتقی مصباح‌یزدی
6) آیت‌الله جعفر سبحانی
7) فیلسوف آلمانی
8) در گزارش رئیس همایش به این مطلب اشاره شد که حضرات آیات جوادی‌آملی، مصباح‌یزدی و سبحانی سه ناظر عالی این مجمع هستند.
9) حکیم ملّا محمّدعلی هیدجی
10) میدان
11) آیت‌الله میرزا محمّدعلی شاه‌آبادی
12) بیانات در دیدار با دست‌اندرکاران برگزاری کنگره‌ی ملاصدرا (1380/9/8)
13) آیت‌الله جوادی آملی
14) حضّار به نام تعدادی دیگر از فلاسفه‌ی معاصر تهران از جمله مرحوم آسیّدکاظم عصّار اشاره کردند.
15) حجّت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر صادقی‌رشاد (رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی): بعضی، از این افراد تعبیر به «مکتب تهران» می‌کنند.
16) میرزا عبدالله و ملّاعلی زنوزی

 
منتشرشده در سیاسی
به گزارش جهان نيوز،حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور، بسیج را پدیده ای کم نظیر، گره گشا و از افتخارات امام راحل(ره) خواندند و با تأکید بر گسترش روحیه بسیجی به معنای «انگیزه و شوق و تلاش برای تحقق اهداف انقلاب و سربلندی و پیشرفت ایران»، افزودند: دشمن خصومت خود را از هر طرف تشدید کرده تا مقاومت برخاسته از تفکر انقلابی و اسلامی را در منطقه نابود کند اما جوانان و مردان مؤمن و پراستقامت، با دفع غده سرطانی تکفیری داعش، دشمنان را به زانو در آوردند و مفهوم ما می‌توانیم را بار دیگر برای همه اثبات کردند.

رهبر انقلاب اسلامی بسیج را به معنای گردآوری و استفاده از ظرفیت آحاد مردم و نیروی انسانی فعال، مجاهد و مبتکر خواندند و با تأکید بر اینکه اگر انقلاب اسلامی، بسیج را نداشت، با نقیصه و خلأ بزرگی مواجه بود، افزودند: سازمان مقاومت بسیج به عنوان یک مجموعه کارآمد، نمادی از بسیج عمومی مردمی است که وظایف حساس و مهمی برعهده دارد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به «سخن نو» انقلاب اسلامی برای بشریت گفتند: سخن نو انقلاب اسلامی این بود که جوامع انسانی می‌توانند به پیشرفت‌های مادی و علمی دست یابند و همزمان رضایت پروردگار را کسب و ارزشهای الهی را حفظ کنند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: تحقق چنین جامعه ای و دستیابی به پیشرفتهای مادی و اهداف والای معنوی، نیازمند بایدها و نبایدهایی است که «بی عدالتی، استبداد، فاصله طبقاتی و فساد عملی و فکری و غرق شدن در شهوات» از نبایدها و «اخلاص، احساس وظیفه، تلاش و مجاهدت، کار، و جلب رضایت خدا» از بایدها، است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آن ساختار و قالبی که توانست مجموعه بایدها و نبایدها را در خود جمع کند، نظام جمهوری اسلامی بود.

ایشان گفتند: جمهوری اسلامی، با کمک و هدایت پروردگار و با بیداری و هوشیاری امام راحل و مجاهدت ملت توانست اسلام مورد آرزوی مسلمانان را در قالب یک نظام سیاسی محقق کندو پایه اولیه را بنا نهد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته این نظام سیاسی تا رسیدن به اهداف والای خود فاصله زیادی دارد ولی دستیابی به این اهداف با در صحنه بودن و تکیه بر نیروی انسانی مصمم و بااراده امکان پذیر است.

ایشان تأکید کردند: اگر آحاد نیروی انسانی، حرکت، هدف و شیوه بسیج را مبنای تلاش و فعالیت خود در میدانهای مختلف، قرار دهند، در واقع همه آحاد کشور بسیجی هستند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: وظیفه اصلی نیروی مقاومت بسیج این است که با هماهنگ سازی ظرفیت ها، اراده ها و ابتکارهای مردم بویژه جوانان، برای رسیدن به اهداف والای جمهوری اسلامی، هم افزایی ایجاد کند تا شاهد یک حرکت سازندگی و تولید و پیشرفت از جانب میلیونها نفر از آحاد مردم، در بخشهای مختلف باشیم.

