حسین بهاروند :

منحرفین و مفسدین تا بیخ گلوی جوانان ارزشی آمده اند/ شما خيبري نيستيد چون فقط دود داريد و سوز نداريد/ معيار مسئولیت قبول نمودن «درد» داشتن است/ما با بي دردها و حلوقم گشادها مخالف هستيم و از این مسیر هم بر نخواهیم گشت حتی اگر جان خود را از دست بدهیم.  

حسین بهاروند در یاداشتی کوتاه نوشت بعد از دوران دفاع مقدس عده اي با اين كه دكمه هاي يقه خود را كامل مي بستند و دم از دينداري مي زدند، به دنياطلبي و ماديات مشغول شدند و پول بيت المال را صرف سفرهاي تفريحي و خوشگذراني هاي خود مي كردند؛ اعتراض نسل ما همين است كه اين گونه افراد به چه حقي، جوهري ترين هدف نظام يعني اخلاص را بايكوت كردند؟

مدیر مسئول هفته نامه صدای مستضعفین ادامه داد: همين افراد كه در هر زمان، وابسته به خانه، ويلا و باغ شهرهايشان هستند، هيچ گاه در برهه هاي حساس مرد ميدان نبودند  اين افراد امتحان خود را پس داده و نشان دادند كه عدالتخواه نيستند؛ آن ها آن قدر در خواب تغافلهستند كه نمي دانند درد مستضعفين چيست و به همين دليل مستضعفين را اقشار آسيب پذير مي نامند، چون اگر بخواهند مستضعفين را با همين نام خطاب كنند مي دانند كه در مقابل كلمه مستضعف، كلمه مستكبر قرار مي گيرد

بهاروند با بيان اين كه عده اي نزد ما همواره خود را خیلی دانا و با معلومات معرفی می کنند آن ها حتی نمي دانند اقتصاد مستضعف محور يعني چه، نمي دانند كه به سفارش امير المؤمنين (ع) شخص مسئول ، هم بايد به تفقد از مستضعفين بپردازد و به ياري ضعيفان و از كارافتاده ها برود و به آنها رسيدگي كند؛ آن ها نمي دانند معيار مسئولیت قبول نمودن «درد» داشتن است.

مدیر مسئول هفته نامه صدای مستضعفینخطاب به منفعت طلبان و صاحبان پول های کثیف، اعلام کرد كه ما با بي دردها و حلوقم گشادها مخالف هستيم، و از این مسیر هم بر نخواهیم گشت حتی اگر جان خود را از دست بدهیم.    

مدیرمسئول پایگاه خبری صدای مظلومین خطاب به حلقوم گشادها و قارون های امروز ، اظهار داشت: شما خيبري نيستيد چون فقط دود داريد و سوز نداريد وي ادامه داد: ما به همان رهبر و رئيس جمهوري افتخار مي كنيم كه مكتبي، مؤمن، عدالتخواه و استكبارستيز هستندو همواره تأكيد مي كنند كه اگر در برابر دين ما بايستيد در مقابل تمام دنياي شما می ایستیم و اجازه نمي دهيم كه شما به نام دين، جوانان حزب اللهي ما را سركار بگذاريد.

حسین بهاروند خطاب به حلقوم گشادها و قارون های امروز تأكيد كرد: ما اجازه نمي دهيم كه شما به نام دين، جوانان حزب اللهي ما را سركار بگذاريد، مردم از ادا و اصول هاي بي خاصيت و مسخره بعضی افراد خسته شده اند و فقط پاي رهبری عزیز انقلاب ايستاده اند، پس ما هم مانند رهبر عزيزمان زماني بايد بر گردن خود چفيه بيندازيم كه عامل باشيم و فرزندانمان كار اقتصادي نكنند با ماشین های میلیاردی ظاهر نشویم، کاخ نشین نباشیم بچه کدخداها و شاه دوست ها زا امین خود ندانیم نه اين گونه باشد كه فرزندان و نزدیکمان از شدت حرام خواري، مظلومین و مستضعفین به تمسخر گرفته و آنها را نادیده بگیرند.

