حسین بهاروند : عمر و عاص را بهتر و بیشتر بشناسیم / ای معاویه اين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد على (ع) براى كشتن شما به سويتان می آید شلوارتان را در بياوريد و پشت به او كنيد تا او از شرم از كشتن شما منصرف شود.

حسین بهاروند : عمر و عاص را بهتر و بیشتر بشناسیم / ای معاویه اين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد على (ع) براى كشتن شما به سويتان می آید شلوارتان را در بياوريد و پشت به او كنيد تا او از شرم از كشتن شما منصرف شود.

زنگوله‌ای که به گردن عمروعاص بود

شايد هم منظور عمروعاص اين باشد كه اى معاويه! در جريان تثبيت حكومت تو، زنگوله به گردن من بود و تمامى كارها را من بودم كه به سامان رسانيدم. به هوش باش كه اين زنگوله هنوز هم بر گردن من است و اگر بخواهم همان بلايى را كه بر سر مخالفين تو آوردم بر سر خود تو نيز در خواهم آورد.

قصيده جلجليه 66 بيت دارد و در آن به حقايقى اشاره شده است كه هر مسلمان آزاده و با شرافتى از خواندن آن متأثر مى‌گردد. ترجمه برخى از ابيات قصيده جلجليه از اين قرار است:

ماجراهایی که عمروعاص به معاویه یادآوری کرد

عمروعاص مى‌گويد: «اى معاويه، قضايا را فراموش مكن، اين من بودم كه به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نيست... اين من بودم كه آنها را برانگيختم تا با سيد اوصياء على (ع) به بهانه خونخواهى آن مرد احمق [عثمان] جنگ كنند.

اين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد على (ع) چون شير براى كشتن شما به سويتان مى‌آيد شلوارتان را در بياوريد و پشت به او كنيد تا او از شرم از كشتن شما منصرف شود.

اى معاويه، مگر گفت‌وگوى من و ابوموسى اشعرى را فراموش كرده‌اى؟ مگر يادت رفته كه در آن روز چطور جامه خلافت را از قامت على (ع) در آوردم؟ به قدرى راحت اين كار را كردم كه انگار دمپايى از پاى در مى‌آورم. مگر يادت رفته كه جامه خلافت را مانند انگشترى كه به انگشت مى‌كنند بر تو پوشانيدم؟

اى معاويه اين من بودم كه تو را بدون جنگ و دعوا بر فراز منبر نشاندم، گر چه به خدا لياقت آن را نداشتى و ندارى. اين من بودم كه تو را در شرق و غرب پر آوازه نمودم. اگر من نبودم تو مانند زن‌ها در خانه نشسته بودى و بيرون نمى‌آمدى.

اعتراف عمروعاص به حق بودن علی (ع)

اى پسر هند، ما از روى نادانى تو را عليه على يارى نموديم و على كسى بود كه خدا از او به عنوان نبأ عظيم ياد نموده است. وقتى تو را بر سر مسلمين بالا برديم به اسفل سافلين فرو افتاديم. اى معاويه، يادت هست كه چقدر پيامبر مصطفى درباره على وصيت مى‌كرد؟

يادت هست كه پيامبر در غدير خم بر منبر رفت و در حالى كه دست على در دست او بود به امر خداوند گفت: «اى مردم! آيا من بر شما از خودتان سزاوارتر نيستم [ آيا من بر شما ولايت ندارم]؟ همه گفتند: تو بر ما ولايت دارى. آن گاه پيامبر گفت: پس هر كسى كه من مولا و ولى او هستم على نيز ولى اوست.

يادت مى‌آيد پيامبر در آن روز دعا كرد كه «خدايا! على (ع) برادر پيامبر و فرستاده توست، پس دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن باش». در آن روز وقتى استاد تو [ابوبكر] ديد ديگر گردنبند خلافت على پاره شدنى نيست، آمد و به على تبريك گفت.

اذعان عمروعاص به جهنمی بودن خود و معاویه

اى معاويه ما جايمان در آتش، در درك اسفل جهنم خواهد بود و در فرداى قيامت -كه روز شرمندگى ماست- خون عثمان ما را نجات نخواهد داد. فردا خصم ما على است و او نزد خدا و رسولش عزيز است. در آن روز كه پرده (از كارهاى ما) برافتد، عذر ما چيست؟!

پس واى بر تو و واى بر من! اى معاويه! چه نسبتى مى‌تواند ميان تو و على باشد؟! على چون شمشيرى (بران) است و تو به مانند داسى (كند). على كه چون ستاره آسمانست كجا و تو كه چون ريگى بيش نيستى كجا؟! اى معاويه! آگاه باش كه در گردن من زنگوله‌اى است كه اگر گردنم را تكان بدهم، زنگوله به صدا در خواهد آمد» (17).

آری، سامری این امت با چشم باز، دوزخ را برای خویش انتخاب کرد و جمع بسیاری از بشریت را از آن روز تا این زمان به جهنم رهنمون ساخت.

پیامبر (ص) درباره سامری این امت فرمود: «روز قیامت پرچمی همراه با سامری این امت بر من وارد می‌شود پس خواهم گفت بعد از من با ثقلین (قرآن و عترت)چه کردید؟خواهند گفت: اما قرآن را عصیان کردیم و ترک کردیم و اما عترت را رها کردیم و حقش را ضایع ساختیم. آن گاه من می‌گویم به سمت دوزخ روید در حالی که تشنه هستید و رویتان سیاه است.» (18)

 

آخرین ویرایش در شنبه, 25 فروردين 1397 ساعت 16:32
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌)

نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موارد مرتبط