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به ادامه بی‌وقفه توطئه های دشمنان، از کسانی که از بازگو شدن و تکرار عنوان دشمن ناراحت می شوند، انتقاد کردند و افزودند: این افراد غافل متوجه نیستند که اگر دشمن مجال بیابد در وارد کردن ضربه هیچ تأملی نخواهد کرد، بنابراین بر اساس یک اصل عقلانی و جاودانه نباید عملی، سخنی و یا حالتی از خود نشان داد که دشمن را به توهم ضعف در صفوف ایرانیان بیندازد و او را به ضربه زدن و اعمال خصومت تشویق کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به آیات قرآن کریم، ایستادگی در راه خدا را، هم موجب ثواب اخروی و هم باعث اجر دنیوی یعنی عزت و اقتدار و پیشرفت دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی ۳۸ سال است با خصومتهای استکبار و صهیونیزم و ارتجاع درگیر بوده اما امروز صدها و یا شاید هزاران برابر، از اول انقلاب پیشرفته تر و مقتدرتر است و این، معنای پاداش دنیویِ ایستادگی و استقامت است.

رهبر انقلاب اسلامی، تحلیل درست از واقعیات کشور را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: نباید با نگاه به برخی بی اعتقادی و بی اعتنایی ها، انقلاب و نظام اسلامی را ضعیف شده تصور کرد چرا که از اول انقلاب این مسائل وجود داشته است ضمن اینکه حرکت زیبا، شیوا و مبارک جوانان مؤمن، واقعیتی است که از همیشه، درخشان تر است.

ایشان، اثرگذاری نسل جوان و مؤمن کشور در منطقه را با وجود ندیدن و درک نکردن دوران انقلاب و امام و دفاع مقدس، از معجزات انقلاب اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: شما جوانان توانسته اید امریکای مستکبر را به زانو درآورید و شکست دهید.

رهبر انقلاب اسلامی عامل حقیقی نابودی و دفع غده سرطانی داعش را روحیه و احساس بسیجی خواندند و افزودند: دشمنان سعی کردند بوسیله این گروه تکفیری غیرانسانی، حادثه ای را علیه جریان مقاومت بوجود آورند اما جوانان مؤمن، با شوق و انگیزه وارد میدان مجاهدت شدند و دشمن را به زانو درآوردند.

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که با خواندن آیه یأس، ملاحظه و رودربایستی در مقابل قدرتها را تبلیغ می کنند، افزودند: چند توطئه پی در پی امریکا، صهیونیزم و ارتجاع در منطقه با اقتدار جمهوری اسلامی خنثی شد که یکی از آنها نابودی داعش بود، آیا این اثبات «ما می توانیم» نیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای، نابودی این گروه تکفیریِ غیرانسانی را با همت جوانان و مردان مؤمن و تلاش کسانی که مقاومت را قبول دارند کاری بسیار بزرگ برشمردند و افزودند: در برخی از کشورهای همسایه نیز باور به توانایی در نابود کردن داعش وجود نداشت اما وقتی به میدان وارد شدند پیروزی را به چشم دیدند و پیام انقلاب اسلامی یعنی ما می توانیم را باور کردند ضمن اینکه انقلاب نیز نشان داد پیامهای بدیع و راهگشای خود را اینگونه و در عرصه عمل به افکار ملتها می رساند.

حضرت آیت الله خامنه ای، روحیه بسیجی یعنی انگیزه و شوق و تلاش را نیاز همه عرصه های علمی، اقتصادی، صنعتی و فرهنگی دانستند و افزودند: میلیونها نفر در سراسر کشور عضو سازمان بسیج نیستند اما بالقوه بسیجی‌اند که باید از این ظرفیت فوق العاده برای انجام دادن کارهای فراوان در عرصه های مختلف استفاده کرد.

ایشان حفظ بسیج را در گرو حفظ خصوصیات معتبر بسیج از جمله «بصیرت» و «دشمن شناسی» دانستند و افزودند: جوانان باید با درک ترفندهای مختلف دشمن در زمینه های فردی، خانوادگی و اجتماعی، این شیوه ها را خنثی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، ناامید کردن جوانان و القای «ما نمی توانیم» را از شیوه های مهم بیگانگان خواندند و افزودند: متأسفانه عده ای در داخل، بلندگوی دشمن شده اند و نمونه های فراوان اثبات عینی توانایی های ملت و نظام را نادیده می گیرند.