بهاروند خطاب به منفعت طلبان و ویژه خوران افزود

چیزی براي از دست دادن نداریم و مطمئن باشيد هر چه بيشتر تهمت و دروغ و فحش بدهيد اراده ما راسخ تر مي شود

مدیرمسئول پایگاه خبری صدای مظلومین تأكيد كرد: اين شگرد افراد ریاکار و بی تقوا است كه مي خواهند با انگ زدن، بچه هاي حزب اللهي را از ميدان خارج كنند؛ آن ها اگر منافعشان بيشتر به خطر بيافتد حتي رهبر عزيزمان را هم به مسلخ كربلا مي فرستند؛ يكي از همين جوانان حزب اللهي را مي خواستند در يكي از مسئوليت های مهم کشوری منصوب كنند اما نشد علت را جویا شدم گفتند كه اين فرد تندرو و افراطی است و ديديم با انگ هاي مثل تندرو بودن و اين گونه مباحث مي كوشند به هر طريقي جوانان حزب اللهي را از ميدان خارج كنند.

بهاروند، حفظ روحيه بسيجي را ضامن حيات نظام مقدس جمهوري اسلامي دانست و گفت: ما در اين استان كارهاي بزرگي داريم؛ خصوصا در مبارزه با مفسدين و انحصارگران قدرت واز آن سو نيازمند جوانان ارزشي براي پيشرفت اين استان در عرصه هاي مختلف هستيم.

علت قیام نکردن امام صادق برعلیه خلفای جور
 
بیشتر قیام‌های دوران امام صادق علیه حاکمان وقت، مورد تأیید ایشان، نبود و درخواست سران قیام را که بدو وعده یاری می‌دادند نمی‌پذیرفت و نشر فقه آل محمد (ص) و علوم اهل‌بیت را مقدم می‌شمرد. زیرا آنان که بنی‌هاشم را به قیام می‌خواندند و به آنان وعده یاری می‌دادند، همه یا بیشترشان، حکومت حاکمان وقت را بر خود تحمل نمی‌کردند، یا می‌خواستند خود حکومت را به‌دست گیرند، نه آنکه خواهان زدودن بدعت و زنده کردن دین خدا و اهل‌بیت پیامبر باشند.
 
 
اما گاهی امر٬ حتی بر شیعیان خاص امام صادق مشتبه می‌گشت و خواستار همراهی و قیام امام صادق بودند. مرحوم کلینی در کتاب کافی به اسناد خود از سدیر صیرفی چنین نقل می‌کند:
 
بر ابوعبدالله درآمدم و بدو گفتم: به خدا بر تو روا نیست قیام نکنی! چرا؟ چون دوستان و شیعیان و یاران بسیار داری. به خدا اگر علی به‌اندازه تو شیعه و دوستدار داشت حق او را نمی‌گرفتند. امام پرسید: سدیر، شمار آنان به چند تن می‌رسد؟ سدیر پاسخ می‌دهد: صد هزار! امام فرمود: صد هزار؟. سدیر پاسخ داد: آری و بلکه دویست هزار. امام در مقام تعجب  مجدداً فرمودند: دویست هزار؟ سدیر پاسخ داد: آری و نیم جهان (کنایه از اینکه تعداد یاران امام بسیار است.) امام صادق ساکت شدند. سدیر در ادامه می‌گوید: با امام به راه افتادیم و از کنار گله بزی گذشتیم. امام صادق فرمود:
 
وَاللَّهِ یَا سَدِیرُ لَوْ کَانَ لِی شِیعَةٌ به عدد هَذِهِ الْجِدَاءِ مَا وَسِعَنِی الْقُعُودُ وَ نَزَلْنَا وَ صَلَّیْنَا فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الصَّلَاةِ عَطَفْتُ عَلَی الْجِدَاءِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِیَ سَبْعَةَ عَشَرَ.(7)
 
ای سدیر! به خدا اگر به شمار این بزها شیعه داشتم، قیام نکردن بر من روا نبود. پس فرود آمدیم و نماز خواندیم. پس از نماز بزها را شمردم هفده رأس بیشتر نبودند. (تعداد خواص و حبیب بن مظاهرهای عصر امام صادق به هفده تن نیز نمی‌رسید)

منتشرشده در سیاسی
حسین بهاروند / توجه به تاریخ نشان می‌دهد که مردم کوفه از ابتدا اهل بى‌وفائى و سستى در بیعت نبوده‌اند اما چه شد که در قیام عاشورا این چنین خیانت کردند.

