به ویژه خواری ها و ستم های جالوت ها پایان می دهیم / فريب نماز و روزه مردم را نخوريد بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد/ ظالم منتظر انتقام مظلوم باشد چرا که این وعده خداوند است.

به ویژه خواری ها و ستم های جالوت ها پایان می دهیم / فريب نماز و روزه مردم را نخوريد بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد/ ظالم منتظر انتقام مظلوم باشد چرا که این وعده خداوند است. مطلب ویژه

 

یاداشت مهم حسین بهاروند / جالوت های ستمگر بدانند و بشنوند که بزودی همان سپاه اندک طالوت فقیر و بی طایفه و بی پشتوانه که به مانند شما گردن کلفت های حرام خوار از حمایت صاحبان ثروت های کثیف و باد آورده و کدخداهای شاه دوست برخوردار نیست به ویژه خواری ها و ستم کاری هایتان پایان میدهند و آن روز دیگر برای غلط کردم دیر است و باید پاسخگوی گذشته سیاه و ننگین خود و اطرافیانتان باشید. بهاروند با اشاره به اینکه این یاداشت ها فقط برای خواندن نیست بلکه برای عبرت است و ما می خواهیم عده ای از خواب غفلت بیدار شوند و در منجلابی که امروز خواسته یا ناخواسته در آن غرق شده اند نجات پیدا کنند و به مقصد برسند مجبور به بعضی هشدار ها با استفاده از اتفاقات گذشته و تاریخی می شویم. امیدوارم که یک بار هم شده این نصیحت ها را از سر دلسوزی تلقی کرده و بجای فرا فکنی و تحلیل های نادرست به دنبال اصلاح باشند. متاسفانه عده ای به جای اصلاح به دنبال تغییر تاکتیک و ادامه حقه بازی ها و ظلم های خود به شکل دیگری هستند اما بدانند که این تو بمیری ها دیگر از آن تو بیمری ها نیست و هستند طالوت های فقیر و بی طایفه ای که در زمان خودش و در روز روشن بر عکس شمایی که فقط در تاریکی ها دست به بعضی جنایت ها میزنید رسوایتان کنند تا سیه رو شود هر که در او غش باشد. مدیرمسئول پایگاه خبری صدای مظلومین و هفته نامه صدای مستضفین با اشاره به اینکه معیار ما برای شناخت افراد همان  وفای به عهد و راستگویی و امانتداری است و  فرمایش امام صادق (ع) که فرمودند فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد. حجت را بر همه ما تمام نموده است                                               

      

یکی از داستان های درس آموز قرآن قصه طالوت و جالوت است که در سوره ی بقره و در هفت آیه بیان شده است .

طالوت مردی دانشمند، زیرک و قدرتمند بود که از طرف حضرت اشموئیل که پیامبر بود، به فرماندهی سپاهی گماشته شد تا به جنگ جالوت ستمگر برود

پس از درگذشت موسى وهارون، قوم بنى‏اسرائیل روز به روز ضعیف تر شدند و صندوق عهد را که یادگار حضرت موسی (ع) و بسیار مقدس بود از دست دادند

آن ها فراز و نشیب های  بسیارى دیدند از جمله اینکه دربرهه‏اى از زمان دشمنان بر آنها غلبه کردند و آنها را از خانه و کاشانه‏شان بیرون راندند و فرزندان آنها را به اسیرى گرفتند و قوم بنى‏اسرائیل ذلیل و آواره شدند در این هنگام خداوند پیامبرى بر آنها فرستاد که نام او یا شمعون و یا یوشع و یا اشموئیل بود                                                                                  

آنها که از این ذلت و در بدرى خسته شده بودند، گرد آن پیامبر جمع شدند و از وى خواستند که آنها را سر و سامان دهد و براى آنها فرماندهى تعیین کند که تحت فرمان او با دشمنان خود بجنگند. آن پیامبر که از سستى و ضعف نفس این گروه آگاه بود به آنها گفت: آیا شما به راستى این آمادگى را دارید؟ و اگر من کسى را به فرماندهى برگزینم شما واقعاً تحت فرمان او و به دستور او مردانه جنگ خواهید کرد؟ آنها که از شکست خود رنج مى‏بردند، به پیامبر خود قول دادند که شجاعانه بجنگند و گفتند: چگونه تن به جنگ ندهیم در حالى به ما ظلم شده و از خانه و کاشانه خود رانده شده‏ایم؟

با اینکه این قول را به پیامبر دادند ولى در وقت عمل بسیارى از آنها با بهانه‏هاى واهى از جنگ سر باز زدند و این روش همیشگى بنى‏اسرائیل بود و آنها قومى بهانه‏جو بودند

ولى به هر حال پیامبرشان براى آنها فرماندهى انتخاب نمود که نام او طالوت بود. طالوت چوپان فقیرى بود که از هیچ شهرت و معروفیتى برخوردار نبود ولى شخص بسیار لایق و کاردان زیرک  بود و از لحاظ جسمى و کاردانى بر دیگران برترى داشت و آن پیامبر از جانب خدا دستور داشت که طالوت را به فرماندهى برگزیند

ولى آنها گفتند: طالوت قدرت مالى و طایفه ای ندارد و کسی او و گذشته اش را نمی شناسد  ما از او براى فرماندهى شایسته‏تر داریم و برای ما زشت است که  با داشتن این همه نیروی قدرتمند سرباز یک چوپان ناشناخته شویم.

ولى پیامبر گفت : خدا او را بر این کار برگزیده است و او را از لحاظ جسمانى و علم و دانش فزونى داده است و یک نشانه براى شایستگى او این است که به زودى «تابوت عهد» یا همان صندوق مقدسى را که یادگارهاى موسى و هارون را دارد و مایه آرامش شماست، به شما بازپس مى‏گرداند سرانجام

طالوت به عنوان فرمانده انتخاب شد و به جمع آورى نیرو پرداخت و آنها را سازماندهى کرد و براى جنگ با دشمنان آماده ساخت

طالوت با سپاه خود به سوى دشمن حرکت کرد در بین راه سپاهیان تشنه شدند طالوت به آنها گفت: به زودى به نهر آبى خواهیم رسید ولى شما حق ندارید بیش از یک مشت از آن آب بخورید و بدینگونه مى‏خواست فرمان بردارى واستقامت و قدرت اراده آنها را آزمایش کند اما وقتى به آن نهر آب رسیدند جز اندکى از آنها، همگى از آن آب سیر خوردند و بدینگونه ضعف اراده خود را نشان دادند

طالوت آن اکثریتى را که از فرمان او سرپیچى کرده بودند رها کرد و با گروه اندکى به راه خود ادامه داد. وقتى آنها با سپاه عظیم دشمن روبرو شدند، بعضى از آنها به طالوت گفتند: ما قدرت رویارویى با این سپاه را نداریم ولى بعضى از آنها گفتند: با همین تعداد اندک با آنها مى‏جنگیم

فرماندهى سپاه دشمن را شخصى به نام «جالوت» بر عهده داشت. او میان دو لشگر آمد و مبارز طلبید. جوانى به نام «داود» در لشگر طالوت بود او جالوت را هدف قرار داد و سنگى به پیشانى او زد، جالوت درجا کشته شد و کشته شدن او رعب و وحشت فراوانى میان سپاهیان او به وجود آورد و آن لشگر شکست خورد و بنى‏اسرائیل پیروز شدند.

آری برادران و خواهران بزرگوار تاریخ برای عبرت است.

آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 خرداد 1397 ساعت 14:35
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌)

نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.