حضرت آیت الله خامنه ای، «سرنگون کردن نظام مستبد و وابسته پادشاهی»، «ایجاد عوامل و عناصر پیشرفت و اقتدار نظام اسلامی» و «توانایی نفوذ در افکار و اندیشه های ملتها» را از جمله نمونه های فراوان توانایی ملت ایران برشمردند و افزودند: از این پس نیز به توفیق الهی، انقلاب اسلامی با تکیه بر نسل جوان و مؤمن، حرکت در مسیر تحقق همه اهداف خود را ادامه خواهد داد.

ایشان، تجربه های مکرر و عینی ملت ایران را در عرصه «ما می توانیم» خاطرنشان کردند و افزودند: «ما می توانیم» مفهومی صرفاً اعتقادی نیست بلکه ملت ایران بارها به چشم خود و با همه وجود، آن را مشاهده و درک کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی، مجاهدت و ثبات قدم را از واجب ترین و مهمترین لوازم و عوامل پیشرفت خواندند و افزودند: باید درون خودتان، محیط پیرامون و عناصر مرتبط را ثابت قدم نگه دارید تا وعده پیروزی خدا محقق شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهداف انقلاب در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، علمی، سیاسی و فرهنگی تأکید کردند: به لطف پروردگار ایران عزیز در آینده ای نه چندان دور به همه این اهداف خواهد رسید و نسل جوان معضلات اقتصادی را حل، پیشرفتهای علمی را مضاعف و مفاهیم و محتوای فرهنگی و قرآنی را در جامعه محقق خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر هوشیاری در مقابل دشمنان را توصیه کردند و افزودند: نیروهای مبتکر و مؤمن، برای ترفندها و شیوه های جدید دشمنان آماده باشند و با پیشگیری و پاسخ مناسب، به وظایف خود عمل کنند.

ایشان در پایان سخنانشان گفتند: از خداوند متعال مسألت می‌کنیم ارواح طیبه شهدای عزیز را که در عراق و سوریه مؤمنانه وارد میدان شدند، با اولیاء خود محشور فرماید.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه با اشاره به زوال تروریست‌های تکفیری و به حاشیه رانده‌شدن آمریکا در تحولات منطقه و واماندگی رژیم‌های وابسته و مرتجع، گفت: امروز دوست و دشمن خوب می‌دانند که دیگر رژیم صهیونیستی در حد و اندازه یک تهدید معتبر نیست و هر جنگ جدید، به محو این رژیم از جغرافیای سیاسی منجر خواهد شد.

فرمانده سپاه اولویت کنونی بسیج را کمک به مردم برای غلبه بر مشکلات زندگی خواند و افزود: حضور مؤثر در عملیات امداد و نجات برای دستگیری از مردم بحران‌زده و ارتقای امنیت محلات از مهمترین اولویت‌های بسیج است.

همچنین سردار غلامحسین غیب‌پرور رییس سازمان بسیج مستضعفین با بیان گزارشی از برنامه‌ها و رویکردهای این سازمان، گفت: رویش نسل جدید مؤمن و انقلابی همچون حججی‌ها نویدبخش آن است که به برکت انقلاب اسلامی، بسیج به الگویی برای ملت‌های مسلمان و مستضعفان جهان تبدیل شود.

در ابتدای این دیدار نیز چند تن از فعالان و نمایندگان اقشار بسیج به بیان فعالیت‌ها و دیدگاههای خود پرداختند.
آقایان «حسن اسماعیلی- دکترای پزشکی»، «ابوالقاسم طالبی- کارگردان سینما»، «جلیل عرب‌خردمند- جراح مغز و اعصاب»، «مسعود حسن‌زاده- قهرمان جودو»، «علی غفاری- دکترای شیمی»، «سعید صوفی‌زاده- دکترای زراعت» و خانم «مرضیه عزتی‌وظیفه‌خواه- فعال امور زنان و خانواده» بر محورهای زیر تأکید کردند:

پیشنهاد ایجاد شورای عالی سازندگی و الزام دستگاهها به استفاده از ظرفیت بسیج سازندگی
- لزوم توجه ویژه به مناطق محروم مرزی و حمایت از فعالیت گروههای جهادی
- لزوم تقویت فرهنگ بسیجی در عرصه هنر و توجه ویژه هنرمندان بسیجی به مشکلات مردم
- افزایش ظرفیت خدمات پزشکی به مناطق محروم
- تقویت گروههای جهادی در شهرک های صنعتی به منظور فعال سازی واحدهای غیرفعال
- برنامه‌ریزی برای افزایش عملکرد در محصولات راهبردیِ کشاورزی با حضور جهادی مهندسان بسیجی وآموزش کشاورزان

 
منتشرشده در سیاسی