مردم کوفه بى‌دین نبودند، حتى دشمن امام حسین(ع) نیز نبودند، اما یارى به هر جهت و لاابالى بودند، براى گذراى زندگى حاضر بودند، امام حسین(ع) را بکشند و به عبیدالله کمک کنند.

آرى عیب مردم کوفه در این بود، که اول کار بسیار پرشور و با احساسات و با شعارهاى گوناگون به میدان آمدند. اما وقتى پاى عمل رسید و مشکلات انقلاب و استقامت در مقابل دشمنان را دیدند، نتوانستند استقامت کنند.

مردم کوفه اول به حضرت امیر(ع) کمک دادند، اما پس از آنکه زحمات و مشکلات و مجروحین و کشته‌هاى بسیار در این راه دادند، عقب نشینى کردند؛ و بخاطر همین عقب نشینى بود که امیرالمؤ منین علیه السلام بار‌ها از آن‌ها شکایت نمود، و بر آن‌ها نفرین کرد.


در یکى از همین سخنرانی‌ها فرمود: اى عجب، به خدا سوگند، اتحاد این‌ها (معاویه و همراهان او) بر کار نادرست خود و تفرقه شما بر کار حق خودتان، دل را مى‌میراند و غم و غصه به بار خواهد آورد، دل‌هاى شما زشت و دلهایتان غمین باد وقتى که مورد هدف قرار مى‌گیرید و به شما حمله مى‌کنند ولى شما اقدام نمى‌کنید، خدا عصیان مى‌شود و شما راضى هستید، وقتى شما را در گرما فرمان کوچ مى‌دهم، میگوئید هوا گرم است، مهلت بده تا گرما کم شود و در سرما مى‌گوئید، مهلت بده، سرما برطرف شود، شما که از سرما و گرما گریزانید، بخدا که از شمشیر بیشتر فرار مى‌کنید.

اى نامردهائى که آثار مردانگى در شما نیست، اى کسانى که در عقل مانند اطفال و زن‌هاى در حجله هستید، دوست داشتم که شما را نمى دیدم و شما را نمى شناختم، همان شناختى که بخدا سوگند پشیمانى و اندوه به دنبال داشت، خدا شما را بکشد که دل مرا چرکین کردید و سینه‌ام را از خشم آکندید و در هر نفس پى در پى به من غم و غصه خوراندید.(١)
 
و در خطبه دیگرى مى‌فرمود: اى مردمى که بدنهایشان با هم ولى خواسته‌هایشان مختلف است، سخنان (شعارهاى) شما سنگ‌هاى سخت را نرم مى‌کند ولى کار شما دشمنان را به طمع مى‌اندازد، تا آنجا که مى‌فرماید: شما را چه شده، دارویتان چیست؟ مداواى شما چیست؟ آن‌ها هم مردانى هستند مثل شما؟ (٢) و سرانجام حضرتش مردم کوفه را نفرین نمود، و فرمود: بخدا قسم پسرى از قبیله بنى ثقیف بر شما مسلط خواهد شد که از حق روى گردان است، سبزه شما را مى‌خورد و پیه شما را آب مى‌کند، بیاور اى اباوذحه آنچه دارى، (نهج البلاغه).

و در جاهاى دیگر: بعد از اینکه بسر ابن ارطاة از جانب معاویه، یمن را اشغال نمود حضرت در خطبه فرمود: بخدا نمى بینم مگر اینکه این گروه به‌زودى بر شما پیروز مى‌شوند، این نه بخاطر حقانیت آنهاست بلکه بخاطر فرمانبردارى و استقامت آن‌ها و در مقابل معصیت شماست، به خاطر کمک دادن آن‌ها و رها کردن شماست، بخاطر آباد کردن آن‌ها شهرهاى خودشان را و فاسد نمودن شما شهرهاى خودتان است.

به خدا سوگند اى اهل کوفه دوست داشتم شما را مثل ده دینار با یک دینار عوض کنم - ده تا از شما‌ها بدهم و یکى از آن‌ها بگیرم؟! سپس دست‌هاى خویش را به آسمان بلند نموده عرضه داشت: خدایا من از این‌ها ملول و این‌ها هم از من ملول شدند، من از دست این‌ها ناراحت و این‌ها هم از من، بجاى این‌ها بهتر از این را به من بده و به این‌ها بدتر از من نصیبت کن.
 
خدایا تعجیل کن (در عقوبت ایشان) به وسیله جوان ثقفى آن مرد متکبر که سبزى این‌ها را بخورد؛ و میان این‌ها به حکم جاهلیت حکم کند و از نیکانشان نپذیرد و از گنه کارانشان نگذرد. (٣) و این چنین بود که مردم عراق پس از امام حسین دیگر روز خوش ندیدند.

ناشکرى و ناسپاسى و بى توجهى به نقشه‌هاى دشمنان، سرنوشتى سخت و عذابى دردناک در پى دارد و مردم کوفه امروز عبرت ما مى‌باشند.
منتشرشده در سیاسی

یاداشت کوتاه حسین بهاروند:
سخنی با وحدت شکنان در هفته وحدت، و آنانی که مرام و شیوه عمر و عاصی و فرعون صفتانه را در پیش گرفته اند/ به فکر آب کردن دلارهایتان باشید این گنده گویی ها به شال و کلاه شما نمی خورد.
وحدت، تپش هماهنگ قلبهاست و آهنگ حرکت دستها. وحدت، عامل اقتدار در برابر نفاق و اختلاف، و رمز پیروزی و عزت و استقلال در برابر ظلم ها و تجاوزها ا‌ست.
در شرایطی که عمر و عاص ها با تکیه بر نیرنگ ها و حیله هایشان و فرعون صفتان به امید سکه ها و پول های کثیفشان، بذر نفاق و تفرقه می پاشند و با شایعه پراکنی توسط نوچه های خوارجی و کم هوش و حواس خود در تلاشند که نیروهای ارزشی انقلاب، خادمین واقعی مردم را از سر راه خود بردارند،حسب وظیفه و به عنوان یک دلسوز در همین هفته وحدت به آنها (وحدت شکنان) نصیحت می کنم سخنان درشت نگویید که اصلا به شال و کلاه شما نمی خورد و از قول بزرگان هم نقل قول دروغ نکنید چرا که حد شما آن نیست که بخواهید در خصوص تایید صلاحیت یا رد صلاحیت «آن مرد بلند قامت» سخن بگویید شما را چه به این حرفها و گنده گویی ها. شما باید بروید و فکر آب کردن دلارهایتان باشید ولی خواهشن با قیمتی که به مردم فشار نیاید.بروید و فکری به حال بنگاه های معاملاتی خود و تمدید پیمانکاری هایتان بکنید شما را چه به این گستاخی ها و درشت صحبت کردن ها. بخدا که خجالت دارد با آن ماشین های میلیاردی و آنچنانی و ملک های سر به فلک کشیده در کلان شهرها، در خصوص فرزندان انقلاب، نظر بدهید شما فقط باید صرفا در حوزه خرید و فروش املاک و ماشین های خارجی اظهار و نظر کنید( هر چند آنجا هم انصاف ندارید) نه در خصوص انقلاب و ارزشها و فرزندان انقلاب. و حرف آخرم با آن چند نفر «عاقبت به شری هست» که شبها از ترس «آن مرد بلند قامت» خواب به چشم هایشان نمی آید و به هر دستاویزی برای حذفش متوسل می شوند و غافل از اینکه چه عواقب سخت و تلخی در انتظار آنان است. شاید همین چند کلمه برای از خواب بیدار کردن آن «چند نفر عاقبت به شری» که نمی خواهند لبخند و خوشحالی مردم را ببینند در این روزهای پایانی هفته وحدت کافی باشد. دلسوزانه می گویم مواظب خودتان باشید.
ان شاء الله

منتشرشده در سیاسی

یاداشت کوتاه حسین بهاروند:
سخنی با وحدت شکنان در هفته وحدت، و آنانی که مرام و شیوه عمر و عاصی و فرعون صفتانه را در پیش گرفته اند/ به فکر آب کردن دلارهایتان باشید این گنده گویی ها به شال و کلاه شما نمی خورد.
وحدت، تپش هماهنگ قلبهاست و آهنگ حرکت دستها. وحدت، عامل اقتدار در برابر نفاق و اختلاف، و رمز پیروزی و عزت و استقلال در برابر ظلم ها و تجاوزها ا‌ست.
در شرایطی که عمر و عاص ها با تکیه بر نیرنگ ها و حیله هایشان و فرعون صفتان به امید سکه ها و پول های کثیفشان، بذر نفاق و تفرقه می پاشند و با شایعه پراکنی توسط نوچه های خوارجی و کم هوش و حواس خود در تلاشند که نیروهای ارزشی انقلاب، خادمین واقعی مردم را از سر راه خود بردارند،حسب وظیفه و به عنوان یک دلسوز در همین هفته وحدت به آنها (وحدت شکنان) نصیحت می کنم سخنان درشت نگویید که اصلا به شال و کلاه شما نمی خورد و از قول بزرگان هم نقل قول دروغ نکنید چرا که حد شما آن نیست که بخواهید در خصوص تایید صلاحیت یا رد صلاحیت «آن مرد بلند قامت» سخن بگویید شما را چه به این حرفها و گنده گویی ها. شما باید بروید و فکر آب کردن دلارهایتان باشید ولی خواهشن با قیمتی که به مردم فشار نیاید.بروید و فکری به حال بنگاه های معاملاتی خود و تمدید پیمانکاری هایتان بکنید شما را چه به این گستاخی ها و درشت صحبت کردن ها. بخدا که خجالت دارد با آن ماشین های میلیاردی و آنچنانی و ملک های سر به فلک کشیده در کلان شهرها، در خصوص فرزندان انقلاب، نظر بدهید شما فقط باید صرفا در حوزه خرید و فروش املاک و ماشین های خارجی اظهار و نظر کنید( هر چند آنجا هم انصاف ندارید) نه در خصوص انقلاب و ارزشها و فرزندان انقلاب. و حرف آخرم با آن چند نفر «عاقبت به شری هست» که شبها از ترس «آن مرد بلند قامت» خواب به چشم هایشان نمی آید و به هر دستاویزی برای حذفش متوسل می شوند و غافل از اینکه چه عواقب سخت و تلخی در انتظار آنان است. شاید همین چند کلمه برای از خواب بیدار کردن آن «چند نفر عاقبت به شری» که نمی خواهند لبخند و خوشحالی مردم را ببینند در این روزهای پایانی هفته وحدت کافی باشد. دلسوزانه می گویم مواظب خودتان باشید.
ان شاء الله

منتشرشده در سیاسی

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل   بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران 

جناب آقای علیرضا یاراحمدی 

با سلام و دعای خیر

خبر انتصاب جنابعالی در سنگر مقدس و حساس بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی تهران بزرگ آن هم با لباس خادمی شهداء

موجب خوشحالی اینجانب گردید.لازم دانستم این انتصاب مبارک و هوشمندانه را به جنابعالی که در همه حال مورد اعتماد و اطمینان نهادهای انقلابی بوده و میباشید تبریک و تهنیت عرض نمایم انتظار دارم به مانند گذشته تمام توان و تلاش خود را برای حمایت از مظلوم و مقابله با کسانی که شیوه و مرام فرعون صفتانه یا امر و عاصی در پیش گرفته اند بکار بگیرید و 

خار چشم آنهایی باشید که امروز به اسلام و نظام و رهبری به دنبال حذف جریان های اصیل انقلابی هستند و تا آخرین نفس در مقابل پورشه سواران و صاحبان سانتافه های رنگارنگ ایستادگی و مقاومت کنید و از تبعات و هیاهوها و جوسازی های جریان "شمشیر بده طلا بگیر" نهراسید که عاقبت خدا با ماست. 

منتشرشده در سیاسی

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل   بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران 

جناب آقای علیرضا یاراحمدی 

با سلام و دعای خیر

خبر انتصاب جنابعالی در سنگر مقدس و حساس بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی تهران بزرگ آن هم با لباس خادمی شهداء

موجب خوشحالی اینجانب گردید.لازم دانستم این انتصاب مبارک و هوشمندانه را به جنابعالی که در همه حال مورد اعتماد و اطمینان نهادهای انقلابی بوده و میباشید تبریک و تهنیت عرض نمایم انتظار دارم به مانند گذشته تمام توان و تلاش خود را برای حمایت از حمایت از مظلوم و مقابله با کسانی که شیوه و مرام فرعون صفتانه یا عمر و عاصی در پیش گرفته اند بکار بگیرید و 

خار چشم آنهایی باشید که امروز به اسلام و نظام و رهبری به دنبال حذف جریان های اصیل انقلابی هستند و تا آخرین نفس در مقابل پورشه سواران و صاحبان سانتافه های رنگارنگ ایستادگی و مقاومت کنید و از تبعات و هیاهوها و جوسازی های جریان شمشیر بده طلا بگیر نهراسید که عاقبت خدا با ماست. جنبش های دانشجویی عمار گونه و با ضربات مالک اشتری،جریان های عمر و عاصی و فرعون صفتانه را غافل گیر خواهد کرد

منتشرشده در سیاسی

یاداشت مهم حسین بهاروند : (ای آشنای کوی محبت صبور باش)

فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد     با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد

اینها که من از جفای هجران دیدم      یک شبه به صد سال بیان نتوان کرد

این چند خط را به عشق مردم شریف شهر و دیارم می نویسم که بدانند فرزند آنها همچنان در غم بیکاری و گرانی و نداری جوانان شهر و دیارش می سوزد و می کوشد و گوشش هم بدهکار هارت و پورت ها ، تهدیدها ، ظلم های آشکارا و پنهانی بیگانه و آشنا و نعره های افراد خیانتکار نیست. این چند خط را می نویسم تا جوانان شهر و دیارم بدانند که هنوز هستند کسانی که حاضر نخواهند شد برای بدست آوردن نام و نانی تن به هر خواری و ذلتی بدهند یا برای به دست آوردن پست و مقامی دست به دامان هر نانجیب و از راه رسیده ای گردند. هنوز هستند کسانی که با نداری ها و کم بضاعتی شان می سازند، تهمت ها و افترا ها و تحقیر ها و دوران تلخ فراق را تحمل می کنند و به امید روز هایی که دیگر همشهری محروم و مظلومی نداشته باشیم تمام توان و تلاش خود را به کار می گیرند. امروز در پاسخ به کسانی می نویسم که تمام امیدشان این است که جریان مظلومین و مستضعفین به دلیل نداشتن حمایت کدخداها و طایفه ها و احزاب و  ثروتمندان شهر و دیارش نخواهد توانست به اهدافش که حذف و  عبور از جریانات سیاسی و تسلیم نشدن در مقابل دانه درشت ها و حمایت همه جانبه از اقشار ضعیف و بدون پشتوانه و مقابله با کسانی که امروز بنام مظلومین و مستضعفین به دنبال فتنه و تخریب نهادهای مقدسی همچمون قوه قضاییه که پاک ترین و نجیب ترین انسانهای شریف و متدین در راس آن می باشند می گویم عجله نکنید چرا که جوجه ها را آخر پاییز می شمارند و افتخار می کنم که نه خان زاده هستم و نه به دنبال بدست آوردن نام و نانی پرچم حمایت از مظلومین و مستضعفین را بلند کرده ام و اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد در وقت خودش در روستاها و کوچه و پس کوچه های شهر فریاد خواهم زد حالا که دیگر ما شانس خود را با چهره ها و افرادی در قامت مدیرکل ، معاون استاندار ، معاون وزیر  و حتی افرادی که گاه ه‍م ژست چهره ملی به خود می گیرند آزمایش کرده ایم و دیدیم که گره ای از مشکلاتمان باز نگردید و همچنان همان جفا دیده ها که بودیم هستیم آیا بهتر و عاقلانه نیست که بخت خود را هم با یک کشاورز زاده از جنس محرومین و مستضعفین بیازماییم. تا کی می خواهیم از بعضی آدم های بسیار معمولی و کوچک که معلوم نیست آن طرف گردنه اعتبارشان چقدر است دکتر و مهندس بسازیم. خدایا تو شاهدی که تا به امروز جز توسل و توکل به خودت در بدترین شرایط ممکن، نزد هیچ صاحب منصبی برای بدست آوردن مقام یا اعتباری گردن کج نکرده و نخواهم کرد و آدم هیچ کسی نبوده و نیستم و در مکتب مولایمان امام حسین (ع) آموخته ام که در مقابل ظلم و ستم و دفاع از مظلومین و ستم دیدگان عمل هیهات منه الذله در پیش گیرم و البته آماده هر تلخی و نامهربانی از سوی نزدیکترین افراد به خودم حتی کسانی که روزگاری آنها را به دینداری و تقوا می شناختم باشم. خدایا در این روزگار تلخ و غریب و در این کوران بی وفایی به تو پناه میبرم و می ترسم از اینکه روزی صاحب مقامی شوم وگذشته فقیرانه و حقیرانه خود را فراموش نمایم و آن موقعیت شیرین باعث گردد که خود را گم کنم و تصورم این باشد که حالا که دیگر به یکباره به یک شخصیت مهمی تبدیل شده ام باید غریبه و آشنا همه به خدمتم بیایند و برای عرض چاکری اعلام آمادگی کنند. در خاتمه بار دیگر به شیادان صد رنگی که به خیال خامشان می خواهند با پنبه در تاریکی ها  سر رسانه های انقلابی و روشنگر  را در پنهان ببرند  اعلام می کنم که جمهوری اسلامی سرزمین آن شیر مردانی هست که خونشان در راه عدالت طلبی و رسوایی همین جماعت نیرنگ باز و قبیله پرور ریخته شده و حکومتی که امام و پرچم دارش سیدی شجاع از سلاله اهل بیت (ع) می باشد هرگز مجال چنین ظلم و ستمی را نخواهد داد. خدایا شاهد باش که هیچ وقت  مورد پسند و رضایت زر اندوزان و افراد رانتی که با سکه و پول دیگران را سنجش می کنند  نبوده و نیستم و به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی تاکنون احدی نتوانسته به اراده این کمترین و همکارانم که تمام اعتبار و حیثیتشان  عشق  و  محبت اقشار محروم و مظلوم است خدشه ای وارد کنند و مال اندوزان در هر شرایطی که باشند از این غرش در امان نیستند. یادمان باشد فداکاری و ایثار هرگز به داشتن پول های کلان  و حمایت فلان حزب و کدخداها و صاحبان ثروت ها و منصب ها نیست. امثال شهید حججی ها و شهید فهمیده ها الگوهایی هستند که در مقام عمل نشان دادند کافیست عاشق شوید و بخواهید خدای متعال خریدارتان خواهد شد.

منتشرشده در سیاسی

یاداشت مهم حسین بهاروند : (ای آشنای کوی محبت صبور باش)

فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد     با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد

اینها که من از جفای هجران دیدم      یک شبه به صد سال بیان نتوان کرد

این چند خط را به عشق مردم شریف شهر و دیارم می نویسم که بدانند فرزند آنها همچنان در غم بیکاری و گرانی و نداری جوانان شهر و دیارش می سوزد و می کوشد و گوشش هم بدهکار هارت و پورت ها ، تهدیدها ، ظلم های آشکارا و پنهانی بیگانه و آشنا و نعره های افراد خیانتکار نیست. این چند خط را می نویسم تا جوانان شهر و دیارم بدانند که هنوز هستند کسانی که حاضر نخواهند شد برای بدست آوردن نام و نانی تن به هر خواری و ذلتی بدهند یا برای به دست آوردن پست و مقامی دست به دامان هر نانجیب و از راه رسیده ای گردند. هنوز هستند کسانی که با نداری ها و کم بضاعتی شان می سازند، تهمت ها و افترا ها و تحقیر ها و دوران تلخ فراق را تحمل می کنند و به امید روز هایی که دیگر همشهری محروم و مظلومی نداشته باشیم تمام توان و تلاش خود را به کار می گیرند. امروز در پاسخ به کسانی می نویسم که تمام امیدشان این است که جریان مظلومین و مستضعفین به دلیل نداشتن حمایت کدخداها و طایفه ها و احزاب و  ثروتمندان شهر و دیارش نخواهد توانست به اهدافش که حذف و  عبور از جریانات سیاسی و تسلیم نشدن در مقابل دانه درشت ها و حمایت همه جانبه از اقشار ضعیف و بدون پشتوانه و مقابله با کسانی که امروز بنام مظلومین و مستضعفین به دنبال فتنه و تخریب نهادهای مقدسی همچمون قوه قضاییه که پاک ترین و نجیب ترین انسانهای شریف و متدین در راس آن می باشند می گویم عجله نکنید چرا که جوجه ها را آخر پاییز می شمارند و افتخار می کنم که نه خان زاده هستم و نه به دنبال بدست آوردن نام و نانی پرچم حمایت از مظلومین و مستضعفین را بلند کرده ام و اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد در وقت خودش در روستاها و کوچه و پس کوچه های شهر فریاد خواهم زد حالا که دیگر ما شانس خود را با چهره ها و افرادی در قامت مدیرکل ، معاون استاندار ، معاون وزیر  و حتی افرادی که گاه ه‍م ژست چهره ملی به خود می گیرند آزمایش کرده ایم و دیدیم که گره ای از مشکلاتمان باز نگردید و همچنان همان جفا دیده ها که بودیم هستیم آیا بهتر و عاقلانه نیست که بخت خود را هم با یک کشاورز زاده از جنس محرومین و مستضعفین بیازماییم. تا کی می خواهیم از بعضی آدم های بسیار معمولی و کوچک که معلوم نیست آن طرف گردنه اعتبارشان چقدر است دکتر و مهندس بسازیم. خدایا تو شاهدی که تا به امروز جز توسل و توکل به خودت در بدترین شرایط ممکن، نزد هیچ صاحب منصبی برای بدست آوردن مقام یا اعتباری گردن کج نکرده و نخواهم کرد و آدم هیچ کسی نبوده و نیستم و در مکتب مولایمان امام حسین (ع) آموخته ام که در مقابل ظلم و ستم و دفاع از مظلومین و ستم دیدگان عمل هیهات منه الذله در پیش گیرم و البته آماده هر تلخی و نامهربانی از سوی نزدیکترین افراد به خودم حتی کسانی که روزگاری آنها را به دینداری و تقوا می شناختم باشم. خدایا در این روزگار تلخ و غریب و در این کوران بی وفایی به تو پناه میبرم و می ترسم از اینکه روزی صاحب مقامی شوم وگذشته فقیرانه و حقیرانه خود را فراموش نمایم و آن موقعیت شیرین باعث گردد که خود را گم کنم و تصورم این باشد که حالا که دیگر به یکباره به یک شخصیت مهمی تبدیل شده ام باید غریبه و آشنا همه به خدمتم بیایند و برای عرض چاکری اعلام آمادگی کنند. در خاتمه بار دیگر به شیادان صد رنگی که به خیال خامشان می خواهند با پنبه در تاریکی ها  سر رسانه های انقلابی و روشنگر  را در پنهان ببرند  اعلام می کنم که جمهوری اسلامی سرزمین آن شیر مردانی هست که خونشان در راه عدالت طلبی و رسوایی همین جماعت نیرنگ باز و قبیله پرور ریخته شده و حکومتی که امام و پرچم دارش سیدی شجاع از سلاله اهل بیت (ع) می باشد هرگز مجال چنین ظلم و ستمی را نخواهد داد. خدایا شاهد باش که هیچ وقت  مورد پسند و رضایت زر اندوزان و افراد رانتی که با سکه و پول دیگران را سنجش می کنند  نبوده و نیستم و به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی تاکنون احدی نتوانسته به اراده این کمترین و همکارانم که تمام اعتبار و حیثیتشان  عشق  و  محبت اقشار محروم و مظلوم است خدشه ای وارد کنند و مال اندوزان در هر شرایطی که باشند از این غرش در امان نیستند. یادمان باشد فداکاری و ایثار هرگز به داشتن پول های کلان  و حمایت فلان حزب و کدخداها و صاحبان ثروت ها و منصب ها نیست. امثال شهید حججی ها و شهید فهمیده ها الگوهایی هستند که در مقام عمل نشان دادند کافیست عاشق شوید و بخواهید خدای متعال خریدارتان خواهد شد.

منتشرشده در سیاسی
صفحه1 از3